گارنی GARNI
 
ارائهء نوشته ها، تحقیقات ، ترجمه ها و مقالات و نظرات و پیشنهادات در زمینه های گوناگون

 

سبک های جدید شعر وسیلهء آسان تر ابراز احساسات اما کم تاثیر تر از شعر قدیمی

گارگین فتائی

 

بلاشک شعر فارسی از جهت محتوا و غنای شعری و مضمون و همچنین از جهت گستردگی و تنوع اوزان و ریتمی آهنگین سرآمد سایر کشورهاست به گونه ای که بسیاری از دانشمندان و ادبای معروف جهان به شعر فارسی غبطه خورده اند .

شعر فارسی به سبک کلاسیک سنتی خود در زمان علی اسفندیاری یا نیما یوشیج  به حد کمال خود رسیده بود به همین دلیل نیما یوشیج تحت تاثیر افکار دوران مشروطه و ادبیات و شعر جهانی به فکر خلق و ابداع سبک جدیدی در شعر فارسی شد که امروزه ما به آن شعر نو می گوئیم .

شعر نو فاقد مصرعهای هم وزن و کلمات هم قافیه بود و این سبک از شعر این امکان را به شاعر می دهد که راحت تر و بدون اینکه خود را ملزم به رعایت قواعد و تکلفات مربوط به عروض و وزن شعر قدیمی کند احساس و حرف خود را بگوید .

البته نیما یوشیج و کسانی که بعداً راه وی را ادامه دادند از جمله سهراب سپهری کاملاً  از وزن و قافیه رها نشدند بلکه سبک شعری آنها بین شعر قدیم و آنچه که امروز به آن شعر سپید یا معاصر می گویند می باشد در این نوع شعر هیچ گونه وزن و قافیه و هماهنگی بین مصرعها رعایت نمی شود و گویی شاعر به جای شعر ، نثری می نویسد .

شعر کلاسیک قدیمی گر چه از لحاظ ساختمانی و قافیه بندی و هماهنگی وزن از شعر نو پیچیده تر است اما تاثیر آن چندین برابر شعر نو است و شعر سپید گر چه راحت ترین روش برای بیان احساسات است اما هیچ گاه تاثیر شعر بینابین نیما یوشیج و سهراب سپهری و یا شعر قدیمی را نداشته است .

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

راما کریشنا

راما کریشنا (1886-1836) عارف و متفکر بزرگ هندی است . او ابتدا به ادیان داخل هند گروید و راما و کریشنا را که از آواتارها و خدایان هندو می باشند سرلوحهء خود قرار داد و سپس به آئین زرتشت گرویده و در آتشکده به عبادت مشغول شد . پس از آن در کنیسهء یهودیان مشغول عبادت گشت و سپس همچون ترسایان در کلیساها و دیرها ساکن شد  و پس از آن به مسجد رفته و همانند مسلمانان به اقامهء نماز پرداخت و سرآخر در لباس صوفیان  درآمده و به سیر و سلوک عرفانی پرداخت و سرانجام دریافت که اصل و ریشهء همهء مذاهب و ادیان به یک چیز بر می گردد و آن همان مبداء کل و منشاء هستی است .

 

 

 

راما کریشنا

شعر از گارگین فتائی

 

مدتی هندو شدی ، چون برهمن سالکان

بعد بودایی منش در لباس راهبان

همرَهِ مرتاضها در ریاضت ها شدی

بعد از آن یاهوکنان در سلوک عارفان

پس کریشنا و راما  فهم کردی چون یکی است

بر مسیحا مومنی گشتی چون حواریان

پس سرآخر یافتی اصل آنها  واحد است

برترین روح جهان آن خدای آسمان

جنگ ملت ها بود بر امور ظاهری

ور نه باطن ها یکی است در قلوب عاشقان

چون که صورتها همه جزئی از آن کامل است

پرده چون افتد دمی فاش گردد لامکان

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

گمشده

گارگین فتائی

 

بشنو تو از این دل که در آن گم شده ای هست

گر او نشود یافت به من دغدغه ای هست

هر روز عذابیست که آن گم شده ام نیست

فقدان وجودش بَرِ من مساله ای هست

این درد چگونه کنم افشا و بنالم

تحقیر ، دَرَش بوده و بس مخمسه ای هست

من در طلبم کاوش آن روح حقیقی

تا حس نکنک در طلبش ملعبه ای هست

گر دیده نشد خلقت مت بی هیجان است

چون دیده شود سوی فلک مرتبه ای هست

آن عشق بُوَد معتبر از صحنهء گیتی

بر روح بتابد به سما مرحله ای هست

بی یار حقیقی چه کنم در خم عالم؟

هر کس که به جز او بودش مضحکه ای هست

بی او بَرِ چه جام بکنم یا که بمیرم

با آمدنش ممردن من جاذبه ای هست

لیکن عوض یافتنش در شب و روزم

آن چه نشوم منتظرش حادثه ای هست

با آمدنش بر رخ من خنده نشیند

بر چهرهء من منظر او بارقه ای هست


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

زوربای یونانی ، کتابی تاثیر گذار ، فیبمی زیبا ، بازی گری چیره دست و موسیقی متن عالی

جمع آوری گارگین فتائی

 

بلاشک آنتونی کوئین از بازیگران حرفه ای و خوب سینما بود و هر فیلمی که او بازی می کرد از زیبایی خاصی برخوردار بود

به اعتقاد اکثر محققین و منتقدین سینما بهترین بازی او در فیلم زوربای یونانی بوده است

همچنینی این فیلم که موضوع و تم یونانی دارد دارای موسیقی واقعاً زیبایی است که ساخته آهنگساز چیرده دست فیلم میکیس تئودوراکیس است

این فیلم خود از روی کتاب زور بای یونانی ساخته شده است که کتابی تاثیر گذار و پرطرفدار بوده است  و مشخصات آن به قرار زیر است

 

مشخصات کتاب زوربای یونانی

نویسنده نیکوس کازانتزاکیس

برگرداننده تیمور صفری(۱۳۴۷)، محمود مصاحب(۱۳۷۷)

محل نشر  یونان

تاریخ نشر ۱۹۴۶

تاریخ نشر فارسی: ۱۳۴۷

شابک ۹۶۴-۶۵۰۳-۰۶-۳

تعداد صفحات ۳۲۰

موضوع رمان

سبک اگزیستانسیالیسم

زبان یونانی

 

زوربای یونانی (به یونانی: Βίος και Πολιτεία του Αλέξη Ζορμπά) نام کتابی‌ست نوشتهٔ نیکوس کازانتزاکیس نویسندهٔ یونانی، که اولین بار در سال ۱۹۴۶ منتشر شد. رمان دربارهٔ یک جوان روشنفکر یونانی‌ست که در کتاب‌هایش غرق شده‌است، او با کمک مرد مرموز و خشنی به نام الکسیس زوربا از زندگی ملالت‌بار خود می‌گریزد. از کتاب زوربای یونانی تاکنون یک اقتباس سینمایی موفق در سال ۱۹۶۴ (با نام زوربای یونانی) و یک نمایش موزیکال (با نام زوربا) در سال ۱۹۴۸ ساخته شده‌است.

 

 

مشخصات فیلم زوربای یونانی

زوربای یونانی

کارگردان مایکل کاکویانیس

بازیگران آنتونی کوئین

آلن بیتس

ایرنه پاپاس

لیلا کدرووا

موسیقی میکیس تئودوراکیس

فیلم‌برداری والتر لاسالی

مدت زمان ۱۴۶ دقیقه

کشور آمریکا

بریتانیا

یونان

زبان انگلیسی و یونانی

 

 

زوربای یونانی (به انگلیسی: Zorba the Greek) فیلمی برگرفته از رمانی به همین نام نوشته نیکوس کازانتزاکیس و محصول سال ۱۹۶۴ میلادی است.

خلاصه داستان [ویرایش]«بازیل» (بیتس) نویسنده جوان انگلیسی عازم کرت است تا معدنی را که از پدر یونانی اش به ارث برده بازگشایی کند. او با «زوربا» (کویین) دهقان درشت جثه یونانی آشنا می‌شود و به عنوان آشپز و معدنچی استخدامش می‌کند. در دهکده‌ای در کرت آنان در هتلی اقامت می‌کنند که مدیرش «مادام هورتنس» (کدرووا) است، یک مادام فرانسوی پا به سن گذاشته که «زوربا» با او دوست می‌شود. در حین شروع به سازمان دهی کار در معدن، آنان با دیگر روستاییان ملاقات می‌کنند، از جمله بیوه جوانی (پاپاس) که در انزوا زندگی می‌کند، «ماوراندونی» (فونداس)، سبک مغز روستا که مراقب ملک «بازیل» بوده است و پسرش «پاولو» (وُیاگیس)که دل باختهٔ بیوه است ‏«زوربا» ناامید نشده است. او این حادثه را یک شوخی بزرگ می‌داند. سرخوشی او به «بازیل» هم سرایت می‌کند و هر دو در ساحل خالی می‌خندند و ‏می رقصند.

یک نگاه [ویرایش]بر اساس رمان پر آوازه کازانتزاکیس که برگردان آن به فیلم به اندازه خود رمان موفق نبود. معنای داستان در مسیر تأیید جنبه شاد زندگی تجلی می‌یابد. اما ظاهرا شادی برای کاکویانیس که به ملودرام‌های تیره و تار علاقه دارد چیز دور از ذهنی است. با این همه زوربای یونانی شروع خوبی دارد. مرد انگلیسی که با نگرانی، زیر باران سیل آسا امیدوارانه در پی اموال خویش است، ملاقاتش با زوربای تنومند و رابطه متناقض آن دو کنجکاوی و علاقه را برمی انگیزد. بازی خوب کویین و موسیقی زیبای تئودوراکیس از نکته‌های قابل توجه این فیلم به شمار می‌آید.

 

لینک دانلود موسیقی این فیلم

http://www.hamavaz.com/article7190.html

 

 

منبع

لیلا ارجمند، راهنمای فیلم (جلد اول)، نشر روزنه

زوربای یونانی (فیلم) در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C_(%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85)

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

مرد راستگو

صدف

برگرفته از وبلاگ elysium

 

 

 

مرد:دیگه نمی تونم منتظر بمونم

زن:می خوای از پیشت برم؟

 مرد:فکرشم نکن

منو دوست داری؟

البته

تاحالا به من دروغ گفتی:

نه چرا این سوال را می پرسی؟

منو مسافرت می بری؟

مرتب

منو کتک می زنی؟

به هیچ وجه

می تونم به تو اعتماد کنم؟

 

 

آیا فکر می کنید این مرد دروغ می گوید؟!

نه نه نه این مرد به هیچ وجه دروغ نمی گوید فقط کافیست این مکالمه را از پایین به بالا بخوانید تا بفهمید این مرد راستگو قبل و بعد از ازدواج یک طرز فکر داشته فقط دختر بیچاره تأمل نکرده بود!!!!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

بائول ها

حلاصه نویسی از گارگین فتائی

 

 

هندوستان همیشه مهد افکار و فلسفه های گوناگون بوده است . بائول ها فرقه ای از آئین هندو هستند که اصول آن بسیار شبیه به عرفان و تصوف است .

 

بائول ها

منبع : کتاب هندوئیسم – نوشته ک م سن – ترجمه ع پاشایی – انتشارات فکر روز – چاپ دوم 1375

 

بائول ها پرجنب و جوش ترین نمونه مرد ساده ای هستند که در جستجوی « او» هستند

بائول به معنی شیدا و دیوانه است بائول ها دائماً در جنبشند و از بند هر سنتی وارسته اند .

وارستگی در مکتب بائول ها به معنی رهایی از هر بند بیرونی است . باید در این هستی مرد تا به رهایی رسید که به آن فنا هم می گویند .

بائول ها مخالف طبقه گرایی اجتماعی و مکانی خاص برای عبادت هستند و روش آنها ساده بودن است .آنها می گویند هنگامی که تن ما نیایشگاه است و خانهء جان چه نیازی به نیایشگاه دیگریست .

بائول ها فاقد کتاب نوشته هستند و معتقدند که تعالیم را باید در دل و سینه نگه داشت نه در کتاب ها .

آنها می گیند ما رهروان رها سهج یا سادگی هستیم و اثری از گذشته خود بر جای نمی گذاریم.

از دیگران سخنان آنها

پر دلان از آفرینش خویش خوش دلند تنها کم دلان به این خرسندند که نیاکان خود را شکوهمند بدارند زیرا نمی دانند که خود چگونه بیافرینند .

آنها به آنچه گذشتگان کرده اند دلبستگی ندارند و تنها به احساس های عاشقانهء امروز خود خوشند .

بائول ها آداب خود را از رهبر خود که به او پیر می گویند می آموزند و معتقدند که عشق خاکی در یافتن عشق آسمانی به آنها یاری می کند

از اصول دیگر آنها تری کاله یوگا به معنی سه گانگی زمان یعنی گذشته و حال و آینده است که بر طبث این عقیده چون نمی توانیم به هر بعد زمان وزن درستی بدهیم و شکست می خوریم لذا استمرار زندگی را از میان می بریم . بائول ها لزوم هماهنگی میان نیاز های مادی و معنوی را هم تاکید می کنند  .

ویژگی دیگر آنها غزل های ساده و تاثیرگذار آنها است به حدی که شاعران بزرگی همچون تاگور از این آثار الهام گرفته اند .


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

عشق فراوان

گارگین فتائی

 

در گلستان آمدم ، یاد تو در جان آمدم

جای گل برچیدنم ، عشقت به دامان آمدم

بارها شد زیر و رو ، این دل به دوریَت عجب!

چون که دل بیند تو را ، نیکو به سامان آمدم

می شوم بی حوصله ، گر تو نباشی پیش من

با نگاهت ، باز چون کبک خرامان آمدم

هر کجا صوتی ز تو بشنیده ام ، پس بی درنگ

کارها بگذاشته ، سویت شتابان آمدم

بی تو هر وقتم بود ، عاری ز شوق و رغبتی

با تو پس بر مسندِ عشق فراوان آمدم

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

تاریخ چاپ اولین کتاب های ارمنی در نقاط گوناگون جهان

ذورنامه آلیک مورخ شنبه شانزدهم ژوئن 2012 صفحهء 4

ترجمه از گارگین فتائی

 

فهرست زیر که از طرف بِر آمروتسیان تهیه و ارسال شده سال اولین چاپ کتاب ارمنی و اولین چاپ خانه های ارمنی در جهان را نشان می دهد

که این فهرست خود از مقاله « چاپ کتاب های ارمنی » از دائره المعارف بزرگ ارمنی گرفته شده است

 

1: ونیز                  1512

2: باویا                  1539

3: اساتنبول            1567

4: رم                     1584

5: لووف                1616

6: میرانو               1621

7: پاریس               1633

8: جلفای نو            1638

9: آمستردام            1660

10: لیورنو             1669

11: مارسی            1672

12: ازمیر              1670

13: لایپزیک           1680

14: پادوا               1690

15: لندن                1736

16: اجمیادزین        1771

17: مدرس             1772

18: تریست            1776

19: سن پترزبورگ  1781

20: نخجوان نو       1786

21: کلکته              1796

22: وین                1812

23: مسکو             1820

24: تفلیس             1823

25: شوشی            1827

26: بیت المقدس     1833

27: نیکومدیا          1850

28: آدریاناپولیس    1855

29: شاماخی        1856

30: نیویورگ         1837

31: وان                 1858

32: تئودوسیا         1859

33: منچستر           1863

34: موش              1863

35: آرماش            1864

36: قاهره              1865

37: باکو                1870

38: سباستیا           1871

39: گنجه               1874

40: روستوف         1875

41: ایروان             1876

42: گیومری           1876

43: رشت              1880

44: توکات             1883

45: وارنا               1884

46: منپلیا              1887

47: اسکندریه        1888

48: آخالتسیخ         1888

49: تبریز              1889

50: گاوار              1890

51: ژنو                 1891

52: روچوک           1891                            

53: آتن                 1892

54:بوستون            1899

55: کمبریج            1901

56: فرزنو              1902

57: نیکوزیا            1902                                      

58: تهران              1۹04

59: صوفیه            1904

60: لوزان              1904

61: فیلیپ              1905

62: برایتون            1907

63: پیاتیگورسک    1908

64: گوریس           1909

65: تراپیزون         1909

66: یرزنکا            1909

67: سامسون       1909

68: کارین              1909

69: مارزوان           1909         

70: خاربرد            1909

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

پنج پشیمانیِ بزرگ در پایان زندگی

http://www.rawanonline.com/top-five-regrets-of-the-dying-html/

 

 

چه‌گونه زیستن و جستجو برای یافتنِ معنای زندگی از پُرسش‌های بنیادین مکاتب فلسفی، دینی، و روانشناسی است. در میان مکاتب فلسفی، مکتب وجودشناختی به این دغدغه بیشتر پرداخته است که تاثیر آن در روانشناسی وجودشناختی به وضاحت دیده می‌شود. به‌طور خلاصه، یکی از مسایلی که این شاخۀ روانشناسی به آن می‌پردازد، داشتنِ معنا یا یافتن معنا در زندگی، چگونگی مفید بودن، نگرانی‌های بنیادین یک انسان و چگونگی پرداختن به این دغدغه‌هاست.

از شاخه‌های جدید روانشناسی، مکتبِ روانشناسی مثبت، موضوع داشتنِ معنا در زندگی را جدی گرفته است و روی این موضوع تحقیقات علمی و قابل سنجش را به راه انداخته است. 

آن‌چه درین‌جا می‌خوانید نیز دقیقاً به همین دغدغه‌ها ارتباط دارد. این‌که انسان وقتی به کهولت می‌رسد یا به زمان مرگِ خود نزدیک می‌شود، به بیشترین چیزی که فکر می‌کند، چیست و اگر فرصتی داشته باشد چه چیزی را دوست دارد اصلاح کند؟ این نوشته آن‌قدر جالب بود که نویسندۀ مشهور برازیلی، پائولو کوئلیو، آن‌را در وبلاگ خود که میلیون‌ها خواننده دارد نشر کرد. روزنامۀ گاردین چاپِ لندن نیز به این تحقیق که بر اساس مشاهدۀ فردی صورت گرفته توجه نشان داد و مطلبی که می‌خوانید ترجمۀ نوشتۀ گاردین است که نسخۀ فارسی آن برگرفته از وبسایت رادیو فردا است.

مهم‌ترین پشیمانی‌های افرادِ در حالِ مرگ کدام‌ها اند و اگر فرصت داشته باشند چه چیزی را دوست دارند تغییر دهند؟

پرستاری در یکی از شفاخانه‌های استرالیا که ویژۀ نگهداری از بیماران در شُرُف مرگ بوده، بر اساس گفته‌های بیماران در آخرین لحظات عمر، عمده‌ترین مواردِ پشیمانی و حسرتِ آنان را جمع‌آوری و دسته‌بندی کرده است.

به گفتۀ وی، متداول‌ترین موردِ پشیمانی افراد این بوده «ای کاش آن‌قدر سخت و طولانی کار نکرده بودم.»

این پرستار به نام «برونی ویر Bronnie Ware» آخرین گفته‌ها، آرزوهای بربادرفته، و حسرت‌های این افراد را نخست در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب این وبلاگ چنان مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است به نام «پنج پشیمانی عمده در لحظه مرگ».

«برونی ویر» در کتاب خود اشاره می‌کند که بیشترِ افراد در لحظاتی که در انتظار مرگ هستند، دیدِ بسیار دقیق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی به طور کلی پیدا می‌کنند، و کسانی که هنوز عمری برای آن‌ها باقی مانده با توجه به این مطالب شاید بتوانند از تجارب دیگران بیاموزند.

 

وی می‌گوید وقتی از این افراد در مورد اشتباهات، آرزوهای برباد رفته، و یا موارد پشیمانی سوال می‌شد اکثر آن‌ها به موارد مشابهی اشاره می‌کردند.

روزنامه گاردین چاپ لندن، برمبنای گفتگو با نویسنده این کتاب، فهرست پنج مورد عمده از پشیمانی در لحظۀ مرگ را به طور خلاصه منتشر کرده است:

۱- ای کاش من شهامت آن را داشتم که زندگی خود را به شکلی سپری می‌کردم که حقیقتاً تمایل من بود و نه به شیوه‌ای که دیگران از من انتظار داشتند. این موضوع یکی از عمده‌ترین موارد پشیمانی در میان اکثر افراد بوده است. وقتی که لحظات پایانی زندگی فرا می‌رسد، بسیاری از افراد به خوبی درمی‌یابند که بخش عمده‌ای از آمال و آرزوهای خود را عملی نکرده‌اند. آن‌ها درمی‌یابند که دلیل مرگ آن‌ها تا حد زیادی به تصمیم‌هایی که در طول زندگی گرفته‌اند بستگی داشته است. صحت شاید بزرگ‌ترین منبع آزادی و آزادی انتخاب است و معمولاً افراد تا زمانی‌که زندگی آن‌ها به خطر نیافتاده  قدر این نعمت را نمی‌دانند.

۲- ای کاش من این‌قدر سخت و طولانی کار نکرده بودم. معمولاً بیماران مرد از این نکته شکایت داشتند. آن‌ها دوران کودکی فرزندان و همدمی با همسر خود را به خاطر ساعات کار طولانی از دست داده بودند. ولی در مورد نسل قدیم که درصد کمتری از زنان شاغل بوده اند این موضوع کمتر در میان بیماران زن رایج بود. تمام مردانی که در بستر مرگ با آن‌ها صحبت شده از سپری کردن ساعات و روزهای طولانی در محیط کار پشیمان بودند.

۳- ای کاش من شهامت بیان احساسات خود را داشتم. بسیاری از افراد در مقاطع مختلفِ زندگی و یا در شرایط گوناگون برای حفظ مناسبات مسالمت آمیز با دیگران از بیان صریح احساسات خود طفره می‌روند. به همین خاطر زندگی آن‌ها از آن چیزی که واقعا باید باشد فاصله می‌گیرد و یا آن‌ها هیچ‌گاه آن کسی نخواهند شد که آرزو و یا توانایی آن‌را داشته اند. بسیاری از افراد تحت تاثیر تلخ‌کامی و یا ناکامی‌های ناشی از مماشات با دیگران و محیط به بیماری‌های جدی مبتلا می‌شوند.

۴- ای کاش تماس با دوستان را حفظ کرده بودم. خیلی از افراد تا لحظات پایانی عمر قدر دوستان خوب و یا حفظ تماس با دوستان قدیمی را نمی‌دانند و معمولاً در فرصت کوتاهِ قبل از مرگ امکان جستجو و پیدا کردن این دوستان قدیمی فراهم نیست. بسیاری از افراد چنان در زندگی خود غرق می‌شوند که به سادگی تماس با دوستان را فراموش کرده و یا کلاً حذف می‌کنند. بسیاری در لحظات پایان عمر خود از این‌که برای دوستی و روابط خود ارزش کافی قایل نبوده اند دچار پشیمانی می‌شوند.

۵- ای کاش به خودم اجازه می‌دادم که شادتر باشم. این مورد از پشیمانی در کمال تعجب بسیار عمومیت دارد. بسیاری از افراد تا لحظات پایانی عمر خود متوجه نشده بودند که شاد بودن در حقیقت یک انتخاب است. بسیاری سالیان عمر خود را با تکرار عادات و الگوهای همیشگی زندگی خود طی کرده بودند. بسیاری به اصطلاح « آرامش» ناشی از تکرار الگو و عادات همیشگی را بر تغییر ترجیح داده بودند. و این هراس از تغییر هم جنبه‌های جسمی و هم جنبه‌های احساسی و عاطفی زندگی را شامل می‌شود.

روزنامۀ «گاردین» در پایان این فهرست خلاصه از پنج مورد پشیمانی بزرگ در لحظات پایانی زندگی، از خوانندگان خود می‌خواهد تا عمده‌ترین مورد پشیمانی خود را بازگو کرده و بگویند برای تغییر روند زندگی و پرهیز از پشیمانی‌های بزرگ در آخر راه، چه تدبیر و چه تغییری را در نظر خواهند گرفت.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی
 

 

عید مبعث را به مسلمانان تبریک می گویم


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

ارتباط حقوق با ادبیات

گارگین فتائی

 

خیلیها برای من کامنت می گذارند و از این تعجب می کنند که یک وکیل علاقه مند به شعر و ادبیات است .

اتفاقاً من از همین حرفشان تعجب می کنم .

زیرا برای ورود به رشته حقوق ، ادبیات و دروس و رشته های مربوط به آن پایه و اصل محسوب می شوند .

فن خطابه به معنای چگونه سخن گفتن و درست و نیکو سخن گفتن است که مستقیماً با دو علم ادبیات و منطق ارتباط پیدا می کند .

دو علم یا درس ریاضی و ادبیات در واقع دو درس اصلی و پایه ای در مدارس هستند چون در مدرسه یک دانش آموز اولین و مهم ترین چیزهایی که باید یاد بگیرد شمردن و حساب کردن و خواندن و نوشتن است .

یک وکیل برای اینکه بتواند از موکل خود به نحو احسن دفاع کند باید هم انشا و نگارش کتبی و هم قدرت بیان شفاهی بالا و قدرت مندی داشته باشد.

همیشه آن دسته از مردان تاریخ موفق تر بوده اند که دارای قدرت بیان قوی بوده اند موسولینی و هیتلر نمونه های بارز آن هستند . آدولف هیتلر که حتی درس خود در مدرسه را نیمه کاره گذاشته بود با سخنان خود چنان تاثیر و هیجان عمیقی در آلمانیها ایجاد می کرد که همه شیفته سخنان او شده بودند و یا نمونه های دیگر نظیر جولیوس سزار رمی یا دانتون در فرانسه .

سر آخر این را بگویم که بسیاری از ادبا و نویسندگان مشهور جهان هم خود از وکلا و حقوقدانان بوده اند .

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

داستانهای جالب در مورد انیشتین

منبع : وبلاگ بیگانگان از گروه لاکس بلاگ

به نقل از وب سایت مهندس پیری

 

یک روز در هنگام تور سخنرانی، وقتی اینیشتین خیلی خسته شده و توانش کم شده بود،

راننده آلبرت انیشتین ، که اغلب در طول سخنرانی او در انتهای سالن می نشست ، بیان کرد که او احتمالا میتواند سخنرانی انشتین را ارائه دهد. زیرا چندین مرتبه آنرا شنیده است. برای اطمینان بیشتر ، در توقف بعدی در این سفر ، انیشتین و راننده جای خود را عوض کردند و انشتین با لباس راننده در انتهای سالن نشست.

پس از ارائه سخنرانی بی عیب و نقص ، توسط یک عضو از شنوندگان از راننده سوال دشواری خواسته شده بود. راننده انشتین خیلی معمولی جواب داد: "خب ، پاسخ به این سوال کاملا ساده است. من شرط می بندم راننده من ، (اشاره به انشتین) که در انتهای سالن وجود دارد ، می تواند پاسخ این سوال را بدهد."

 

از آلبرت اینشتین معمولا برای توضیح نظریه عمومی نسبیت سوال میشد و او یک بار در جواب یکی از پرسش کننده ها، این گونه پاسخ داده بود: " دست خود را بر روی اجاق گاز داغ برای یک دقیقه قرار دهید؛ این زمان به اندازه یک ساعت یک به نظر خواهد رسید! حالا اگر با یک دختر خوشگل یک ساعت بنشینید ، انگار یک دقیقه بیشتر نگذشته! این نسبیت است!"

 

هنگامی که آلبرت انیشتین شاغل در دانشگاه پرینستون بود ، یک روز قرار بود به خانه برود ولی او آدرس خانه اش را فراموش کرده بود. راننده تاکسی او را نمی شناخت. انیشتین از راننده پرسید آیا او می داند خانه اینشتین کجاست. راننده گفت : "چه کسی آدرس اینشتین را نمی داند؟ هر کسی در پرینستون ادرس خانه انشتین را میداند. آیا می خواهید به ملاقات او بروید؟" . اینشتین پاسخ داد :" من اینشتین هستم . من آدرس منزل خود را فراموش کرده ام ، می توانید شما مرا به آنجا ببرید؟ " . راننده او را به خانه اش رساند و از او هیچ کرایه ای نیز نگرفت.

 

همسر آلبرت انیشتین غالبا اصرار داشت که او در هنگام کار باید لباسهای مناسبتری استفاده کند. انشتین همواره میگفت: "چرا باید اینکار را بکنم هر کسی اینجا می داند من که هستم." هنگامی که انیشتین برای شرکت در اولین کنفرانس بزرگ خود شرکت کرد نیز همسرش از او خواست که لباس مناسبتری بپوشد، انشتین گفت: "چرا باید اینکار را بکنم هیچ کسی اینجا مر نمی شناسد."


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

یک خاطره از اسم خودم

گارگین فتائی

 

همیشه در مناطق گوناگون جهان نسبت به نام هایی که در آن منطقه کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و یا از سوی اکثریت مردم آن منطقه مورد استفاده قرار نمی گیرد ناآشنایی وجود دارد .

در ایران این ناآشنایی در مورد نام اقلیت ها ی دینی و قومی است . البته اشتباه در جنسیت و یا نا آشنایی در مورد نام های کلیمیان و زرتشتیان کمتر صورت می گیرد زیرا اکثر نام های مورد استفاده از سوی این دو اقلیت با سایر ایرانیان مشترک است به عنوان نمونه نام هایی مثل دانیال ، منوچهر ، جمشید ، خسرو ، سلیمان ، ابراهیم و غیره

اما اشکال و ناآشنایی در ایران بیشتر در مورد نام ارامنه و کردها بروز می دهد .

همان گونه که گفتم این ناآشنایی تنها مختص ایران نیست بلکه مثلاً یک اروپایی هم ممکن است نداند که رامین و افشین نام پسر و یا فریبا و یلدا نام دختر در زبان فارسی است

این خاطره مربوط به اشتباه در مورد اسم من است .

زمانی که من دوره کارشناسی دانشگاه را تمام کرده بودم تبعاً باید مراحل فارغ التحصیلی و اخذ مدرک لیسانس یا کارشناسی را طی می کردم  و برای طی این مراحل باید درخواستی به دانشگاه مبنی بر بررسی مدارک فارغ التحصیلی داده می شد و سپس مسئولین مربوطه مدارک را بررسی کرده و اقدام به صدور مدرک کارشناسی می نمودند که البته چندین ماه طول می کشید .

وقتی همه این درخواست را می نوشتند حدود یک هفته بعد برای پی گیری کار خود به دانشگاه و بخش اداری مراجعه می کردند ولی من حدود دو ماه هر هفته به دانشگاه می رفتم و به من می گفتند پروندهء شما نیست و باید بگردیم و آن را پیدا کنیم و می گفتند هفتهء دیگر بیا .

پس از دو ماه رفت و آمد آخر سر خسته شده بودم و بر حسب اتفاق یکی از هم کلاسیهایم را دیدم که در بخش اداری دانشگاه کار می کرد وقتی همدیگر را دیدیم و سلام و علیک کردیم به من گفت

- گارگین چی شده

من گفتم

بابا دو ماهه دارم میام و میرم تا مدارک من برای فارغ التحصیلی بررسی بشه اما همیشه بهم می گن که پرونده شما پیدا نمیشه و باید صبر کنی تا آن را پیدا کنیم

اون به من گفت

-         بیا دوباره پرونده ها رو بگردیم

پروندهای دخترها و پسرها از هم جدا بود من و آن دوستم چندین بار پرونده های پسرها را گشتیم ولی پروندهء مرا پیدا نکردیم .

منهمم ناراحت و هم نگران شده بودم

دوستم گفت

-         ضرری نداره اگه اسمت رو توی پرونده های دخترها بگردیم

من گفتم نه بابا فکر نمی کنم فایده ای داشته باشه

اون گفت

- خوب امتحان می کنیم

و شروع به گشتن پرونده ها کرد و یک دفعه رو به من کرد و گفت

- گارگین پروندتو پیدا کردم اون رو توی قسمت دخترها گذاشتند

من گفتم چرا این طوری شده ؟

اون گفت احتمالاً در مورد نامت اشتباه کرده اند چون آخر نام تو « ی و نون»  داره فکر کردند اسم دختره مثل نگین – نازنین – سیمین – و غیره .

و این خاطره ای بود که هر چند دو ماه مرا کلافه کرد اما هم اکنون هر وقت یاد آن می افتم هم خنده ام می گیرد و هم برایم جالب است  .


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

زبان اكدی را بیشتر بشناسیم

ابراهمیم شفیعی

منبع : وبلاگ مقدس ترین کتاب دنیا

http://ketabemoghadas.mihanblog.com/post/124

 

زبان اكَّدی یا آشوری ـ بابلی زبان بسیار مهم در مباحث تاریخ و زبان‌شناسی مربوط به میان‌رودان(بین النهرین) است. من در این نوشتار قصد ندارم در مورد كلیت این زبان بنویسم ، بلكه می‌خوام ، در حد این سطور ، این زبان بسیار باستانی را برای خوانندگان عزیز طوری معرفی كنم كه شناخت ملموستری نسبت به آن داشته باشند.

نكته قابل توجه قبل از شروع این نوشتار آنكه توجه بسیار به زبان عربی و تاثیرات آن ، تاثیرات دیگر زبانهای سامی را در مفردات و تركیبات زبان‌های ایرانی بسیار كم رنگ ساخته است.

چه بسا واژگانی كه از زبان‌های سامی مثل اكدی ، آرامی ، عبری و... وارد گفتار مردم آریایی شده است كه امروزه عربی پنداشته می‌شود و راه نفوذ آن به زعم بسیاری ظهور دین مبین اسلام در ایران است. این غفلت در بخش‌های دیگری باعث شده است تا بسیاری از واژگان خاص هر كدام از این زبان‌ها نیز كه وارد این گستره جغرافیایی شده و جایی برای خود یافته‌اند نیز ایرانی پنداشته شوند ؛ در حالیكه اینگونه نیست. من نخستین باری كه در قاموس قدیمی اكدی دانشگاه شیكاگو نوشته آی.جِی.گِلب واژه "آواجوم" یا "آواگوم" را دیدم كه به معنای "گفتن" بود ، پی به ارتباط بسیار وسیع این زبان با زبان خودمان بردم.

 

واكاوای "آواجوم" یا "آواگوم"

در زبان اكدی اسامی در سطح وسیعی پسوند "م" میگیرند (در مورد او در اوم هم توضیح خواهم داد) ؛ پس داریم آواگ یا آواج كه به راحتی تركیب‌هایی مثل "واژه" ، "آواز" ، "آوا" و... را می‌توان از آن دریافت. اما از آن مهمتر آنكه در زبان‌ ولهجه‌های ایرانی مثل پهلوی ، كردی ، لری و... از واژگان هم‌ریشه با آن بهره برده می‌شود. مثلا در پهلوی داریم وَختَن (MacKenzie- صفحه 89) و یا در كردی كرمانجی آخ ، در كردی سورانی ویژان ، واته ، ویتین و در لری واج ، واژ [مثل واژم یا واجم] و در لهجه‌ی سیوندی (یكی از شهرهای قدیمی نزدیك تخت جمشید) اش [مثل باشم یعنی بگویم] همه یا به معنای گفتن هستند و یا تولید صدا توسط آدمی هستند.

 

بند هفتم قانون حمورابی ومقایسه با زبان عربی

دراین قسمت هم قسمتی از قانون حمورابی را كه بسیار شناخته شده است با زبان عربی مقایسه می‌كنم. دلیل این مقایسه آن است كه همانطور كه دیدیم در مثال قبلی راه مستقیمی در رسیدن "آواجوم" یا "آواگوم" در زبان‌های ایرانی طی شد. مقایسه قبلی مربوط به واژه‌ای بود كه اینك در زبان عربی وجود ندارد. اما اینك با مقایسه اكدی وعربی به این نكته خواهیم رسید كه امكان ورود بسیاری از واژگان آشنای مورد استفاده در عربی از طریق اكدی و نه از طریق عربی نیز وجود دارد.

 

اكدی : شومّآ اویلوم لو كاسپام لو حوراشام لو وردام لو امتام لو آلپام لو ایمّرام لو ایمرام او لو میمّآ شومشو اینا قَت مَر اویلوم او لو وَرَد اویلوم بالوم شیبی او ریكساتیم اشتام او لو انا ماشَّروتیم ایمحور اویلوم شو شارَّق ایدّك

ترجمه: اگر یک نفر، نقره، طلا، برده (مرد)، برده (زن)، گاو، گوسفند، خر و یا چیزی دیگر را از دست مرد دیگری و یا برده مردی بدون شاهدان و یا قرارداد و یا مجبور كردن آنها بخرد ، پس این مرد یك دزد است، او کشته خواهد شد.

شومّآ = ام (شین به ه تبدیل و سپس افتاده) = اگر

لو = اَو = یا

كاسپام = كسف = نقره

وردام = برده مرده = این واژه مستقیم وارد فارسی شده

امتام = امة = كنیز

ایمرام = حمار = خر

اینا = عن = از

او لو = وَ لَو = و چنانچه

بالوم = بلی = بدون

اشتام ، ماشَّروتیم = شراء = خریدن

شو = هو (شین به ه تبدیل شده) = او

شارَّق = سارق = دزد

 

مقایسه اعداد و ضمایر با عربی

با كمی دقت متوجه شباهت واژگان اكدی وعربی خواهید شد. تبدیل ش به ث و پ به س را در نظر بگیرید

ištēn (ایشتِن) [عربی: احد]

šinā (شینا) [عربی: ثانی]

šalāš (شالَش) [عربی: ثالث]

4  erbē (اِربِ) [عربی: اربع]

amiš (حَمیش) [عربی: خامس]

šediš (شِدیش) [عربی: سادس]

sebē (سِبِ) [عربی: سابع]

samānē (سامَنِ) [عربی: ثامن]

tešē (تِشِ) [عربی: تاسع]

10  ešer (اِشِر) [عربی: عاشر]

أَنَاكُ = أنا = من

أَتَّ = أنتَ = تو مذكر

أَتِّ = أنتِ = تو مونث

شُو = هو = او مذكر

شِی = هی = او مونث

نِنُ = نحن = ما

أتُّنُ = أنتم = شما مذكر

أَتِّنَ = أنتن = شما مونث

شُنُ = هم = ایشان مذكر

شِنَ = هن = ایشان مونث

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

آئین قِبالا ( عرفان یهود)

 

کابالا یا کبالا یا قبالا(به عبری: קַבָּלָה) به معنای «دریافت‌کردن» و به معنی واقعی کلمه «رسم رسیده» است. کابالا تفسیر رمزگونه‌ای از کتاب‌های مقدس عبری است.

کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق می‌شود و تلفظ اروپایی قبّالاه عبری است به معنی قدیمی و کهن. این واژه به شکل قباله برای فارسی زبانان و عرب‌ها است. بیشتر یهودیان ارتودوکس به آئین کابالا (کابالیسم) اعتقاد دارند. بر اعتقاد هواداران و معتقدین به آئین کابالا، فهمیدن و درک رموز مخفی درآئین کابالا، باعث می‌شود تا انسان بصورت روحانی‌واری به خدا نزدیکتر شود و بدین ترتیب بشریت، قدرت والایی از رموز مخفی خدا که برای دیگر انسانها پوشیده‌است، را پی می‌برد. یی تاریخچه اصطلاح نام «کابالیسم» به درستی مشخص نیست و مورد اختلاف است. برخی سلیمان ابن جبرئیل (۱۰۵۸ - ۱۰۲۱) میلادی و برخی کابالیست اسپانیولی قرن سیزدهم، بهیا بن آشر را اولین اشخاصی می‌دانند که آئین مخفی و سری عهد عتیق را «کابالا» نامیدند. با این وجود مدارک و منابع بسیار قدیمی که برخی ازآنها به قرن دوم میلادی بازمی‌گردند، وجود دارند که حاکی از نام‌هایی بجز «کابالا» بر آئین فوق هستند. با این وجود همکنون اصطلاح «کابالا» وصف کننده تمرین آئین و دانش محرمانه یهود است.

مهمترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی «آئین کابالا» درآمدند، شامل مجموعه کتب عبری بهیر (به معنای «کتاب روشنایی») و هیچالوت (به معنای «کاخ‌ها») می‌شوند که به قرن اول میلادی بازمی‌گردند. نهایتا در قرن سیزدهم میلادی کتاب زوهر نوشته شد که تفکر و شکل کنونی «آئین کابالا» را تشکیل داد.

                                                                                      

 

دیباچه

بنابر سنت و عقاید کابالیستی، دانش کابالیست‌ها به صورت شفاهی از سوی سه شه‌پدر (ابراهیم، پسرش اسحاق و نوه‌اش یعقوب) و دیگر پیامبران قوم یهود (معروف به نوئیم (נביאים)) و حکیمان و ربای‌های ارشد یهود منتقل شد. عده ای تاریخچه پیدایش کابالا را به پیش از موسی و از طریق ارتباط مستقیم کاهنان مصری با بیگانگان می دانند. با مهاجرت بنی اسراییل به صحرای سینا عملا این علم به فلسطسن امروزی منتقل شد. در غرب اعتقاد بر این است که استر همسر خشایارساه توانست با استفاده از این آیین شاه را از کشتار یهودیان شوش برهاند که این رورز بنام جشن پورسم هنوز بزرگ داشته می شود. کابالا شباهتهای زیادی با عرفانهای شرقی دارد. بخصوص درباره مراحل سیر روحانی مسیرهای درحت حیات شباهتهایی باهم دارند.

 

دیدگاهها

دیدگاه آکادمیک

به عقیدهٔ الیوت ولفسون، وقایع مربوط به عصر روشنفکری رنسانس نیز نتوانست عقاید پیشین یهودیان را به طور کامل تغییر دهد. وی بر این باور است که امروزه نیز تعداد زیادی از پیروان کابالا هنوز بر عقاید سنتی یهودیان هستند. ولفسون معتقد است که بسیاری از یهودیان این تغییرات به وجود آمده را زشت می‌پندارند. به اعتقاد وی، کنکاش‌های اخلاقی صاحب نظران باعث زدودن به مرور باورهای پیشین یهودی در طی عصر رنسانس گردیده‌است .

 

واژه قبالا از ريشه عبري «قَبِلْ» به معني قبول كردن، سرسپردن و دل سپردن است. و مجموعه تعاليم باطني را دربر مي‏گيرد. اين واژه به گونه‏هاي مختلف هجي مي‏شود. عموماً كابالا (Kabala) مورد نظر دانشمندان و دين‏شناسان بوده و قبالا (Qabala) مورد توجه معتقدين به علوم غريبه و نيز فراروان شناسان مي‏باشد.

قبالا متعارف ‏ترين اصطلاح سنتي به كار رفته براي آموزه‏ هاي راز ورزانه‏ يهوديت و عرفان يهود، به ويژه عرفان برآمده از سده‏ هاي ميانه تاكنون، مي‏باشد. واژه قبالا، به مفهومي گسترده ‏تر، به تمامي جريان‏ هاي پي‏آيند رازورزانه يهوديت اشاره دارد كه از پايان دوره معبد دوم پرورش يافته و سامان پوياي تاريخ يهوديت شده است. قبالا پديده‏اي يگانه است و نبايد آن را همسان با مفهوم «عرفان» در تاريخ دين انگاشت. در واقع قبالا عرفان است، اما همزمان، دربرگيرنده دو مفهوم و معناي «رازورزي = نگرش اشراقي» و «يزدان‏شناسي» است. اين بن‏پاره‏هاي عرفاني و رازورزانه، هر دو با مفهوم قبالا هم‏سو هستند و گاه تا حد زيادي سبب آشفتگي ذهني و برداشت مردمان مي‏شود. از ديد برخي قبالا، خِرَد، خودپديده‏اي عرفاني انگاشته مي‏شد. سنت اصلي عرفان يهود، آئين قبالاست. اين آئين نشان‏گر سير و سلوك راه مقدس زندگي است كه با رهروي بر عارف گشوده مي‏شود و دربرگيرنده دورنمايه يزدان ‏شناسي و آفرينش ‏شناسي است.

مهم‏ترين سند مكتوب اين آئين، كتاب: روشنايي (زُهَر) است كه ابتدا به زبان آرامي، در اواخر قرن سيزدهم در اسپانيا نگاشته شد. اين كتاب تفسيري روشن‏گرانه است بر تورات، بيان‏گر تعليم عرفاني درباره گوهر ناشناخته يزدان، يزداني كه در غايت «نامتناهي» است و نمي‏توان هيچ سخني درباره او گفت.

بنيادي‏ترين انديشه ‏هاي مكتب‏‏هاي قبالايي در مهم‏ترين و معروف‏ترين كتاب آئين قبالا، يعني كتاب زُهَر (Zohar) (روشنايي) به صورت مجموعه ‏اي از رساله ‏هاي عرفاني آمده كه در ميان قبالاهاي كاستيلي نخستين سال‏هاي 1280 دست به دست مي‏شد. از پي آن، بين سال‏هاي 1285 و 1335، قباليست‏ها كتاب‏هاي بسياري را براساس متن زُهَر ترجمه، تفسير و اقتباس كردند كه به ويژه به پذيرش اين متن به مثابه كتاب مقدس خدمت بزرگي كرد.

 

پس از ميانه سده سيزدهم، قباليست‏ها، سلسله مقالاتي را پديد آوردند كه راه و روش‏هاي طريقه ‏هاي دستيابي و تجربه‏ هاي وجدآميز را مورد بحث قرار مي‏داد و تجربه‏ هايي اين گونه را توصيف مي‏كرد.

با اين همه قبالا يكي از شيوه ‏هاي فكري در انديشه يهوديت است كه مورد قبول بسياري از علما و انديشمندان يهودي نمي‏باشد و آن را جرياني انحرافي از يهوديت فقهي و حاخامي مي‏دانند و حتي آشنايي با اين شيوه فكري را براي يهوديان توصيه نمي‏كنند.

 

 

 

 

منابع

سایت انجمن کلیمیان ایران

http://www.iranjewish.com/books/books26-1.htm

Wikipedia contributors,

 «Kabbalah,» Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Kabbalah&oldid=150832191 (accessed August 12, 2007).

Wolfson, E.R. Venturing Beyond: Law and Morality in Kabbalistic Mysticism, Oxford University Press, 2006

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

اشتباه

گارگین فتائی

 

آخه چقدر ساده بودم ، تو فکر من تو بودی

غیر تو هیچ کسی نبود ، قلب منو ربودی

آخه چقدر ساده بودم ، دلمو برات گذاشتم

گفتم بهم عشق می دی ، قصه برات نوشتم

بدون که تو ذهن من و افکار من تو بودی

افسوس بهم نارو زدی ، اونی که می خوام نبودی

آخه چقدر احمق بودم ، تو رو خدا دونستم

پرستشت کردم و عمق این خطا دونستم

رندگیمو برات دادم ، تو لایقش نبودی

مجنون تو بودم و لیلی عاشقش نبودی

حالا می پرسم از خودم ، درون تو چی دیدم

مجذوب روح تو شدم ، اما روحی ندیدم

حالا چقدر شاد شدم از فکر من پریدی

دنبال اون کسی میرم که تا به حال ندیدی

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

رعایت قواعد نگارشی

گارگین فتائی

 

ما همیشه از خواندنآثار کهن و کلاسیک ادب فارسی لذت می بریم اما واقعیت این است که ادبیات کهن فاقد قواعد نقطه گذاری و یا آن چیزی هستند که امروزه به آن « آئین نگارش » گویند .

آئین نگارش محصول ادبیات معاصر برای بهتر شدن متن و درک راحتتر آن است .

قواعد نقطه گذاری نظیر پرانتز ، ویرگول ، گیومه ، دو نقطه و غیره حتی باعث جلوگیری از تعبیر نادرست نسبت به یک متن یا جمله می گردد .

یک نمونه معروف که احتمالاً شما هم آن را شنیده اید این جمله است

بخشش ، لازم نیست اعدامش کنید

بخشش لازم نیست ، اعدامش کنید

در این جمله با یک ویرگول و تعیین مکان آن کل معنی جمله تغییر می کند .

آئین نگارش که محصول ادبیات نوین است از ادبیات اروپا و بویژه فرانسه وارد زبان فارسی شد.

ما نیز بهتر است در نگارش خود از این قواعد استفاده کنیم چرا که ما همواره می بینیم که شعر  واقعاًیی در یک وبلاگ از خود صاحب وبلاگ یا از شاعری معروف ارائه می گردد اما بدون مصرع بندی و به صورت پشت سر هم و گویی متن یا نثری ارائه شده است و یا نثری ارائه می گردد بدون هیچ گونه قواعد نگارشی نظیر گذاشتن ویرگول در جاهایی که ابهام در منتن را از بین می برد .

تبعاً هدف ما از ارائهء یک نوشته ، اندن آن نوشته توسط خواننده و تاثیر گذاری بر روی وی است و این قواعد از طریق ابهام زدایی در متن ، این تاثیر را افزایش می دهند


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

 

همنشینی با غم

گارگین فتائی

 

همیشه به خود امید می دهم

و با خودم می گویم

این گونه نیست که تو می انئیشی

اما همانی می شود که نمی خواهم

و همهء امیدهایم

نقش بر آب می گردند

و عجیب است که

غم بیش از شادی مرا دوست د ارد

زیرا که خواسته و ناخواسته

و همیشه به سراغم می آید

امنا شادی

روز به روز

از من فاصله بیشتری می گیرد


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

جای شما خالی !!!!!!!!!!!

گارگین فتائی

 

بعد از ظهر پنج شنبه با دوستانم قرار بود به یک جلسه یا سمیناری بریم که ساعت شش بعد از ظهر شروع می شد .

خلاصه تا آماده شدیم و تا به مقصد رسیدیم و جایی برای پارک ماشین پیدا کردیم و کلی از محل پارک تا جلسه پیاده روی کردیم ساعت هشت شد و درِ ساختمان مربوطه یسته بود ما زنگ در رو زدیم و گفیم اینجا قرار بود سمیناری برگزار بشه که مسئول آنجا گفت سمینار ساعت شش برگزار شده و هفت و نیم تموم شده است .

زمانی هم  که ما دنبال جای پارک می گشتیم ماشین های پشت سر با کمال ادب و نزاکت بوق های مبارک خودشان را زده و با وجود آنکه می دانستند که ما دنبال جای پارک و یا به هر حال به علت خاصی آرام می رانیم با خود می گفتند به جهنم که کار داری مهم اینه که کار من راه بیافته

از اینجا این درس رو گرفتم .

 

درس اول

باید این طرز تفکر رو داشته باشم که کار دیگران مهم نیست اون کسی که مهمه من و ماشین منه.

 

ما هم که بی نتیجه از این وضع گفتیم بریم توی یک پارکی قدم بزنیم ساعت هشت و بیست دقیقه بود و توی اون خیابان ماشین ها کیپ کیپ پشت سر هم در ترافیکی سنگین ایستاده بودند و مدتها طول کشید از اون خیابان باریک که حتی اتوئمبیل ها هم دوبله پارک کرده بودند اومدیم بیرون .

و اینجا درس دومم رو یاد گرفتم

 

درس دوم

زندگی توی تهران با خیابونها و کوچه هاش واقعاً اعصاب فولادی می خواد .

 

وقتی دوستم می خواست از یک کوچه به خیابان دیگری بپیچد تبعاً باید چشمانش به سمتی که ماشین میاد باشه اما جالب اینجا بود که موتوری از جهت مخالف و ممنوع می خواست به همون کوچه بپیچه که اگه شانس و بخت یار دوستم نبود یه تصادف حسابی صورت می گرفت

از این حادثه درس سوم خود را یاد گرفتم و اونه اینه که

 

درس سوم

توی تهران آدم زمانی که رانندگی می کنه باید چهار تا چشم داشته باشه .

 

از طرف دیگه ماشین هایی که مدل بالاتر و گران قیمت تر بودند خیلی ناجور رانندگی می کردند و انگار خیابان رو مال خودشون می دونستند .

 

درس چهارم

اگه ماشین مدل بالا داشتی چون پول بیشتری داری بیشتر توی رانندگی و خیابونها حق داری و ماشین های مدل پائین بی خود می کنند ابراز وجود می کنند .

 

خلاصه رفتیم به یکی از پارک های همون اطراف که حتی یک دونه جا برای نشستن نداشت و حتی روی لوازم ورزشی پارک هم آدم نشسته بود و پارک پر از جمعیت بود

 

درس پنجم

جای خلوت در تهران به تاریخ موکول شده است

 

بعد با حود گفتیم بریم به یه پارک بزرگ تر و معروف تر شهر . ما هم به سمت همچین پارکی حرکت مردیم ولی زمانی که می خواستیم ماشین رو پارک کنیم یک ساعت دنبال جای پالرک می گشتیم و همه جا پر بود از ماشین های پارک شده و نتونستیم ماشین رو پارک کنیم

 

درس ششم

پیدا کردن جای پارک در تهران از طلای خالص هم با ارزش تر و از بسیاری از چیزها ی نایاب هم نایاب تر است .

 

پس گفتیم حالا بریم یه جایی غذا بخوریم به یک پیتزایی معروف رسیدیم که ماشین ها همه برای خوردن یک پیتزا دوبله و سوبله پارک کرده بودند وقتی داخل پیتزایی شدیم اول فکر کردیم صف بیمه یا دارو یا بانکه اما بعد متوجه شدیم که باید نوبت بگیریم و نوبت ما هم دو ساعت دیگه خواهد شد

 

درس هفتم

بهتره پنج شنبه شبها قید غذا خوردن توی رستورانهای تهران رو بزنی .

 

ما که از این کار هم ناامید شده بودیم دوستم ماشین رو به سمت خونه حرکت داد و گفت حالا که تا اینجا اومدیم بریم یه بستنی بخوریم لا اقل یه چیزی خورده باشیم وقتی که به یک بستنی فروشی که اون هم می گن معروفه رفتیم دیدیم صف طویلی جلوی بستنی فروشی هست و دارن شماره می خونند عین زمان ورود به بانک و ما هم باید شماره گرفته و مدتها منتظر می موندیم تا بستنی ما آماده می شد

خلاصه با ناامیدی و سرخوردگی به خونه هماون برگشتیم و در اینجا هم یک درس دیگه یاد گرفتم

 

درس هشتم

بهتره که پنج شنبه بعداز ظهرها توی خونه بمونی و هوس بیرون رفتن از منزل به سرت نزنه

 

خلاصه کلام به ما که خیلی خوش گذشت

جای شما واقعاً خالی بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

ریسک بهتر است یا محافظه کاری ؟

گارگین فتائی

 

در این پست می خوام مطلبی مربوط به روان شناسی رو در میون بزارم

یکی از دوستان صمیمی من اخلاقی داره که می خوام قضاوت در مورد اخلاقش رو به شما واگزار کنم

وقتی من بهش می گم بیا بریم فلان جا اون ساعتها و حتی شده روزها در مورد اینکه آیا باید به اونجا بیاد یا نه و در مورد ابعاد این مساله فکر می کنه

وقتی می خواد یک تصمیمی بگیره مساله رو انقدر سبک و سنگین می کنه که در نهایت خودش هم گیج و بلاتکلیف میشه که آیا اون کار رو انجام بده یا نه

به نظر شما آیا درسته که ما توی زندگیمون تا این حد ملاحظه کار و محافظه کار باشیم یا اینکه بهتره در زندگی خود ریسک بکنیم تا بتونیم موفق تر باشیم !؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

بازی با کلمات

متشابه

گارگین فائی

 

این یکی شیر است سلطان وحوش

وآن یکی شیر است در صبحانه نوش

این یکی خوار است یعنی پست و بد

آن یکی خار است با گل در سبد

این یکی زجر است یعنی انزجار

وآن یکی ضجر است دلتنگی ز یار

این یکی سدر است پس نوعی شجر

وآن یکی صدر است به معنی سر

این که خان است حکم او فرمان بشد

وآن که خوان است سفرهء الوان بشد

این یکی سور است پس مهمانی است

وآن یکی ثور است گاو نری است

معنی عاجل بدان شد با شتاب

معنی آجل تو در فردا بیاب

آنچه گور است گشت معنی گورخر

وآنچه گور است داد از مردن خبر

این یکی حور است یعنی آفتاب

وان یکی هور است زیبا چشم ناب

این نواحی معنیش در منطقه

وآن نواهی نتهی گردد از همه

این قیاس از کل به جزئی رفتن است

وآن غیاث از درد و آهی رستن است

این یکی قدر است یعنی ارزش است

وآن یکی غدر است کذب و لرزش است

این امارت معنیش سلطانی است

وآن عمارت سازش و ویرانی است

این که طوفان است از بادی شدید

وآن که توفان است غرش را مدید

آنچه در منزل بود یعنی حیاط

زندگی را هم کنی معنی حیات

این یکی تهدید شد از ترس وبیم

وآن یکی تحدید از حد و حریم

این یکی سیر است ضد اشتها

وآن یکی سیر است همراه غذا

این یکی عظم است یعنی استخوان

وآن یکی عزم است میل این و آن

این یکی مهر است در فصل خزان

وآن یکی مهر است در دل بی گمان

این که محجور است شد غیررشید

وانکه مهجور است دوری را بدید

این که خیش است معنیش گاوآهن است

وآنکه خویش است انتسابی بر تن است

این یکی تار است از انواع ساز

وآن یکی تار است تاریکی بساز

این یکی قوس است پس تیر و کمان

وآن یکی  غوث است یاری بر فغان

آنچه میلی می کند برپا هوا

وآنچه سنگی می کَنَد از جا هوا

این یکی قُُرب است نزدیک و کنار

وآن یکی غُرب است دوری از دیار

این که باشد از ریاضی گشت جبر

وآنکه الزام و نیازی گشت جبر

معنی این سفر یعنی یک کتاب

معنی آن صفر در ارقام یاب

این که قاضی است حکم را صادر کند

وآنکه غازی است جنگ بر جابر کند

این یکی جذر است در علم حساب

وآن یکی جزر است باشد از سهاب

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

تفاوت بیان در یک زبان

گارگین فتائی

 

زمانی که من برای اولین بار به ارمنستان رفتم گمانم این بود که اونها هم مثل من به زبان ارمنی صحبت می کنند و هیچ مشکلی نخواهیم داشت .

اما از یک مساله غافل بودم و اون این بود که یک زبان در نقاط گوناگون جهان ممکنه با روشهای متفاوت تکلک بشه .

مثلاً می گویند زبان ترکی مورد مکالمه در ایران با زبان ترکی مورد مکالمه در ترکیه و جمهوری آذربایجان متفاوت است و یا کردهای ایران همان گونه صحبت نمی کنند که کردهای ترکیه یا عراق یا ارمنستان به آن تکلم می نمایند .

در مورد زبان ارمنی نیز چنین است که چند نمونه برای من پیش آمد و علت این تفاوت اینه که ما به خاطر زندگی در ایران تبعاً تعدای از اصطلاحات رایج در زبان فارسی رو به زبان خودمون ترجمه کردیم که اهالی ارمنستان به این گونه طرز بیان ناآشنا هساتند .

نمونه های زیر برای من اتفاق افتاد

 

زمانی که رفته گری را در حال کار کردن دیدم بهش گفتم

هوگناتس چِلِک

հոգնած չեէլէք

hognats chelek

که میشه خسته نباشید

وقتی این اصطلاح رو در ایران می گی بهت می گند سلامت باشی یا زنده باشی

اما اون رفتگر به من گفت

 هوگناتس چم

 հոգնած չեմ

 hoknats chem.

یعنی خسته نیستم

در واقع منظور منو جور دیگری فهمید

 

رمانی که برای خوردن غذا به یک رستوران رفتم وقتی  یکی از کارکنان آن رستوران غذا را آورد بهش گفتم دزِرکت چدزاوا

 ձեռքտ չը ցաւա

dzerkd che tsava

یعنی دستت درد نکنه

در ایران وقتی این حرف رو به کسی می زنی بهت می گه خواهش می کنم یا خیلی ممنون

اما آن فرد به من گفت

دزِرکس چی دزاووم

 ձեռքս չի ցաւում

dzerks chi tsavum

یعنی دستم درد نمی کنه

اون خیال کرده بهش گفتم دستت درد می کنه و نباید درد کنه و این جمله رو حمل بر درد واقعی و جسمی دست تلقی کرده است .

 

رمانی که به دیدن کسی رفتم که به من خونه اجاره داده بود بهش گفتم

اِکِل اِم کِز گلوخ کاشم

Եկել եմ քեզ գլուխ քաշեմ

Ekel em kez glukh kashem

یعنی اومدم بهت سر بکشم

ولی اون جواب داد

هِِر اِس اوزوم اسیم گلوخه کاشِس

Հեր ես ուզում իմ գլուխը քաշես

Hyr ys uzum im glookhe kashes

یعنی چرا می خواهی سر منو بکشی ؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

سرود آفرینش

دو دین بودا و هندو بزرگ ترین ادیان شرق آسیا هستند

نکته جالب در این دو دین وجود مفاهیم پیچیده و فلسفی عمیق در آنها است که در عین حال قدمت این فلسفه ها و ممالک مربوط به آنها را نشان می دهد  .

هندوها و بودائیان مثل پیروان ادیان توحیدی تنها دارای یک کتاب مقدس نیستند بلکه آنها مجموعه ای از کتب خود را به یک اندازه مقدس می دانند

وداها یکی از مجموعهء کتب مقدس هندوهاست که در میان این کتب ، ریگ ودا که در واقع حالت سرود دارد در نزد آنها از اهمیت زیادی برخوردار است .

در این قطعه از ریگ ودا در واقع داستان آفرینش در آئین هندو بیان شده است

 

سرود آفرینش

از سرودهای ریگ ودا ،  یکی از کتب مقدسهء هندوها

مندلهء دهم سرو 129

 

آنگاه که نه نبودن بود و نه بودن

نه هوا بود و نه آسمان سوی آن

در آن هنگام نه مرگ بود و نه چیز بی مرگ

هیچ نشانی از بخش کنندهء شب و روز نبود

آن یک « بی دم » به طبیعت خود دم زد

به جز او چیزی نبود

آنجا در تاریکی بود در آغاز در تاریکی بود

هر چه بود در بی نظمی مجهول بود

در آن هنگام هر چه بود تهی بود و بی نشان

آن یک به نیروی بزرگ تَف زائیده شد

و آن گاه در آغاز « کام » پدید آمد

کام ، نخستین تخم و تخمهء جان

دانایان که با اندیشهء دلهای خود می جستند

خویشی بودن را با نبودن یافتند

خط جدا کنندهء آنها متقاطع گسترش یافت

پس آن گاه در بالای آن چه بود و در زیر آن چه ؟

تولید کنندگانی بودند

نیروهای توانایی بودند

اینجا آزاد کردار و آنجا نیرو

که به راستی می داند و می تواند آن را در اینجا بازگوید

که آن در چه هنگام زائیده شد و این آفرینش از کجا آمد ؟

خدایان پس از تولید این جهان آمدند

پس که می داند نخست این از کجا هستی یافت ؟

او ، نخستین سرچشمهء این آفرینش یا همهء آن را شکل بخشید یا نبخشید

آنکه چشمش جهان را در برترین آسمان نظاره می کند

او به راستی آن را می داند

یا شاید که نمی داند

 

منبع

کتاب هندوئیسم – نوشته ک . م . سن – ترجمه ع پاشایی – انتشارات فکر روز – چاپ دوم 1375

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

زَروانا آکارِنا Zarvana Akarena یا زمان بی کرانه

اضافات از گارگین فتائی

 

در ایران باستان فلسفه و طرز تفکری وجود داشته که نشان می دهد ایرانیان بیش از هر ملت دیگری به زمان و ماهیت آن اهمیت می داده اند و زمان یکی از مباحث اساسی در دو علم فیزیک و فلسفه است  

فرقه یا فلسفه زروان به اعتقاد محققین حتی قدمت دیرینه تر از آئین های زرتشت و مهر دارد و بر سه آئین مهر و زرتشت و مانی اثر گذاشته است .

بر طبق این فلسفه زروان ، فرشته  زمان است و زمان محدود یا کرانمند خود ناس=شی از و آفریده زمان بی کرانه یا نامحدود یا همان زَروانا آکارِنا می باشد

فلسفه مروبط به زمان را یونانیان از این فلسفه ایرانیان گرفتند .

 

آئین زروانی مشتق از زروان است که به نظر زروانیان وجود غایی است. به عقیدهٔ آنان زروان منشا منشأ غایی هم خیر و هم شر و پدر دو برادر یعنی اورمزد و اهریمن است. به اعتقاد زروانیان وجود مطلق زروان دو قطب متضاد خیر و شر را در خود دارد.

زَروان همچنین یکی از ایزدان آئین مزدیسناست. این نام در اوستا به صورت زَروان یا زُروان آمده‌است.

در برخی از نوشته‌های زبان پهلوی از زروان به صورت موجودی برتر از اورمزد سخن رفته‌است. پیدایش این عقیده به دوره‌های بسیار دور، و پیش از ظهور زرتشت انگاشته شده‌است.

در گات‌ها زوران اهمیتی ندارد. برخی از دانشمندان جنبشی را که موجب پدید آمدن آئین زروانی شده‌است مربوط به دوران اشکانی و ساسانی می‌دانند و برخی دیگر آئین زروانی را دین مغان مادی پیش از فرارسیدن دین زرتشت پنداشته‌اند.

 مانی با اقتباس از افکار زرتشتی زمان خود نام زروان را به خدای بزرگ که به تصور او خود صاحب دو فرزند بود اطلاق کرده‌است و در واقع در وجود زروان دوگانگی مزدایی به وحدت تبدیل می‌شود. از این رو بعضی از محققان آیین زروانی را گونه‌ای یکتاپرستی دانسته‌اند.

 

زروان

زروان یا زمان در آیین ایرانی تاریخی مبهم و طولانی دارد. در لوحه‌های بابلی مربوط به قرن پانزدهم پیش از میلاد از ایزدی به نام زروان سخن رفته‌است. در اوستا نیز به اختصار از این ایزد یاد شده و در متون پهلوی هم دربارهٔ آن سخن رفتا است.

زروان اصلاً فرشتهٔ زمان است و با صفت اکرانه (بیکرانه) از او یاد شده. از صفات زروان چنین پیداست که برای زمان آغاز و انجامی تصور نشده و آن را همیشه پایدار و قدیم و جاودانی دانسته‌اند. از این زمان بیکرانه است که زمان کرانمند آفریده شد و ادامهٔ خلقت از طریق توالد و تناسل میسر گردید.

در آئین مهرپرستی نیز زمان بیکرانه در رأس قرار دارد و زروان معمولاً به صورت موجودی با سر شیر و جسمی که ماری دور آن پیچیده، تجسم یافته‌است.

 

تاریخچه

برای مدتی دراز آیین زروانی به عنوان یکی از کیش‌های بدعتی تلقی می شد که عاری از اهمیت تاریخی بوده و در زمان ساسانیان در باختر ایران نشأت یافته‌بود ولیکن در سال‌های اخیر و بویژه در اثر کشف متن‌های مانوی از آسیای میانه آیین زروانی اهمیتی کسب کرده و مورد توجه خاص واقع شده‌است. اینک می‌دانیم که به پیروی مستقیم از آیین زروانی است که در دین مانی زروان را آفریدگار و سرور گیهان و پدر اهرمزد انگاشته‌اند

یونانیان از دیر باز آیین زمان اکران را به زرتشت و مغان نسبت می‌دادند و آنان آنچنان به این پندار خو گرفته‌بودند که عقاید خودشان دربارهٔ اعصار ازلی تحت تأثیر باورهای زروانی قرار گرفته‌بود و این امر خود قدمت و اهمیت کیش زروانی را آشکار می‌کند.

این حقیقت که در سرودهای گاهانی در عین رد و انکار اصول ثنوی محض از دو مینوی همزاد سخن‌رفته، خود دلیل آنست که باوری مشابه پیش از زرتشت وجود داشته‌است

 گمان می‌رود که پیش از زرتشت همین نقشی که زروان در غرب داشته است در شرق اهورامزدا عهده‌دار بوده‌است. باور به همزادها جزء اصلی یک یزدان‌شناسی سنتی را می‌سازد که پیش از زرتشت در انجمن گاهانی وجود داشت.

 

 

منابع

ویکیپدیای فارسی

بنونیست، امیل. دین ایرانی بر پایهٔ متن‌های مهم یونانی.

ترجمهٔ سرکاراتی، بهمن. چاپ دوم. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۴.

هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمهٔ ژالهٔ آموزگار و احمد تفضلی.

چاپ سوم. تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۵. I

نیبرگ، هنریک ساموئل. دین‌های ایران باستان. ترجمهٔ نجم آبادی، سیف الدین. چاپ سوم. تهران: مرکز ایرانی مطالعهٔ فرهنگ‌ها، ۱۳۵۹.

عفیفی، رحیم. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۴.

یاحقی، محمد جعفر. فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی.

 تهران: مؤسسهٔ مطالعات و تحقیقات فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی و سروش، ۱۳۶۹.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

خال کوبی و وضعیت آن در ادیان توحیدی

گارگین فتائی

 

خالْ‌کوبی یا تَتو (تاتو) به عمل ایجاد نقوش دائمی یا با ماندگاری طولانی بر روی پوست گفته می‌شود. این عمل پدیده‌ای جهانگیر است. حتی در بین نقوشی که در جایهای گوناگون جهان انجام می‌شود، مانندگی نیز مشاهده شده‌است. خالکوبی در ایران بیشتر نزد زنان، پهلوانان و اوباش جاهل مرسوم بوده‌است.

آینوها، مردم بومی ژاپن، بطور سنتی بر روی صورت خود خال‌کوبی می کنند. امروزه خالکوبی بر روی صورت در میان آمازیغ‌ها در شمال آفریقا، مائوری‌های نیوزیلند و آتایال‌های تایوان نیز شایع است. خال‌کوبی بویژه در اقوام پولینزی، و برخی گروه‌های قومی در تایوان، فیلیپین، برنئو، جزایر منتاوی، آفریقا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، آمریکای مرکزی، اروپا، ژاپن، کامبوج، نیوزیلند و میکرونزی شایع است.

 

 

تاریخچه

خالکوبی در ایران به ادوار بسیار قدیم تاریخی باز می‌گردد. تندیسه‌هایی در پازیریک و لرستان از دوره هخامنشیان یافت شده‌است که نشان خالکوبی بر بدنشان بوده‌است.

مولوی در مثنوی معنوی، در ضمن داستان پهلوان قزوینی (شیر بی یال و دم) به عمل خالکوبی با عنوان کبودی زدن اشاره می‌کند.

در بریتانیا     اقوام سلت که از شمال اروپا به انگلستان مهاجرت کردند دو دسته بودند گریدلها که متشکل از ایرلندیها و اسکاتلندیها بودند و بریتون ها که متشکل از انگلیسیها و ویلزیها بودند پیته آس یونانی هنگام بازدید از این جزیره نام آن را « بریتانیک فِن سوی » یعنی سرزمین مردم خال کوبیده گذاشت زیرا بریتون ها برای محافظت خود از اقوام دیگر، خود را خالکوبی می کردند

 

روش

شیوه خالکوبی، با اندک تفاوت در همه جای ایران یکسان بوده‌است. ابتدا نقش را با سوزنی بر پوست حک می‌کردند تا اندکی خون بیاید. سپس ماده رنگی را بر این زخم قرار می‌داده‌اند تا به تدریج جذب پوست شود. ماده رنگی می‌توانسته شامل نیل، سرمه، دوده چراغ، آب تره یا هر رنگ طبیعی ماندگار دیگر بصورت مایع یا جامد باشد.

 

دلایل و نقش‌ها

زنان معمولاً برای زیباتر شدن اقدام به خالکوبی می‌کرده‌اند

گاه نیز به دلایل خرافی همچون افزون شدن مهر شوهر، سپید بختی و یا دورکردن چشم بد این عمل را انجام می‌داده‌اند. محل خالکوبی بستگی به دلیل خالکوبی داشته‌است. طرح بوته گل یا گنجشک در زیر گردن برای زیبایی به کار می‌رفته‌است. نقش سرو و یا بوته گل بر سینه و خال تکی بر چانه و یا میان دو ابرو، همگی از خالهای زیبا کننده بوده‌اند. خال محبت بر زبان نقش می‌شده‌است و خال چشم بد و افزونی مهر شوهر در زیر ناف بکار می‌رفته‌است.

گاه نیز از خالکوبی به عنوان یک روش درمانی برای گلودرد (خالکوبی بر گلو) یا ترس (خالکوبی بر آلت تناسلی) و یا باد فتق (خالکوبی زیر ناف) استفاده می‌شده‌است. پهلوانان و شبه پهلوانان، معمولاً خال را بر بازو یا سینه و به نقش شیر و اژدها می‌کشیدند.

 

خالکوبی در ادیان

 

1: در آئین زرتشت

آئین زرتشت مقررات خاص و مفصلی در مورد پاکی بدن و دوری آن از اهریمن و دیوان دارد و تبعاً خال کوبی به عنوان نوعی ناپاکی در بدن توصیه نمی گردد

 

2: در آئین یهود

با استناد به کتاب تورات در دین یهودیت، خال‌کوبی مجاز شمرده نشده‌است.

 

بدن خود را بجهت مرده مجروح مسازید، و هیچ نشان بر خود داغ مکنید. من یهوه هستم.

                                                                                                               لاویان 28:19

 

 

3: در آئین مسیح

 

در کتاب شوقاردزاگ یا نورافشان که به زبان ارمنی بوده  مجموعهء سوالات دینی از اسقف اعظم فقید آرداک مانوکیان است نظر کلی کلیسای ارمنی در مورد خال کوبی چنین است

در زبان ارمنی به خال کوبی کیدوم به ارمنی կիտում  به انگلیسی kidum  یا داجواتسک به ارمنی դաջւացք به انگلیسی dajvatsk

گویند .

در میان ارامنه مرسوم است که پس از زیارت از اماکن مقدسه عکس صلیب را روی شانه یا بازو خال کوبی می کنند اما کلیسا این عمل را به هیچ عنوان تائید نمی کند .

خال کوبی باز مانده ادیان ابلتدایی و نیز آئین مهر است که پس از گرایش مردم به مسیحیت این رسم را مردم باز ادامه دادند منتها به جاب نمادهای مهری و بدوی از نمادهای مسیحی برای خال کوبی استفاده کردند .

 

به طور کلی در مسیحیت خال کوبی عمل پسندیده ای نیست

 

پس خواه بخورید؟ خواه بنوشید، خواه هر چه کنید، همه را برای جلال خدا بکنید

                                                                                            اول قرنتیان 31:20

              

ایا نمی دانید که بدن شما هیکل روح القدس است که در شما است که از خدا یافته اید و از ان خود نیستید؟

زیرا که به قیمتی خریده شدید، پس خدا را به بدن خود تمجید نمایید.

                                                                              اول قرنتیان 19:6-20

 

بر طبق این دو آیه بدن ما باید در جهت جلا خدا باشد و چون جایگاه روح القدس شده است و باید از هر گونه آلودگی و ناپاکی به دور باشد

 

4: در آئین اسلام

 

گفته می‌شود از دیدگاه دین اسلام، خالکوبی روا نبوده‌است.[خواه به دلیل آزار بدن و خواه به دلیل نقش و نگار.

پيامبر اكرم ( ص ) در 14 قرن پيش سنت جاهلانه خالكوبي را حرام نمودند و انجام دهنده آن را لعن فرمودند

پيامبر اسلام  ( ص ) در حديثي ، خالكوبي كننده و خاكوبي شونده را از اين عمل مضر نهي كرده اند كه اين حديث شريف از ضررهاي اين كارحكايت دارد .

 

لاتلقوا و ايديكم الي التهلك؛

خويشتن را با دست خود به هلاكت ميفكنيد . سوره بقره آيه 195

 

 

 

جواب: بعضی از فقها خالكوبی خانمها به جهت زیبایی را اجازه می فرمایند

خالكوبي از نظر اسلام پسنديده نيست، چرا كه داراي ضررهاي جسمي و اجتماعي است. در قرآن كريم آمده است كه با دست خود، به خود ضربه وارد نكنيم. وقتي انجام كاري ضرورتي ندارد و سود و منفعتي از انجام آن كار عايد فرد نمي‌شود چرا انسان بايد مبادرت به انجام آن كار كند. خالكوبي علاوه بر اين كه به جسم فرد ضربه مي‌زند، ضررهاي اجتماعي نيز دارد

خالكوبي زيبايي بدن را بهم مي‌زند و در واقع اين امر نوعي معصيت به درگاه خدا است. خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. (ان‌ا... جميل و يحب الجمال) بنابراين خالكوبي فايده و ضرورتي براي بدن انسان ندارد و نه تنها بدن فرد را زيبا نمي‌كند بلكه ضررهاي جسمي نيز به همراه دارد كه از نظر اسلام پسنديده نيست و حرام اعلام شده است.

 

 

نتیجه

1: در همهء این ادیان به طور کلی خال کوبی امری ناپسند دانسته شده است .

2: در همه این ادیان خال کوبی به معنی رساندن ضرر و ناپاکی به بدن است .

3: در این ادیان درست است که خال کوبی امر ناپسندی است اما در مورد آن تساهل و تسامح وجود دارد مثلاً خال کوبی زنان در اسلام از سوی برخی از فقها جایز شمرده شده و یا خاال کوبی نمادهای مسیحیت درست است که مورد تائید کلیسا نیست ولی مورداعتراض آن هم قرار نگرفته است  .

4: دیدگاه مردم در مورد خال کوبی دو گونه است عده ای آن را نوعی سعی در جلب توجه افراد به خود می دانند .

عده ای هم معتقدند که خال کوبی از روی علاقه است و شخص چیزی را که علاقه دارد بر تن خود خال کوبی می کند .

 

به هر حال خال کوبیهایی وجود دارد که از دید هر انسانی زننده می نماید و در همهء نقاط جهان به اشخاصی که دارای خال کوبی آشکار بر بدن نظیر خال کوبی بر روی گردن یا قسمت گلو و یا غیره هستند اجازه کار در ادارات و شرکتها داده نمی شود

 

منابع

از خشت تا خشت. محمود کتیرایی. موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. ۱۳۴۵ تهران

Wikipedia contributors, "Tattoo," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Tattoo&oldid=333950229 (accessed December 26, 2009).

R.Girshman. Persia, From the origin to Alexander the Great,۱۹۶۴ , P.۳۶۶

.↑ مثنوی معنوی. مولوی بلخی. رینولد نیکلسون. انتشارات مولی. ۱۳۶۳ تهران

↑ «خال‌کوبی برای مسلمانان؛ گناه است یا نیست؟». دویچه وله. بازبینی‌شده در 21 دسامبر

Tattooing in Jewish Law, My Jewish Learning

http://www.andisheqom.com/Files/ahkam.php?idVeiw=2221&level=4&subid=2221

http://www.zibae.ir/index.php?optio

n=com_content&view=article&id=8:1389-09-18-16-36-35&catid=11:1389-09-13-23-32-37&Itemid=6

ریشه یابی نام و پرچم کشورها نوشتهء رسول خیراندیش و سیاوش شایان انتشارات کویر چاپ چهارم 1375

شوقاردزاگ ( نور افشان) به زبان ارمنی – نوشته اسقف اعظم فقید آرداک مانوکیان در دو جلد – انتشارات آلیک 20098

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

وضعیت حقوقی ازدواج پیروان ادیان گوناگون با هم

گارگین فتائی

 

در این تحقیق در مورد اینکه آیا امکان ازدواج پیروان ادیان رسمی کشور با هم وجود دارد یا نه صحبت می شود که ممکن است برای عده ای از خوانندگان جالب باشد

قبل از پرداختن به این مبحث نکاتی لازم است ذکر گردد

 

1: هر کدام از ادیان در خصوص منع ازدواج با دیگران حتماً بر اساس صلاح دیدها اقدام کرده اند اما  در اینجا من تنها می خواهم ذکر کنم که آیا ازدواج پیروان ادیان گوناگون با هم جایز است یا نه و به دنبال علت و چرایی قضیه نیستم و شما می توانید در این مورد به وب های مربوطه مراجعه کنید .

2: این بحث یک بحث حقوقی است و من در اینجا از دیدگاه حقوقی موضوع را بررسی می کنم نه از دیدگاههای دیگر کما اینکه از ما به عنوان وکیل در این خصوص از سوی مردم و موکلین سوالاتی می شود .

 

1: وضعیت نکاح در قانون مدنی ایران

ما در علم حقوق برای بررسی قوانین قومی و دینی ابتدا قانون عام را بررسی می کنیم چون اعتبار قانون عام گسترده تر و همه گیر تر است و سپس قانون خاص ر مورد بررسی قرار می دهیم.

در این مورد قانون مدنی یک قانون عام است .

 

ماده 1059 قانون مدنی می گوید

 

ماده 1059 - نكاح مسلمه باغيرمسلم جايزنيست

 

این ماده خود منبعث از فقه امامیه است

بنابراین در فقه شیعه و امامیه که اکثریت مردم ایران پیرو آن هستند ازدواج مرد غیرمسلمان با زن مسلمان جایز نیست و باطل است و دفاتر ازدواج و طلاق چنین ازدواجی را ثبت نخواهند کرد .

حال سوال اینجاست که آیا ازدواج مرد مسلمان با زن غیر مسلمان هم باطل است یا صحیح

در این مورد چون در قانون چیزی نیامده باید به فقه مراجعه کنیم

در فقه امامیه کلاً نظر به جایز نبودن ازدواج دائم در این زمینه وجود دارد و تنها ازدواج موقت را آن هم برخی از فقها و نه همه جایز دانسته اند

بنابراین در فقه امامیه ازدواج مسلمان با غیرمسلمان جایز نیست

 

در مورد مقررات احوال شخصیه اقلیت ها چون این مقررات ، خاص و قانون مدنی ، عام است اصطلاحاً گفته می شود که خاص موخر ، عام مقدم را تخصیص می دهد

یعنی اگر قانون خاصی بعد از قانون عام تصویب شود آن قانون عام قبلی را تخصیص می دهد و دایره شمول آن را محدودتر می سازد

 

2: در مورد ارامنه

 

در این مورد ماده 30 مقررات احوال شخصیه ارامنه گریگوری می گوید

 

مقررات احوال شخصیه مسیحیان ارمنی گریگوری

مصوب 1380 و اصلاحی 1389

 

 

ماده 30 – ازدواج شخص مسیحی گریگوری با شخص غیر مسیحی ممنوع است .

ازدواج شخص مسیحی گریگوری با شخص مسیحی غیرگریگوری فقط با رعایت احکام کلیسای مسیحی گریگوری و اجازه خلیفه یا نماینده وی مجاز است .

 

 

3: در مورد سایر مسیحیان

 

مسیحیان پروتستان

در ایمن مورد مقررات مربوطه می گوید

مقرّرات احوال شخصيه مسيحيان پروتستان ايران

مصوب 3/7/1387

 

ماده22ـ نظر به اهميت ازدواج و لزوم حفظ و ثبات خانواده مسيحي كه كانون پرورش و تربيت فرزندان مي‌باشد، شايسته است كه هر فرد مسيحي با پسر يا دختر مسيحي (از جنس مخالف) ازدواج كند؛ بنابراين ازدواج با زن يا مرد غيرمسيحي، مجاز نمي‌باشد.

 

در مورد مسیحیان آشوری و کاتولیک ها و سایر ارتودکسها آئین نامه ای از سوی آنها ارائه نشده

اما ظن قوی بر تحریم یا ممنوعیت ازدواج با غیرمسیحیان در این مورد وجود دارد .

 

 

4: در مورد زرتشتیان

 

آئين‌نامه احوال شخصيه زرتشتيان ايران انجمن زرتشتيان تهران

مصوب 28/8/1388

 

ماده14ـ اجراي مراسم زناشويي به روش دين مزديسني (زرتشتي) و با اجراي مراسم گواه‌گيري (عقد) توسط موبد و با حضور دست كم هفت نفر از اعضاي خانواده و افراد زرتشتي كه كمتر از بيست و پنج سال نداشته‌باشند انجام مي‌يابد و با شنيدن پاسخ آري، و از روي خشنودي كه عروس و داماد خواهندگفت، با ثبت در دفتر ازدواج زرتشتيان، پيوند زناشويي تكميل خواهدشد.

 

 

بنابراین درر دین زرتشتی نیز باید طرفین هر دو زرتشتی بوده و علاوه بر این خانواده هر دو طرف هم همگی زرتشتی باشند

 

5: در مورد کلیمیها

کلیمیها هم آئین نامه های ارائه نداده اند

اما به نظر می رسد از طریق سوال از انجمن کلیمیان و مرجع دینی آنها کلیمیان هم بر تحریم یا ممنوعیت ازدواج با غیریهوئدیان نظر بدهند

 

نتیجه

1: در همهء ادیان رسمی کشور ، ازدواج پیروان آن با سایر ادیان جایز شمرده نشده است و دارای اثرات حقوقی نبوده و قابل ثبت در دفاتر ازدواج مربوطه نیست

2: برخی از اقلیت ها آئین نامه احوال شخصیه ارائه نداده اند و در این مورد مساله را موکول به نظر خواهی و سوال از مراجع دینی خود نموده اند

 

منابع

 

مقررات احوال شخصیه مسیحیان ارمنی گریگوری

انتشارات شورای خلیفه گری ارامنه تهران

مصوب 1380 و اصلاحی 1389

مقرّرات احوال شخصيه مسيحيان پروتستان ايران

مصوب 3/7/1387

آئين‌نامه احوال شخصيه زرتشتيان ايران انجمن زرتشتيان تهران

مصوب 28/8/1388

http://zoje.mihanblog.com/post/tag/%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85+%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C+%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC+%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86+%D8%A8%D8%A7+%D8%BA%DB%8C%D8%B1+%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

استخراج انرژی برق از بدن سوسک

منبع : وبلاگ دنیای علم به نقل از ماهنامه تخصصی برق

http://elmebashari.blogfa.com/post-60.aspx

 

 بدن سوسک به دنبال مصرف مواد غذایی روزانه اش مقداری قند تری هالوز تولید می کند.   

با وجود طراحی و ساخت نمونه های مختلف پنل های خورشیدی و انرژی بادی و امواج، به نظر می‌رسد که بشر هنوز هم به دنبال راه های بیشتری برای تامین انرژی برق مورد نیاز خود می گردد. 5 سال است که با روش های آزمایشگاهی در بدن سوسک ها به دنبال انرژی برق هستند.

  محققین دانشگاه Case Western Reserve با مطالعه بر روی واکنش های شیمیایی رخ داده در بدن یک سوسک دریافتند که می توانند به کمک محیطی شبیه به یک سلول الکتروشیمیایی مجهز به یک آنَد و کاتد، مقداری الکتریسیته تولید کنند.

 ماجرا از این قرار است که بدن سوسک به دنبال مصرف مواد غذایی روزانه اش مقداری قند تری هالوز تولید می کند. محققین در یک آزمایش، دو الکترود آند و کاتد را به زیر شکم یک سوسک ماده به گونه ای که الکترودها با خون سوسک در تماس باشند، فرو کردند.

 این نوع قند در آند به کمک آنزیم ها به ترکیب های قندی ساده تر مونوساکارید تجزیه می شود. به دنبال واکنش شیمیایی دیگری این ترکیب قندی ساده تر، اکسید شده و می تواند الکترونهای خود را آزاد کرده و آنها به سمت الکترود کاتد روانه می گردند. سپس با ولت متری اختلاف پتانسیل دو الکترود اندازگیری شد و مشاهده کردند که 100 میکرو وات در هر سانتیمتر مربع برق 0.2 ولت تولید شده. است

به گفته پروفسور ریتزمن مدار جریان خون در بدن حشرات باز است. همین امر باعث می شود که آنها چیزی به عنوان فشار خون نداشته باشند. نداشتن چنین فاکتوری کمک بزرگی در این بررسی محسوب می شود.

به نوشته سایت نارنجی، اگرچه این مقدار انرژی زیاد به نظر نمی رسد اما از آنجا که برای اولین بار به صورت بیولوژیکی انرژی برق در طبیعت به دست آمده بسیار حائز اهمیت است. جالب تر آنکه به دنبال این فرایند و فرو رفتن الکترود ها به داخل بدن سوسک، هیچ آسیبی به این حشره وارد نمی شود و او می تواند پس از جراحی سر پایی، به راحتی زندگیش را ادامه می دهد.

در ضمن سوسک ها هم خوش شانس تر شده اند. زیرا به خاطر آنکه لقب منبع بیولوژیکی برداشت انرژی برق را به خود اختصاص داده اند، امید می رود که از این پس کمتر مورد اصابت کفش و یا حشره کش های مختلف قرار گیرند.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

انتظار پاداش

گارگین فتائی

 

همهء ما ایرانیها از پیروان یکی از ادیان توحیدی هستیم و همهء ما ئبه وجود بهشت و دوزخ معتقدیم و در عبادت گاههای ویژهء خودمان در خصوص اینکه از سوی خداوند درخور و شایستهء بهشت گردیم دعا می کنیم

حتی در میان محققین این اعتقاد وجود دارد که بهشت و جهنم به مفهوم کامل خود برای اولین بار در ایران باستان و آئین زرتشت مطرح شده است .

درست است که ما همه به بهشت و جهنم معتقدیم و اگر در دین خود از افراد با ایمان باشیم شکی در وجود آن نمی کنیم

اما سوال من این است که چرا ما باید هر کار نیکویی را که انجام می دهیم به خاطر انتظار پاداش در بهشت از سوی خداوند باشد و آیا ما نباید بدون چشمداشت و توقع هر گونه پاداشی کار نیک انجام دهیم

آیا این گونه خدا از ما راضی تر نخواهد بود ؟


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

نشانۀ آیین مهر در انگلیس.

نسرین میرزایی

منبع : ساین جدیدآنلاین

http://www.jadidonline.com/story/01042012/frnk/hadrian_mithraic_wall

 

.یکی از گوشه‌های جالب تاریخ، نقش شاهان روم در آوردن آیین میترایی یا مهرپرستی از ایران باستان به انگلستان است. در میان شهرهای نیوکاسل و کارلایل، دیواری باستانی به طول ۱۲۰ کیلومتر وجود دارد به نام دیوار"هَدریَن" که امروزه یکی از جاذبه‌های گردشگری بریتانیا محسوب می‌شود. اکثر گردشگرانی که به دیدن این دیوار می‌روند، از شهرهای دو سر این دیوار و نیز مناطق اطراف آن نیز بازدید می‌کنند.

دیوار هدرین مهمترین یادگار لشکرکشی امپراطوری روم به سرزمینی محسوب می‌شود که امروز بریتانیا نام دارد. این دیوار از کنار چند رودخانه و از میان زمین‌های کشاورزی بسیار سرسبز و باشکوه  می‌گذرد و تا مرداب‌های نمکی در خلیج "سالوی" به طول ۸۰ مایل امتداد دارد.

دیوار هدرین در سال ۱۹۸۷ به عنوان بخشی از مرزهای امپراطوری روم باستان در فهرست جهانی یونسکو ثبت شد؛ درحالیکه هشت سال زودتراز این تاریخ، "تخت جمشید" در ایران در این فهرست ثبت شده بود که برخی از کارشناسان تاریخ این دو بنا را در زمان خود یک بیانیه بزرگ سیاسی و نماد قدرت قلمداد کردند.

این بنای خارق‌العاده  به دستور امپراطور "هَدرین " در قرن دوم بعد از میلاد به عنوان سمبلی از نمایش قدرت امپراطوری روم و به منظور ایجاد امنیت و ثبات اقتصادی در منطقه بنا شد. و با  تلاش سربازان سه لژیون ارتش روم در عرض پنج سال تکمیل شد. شیوه کار به این صورت بوده است که یک گروه از هر لژیون مسوول ریختن پی دیوار و ساخت برج‌ها و قلعه‌ها بوده‌اند و بقیه افراد لژیون ساخت خود دیوار را برعهده داشته‌اند. (هر لژیون ارتش روم از سه هزار تا شش هزار پیاده‌نظام و صد تا دویست سواره‌نظام تشکیل می‌شده است وگفته می‌شود این سربازها اغلب اسپانیایی بودند).

در ابتدای ساخت دیوار، پهنای دیوار در حدود دو ونیم متر و یا حتی کمتر بوده است، اما بعداً تصمیم گرفته می‌شود که ضخامت آن به سه ونیم متر افزایش پیدا کند. به همین خاطر اکنون پهنای تمام بخش‌های این دیوار به یک اندازه نیست. ارتفاع این دیوار بین پنج تا شش متراست. تحقیقات نشان می دهد که تحول بزرگی در این منطقه در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی سربازان رومی و خانواده‌یشان روی داد؛ به طوری که از آثارشگفت‌انگیز به جا مانده می‌توان به اولین دعوت‌نامه جشن تولد در دنیا ویا لوحه‌های مومی اشاره کرد.

تحول دیگر، نمادهای میترایی در برخی از بخش‌های این دیوار است که  نشان از آورده‌شدن و گسترش مهرپرستی از ایران به اروپا توسط رومیان درآن زمان است.

به گفته مورخان، بر اثر جهان‌گشایی‌های اسکندر واستقرار تمدن یونانی در دوران سلوکی‌ها و شاهان اشکانی و در نتیجه انواع جنگ‌ها و مراوده‌ها که بین ایرانیان و مردم آسیای صغیر و دیگر کشورهای امپراطوری روم در آن زمان روی داد، آئین ایرانی مهر به تدریج به کشورهای آسیایی و از راه آسیای صغیر و سوریه به کشورهای اروپایی راه یافت.

نرون، امپراطور روم، به وسیله تیرداد پادشاه ارمنستان درسال ۶۶ میلادی به کیش مهر گرایید. امپراطوران روم در نقاط مختلف بارها معابدی به نام مهر ساختند یا معابد مهر را ترمیم نمودند. این معابد "میترئوم" نام داشت. کیش مهر، شمال افریقا، شبه جزیره بالکان (گویا غیر از یونان)، سواحل دانوب، داسیا (مجارستان کنونی)، زمین‌های اطراف رود رن، سرزمین گل‌ها ، شبه جزیره ایبری و ایتالیا را فرا گرفت و تا جزیره بریتانیا و دیوار هدرین در شمال انگلستان پیش رفت.

در سال ۱۹۵۴که در مرکزمالی لندن موسوم به سیتی مشغول بازسازی بودند به نیایشگاهی با نشانه‌هایی از مهرپرستی برخوردند و نیز در آن مجسمه‌ای یافتند که با آیین مهرپرستی پیوند داشت. به گفته مورخین رومی‌ها در زمانی که در لندن بوده‌اند برای نیایش به این مکان می‌رفته‌اند.

امسال کارشناسان آموزشی در کشورهای اتحاد اروپا و سازمان میراث فرهنگی بریتانیا، چهل سالگی محافظت از دیوار هدرین را جشن خواهند گرفت.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی

اتوپیا ( آرمان شهر)

کاش دنیا ین گونه بود

 

چه خوب می شد اگه همه یکدیگرو دوست بدارن

توی دلو بیرون بدن ، همدیگرو قال نزارن

باطن و ظاهر همه صاف بود و یکی می شد

بهشت موعود خدا ، تو دنیای خاکی می شد

چه خوب می شد بین ماها فاصله ای وجود نداشت

شرط و شروط عاشقی ، تو دلا دوری نمی کاشت

همه به هم احترام و ارزش و حرمت بزارن

حرف همو باور کنن ، خنده رو لبها بیارن

کینه رو از دل بچینن ، جاش محبت بکارن

به عشق راستین دلا ، حرمت و ارزش بزارن

چه خوب می شد حقارتا از سینه ها برده می شد

تفاوتا مینمون شکسته و خورده می شد

همه به هم کمک کنیم دستای هم رو بگیریم

همه به هم خوبی کنیم ، عیبای هم رو نبینیم

خوشبختی همو بخوایم ، حسادتو دور بریزیم

خسّتو از دل ببیرم ، با بدیها درستیزیم

اختلافا کنار می رفت قهر بازهم آشتی می شد

آرزوی آنچه رو که توی دلت کاشتی می شد

کلمهء دوسِت دارم عالی ترین واژه می شد

تنفر و حقارت هم پست ترین سوژه می شد

هر کسی اشتباه می کرد به زودی بخشیده می شد

شریک غمخوار همه ، یار ستم دیده می شد

غیبت و چاپلوسی نبود لجاجت زباله می شد

اعتقاد به همدیگه محکم و صد ساله می شد

مال من و مال تویی بین ماها وجود نداشت

فغیر و ناداری نبود فغر رنگ کبود نداشت

واژهء عشق ساده نبود هزار و یک معنی می شد

معشوق تحقیر نمی کرد حقارتا فانی می شد

اشک همه خنده می شد کدورتا شادی می شد

خرابی روح و تن هر کسی آبادی می شد

حسرت از گذشته ها توی دل کسی نبود

درد فراغ یار در عالم بی کسی نبود

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 از سوي گارگین فتائی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پيچک