تبليغاتX
گارنی GARNI

گارنی GARNI

ارائهء نوشته ها، تحقیقات ، ترجمه ها و مقالات و نظرات و پیشنهادات در زمینه های گوناگون

نگاههای آزاردهنده

نگاههای آزاردهنده

گارگین فتائی

 

همیشه

خوانندگان وبلاگ

خانواده و دوستانم

به من می گویند

تو در اشتباهی

کسی به ظاهرت نگاه نمی کند

هر کس به دنبال کار خویش است

من خیلی دلم می خواهد این حرفها را باور کنم

و چقدر خوب بود اگر این گونه می شد

اما واقعیت چیز دیگری است

همه با نگاههای آزار دهندهء خود

که مرا به گونهء ناراحت کننده ای از بالا به پائین می نگرند

می خواهند بفهمانند

که قیافه و ظاهر

که لباسی که بر تنت است

که نوع کفشها و آرایش موهایت

از خود تو مهم تر است

ولی حرف و قصد آنها تنها به اینجا نمی رسد

زیرا که منظوری فراتر دارند

و آن این است که

تو که پولی نداری

بی خود می کنی به بیرون منزل می آیی/

به چه جراتی به دیگران سلام می دهی ؟

اصلاً چه کسی به تو گفته که حرف بزنی؟

خجالت نمی کشی خود را پیش انظار نمایان می سازی؟

تو در شان ما و خیابانها و کوچه های ما نیستی

تو در سطحی نیستی که سوار ماشین ها و اتوبوسها و متروهای ما شوی

تو حتی در سطح آرامگاههای ما هم نیستی

و حیف است آن خاکی که تو را زیر آن دفن کنند

و اینکه همه با چشمها و طرز نگاه های خود و البته با صدای سکوت معنی داری می گویند

ما همه از تو متنفریم

چشم دیدن تو را نداریم

زیرا که چیزی نداری

و هیچ چیز نیستی !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:39  توسط گارگین فتائی  | 

چرا مردم از برخی افراد انتظار معجزه دارند !؟

چرا مردم از برخی افراد انتظار معجزه دارند !؟

گارگین فتائی

 

یکی از دوستام روان شناسی می خونه . اون می گفت وقتی تو اتوبوس بوده و با یک نفر داشته صحبت می کرده اون شخص تا فهمیده دوستم روان شناسی می خونه شروع کرده از انواع مشکلات و بیماریهای روحیش براش صحبت کردن و بهش گفته تو که روان شناسی باید حتماًٌ علاج این دردها رو بدونی !

همین درد رو ما وکلا البته به طور عمیق تر و دردآورتر حس می کنیم .

افرادی هستند که تمامی مال خودشون رو بر اثر کلاه برداری دیگران و یا سوء استفاده افراد سودجو از دست داده و یا نتوانسته اند کاری را به طور درست و با معیارهای قانوئنی انجام دهند وقتی به وکیل مراجعه می کنند تبعاً وکیل با انعقاد قراردادی به دنبال کار اونها میره ولی نکته اینجاست که این افراد،  انتظار معجزه از وکیل دارند به این معنی که وکیل ، پولی رو که کاملاً ازبین رفته و یا ضرری که وارد شده به طور کامل به حالت اولیه و یا بهتر از اون برگردونه در حالی که وکیل متعهد میشه که کار رو انجام بده نه اینکه حتماً و تحت هر شرایطی و با هر وسیله ای نتیجهء دلخواه رو برای شخص مهیا کنه اینه که ما قاعده ای داریم به این مضمون

وکالت تعهد به وسیله است نه نعهد به نتیجه

یعنی وکیل متعهد میشه که برای شخصی که به دلائل گوناگون وقت و توانایی اقامه دعوا یا دفاع از دعوی رو نداره وسائل طرح یا دفاع از دعوی رو فراهم کنه نه اینکه به هر وسیله و راهی نتیجه مطلوب برای موکل حاصل کنه .

به همین خاطر بهتر و منطقی تر است که ما هم مانند سایر ممالک ، قبل از انجام یک کار حقوقی برای مشاوره پیش وکیل بریم نه اینکه کاری رو اشتباه انجام بیدم و تا خرخره بهمون ضرر و خسارت وارد بشه و بعد از وکیل انتظار معجزه داشته باشیم .

فراموش نکنیم که دربسیاری از موارد این خود ما هستیم که عامل ورود ضرر و خسارت مادی و معنوی به خودمون می باشیم و مسئولش تنها و تنها خودمون هستیم به این عمل در حقوق میگند « اقدام به ضرر خود« ولی چون انسان موجود خود پستند و خودخواهیست لذا همواره می خواد تقصیر خودش رو به گردن دیگرون باندازه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:30  توسط گارگین فتائی  | 

واقعاً این چه مرضیه!؟

واقعاً این چه مرضیه!؟

گارگین فتائی

 

من وقتی که برای انجام کارهام سوار تاکسی یا اتوبوس میشم بارها می بینم که از اول خط افرادی هستند که تا سوار اتوبوس یا تاکسی میشند تا زمانی که به مقصد برسند با موبایلشان بدون وقفه با دیگرون که در واقع همان دوستان یا آشناهایشان هستند صحبت می کنند که البته در این مورد خانم ها گوی سبقت رو از آقایون ربوده اند .

جالب اینجاست که وقتی ناخواسته و بر اثر سکوتی که حکم فرماست به حرفهای اون شخص گوش میدی اصلاً سخنی که حاکی از ضرورت تلفن کردن باشه نمی شنوی و به جاش می شنوی که داره تولد دوستش رو بهش تبریک میگه و یا با دوستش در مورد دوست دیگش حرف می زنه و یا بهتر بگیم غیبت می کنه ، از حیوون خونگیش میگه ، از ماشین و لب تابش با دوستش حرف می زنه و حتی گاهی برای خودنمایی ، صدای خودش رو کمی بالا می بره که همه حرفهاش رو گوش بدند

من اسم اینو گذاشتم یک نوع بیماری زیرا فلسفهء وجودی و اختراع موبایل این بوده که وقتی شخصی در موقعیتی ضروری قرار می گیره بتونی بهش دسترسی پیدا کنی و یا اینکه خودش یک وسیلهء سریع ارتباطی در دستش باشه نه اینکه موبایل رو تبدیل کنه به دستگاه درد دل و  جلسهء مهمونی !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:29  توسط گارگین فتائی  | 

پول ، به بهِ یا اَخ اَخِ !؟

پول ، به بهِ یا اَخ اَخِ !؟

گارگین فتائی

 

تا حرف پول وسط نیست

همه باهات خوبند

ولی تا حرف پول میاد

یهترین آشنایان و دوستانت

میشند دشمنان درجه یک تو

تا پول نداری

کثیف و گدا و بی ارزشی

وقتی پول دار شدی

میشی آقای محترم

جناب عالی

نجیب زاده

شخص متشخص

تا پول نداری

میگن این هم آدمه؟

هیچی نداره!

وقتی پول دار شدی

میگن ببین چه آدمیه

ویلا داره

زمین داره

چند تا ماشین آخرین سیستم داره

دستش به دهنش می رسه

وقتی پول نداری و میری خواستگاری

میگند این گورش کجا بود که کفنش کجا باشه

وقتی پولدار شدی و میری خواستگاری

میگند

بفرمائید اقا داماد

خوش اومدین

صفا اوردین

تا پول نداری

از چشم همه می افتی

وقتی پول دار شدی

میشی نور چشم همه

وقتی پول نداری میگن به این آس و پاس  بی چیز چرا سلام بدیم ؟

وقتی پول دار شدی هر لحظه و هر دقیقه بهت میگن

سلام علیک حال  و احوال شما

وقتی پولداری بهت میگند ایام به کام

و این یعنی وقتی پول نداری باید بهت بگند

ایام به زهرمار

تا پول نداری

همه چیز برات از نوع درجه سه و پائین تره

تا پول دار شدی از درجه یک پائین تر رو در شانت نمی دونند

حالا شما بگید

پول ، به بهِ

یا اَخ اَخِ !؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 23:3  توسط گارگین فتائی  | 

کتاب هایم را فروختم

کتاب هایم را فروختم

گارگین فتائی

 

کتاب هایم را فروختم

و مبلغ ناچیزی حاصل کردم

زیرا که مبلغ کتاب به ارزش مادی آن نیست

به محتوای غنی آن است

با فروش آنها

بارها مردم و زنده گشتم

الان حس می کنم هیچ چیز نیستم

هر کدام از آنها

دست آوردن تمدن و تفکر بشری بود

ولی با فروش آنها

چه چیز نصیبم شد ؟

حتی ۀ هیچ ّ را هم به دست نیاوردم

زیرا برای من و امثال من

کتاب یعنی همه چیز

کتاب یعنی دانش

کتاب یعنی راه و روش

کتاب یعنی خود زندگی !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 23:2  توسط گارگین فتائی  | 

اشکال از کجاست !؟

اشکال از کجاست !؟

گارگین فتائی

 

امروز به عنوان یک وکیل دادگستری برای انجام کاری به دادگاه خانواده رفتم . وقتی منتظر بودم تا شماره پرونده من خوانده شود و داخل شعبه بروم داشتم به حرفهای زوجین یا زن و شوهرها گوش می دادم که تبعاً برای طلاق و اختلافات خانوادگی به دادگاه خانواده آمده بودند .

ما به عنوان وکیل در قانون خانواده و رشته ای از حقوق خصوصی به نام حقوق خانواده ، موارد و علل و عوامل طلاق را مطالعه می کنیم ولی نکته جالبی که امروز من مشاهده کردم ورود یک عامل جدید ایجاد کننده اختلاف و طلاق بین زوجین بود و آن چیزی نبود جز اینترنت

قسمت مهمی از موارد اختلاف و طلاق به خاطر این بود که زن یا شوهر هر کدام مدتها با دوستان یا آشنایان خود چت کرده و یا مدت زیادی وب گردی کرده و یا اینتکه برای تفریح و سرگرمی قسمت زیادی از وقت خود را صرف اینترنت کرده بودند .

من خودم عاشق اینترنت هستم و معتقدم اشکال و ایراد از اینترنت نیست بلکه ایراد از نحوه استفاده از آن است اشکال در خود ماست که جای استفاده مثبت از آن در جهت یادگیری و به دست آوردن نتایج پیشرفتهای جهانی و علوم روز ، وقت و هزینه و پول خود را صرف مسائلی مثل چت کردن و دوست یابی و وب گردی و تفریحات و بازیهای کامپیوتری می کنیم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 20:19  توسط گارگین فتائی  | 

رفتارهای نامناسب در برخی از مراکز

رفتارهای نامناسب در برخی از مراکز

گارگین فتائی

 

متاسفانه ما در دادگاهها و ادارات و شرکت ها شاهد رفتاری از سوی برخی از افراد شاغل در آنها هستیم که اگر کسی بیشتر با این مراکز سر و کار داشته باشد و یا شغلش ایجاب کند که حتی هر روز به آنجاها برود بیشتر آنرا احساس و لمس خواهد نمود و آن شامل رفتارهای ناشایست و نامناسب از سوی برخی از افراد مسئول یا شاغل در این مراکز با مراجعه کنندگان اعم از وکلا و افراد عادی است .

همهء ما قطعاً دارای مشکلات و گرفتاریهای سبک و سنگین گوناگونی هستیم و می دانیم که دادگستری و کار در آن به خاطر جو خاصش که محل نزاع و اختلاف و حل و فصل آن بین طرفین و خواهان و خوانده و شاکی و متهم است تبعاً دارای محیط پر فشاری از لحاظ روحی و عصبی است که بالتبع بر روی شاغلان آن هم اثر می گذارد.

از برخی مجتمع های قضائی و پرسنل و خدمات آنها باید واقعاً تقدیر به عمل آورد ولی متاسفانه افرادی هم در دادگستری هستند که رفتار آنها  با دیگران اعم از وکلا و کارشناسان و مشاورین و افراد عادی و حتی با خود مسئولین دادگستری به گونه ای است که باعث ناراحتی و دلخوری مراجعه کنندگان می گردد .

وقتی فردی برای اولین بار به یک شهر یا کشوری می رود اگر اولین شخص از اهالی آن شهر یا کشور با وی بد برخورد کند آن تازه وارد این رفتار را به حساب تمامی افراد آن شهر یا کشور خواهد گذاشت و چقدر خوب است که کسی که برای اولین بار برای کار ، پای در دادگستری یا ادارات می گذرد رفتاری مهربانانه و توام با برداشتی خوش از آنجا داشته باشد نه اینکه دلزده از آنجا بازگردد .

قضات ما انسانهای زحمت کش و سخت کوشی هستند و انصافاً باید از خدمات برخی از آنها تجلیل خاصی به عمل آ.ورد .

البته این رفتارنامناسب و ناپسند عمدتاً از سوی پرسنل دفتری دادگستری نظیر مععاونت و کارمند ارجاع ، بخش رایانه ، کارکنان دفتر دادگاه و بایگان دفر و مدیر دفتر یا مامور اجرا و نظایر آن می باشد .

ما بارها شاهد رفتارهای خارج از عرف قضائی کارکنان شوراهای حل اختلاف شده ایم که با توجه به محیط نامناسب این شوراها از لحاظ ساختمانی و فضای کوچک و شلوغ آنها وضعیت ناهنجارتری برای مراجعه کنندگان ایجاد می شود .

در شان یک خانم مدیر دفتر یا مسئول دفتری یک شعبه حل اختلاف نیست که رفتاری توام با عصبانیت با دیگران داشته باشد و یا در شان یک فرد مسئول در احرای احکام نیست که برخوردی ناراحت کننده با دیگران داشته باشد .

یکی از دوستانم مدت بیست سال در انگلستان زندگی کرده است . کسانی که به انگلستان رفته یا در آنجا زندگی کرده اند می دانند که زندگی در این کشور به علت اینکه هزینه های زندگی چندین برابر ایران است و نیز به علت بالا بودن قیمت پوند چند بار از ایران سخت تر و سنگین تر است به گونه ای که خیلیها شبها قادر نیستند برق روشن کنند زیرا هزینه آن گران بوده و ناگزیر هستند که از نور شمع استفاده کنند همچنین انگلستان دارای هوای دلگیر و مه زده و بارانی است و مطمئنم که اگر ما در این کشور بودیم قطعاً بر سر مسائل گوناگون هر روز با هم دعوا کرده و صدایمان برای همدیگر بلند می شد .

اما  بر خلاف این تصور در این کشور، افراد شاغل در دادگستری و ادارات همگی خونسرد و خندان بوده و تحت هیچ شرایطی عصبانی نمی شوند .

ما ممکن است حتی صاحب مشاغلی باشیم که از کار در دادگستری نیز دارای فشار روحی و عصبی بیشتری باشد آیا به همین خاطر باید هر روز با مراجعه کنندگان دعوا کرده و به خاطر ناراحتیها و گرفتاریهای شخصی و غیر شخصی خودمان این ناراحتی را سر دیگران خالی کرده و قلب آنها را بشکنیم ؟  در حالی که هر کدام از طرفین دعوی یعنی خواهان و خوانده به اندازه کافی قلبشان شکسته که برای احقاق حق به دادگستری آمده اند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 20:18  توسط گارگین فتائی  | 

زندگی همچون یک فیلم تکراری

زندگی همچون یک فیلم تکراری

گارگین فتائی

 

از همه چیز خسته شده ام

همه چیز تکراری ، خسته کننده و یک نواخت است

چند بار یک آهنگ را گوش دهم !

چند بار یک فیلم را تماشا کنم !

روزها چقدر شبیه همند !

با حرفهای همیشگی و تکراری

کوچه ها و خیابانهای تکراری

صداهای تکراری

صدای پتک و چکش

صدای ساخت و ساز

صدای مویه فروش

صدای کهنه فروش

بوقها و دعوای همیشگی مسافرکشها

صدای ناهنجار موتور سیکلتها

و تب همیشگی کسب و پول

محیط تکراری کلاسهای درس

و فضای یک نواخت ادارات و شرکتها

پیر مردان و پیرزنانی که

در میدانها و پارکها نشسته اند

و روزهای خود را می شمارند

و منتظرند تا مرگشان فرا برسد

سکوت و تنهایی تکراری من

و سرآخر خود من

که حتی از حرفهای خودم هم خسته شده ام

و اینها همه و همه

زندگی را تبدیل به یک فیلم تکراری ساخته است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 1:37  توسط گارگین فتائی  | 

عشق فریبنده

عشق فریبنده

گارگین فتائی

 

 

عشق گاهی چقدر فریبنده است

در ابتدا عشق کسی در دلت می آید

بعد عاشق کسی می شوی

یک دنیا نه صد دنیا به او دل می بندی

او را همچون بتان می پرستی

برای او می میری

حس می کنی بدون او نمی توانی زندگی کنی

خودت را بر ایش به خطر می اندازی

و از هستی و جان خود می گذری

اما سر آخر می فهمی

که ارزش دوست داشتن نداشت !!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 1:36  توسط گارگین فتائی  | 

تو کاتا و فوگ سخت ترین و معروف ترین اثر ارگ در موسیقی کلاسیک

تو کاتا و فوگ سخت ترین و معروف ترین اثر ارگ در موسیقی کلاسیک

جمع آوری از گارگین فتائی

 

.توکاتا (toccata) از واژگان موسیقی است.

توکاتا فرمی است برای سازهای کلاویه‌دار که اصل و ریشه‌اش به سدهٔ شانزدهم می‌رسد. فرم توکاتا آزاد و نزدیک به فانتزی است. توکاتا در اصل قطعه‌ای نمایشی است که برای نشان دادن چیره‌دستی نوازنده یا توانایی‌های ساز ساخته می‌شود. این فرم در آغاز سدهٔ هفده میلادی توسط آهنگ‌سازانی که برای ارگ آهنگ می‌ساختند ابداع شد و در زمان باخ به اوج تکامل خود رسید. موسیقی‌دانان بعدی گاه از این فرم برای ساختن آثار دشوار بهره گرفته‌اند.

در نوع توکاتا که بیشتر در دوران باروک به‌کار می‌رفته از حرکت‌های سریع ملودیک با پاساژهای پیچیده و طولانی استفاده می‌شود. توکاتا معمولاً حالت هیجانی دارد و گونه‌های اولیه آن برای هر سازی نوشته می‌شد اما از آن‌جایی که رفته‌رفته حالت تک‌نوازی به‌خود گرفت خیلی زود ویژهٔ سازهای کلاویه‌ای شد.

پرآوازه‌ترین توکاتاهای ارگ

 از یوهان سباستیان باخ (توکاتا ب.و.اف ۵۶۵)، لئون بولمان (توکاتا در سوئیت گوتیک)

 شارل-ماری ویدور (توکاتای سمفونی ارگ پنجم) هستند.

واژهٔ توکاتا از فعل ایتالیایی toccare به معنی بساویدن گرفته شده‌است.

 

توکا و فوئگ در ر مینور اثر یوهان سباستین باخ

این قطعه از آثار بسیار معروف یوهان سباستین باخ آ، هنگساز مشهور قرن هجدهم آلمان است.  

این قطعه از عالی ترین کارهای باخ برای ارگ است .

امروز تنها بهترین ارگیست ها می توانند این قطعه را آن هم با ارگ های الکترو پنوماتیک اجرا کنند در حالی که باخ حدود دویست و پنجاه سال پیش این قطعه را با ارگ های بادی زمان خودش نواخت و این نشان می دهد که وی در نواختن ارگ تا چه حد مهارت داشته است .

این قطعه از لحاظ فرم موسیقی متشکل از دو بخش است توکاتا و فوگ

توکاتا ابتدا با درآمد کوتاهی به آهنگ باشکوهی می رسد . بعد از سی و دو میزان ، فوگ با تم هایی به صورت سوال و جواب نواخته می شود و قطعه بار دیگر با آهنگ تو کاتا به پایان می رسد

توکاتا و فوگ برای ارکستر نیز تنظیم شده است .

این قطعه از معروف ترین قطغعات موسیقی کلاسیک و در واقع معروف ترین اثر باخ است به همین دلیل در اکثر ارکستر های کلاسیک نواخته می شود .

همچنین این قطعه را به صورت سبک هم ساخته اند تا به مذاق دوستداران موسیقی امروزی هم سازگار آید .

همچنین به خاطر شکوه و عظمت این قطعه، آن را افراد و گروههای سرشناس موسیقی به صورت مدرن  و با سازهای گوناگون اجرا کرده اند که یکی از معروف ترین این اجراها ، اجرای این قطعه با ویولون توسط وانسا مائه ویولونیست جوان و معروف سنگاپوری است .

 

 

منابع

تفسیر موسیقی – سعدی حسنی – انتشارات صفی علیشاه - 1368

فرهنگ تفسیری موسیقی، ترجمه و گردآوری: بهروز وجدانی، تهران: ناشر: مترجم، چاپ نخست، ۱۳۷۱.

ویکیپدیای فارسی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 1:35  توسط گارگین فتائی  | 

زبان و ارتباط آن با فلسفهء ملتها

زبان و ارتباط آن با فلسفهء ملتها

گارگین فتائی

 

زبان شناسان معتقدند که واژه های زبان هر ملت نماینده و نشان دهنده فلسفه و طرز تلقی آن ملت از محیط اطراف خود و جهان و پدیده های آن است .

اعراب برای شتر و خرما واژه های زیادی دارند که هیچ ملتی به اندازه آنها دارای این واژه ها نیست و این نشان دهندهء این است که آنها با این دو چیز بیشترز در زندگی خود سرو کار داشته اند

در زبان فارسی به فرد مجنون می گویند دیوانه که واژه ای است که خود ریشه در واژهء «دیو» دارد و به معنی دیو زده است یعنی در نزد فارسها و ایرانیان باستان دیوانه کسی بوده که دیو در درون وی رفته است و اتفاقاً آئین زرتشت قوانین مفصلی برای مقابله با دیوها دارد .

در زبان ارمنی به هندوانه می گویند دزمِروک به ارمنی ձմերուկ به انگلیسی dzmeruk که ریشه در واژهء dzmer به معنی زمستان دارد و پسوند اوک هم پسوند تصغیر است و روی هم رفته دزمروک یعنی زمستان کوچک و این بدین معنی است که ارامنه هندوانه را با توجه به حس خنکی که در تابستان به آدم دست میدهد زمستان کوچک دانسته اند .

در زبان انگلیسی به خربزه می گویند ملون melon و به هندوانه می گویند واترملون watermelon یعنی خربزه آب دار و این به این معنی است که انگلیسی ها هندوانه را نوعی خربزه دارای آب بیشتر می دانستند همچنین آنها به آنانانس می گویند پاین آپل pineapple به معنی سیب درخت کاج و در واقع میوه آنانانس را نوعی سیب می دانستند .

تعمق در ریشهء واژه های هر زبان نکات جالبی برای انسان آشکار ساخته و مهم تر از همه طرز فکر و تلقی یک ملت را نسبت به پدیده های اطراف خود آشکار می سازد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 3:22  توسط گارگین فتائی  | 

لنین یا خداوند !؟

لنین یا خداوند !؟

گارگین فتائی

 

زمانی که انقلاب بلشویکی تازه در شوروی روی کار آمده بود همه بر اثر وعده های شیرینی که نظام مارکسیسم و سردمداران شوروی به مردم می دانند دارای شور و هیجان خاصی بودند .

کمونیست ها برای اینکه به کودکان بباورانند که خدایی وجود ندارد از یک روش ساده استفاده می کردند .

گفته می شود که لنین شخصاً به مدارس می رفت در حالی که همراه خود مقدار زیادی نان و شیرینی داشت و مردم روسیه هم بر اثر ظلم تزارها و استثماری که به آنها کرده بودند اکثراً گرسنه و محتاج نان بودند .

او به کلاسهای مدارس می رفت ابتدا به دانش آموزان می گفت

همگی بگوئید ای خداوند به ما نان و شیرینی بده

بچه ها هم همه با هم می گفتند 

ای خداوند به ما نان و شیرینی بده

سپس مدتی صبر می کرد و می گفت

چه شد خدا به شما نان و شیرینی داد؟

بچه ها می گفتند خیر

سپس می گفت

حالا بگوئید ای لنین به ما نان و شیرینی بده

آنها هم می گفتند

ای لنین به ما نان و شیرینی بده

سپس نان و شیرینی را بین بچه ها تقسیم می کرد

و کودکان که دارای ذهنی ساده و آماده پذیرش هر چیزی هستند با این مثال ساده و با توجه به اینکه به قول ضرب المثل فارسی آدم گرسنه دین و ایمان نمی شناسد حرف لنین را باور کرده و تبدیل به کمونیست های دو آتشه می شدند .

هفتاد سال از حاکمیت کمونیست ها که مبتنی بر تعالیم کارل مارکس بود بر شوروی و ممالک بلوک شرق گذشت .

اکنون کجاست آن شکوه و ابهت گذشته؟

الان لنین و حکومت کمونیستی و استالین کجا هستند ؟

همگی زیرر خروارها خاک مدفونند .

ولی خداوند و شکوه وی همچنان پابرحا و باقی است .

اکنون کجاست لنین تا به بچه ها شیرینی بدهد !؟

آنها در طی هفتاد سال سعی کردند صدای خدا و مذهب و ملیت و قومیت را در شوروی و بلوک شرق خفه کنند .

آنها کلیساها و مساجد و کنیسه ها را تبدیل به سالن اجتماعات و کارخانه ها و یا حتی تویله و آغل کردند .

آنها سعی کردند در آخر نام خانوادگی شهروندان غیر روسی خود پسوند « اُف» را بچسبانند

ولی نتیجه اش چه شد ؟

روسیه همچنان بزرگ ترین کشور ارتودکس جهان است و در ارمنستان مردم بیش از گذشته به کلیساها رفته و دعا می خوانند .

صدای مساجد در جمهوریهای مسلمان هر روز به گوش می رسد .

و کنیسه ها در محله های یهودی نشین روسیه فعال تر از گذشته شده اند .

هفتاد سال حکومت شوروی هر کاری کرد نتوانست پسوند « یان » را که در آخر نام خانوادگی اکثر ارامنه وجود داشت تبدیل به پسوند «اُف» کند

آنها وعدهء ایجاد یک حکومت برابر و بهشت گونه را بر روی جهان می دادند ولی جای آن چه چیز نصیب مردم شوروی و ممالک کمونیستی شد ؟

رشوه خواری ، کاغذ بازی ، دیکتاتوری و عقب ماندگی .

در زمانی که ماشین حساب در تمامی جهان رایج بود هنوز در شوروی از چرتکه استفاده می شد و حتی مردم جمهوری های سابق شوروی زمانی که تازه استقلال یافته بودند اکثراً فاقد یخچال و کولر بودند .  

و این است وعدهء انسانی که می خواهد خودش جای خدا را بگیرد و غافل از این است که

خدا از ازل بوده اکنون هست و تا ابد خواهد بود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 3:21  توسط گارگین فتائی  | 

فلسفه و مفهوم برخی از سخنان و آیات الهی را باید شخصاً تجربه کرد

فلسفه و مفهوم برخی از سخنان و آیات الهی را باید شخصاً تجربه کرد

گارگین فتائی

 

بلکه هر که به رخساره راست تو سیلی  زند، دیگری را نیز بسوی او بگردان،

                                                                                                  متی 39:5

 

but whosoever shall smite thee on thy right cheek, turn to him the other also.

                                                                                                      matthew5:39

 

եթէ մէկը քո աջ ծնօտին ապտակ տայ, նրան մի՛ւսն էլ դարձրու։

                                                                          մատթէոս 5:39

 

قطعاً آیات موجود در کتاب های مقدس نظیر تورات و انجیل و اوستا و قرآن مبتنی بر حکمتی است که گر چه ممکن است درک آن برای ما سخت و یا نامانوس باشد ولی به یقین این آیات مبتنی بر حکمت و دانش عظیم خداوندی است .

آیهء مذکور که در انجیل متی آمده نیز برای من نامانوس می نمود و با خودم استدلال می کردم که اگر چنین باشد آنگاه ممکن است طرف مقابل گمان کند حق با اوست و یا اینکه تصور کند که من کم آورده ام و یا جرات و عرضه نداشتم که جوابش را بدهم و یا جلویش دربیایم.

ولی امروز این آیه و مفهوم آن قشنگ برام باز شد .

من داشتم از یکی از کوچه های تهران عبور می کردم در طرف راست کوچه یکی از خانه ها را داشتند می ساختند در ابتدا بین صاحب ساختمان نیمه ساخته و همسایهء بغلی یک صحبت عادی جاری بود ولی کم کم تبدیل به مشاجره لفظی و سپس داد و فریاد و در نهایت یک دعوا و کتک کاری حسابی بین اعضاء ساختمان نیمه ساخته و افراد خانواده همسایهء کناری شد تا جایی که کار به استفاده از اسلحهء سرد نظیر چاقو و غیره کشیده شده و پای پلیس و کلانتری در آنجا باز شد

حال باید پرسید چرا یک مناظره ساده تبدیل به یک دعوای وحشتناک شد؟

جواب آن ساده است

هیچ کدام از دو طرف نمی خواست کوتاه بیاید و گمان می کرد اگر کوتاه آمد همسایه مقابل خیال می کند او کم آورده پس یک جواب آب دار و درست حسابی نثار طرف مقابل می کرد تبعاً فرد مقابل هم این تصور را داشت که اگر چیزی نگوید و جوابی ندهد طرف خیال می کند که او کم آورده و بی جبربزه و بی جرات و ترسو هست و همین طرز فکر بود که باعث تشدید این نزاع شد و تشدید این نزاع و وضعیت هم بر عصبانیت هر دو طرف افزوده و باعث بروز اعمالی غیر ارادی و از روی خشم شده بود .

حال اگر یک طرف کوتاه می آمد و گذشت می کرد و یا  کلمه ببخشید یا چشم و یا حتماً به خواسته شما فکر می کنم را به زبان می راند هیچ وقت این اتفاق نمی افتاد و اگر خشمشان را کنترل می کردند و از هم معذرت خواهی می کردند این نزاع خشن تبدیل به دوستی شیرین می گشت .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 3:20  توسط گارگین فتائی  | 

دوای مرگ!!!!!!!!!!

دوای مرگ!!!!!!!!!!

گارگین فتائی

 

همانگونه که می دانیم پرویز شهریاری این استاد و محقق برجسته روز جمعه در بیمارستان جم بر اثر بیماری درگذشت .

مرگ ، هیچ تفاوتی بین انسانها قائل نیست .

مرگ بهترین و متفکرترین و سرشناس ترین انسانها را با پست ترین و ظالم ترین و خون خوار ترین انسانها با هم می برد .

مرگ همیشه تنها چیزی بوده که انسان واقعاً از آن وحشت داشته است .

انسانها تغریباً برای هر مشکل یا مورد یا بیماری توانسته اند تا حدی راه حل ، درمان یا پادزهرش را پیدا کنند .

ولی تنها موردی که بشر از بدو وجود خود نتوانسته برای آن درمان و دوایی بیابد مرگ است

و من گمان می کنم که تا جهان باقی است انسان قادر نخواهد بود دوای مرگ و نتیجتاً بی مرگی و راز  جاودانه ماندن خود بر روی زمین را بیابد

و تنها می تواند در این مورد به جاودانگی وعده داده شده از سوی ادیان در جهان پس از مرگ دل ببندد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 3:19  توسط گارگین فتائی  | 

روز بزرگ داشت فردوسی

 

روز بزرگ داشت فردوسی

 

امروز ، روز بزرگداشت حکیم فردوسی توسی بزرگ ترین شاعر پارسی گوی حماسه سرای ایران زمین است

 

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 3:18  توسط گارگین فتائی  | 

ثبت ۱۴۰ هزار طلاق در سال ۹۰

ثبت ۱۴۰ هزار طلاق در سال ۹۰

از وبلاگ به سوی عدالت

http://vekalat-bakhtar.blogfa.com/post-543.aspx

 

 

رئیس سازمان ثبت اسناد کشور با تشریح بخشی از آمار و ارقام ثبت شده در سال ۹۰ گفت: در سال گذشته ۱۴۰ هزار طلاق در دفترخانه‌ها ثبت شده که رشدی ۷ درصدی داشته است.

در سال ۹۰ تعداد ۸۳۳ هزار و ۳۳۲ فقره ازدواج به ثبت رسیده که در مقایسه با سال گذشته ۲ درصد رشد داشته است. همچنین تعداد ثبت طلاق در سال گذشته ۱۴۰ هزار فقره بوده که رشد ۷ درصدی داشته است. همچنین تهران با ۱۵ درصد بیشترین کاهش طلاق را داشته است این در حالی است که استان فارس رکوردار طلاق در کشور است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 12:58  توسط گارگین فتائی  | 

پر استرس ترین شغل های دنیا

پر استرس ترین شغل های دنیا

http://eiffel2shno.blogfa.com/post-103.aspx

 

برای رتبه بندی این مشاغل بیش از 200 شغل استرس زا مورد بررسی قرار گرفته و فاکتورهای مختلفی هم چون محیط کار، رقابت در محیط کاری، خطرات و دستمزد لحاظ شده اند. برای این کار، به استرس موجود در هر شغلی امتیازی از 100 داده شده است.

 

در زیر لیست 10 شغل استرس زای جهان آمده است:

1 - سربازی داوطلبانه

امتیاز استرس:84٫61

2 - آتش نشان

امتیاز استرس: 60٫26

3 - خلبان هواپیما

امتیاز استرس: 59٫58

4 - ژانرال نظامی

امتیاز استرس: 55٫17

5 - افسر پلیس

امتیاز استرس: 53٫63

6 - مدیر جشن ها و مراسم

امتیاز استرس: 59٫58

7 - مدیر روابط عمومی

امتیاز استرس: 47٫56

8 - مدیر شرکت

امتیاز استرس: 47٫41

9 - فتوژورنالیست (فتوژورنالیسم یعنی عکاسی درخدمت مطبوعات یا عکاسی خبری ، حرفه عکاسان مطبوعاتی یعنی که با دوربینهای عکاسی خود اخبار و گزارش تهیه کنند و وقایع را در قالب بصری (تصویری) ارائه دهند همچنین عکاسان خبری باید در کار خود مهارت داشته باشند و همچون خبرنگاری جستجوگر ، کنجکاو ، مصمم و قاطع بوده و مانند نویسنده ای زیرک و هوشمند از نیروی تخیل و قوه تشخیص و فراست بهره مند باشد)

امتیاز استرس: 47٫09

10 - راننده تاکسی

امتیاز استرس: 46٫25

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 12:56  توسط گارگین فتائی  | 

دقت کردین؟؟!!!

دقت کردین؟؟!!!

http://eiffel2shno.blogfa.com/post-96.aspx

 

چرا می گویند ” فیلسوف ” و نمی گویند ” گاوسوف ” ؟!

چرا می گویند ” پیراهن ” و نمی گویند ” جوان اهن ” ؟!

چرا می گویند ” اتوبوس ” و نمی گویند ” اتوماچ ” یا ” جاروبوس ” ؟!

چرا می گویند ” خداحافظ ” و نمی گویند ” خداسعدی ” ؟!

چرا می گویند ” اتومبیل ” و نمی گویند ” اتومکُلنگ ” ؟!

چرا می گویند ” ماشین ” و نمی گویند “شماشین ” ؟!

چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند ” دیوانه ” و نمی گویند ” غول آنه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 12:55  توسط گارگین فتائی  | 

استاد پرویز شهریاری ، استاد برجستهء ریاضیات ایران درگذشت

استاد پرویز شهریاری ، استاد برجستهء  ریاضیات ایران درگذشت

 

روز جمعه بیست و دوم اردیبهشت ماد ، جامعهء علمی ایران یکی از سرشناس ترین چهره های خود را از دست داد . استاد پرویز شهریاری ، استاد معروف و برجستهء ریاضیات ایران

استاد پرویز شهریاری، چهره ماندگار ریاضی کشور بامداد جمعه، 22 اردیبهشت ماه در بیمارستان جم تهران بر اثر سکته قلبی چشم از جهان فروبست. به گزارش خبرنگار علمی ایسنا، پیکر این استاد فقید در آرامگاه زرتشتیان تهران در قصر فیروزه آرام گرفت.

استاد شهریاری، ریاضی دان، مترجم، روزنامه نگار، فعال سیاسی ایرانی از چهره های ماندگار در عرصه علم و آموزش کشور، دوم آذرماه 1305 در محله «دولت خانه» کرمان به دنیا آمد. وی پس از اتمام دوران ابتدایی خود در دبستان کاویانی به دبیرستان ایرانشهر و سپس دانشسرای مقدماتی کرمان رفت و از آنجا که شاگرد اول و دوم ها می توانستند برای ادامه تحصیل به تهران بروند ...

 

 

دوم آذر ۱۳۸۵ تولد ۸۰ سالگی

زادروز ۲ آذر ۱۳۰۵

کرمان

درگذشت ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

تهران

پیشه ریاضی‌دان، نویسنده، معلم، سردبیر نشریات مختلف و مترجم

دین زرتشتی

«من در تمام زندگی خود در جست‌وجوی راستی‌ها، برلب پرتگاه حرکت کرده‌ام.۱/۱/۱۳۸۲»

 

پرویز شهریاری (زادهٔ ۲ آذر ۱۳۰۵، کرمان)، ( درگذشته در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱، تهران ریاضی‌دان، مترجم، روزنامه‌نگار، فعال سیاسی ایرانی از چهره‌های ماندگاردر عرصه علم و آموزش ایران است.

 

 

زندگی

دوران خردسالی

 

پرویز شهریاری (ایستاده سمت راست) به همراه مادرش گلستان شهریاری و برادرانش سهراب و هرمزپدرش دهقان‌زاده‌ای بود که روی زمین‌های اربابی کارگری می‌کرد. بعد از مرگ پدر، مسئولیت خانواده به عهدهٔ مادر او (گلستان شهریاری) بود. این خانواده از لایه‌های درآمدی پایین جامعه بودند و دوران کودکی شهریاری دوران سختی از نظر معیشتی بود.

 

دوران نوجوانی و جوانی 

پرویز شهریاری در بیست‌وپنج سالگیاو تا سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر در شهر کرمان گذراند و وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شد. در خرداد ۱۳۲۳ فارغ‌التحصیل شد و برای ادامه تحصیل به تهران آمد.

در تهران در سال ۱۳۳۲ در رشتهٔ ریاضی در دانشکدهٔ علوم دانشگاه تهران و دانش‌سرای عالی (دانشگاه تربیت معلم تهران کنونی) فارغ‌التحصیل شد یک سال در شیراز معلم بود. در ۱۳۳۳ بعد به تهران آمد. آن روزها در دبیرستان اندیشه و دبیرستان‌های مربوط به گروه فرهنگی خوارزمی درس می‌داد. در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران، در کلاس‌های روزانه و شبانهٔ دانشگاه تربیت معلم و در اراک در مدرسهٔ عالی علوم اراک هم مشغول بود

 

درگذشت

وی سرانجام در سن ۸۶ سالگی و در روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ در بیمارستان جم تهران با زندگی وداع کرد.

 

فعالیت‌ها

با انتشار نشریاتی چون اندیشه ما، وهومن و چیستا با توده مردم ارتباط مستقیم بر قرار نمود.

با تأسیس دبیرستان‌های «خوارزمی (۱۳۳۹)»، «مرجان (۱۳۴۰)» و «مدرسه عالی اراک (۱۳۳۵)» سعی کرد محیطی مناسب برای رشد جوانان مملکت ایجاد کند.

با تالیف کتاب‌های ریاضی در فاصله ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۲ و هم‌زمان با آن تالیف و ترجمه صدها کتاب، در تاریخ و آموزش ریاضیات توانست نقش مهمی در پرورش فکری دانش آموزان و دانشجویان ایفا کند.

 

نشریهٔ سخن علمی

 

فعالیت‌های دیگر

انتشار ماهنامه «اندیشه ما»

انتشار اولین کتاب «جنبش مزدک و مزدکیان»

تهیه یک دوره کتاب درسی ریاضی دوره اول دبیرستان

سر دبیری هفته نامه «وهومن» تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

شروع به کار در دبیرستان «اندیشه» از مهر ۱۳۳۸

راه‌اندازی اولین کلاس کنکور در ایران با نام گروه فرهنگی خوارزمی

تأسیس دبیرستان پسرانه خوارزمی

تأسیس دبیرستان دخترانه مرجان

 

افتخارات

دریافت نشان درجهٔ یک علمی از وزیر آموزش و پرورش وقت دکتر خانلری، (۱۳۴۵)۱۳۴۵، نشان درجه یک علمی.

۱۳۸۴، برگزیده مراسم چهره‌های ماندگار در رشتهٔ آموزش ریاضیات

۱۳۸۱، دکترای افتخاری ریاضیات از دانشگاه کرمان

 

آثار

تاریخ، فلسفه، کاربرد و آموزش ریاضیات تاریخ حساب، رنه تاتون، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول ۱۳۲۹، ترجمه.

ریاضیات در شرق، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۲، ترجمه.

سرگذشت آنالیز ریاضی، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۴، ترجمه.

ریاضیات کار بسته، انتشارات هدهد، ۱۳۶۰، ترجمه.

لباچفسکی و هندسه نااقلیدسی، انتشارات توکا،۱۳۶۰، تالیف.

پویایی ریاضیات، انتشارات پویش، ۱۳۶۰، ترجمه.

اواریست گالوا،(رمانی بر اساس زندگی اواریست گالوا) لئوپولد انیفلد، چاپ اول ۱۳۶۴ انتشارات هدهد، چاپ دوم ۱۳۷۳ نشر بردار، ترجمه.

من ریاضی دانم، نوربرت وینر، انتشارات فاطمی، چاپ اول ۱۳۶۴، ترجمه.

آفرینندگان ریاضیات عالی، ل. س. فریمان، انتشارات فردوسی، چاپ اول ۱۳۶۳، ترجمه.

خوارزمی و انفورماتیک، شرکت داده‌پردازی ایران، ۱۳۷۰، تالیف.

خلاقیت ریاضی، جورج پولیا، انتشارات فاطمی، ۱۳۷۳، چاپ چهارم، ترجمه.

عالی جناب چکمه (گوشه‌ای از تاریخ ریاضیات)، انتشارات پژوهنده، چاپ اول ۱۳۷۸، چاپ دوم ۱۳۸۴، تالیف.

سرگذشت ریاضیات، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۷۸، تالیف.

لگاریتم (تاریخ استدلالی لگاریتم)، گ. ک. استاپو، انتشارات خوارزمی، چاپ اول ۱۳۴۸.

هندسه در گذشته و حال، انتشارات امیرکبیر، سال‌های پنجاه، ترجمه.

غیاث الدین جمشید کاشانی ریاضی دان ایرانی، انتشارات فنی ایران، ۱۳۷۸، تالیف.

جوهر، روش و کارآیی ریاضیات، ۳ جلد، انتشارات فنی ایران، ۱۳۸۰، ترجمه.

مسئله‌های تاریخی ریاضیات *، و. د. چیستیاکوف، نشر نی، ترجمه.

فلسفه، اخلاق و ریاضیات، انتشارات پژوهنده، چاپ نخست ۱۳۸۰، ترجمه و تالیف.

خلاقیت در ریاضیات و مهندسی، انتشارات پژوهنده، چاپ اول ۱۳۸۰، تألیف و ترجمه.

ریاضیات و هنر، انتشارات پروهنده، چاپ نخست ۱۳۸۱، ترجمه و تألیف.

آموزش ریاضی، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۸۴، ترجمه و تألیف.

گاهنامه ریاضی، شامل شرح حال و نظر ریاضی دانان، انتشارات مهاجر، ۱۳۸۰، تالیف.

شما هم می‌توانید در درس ریاضی خود موفق باشید، انتشارات مدرسه، چاپ اول ۱۳۷۸، چاپ دوم ۱۳۸۰، تألیف.

نگاهی به تاریخ ریاضیات در ایران، شرکت انتشارت علمی و فرهنگی، چاپ نخست بهار ۱۳۸۵، تألیف.

 

کتاب‌های درسی

دوره کتاب‌های درسی ریاضی سه سال اول دبیرستان (نظام قدیم)، شامل دو جلد حساب (برای سال‌های اول و سوم)، دو جلد جبر (سالهای دوم و سوم)، و سه جلد هندسه (سال‌های اول و دوم و سوم)، کلاله خاور، ۱۳۳۵-۱۳۳۷، تالیف

دوره کامل ریاضیات دبیرستانی و کتابهای مسائل مربوط به آن(با همکاری آقایان امامی، ازگمی، بهنیا، شیخ رضایی)؛ انتشارات علمی و سپس امیر کبیر، در فاصله سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۴، تالیف.

ریاضیات ۵ سال اول دبیرستان، و ۳ سال راهنمایی تحصیلی (با همکاری آقای شمس‌آوری)، سال‌های ۱۳۴۵-۱۳۵۱، تالیف

جبر سال سوم رشته ریاضی فیزیک (با همکاری آقای امامی)، ۱۳۵۲، تالیف.

آموزش مبحث یا شاخه‌ای از ریاضیات روش مختصات، ل. س. پونتریاگین، نشر پژواک کیوان، چاپ اول پاییز ۱۳۸۲، ترجمه

مثلثات مستقیم‌الخط و کروی، س. ای. نووسلو، چاپ چهارم ۱۳۷۸ نشر دانش امروز، ترجمه.

روش‌های جبر، دو جلد، چاپ اول، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۴۴، تالیف.

اعداد اول *، امیل بورل، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول ۱۳۴۴، چاپ سوم ۱۳۸۱، ترجمه.

جبر از آغاز تا پایان (خودآموز)، واویلف/ملنیکف/آلکس نیک/پاسی چنکو، انتشارات تهران، چاپ اول ۱۳۶۹، چاپ دوم زمستان ۱۳۷۱، ترجمه..

تقارن در جبر، و. گ. بالتیانسکی/ن. یا. ویلنکین، انتشارات امیرکبیر، چاپ مرداد ۱۳۴۷، ترجمه.

هندسهٔ غیراقلیدسی، نشر اندیشه، چاپ سوم اردیبهشت ۱۳۵۲، ترجمه.

ورودی به نظریهٔ مجموعه ها، ژ. بروئر، انتشارات پویش، چاپ اول ۱۳۵۹، ترجمه.

استقراءِ ریاضی، نوشتهٔ سومینسکی و گولووینا و یاگلوم، انتشارات خوارزمی، چاپ اول خرداد ماه ۱۳۴۸، چاپ دوم آذر ماه ۱۳۶۵، چاپ سوم آبان ماه ۱۳۷۷.

نظریهٔ مجموعه ها، واتسلاو سرپینسکی، انتشارات خوارزمی، چاپ اول ۱۳۵۰، چاپ سوم مهرماه ۱۳۶۴، ترجمه.

نامساویها، پاول پترویچ کارو کین، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۰، ترجمه.

اشتباه استدلال‌های هندسی، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۰، ترجمه.

ورودی به منطق ریاضی، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۴، ترجمه.

انعکاس، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۱، ترجمه.

نظریهٔ ساختمان‌های هندسی، آگوست آدلر، انتشارات فردوس، چاپ اول ۱۳۶۹، ترجمه.

هندسه پرگار، انتشارات دانشجو، سالهای شصت، ترجمه.

عبارتهای متقارن در جبر مقدماتی، رز نشر، سالهای شصت، تالیف.

قدر مطلق در حوزه عددهای حقیقی، رز نشر، سالهای شصت، تالیف.

آنالیز برداری و نظریه میدان، انتشارات فاطمی، سالهای شصت، ترجمه.

قضیهٔ مستقیم و قضیهٔ معکوس *، ا. س. گراوشتین، نشر نی، چاپ اول ۱۳۷۵، ترجمه.

تابعهای متناوب، رز نشر ۱۳۶۸، تالیف.

بخش درست عدد [x]، رز نشر ۱۳۶۸، نشر مهاجر ۱۳۷۸، تالیف.

روش استقرای ریاضی، رز نشر، ۱۳۶۸، تالیف.

ورودی به نظریه آنالیز ترکیبی، رز نشر، ۱۳۶۸، تالیف.

بسط دو جمله‌ای با نمای طبیعی، رز نشر، ۱۳۶۸، تالیف.

تربیع دایره و غیر جبری بودن عدد پی، رز نشر،۱۳۶۸، تالیف.

ورودی به نظریه احتمال، رز نشر، ۱۳۶۸، تالیف.

آنالیز ریاضی، رز نشر، ۱۳۶۸، ترجمه.

لگاریتم، گ. استاکوف، انتشارات خوارزمی، سال‌های پنجاه، ترجمه.

آنالیز ریاضی، ۳ جلد (با همکاری باقر امامی)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۸، ترجمه.

قضیهٔ فرما *، م. م. پوستنیکوف، نشر نی، چاپ اول ۱۳۷۹، ترجمه.

بنیان‌های هندسه، و. ای. کوستین، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۸۱، ترجمه.

آنالیز برداری، آ. آ. گولدفاین، انتشارات فاطمی، چاپ اول ۱۳۶۴، چاپ دوم ۱۳۶۸، ترجمه.

ریاضیات به زبان ساده [ویرایش]بازی با بی نهایت، روزا پتر، چاپ اول ۱۳۵۶ انتشارات توکا، چاپ دوم ۱۳۶۳ انتشارات فردوسی، ترجمه.

منحنیها در فضا، دونووان جونسون، انتشارات چاپار، چاپ اول ۲۵۳۶، ترجمه.

دستگاه‌های محدود ریاضیات، انتشارات چاپار، ۲۵۳۴، ترجمه.

داستان مجموعه ها، ن. ی. ویلنکین، انتشارات توکا، چاپ اول ۱۳۵۵، چاپ دوم شهریورماه ۱۳۵۷، ترجمه.

داستان‌های ریاضی، انتشارات توکا، سالهای شصت، ترجمه.

روش مختصاتی و هندسهٔ چهار بعدی، ی. م. گلفاند/ا. گ. گلاگوله وا/آ. آ. کیریلوف، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۶، ترجمه.

مسیر ریاضیات جدید، و. و. سایر، رز نشر/سازمان چاپ و نشر مشهد، چاپ دوم بهار ۱۳۶۹، ترجمه.

 

مسائل ریاضی

مهم‌ترین مسأله‌ها و قضیه‌های ریاضی، شکلیارسکی/چنتسوف/یاگلوم، انتشارات مجید/انتشارات فردوس، چاپ دوم ۱۳۷۴، ترجمهٔ پرویز شهریاری و ابراهیم عادل.

مسأله‌های دشوار ریاضی، کنسانتین شاخنو، انتشارات فردوس، چاپ سوم ۱۳۷۴، ترجمه.

مسابقه‌ها، کنکورها و المپیادهای ریاضی، انتشارات جاودان خرد، چاپ اول ۱۳۷۲، تألیف.

گزیدهٔ مسأله‌های تازه و بکر مقدماتی ریاضیات، و. پلاتونف/ک. ر. لیوک/و. زارتسکی/ن. مدتلسکی/ل. توتایف، نشر پژواک کیوان، چاپ اول ۱۳۸۲، ترجمه.

مسائل مسابقات ریاضی، وا. س. کوشچنکو، انتشارات امیرکبیر، چاپ هشتم ۱۳۶۵، ترجمه.

روشهای مثلثات (با همکاری آقای فیروز نیا)، انتشارات خوارزمی، سال‌های پنجاه، تالیف.

تمرینها و مسائل آنالیز ریاضی *، ب.ب.دمیدوویچ، انتشارات امیرکبیر، چاپ ششم ۱۳۸۲، ترجمه.

مساله‌های ریاضی، آسان ولی...، انتشارات توکا، ۱۳۵۴، ترجمه.

مساله‌های المپیادهای مجارستان، انتشارات دانشجو، سالهای شصت، ترجمه.

دربارهٔ حد، آ. آ. کیریلوف انتشارات آزاده، ۱۳۶۳، ترجمه.

تئوری اعداد(۲۵۰ مسألهٔ حساب)، نوشتهٔ واتسلاو سرپینسکی، انتشارات خوارزمی، چاپ اول آبان ماه ۱۳۴۹، چاپ دوم شهریور ماه ۱۳۶۹، چاپ سوم تیر ماه ۱۳۷۷.

مساله‌های المپیادهای آمریکا،(با همکاری آقای عادل)، نشر بردار،۱۳۶۸، ترجمه.

المپیاد ریاضی لنینگراد (از سال ۱۹۶۱ به بعد)، د. و. فومین، چاپ اول انتشارات اینشتین ۱۳۷۴، چاپ دوم نشر گستره ۱۳۷۹، ترجمه.

المپیادهای بین الملی (با همکاری آقای عادل)، انتشارات فاطمی، ۱۳۶۸، ترجمه و تالیف.

مساله‌های المپیادهای ریاضی در کشورهای مختلف، انتشارات فردوس، ۱۳۶۸، ترجمه.

آمادگی برای المپیادهای ریاضی، انتشارات فاطمی، ۱۳۶۹، ترجمه.

مساله با حل (با همکاری اقایان امامی. حریرچی)، سالهای چهل، تالیف و ترجمه.

دوره اختصاصی جبر مقدماتی، سالهای چهل، انتشارات امیرکبیر، ترجمه.

مسائل امتحانی جبر چهارم دبیرستانهای کشور با حل، انتشارات امیر کبیر،۱۳۴۴، تالیف.

مسائل امتحانی جبر پنجم دبیرستان‌های کشور با حل، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۴۴، تالیف.

تست حساب استدلالی (با همکاری آقایان امامی و قوام زاده)، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۴۳، تالیف

مسائل جبر و راهنمای حل آنها برای کلاس‌های کنکور (با همکاری آقای امامی)، انتشارات امیر کبیر، سال‌های چهل، تالیف

مسائل مثلثات و راهنمای حل آنها برای داوطلبان کنکور (با همکاری آقای امامی)، انتشارات امیر کبیر، سال‌های چهل، تالیف.

مسائل هندسه و راهنمای حل آنها برای داوطلبان کنکور (با همکاری آقای ازگمی)، انتشارات امیر کبیر، سالهای چهل، تالیف.

تستهای ریاضیات (با همکاری آقای تقوی)، انتشارات امیر کبیر، سال‌های پنجاه، تالیف.

تئوری اعداد (با همکاری آقای قوام زاده)، انتشارات امیر کبیر، سال‌های پنجاه، تالیف.

حل مسائل آنالیز (با همکاری آقایان امامی و عصار)، انتشارات دانشگاه تهران، سال‌های پنجاه، تالیف.

تست ریاضیات (با همکاری آقایان امامی و قوام زاده)، انتشارات امیرکبیر،۱۳۵۰، ترجمه.

مساله‌های ریاضیات عمومی با حل (با همکاری آقای امامی)، انتشارات امیر کبیر،۱۳۵۳، تالیف.

مساله‌های کنکور شوروی، انتشارات پویش، ۱۳۶۱، ترجمه.

مسائل مسابقات ریاضی شوروی، انتشارات امیرکبیر، ترجمه.

 

سرگرمی در ریاضیات

سرگرمیهای هندسه، ی. ای. پرلمان، انتشارات خوارزمی، ترجمه.

سرگرمیهای جبر، ی. ای. پرلمان، انتشارات امیرکبیر، ترجمه.

سرگرمیهای ریاضی، ی. ای. پرلمان، ترجمه.

۱۷۵ مسألهٔ منطقی *، دی یر دبیزام/یانوش هرتسگ، نشر نی، چاپ اول ۱۳۶۶، چاپ دوم ۱۳۷۴، ترجمه.

سرگرمی‌های توپولوژی (توپولوژی عمومی) *، استفن بار، نشر نی، چاپ دوم ۱۳۷۴، ترجمه.

در پی فیثاغورث *، ش. النسکی، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم ۱۳۸۴، ترجمه.

در قلمرو ریاضیات، آ. پ. دوموریاد، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول ۱۳۴۸، چاپ دوم ۱۳۶۳، ترجمه.

رمان یا فیزیک یا تاریخِ نجوم یا غیره [ویرایش]باد و باران زاهاریا استانکو (رمان دو جلدی)

کتابی در باره کتاب، سرگی له‌وو

داستان‌های علمی، مارک تواین/ ایزاک آسیموف...، انتشارات فردوسی، چاپ اول خرداد ۱۳۶۱، ترجمه.

علم، جامعه و انسان، جلد یک و دو، انتشارات هدهد، چاپ اولِ جلد دوم خرداد ۱۳۶۰، ترجمه و تألیف.

آواریست گالوا، لئوپولد اینفلد، انتشارات هدهد، چاپ اول ۱۳۶۰، ترجمه

یک روز زندگی پسرک قبطی، ماتیو، انتشارات توکا، ترجمه.

اخلاق و انسان، الگانا تانونا کروتووا، انتشارات فردوسی، چاپ دوم ۱۳۶۱، ترجمه.

نظریهٔ نسبیت در مسئله‌ها و تمرین‌ها *، الکسی نیکلایه ویچ مالینین، نشر نی، چاپ دوم ۱۳۷۴، ترجمه.

در جستجوی هماهنگی، اُلِگ موروز، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۸۲، ترجمه.

 

بنیاد فرهنگی پرویز شهریاری

بنیاد فرهنگی پرویز شهریاری در مرداد ۱۳۸۴ به شمارهٔ ۱۸۵۳۲ در ادارهٔ ثبت شرکتها و مؤسسات غیر تجاری تهران به ثبت رسید.

 

 

منابع

سال‌ها باید که تا.... به کوشش دکتر رقیه بهزادی. تهران: انتشارات فردوس، ۱۳۸۲. ISBN 964-320-184-8.

پورحسینی، ابوالقاسم. پس از چهل سال. تهران: نشر مهاجر، ۱۳۸۰. ISBN 964-5943-25-6.

کتابِ «زندگی‌نامه و خدمات علمی و فرهنگی پرویز شهریاری»

پرویز شهریاری. روشهای جبر. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۸.

ویکیپدیای فارسی

خبر فارسی

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:48  توسط گارگین فتائی  | 

عرف و فرهنگ جامعه غیر قابل محاکمه اند

عرف و فرهنگ جامعه غیر قابل محاکمه اند

گارگین فتائی

 

در هر کشور ، نظام حقوقی آن کشور برای اعمال اشخاص حقیقی و یا حقوقی و یا افراد متصدی امور گوناگون مملکتی ، چارچوب ها و محدوده های قانونی قرار داده که تخطی از آن چارچوب ها برای هر فرد یا شخصی موجب مسئولیت قانونی خواهد بود .

در ایران نیز همهء افراد در برابر قانون مسئولند و برای هر شخص یا گروه و یا صنفی دادگاه خاصی وجود دارد تا اعمال آن شخص یا گروه را مورد نظارت قرار دهد .

همچنین برای اجرای عدالت نیز قوانینی و آئین نامه ها و بخش نامه ها و نیز آراء قضائی از دادگاهها صادر می شود که نسبت به همهء آنها می توان اعتراض نمود یعنی اگر کسی مقرراتی یا آئین نامه یا رای دادگاهی را مغایر با حق خود دانست در این مورد برای اعتراض به آنها مراجع خاصی مثل دادگاه تجدیدنظر ، دیوان عالی کشور و دیوان عدالت اداری وجود دارد .

با این وجود همیشه یک چیز ، غیر قابل مجازات است و در طول تاریخ هم قابل مجازات نبوده و حتی قدرتمندترین افراد هم نتوانسته اند برای آن چارچوب تعیین کرده وبرای آن ایجاد مسئولیت کنند و آن عرف حاکم بر جامعه است

عرف جامعه و مردم را هیچ کس نمی تواند مورد محاکمه قرار دهد البته ممکن است کسی در نوشته ای نسبت به یک موضوع عرفی ایراد یا اعتراضی بکند ولی هیچ گاه کسی عرف را نمی تواند به طور قانونی به پای میز محاکمه بکشانذ و هر چقدر این عرف ها گروهی و محلی می شود قدرت آنها نیز بیشتر می گردد .

یک نمونه برای شما می آورم

یک شخص بیکار از کوچه یا خیابان محلهء خود عبور می کند عرف جامعهء آنجا به گونه ای است که همه از همدیگر خبر دارند و می دانند که این شخص بیکار است بنابراین با حالت خاص و بدی به او نگاه کرده و حتی به او مطلک انداخته و حرفهای تحقیر آمیز علیه او می گویند .

طبیعتاً این شخص ناراحت می شود ولی از چه کسی می تواند شکایت کند ؟ از همهء مردم که نمی تواند و اگر هم دادخواستی به محکمه ای دهد و بگوید از دست فرهنگ حاکم بر جامعه شکایت دارد قاضی در همان ابتدا دعوای او را رد خواهد کرد .

همچنین اگر کسی وضع ظاهری مناسبی ندارد یا قیافه ای عادی ندارد و یا معلول است و عرف جامعه به گونه ای است که به ویژه در مورد وضع ظاهری اهمیت فراوانی قائل است بویژه در برخی محله های خاص در این مورد آ، ن شخص همواره مورد توهین و تحقیر دهها نفر قرار می گیرد شخصیتش خورد می شود روحیه اش خراب می گردد ولی از چه کسی باید شکایت کند ؟ باز از عرف حاکم بر جامعه و فرهنگ مردم که باز قابل شکایت نیست و دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد .

بنابراین شاید بتوان عدالت و احقاق حق را در حیطه های قانونی .و قضائی برپا ساخت ولی قطعاً اجعاف و بی عدالتی ناشی از عرف و فرهنگ نادرست حاکم بر جامعه بر فرد را کسی نمی تواند از بین ببرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:48  توسط گارگین فتائی  | 

رسیدن به سادگی

رسیدن به سادگی

گارگین فتائی

 

بشر همیشه سختی می کشد

جان می کند

روز و شب کار می کند

خود را به آب و آتش می زند

تا بتواند راحت زندگی کند

تا به راحتی برسد

دانشمندان هم سختیهای فراوان می کشند

خود را در معرض آزامایشات خطرناک قرار می دهند

جان خود را فدای یک پروژهء علمی میکنند

تا بتوانند وسایلی بسازند که زندگی را راحت تر و ساده تر می کنند

پس چقدر سخت است به سادگی رسیدن !!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 20:4  توسط گارگین فتائی  | 

تو بگو چگونه

تو بگو چگونه

گارگین فتائی

 

مشکل من تو نیستی

تویی که این وبلاگ را می خوانی

زیر درد مرا می دانی

آنهایی که این وبلاگ را نخوانده اند

آنها که این وبلاگ را ندیده اند

آنهایی که نمی دانند اصلاً وبلاگ چیست

آنهایی که سواد چندانی ندارند

مشکل من اینها هستند

تعداد اینها بسیار فراوان تر است

شاید یک در صد هزار

و همین ها هستند که جامعه را اشغال کرده اند

و تنها معیارشان

تاکید محض است بر

ظاهر

قیافه

تیپ

مد و لباس

پول

خانه و ماشین

و مادیات

هر وقت بیرون می روم

با عدهء فراوانی از اینها رو به رو می گردمژ

به اینها چگونه بفهمانم انبوه دردهایمرا

چگونه بفهمانم کسی که ظاهرش با دیگران یکی نیست دیوانه نیست

چگونه بفهمانم کسی که سواد و فرهنگ دارد حتماً لباس فاخر و تیپ نیکو ندارد

چگونه وقتی از کنارشان می گذرم

از زخم زبانها

و نگاههای زشتشان

از تمسخر کردنها

 و از تحقیرهاشان در امان باشم !

و هزاران چگونهء دیگر

تو بگو چگونه11!!!!!!!!!!!!

شاید تو هم نمی دانی

اگر نمی دانی وانمود نکن

زیرا که من به درماندگی و در به دری

به بی کسی و بدبختی

به حقارت و نفرت

و به بسیاری از چیزها خو گرفته ام

دلم می خواهد به این سوال

با روراستی و از ته دل پاسخ بگویی

تو اگر جای من بودی

زندگی را چگونه می دیدی؟

و آیا اصلاً دوست داشتی زندگی کنی !؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:57  توسط گارگین فتائی  | 

آیا همهء جملاتی که به کورش کبیر منسوب است واقعاً از گفته های اوست؟

آیا همهء جملاتی که به کورش کبیر منسوب است واقعاً از گفته های اوست؟

گارگین فتائی

با استفاده از قسمتی از متنی نوشته آقای ابراهیم شفیعی

http://ketabemoghadas.mihanblog.com/

 

 

چند سالی است که در وبلاگها و سایت ها و یا در ایمیل ها و اس ام اس هایی که افراد به هم می فرستند انبوه جملاتی وجود دارد که همهء آنها را گفتهء کورش کبیر می دانند .

کورش کبیر یک شخصیت برجستهء تاریخی و مشهور است  که بسیاری از اقوام و ملتها او را ارج نهاده و کارهای او را مورد تکریم و ستایش قرار می دهند .

در تورات و عهد عتیق از کتاب مقدس که مورد پذیرش مشترک یهودیان و مسیحیان است آمده که کورش کبیر ، یهودیان را از بند بخت النصر آزاد کرد و نیز از وی به عنوان مسیح ( در اینجا منظور مسح شده ) و برگزیده خداوند یاد شده و در واقع او را در سطح پیامبران دانسته اند

در قرآن هم یکی از معانی رایج و متداول ذوالقرنین یا صاحب دو عصر از سوی محققین همان کورش کبیردانسته شده است .

بنابراین کورش کبیر مورد احترام و تقدیر تمامی ایرانیان اعم از زرتشتی ، یهودی ، مسیحی و مسلمان است

همچنین از این لحاظ که به ادیان و اقوام گوناگون در برپایی مراسمشان آزادی  داده مورد تقدیر ملی گرایان و وطن پرستان نیز می باشد .

کورش کبیر همچنین از این لحاظ که آورنده اولین منشور حقوق بشر در جهان است در نزد افراد غیر دینی و جهانیان نیز محبوب است .

اما در خصوص این پیامکها و ایمیلها و سخنانی که در وب ها به او منسوب می دانند جای تردید وجود دارد

1: حجم این نوشته ها و گفته ها آنقدر زیاد است که آدم با توجه به محدودیت وسائل نگارش و نیز مشغلهء زیاد کورش کبیر بعید به نظر می آید که همهء آنها را او گفته یا نوشته باشد .

2: بسیاری از این نوشته ها و سخنان در واقع مطابق با معیارهای زندگی امروزی است و بسیار بعید به نظر می رسد که چنین جملاتی در عهد قدیمی که کورش می زیسته بر زبان رانده باشد.

3: تغریباً همگی آنها بدون منبع یا ماخذ معتبر هستند بدین معنی که تنها یک جمله می نویسند و زیر آن می نویسند از گفته های کورش کبیر ولی اینکه این نوشته را از کدام منبع یا کجا آورده اند معلوم نیست .

4: کورش در زمانی می زیسته که در ایران عمدتاً دو آئین مهر و زرتشت حاکم بود و نوشته های مزبور به گونه ای است که به هیچ عنوان با تعالیم زرتشتی که کورش به شدت به آنها پایبند بود همخوانی ندارد .

برای نمونه یکی از اس ام اس های رایج در مورد کورش کبیر این است

((من اگر پیامبر بودم ، رسالتم شادمانی بود ، بشارتم آزادی ومعجزه‌ام خنداندن كودكان...

نه از جهنمی میترساندم ونه به بهشتی وعده میدادم ، تنها میآموختم اندیشیدن را و «انسان» بودن را. «كوروش كبیر»))

 

حال به تجزیه و تحلیل این نوشته می پردازیم

 

1: من اگر پیامبر بودم

اینجا بحث پیامبری است ، یعنی كوروش كبیر! از پیامبریِ صاحب شریعت خود یعنی زرتشت رضایتی ندارد ، تا جاییكه چنین كلامی بر زبان می‌راند. حال آنكه با كمی مطالعه تاریخ گذشته ایران خواهیم دانست كه هخامنشیان وساسانیان كه از نوادگان ایشان بوده‌اند چنان ارادتی نسبت به زرتشت وتعالیم او داشته‌اند كه از تك تك متون وكتیبه‌های بدست آمده از آن دوران ، میتوان این ارادت را به روشنی دریافت. ضمن اینكه نه تنها هرگز سخنی بر خلاف این تعالیم نگفته‌اند بلكه همواره آن را ستوده وعامل برتری خود بر دیگران پنداشته‌اند.

 

2: رسالتم شادمانی بود

در آئین زرتشت در سال حدود 52 عید وجود داشت و یکی از اصول اساسی این آئین این است که سوگواری در آن کاری ناپسند بوده است پس شادمانی به اندازهء کافی وجود داشته و نیازی به گفتن این جمله از سوی کورش کبیر نبوده است .

 

3: بشارتم آزادی

در ایران باستان تا قبل از رسمی شدن دین زرتشت در زمان ساسانیان ، تمامی ادیان و اقوام در انجام و برپایی مراسم خود آزاد بودند و علت تعدد ادیان و اقوام در ایران هم همین مورد بدوده و کورش کبیر هم در زمان هخامنشیان می زیسته است .

 

4: معجزه‌ام

اساسا در تعالیم زرتشتی وحتی باستانی ایران به معجزه آنگونه که ادیان دیگرباور واعتقاد دارند، نگاه نمی‌شود و حتی میتوان گفت كه مفهوم معجزه در تعالیم زرتشتی با تعالیم سایر ادیان كاملا متفاوت است.

 

5: نه از جهنمی میترساندم ونه به بهشتی وعده میدادم

 تعالیم زرتشتی را می‌توان از جمله معاد باورترین آیین‌ها دانست. در میان زرتشتیان ، کتاب اردویراف‌نامك نمونه‌ء کاملی برای اثبات معادباوری این دین است. در كتاب اردویراف یا اردویراز حكایت مردی را می‌خوانیم كه به ملكوت آسمانها میرود و از نزدیك بهشت و جهنم را می‌بیند. ضمن اینكه اساسا انذار وبشارت در ادیان دو روی یك سكه‌اند. به این معنای كه هر دو نشانه عدالت و محبت خداوند نسبت به بندگان هستند و وجود بهشت وجهنم از یك سو و انذار وبشارت از سوی دیگر نه تنها نشانه بدی نیستند بلكه از حكمت عمیق و محبتی بسیار فراتر از ذهن خبر می‌دهند.

و حتی گفته می شود که دانته کتاب معروف کمدی الهی خود را با الهام از کتاب ارداویراف نامه نوشته و در واقع در َآن زمان هیچ آئینی در سطح آئین زرتشت به جهان پس از مرگ نپرداخته است

 

6: تنها میآموختم اندیشیدن را و «انسان» بودن را

در واقع این گفته محصول تفکر راسیونالیسم یا عقل گرایی و اومانیسم یا انسان گرایی است که این دو تفکر از تفکرهای رایج در قرون شانزدهم تا نوزدهم در اروپاست و به هیچ عنوان با دوران باساتن که محوریت اصلی بر پایه خداوند است همخوانی ندارد

 

نتیجه: این گفتار نه تنها از كوروش نیست ، بلكه حتی دیگر پادشاهان هخامنشی ویا ساسانی هم بدون اینكه لزومی به مراجعه به سنگنوشته‌ها وتاریخ باشد ، چنین سخنانی بر زبان نرانده‌اند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 1:31  توسط گارگین فتائی  | 

عباس آقا بغال اومد !

عباس آقا بغال اومد !

گارگین فتائی

 

ما بارها شنیده ایم که هنگامی که عده ای از افراد اهل محل در یک جا جمع می شوند وقتی می خواهند از هم محلی خود صحبت کنند و یا کسی از هم محلیهایشان را می بینند می گویند مثلاً حسن آقا سلمونی ، عباس آقا بغال ، آقا داوود مکانیک و یا آقا آرمن تراشکار .

مساله اینجاست که چرا ما نباید انسان را با معیارها و ارزشهای انسانی بسنجیم و چرا باید کار یک فرد از خود وی مهم تر باشد !؟

نتیجهء این طرز فکر این است که یک بدبختی که نتونسته کاری پیدا کنه و اعصابش به اندازه کافی به خاطر این مساله خورد هست وقتی می بیننش بگن ببین فلان آقا بیکار تنبل اومد .

این چیزی نیست غیر از زیر پا گذاشتن انسانیت و محصول تفکر ماشینی است که به جای اینکه انسان ها را با انسانیت بسنجند آنها را بر اساس نوع کارشان ارزیابی می کنند  .

و این جملهء معروف

الف: فلانی را می شناسی ؟ خیلی چیز حالیشه ، سواد خیلی زیادی داره

ب: اینها هیچ بگو کارش چیه چکار می کنه؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 1:30  توسط گارگین فتائی  | 

تبریک روز زن

تبریک روز زن

گارگین فتائی

 

امروز شنبه در ایران به خاطر ولادت حضرت فاطمه ( س) روز زن نامیده شده است .

البته اقوام و ادیان گوناگون هر کدام روز زن را در روز متفاوتی قرار داده اند و روز مشترکی در سطح جهان برای این امر وجود ندارد .

به جرآت می توان گفت در ورای پیشرفت مادی و معنوی هر مرد و یا اشخاص بزرگ نام یک زن وجود داشته است .

در سفر پیدایش کتاب مقدس آمده خداوند وقتی آدم را آفرید دید که تنهاست ولی حیوانات هم نتوانستند تنهایی آدم را جبران کنند لذا خداوند حوا را آفرید و این حوا بود که تنهایی و حس آن را از آدم زدود .

به راستی که تنها زن است که می تواند تنهایی مرد را جبران کند .

در زمانهای گذشته و در طول تاریخ همواره به زنها به دید برابر و مساوی با مردها نگریسته نشده است .

در زمانهای گذشته زن در انتخاب همسر خود َآزاد نبوده و حتی در روستاها بدون اجازهء مادرشوهر حق حرف زدن نداشته است .

در واقع در گذشته فرق چندانی بین زن و برده نبوده است و زنها حق حضور در بسیاری از مکانها و محافل و اجتماعات را نداشته اند .

ادیان گوناگون سعی کرده اند تا حدی از این تبعیض بکاهند

مثلاً در آئین مهری که قبل از مسیحیت در اروپا رایج بود زنها حق ورود به معابد را نداشته اند که این رسم هماکنون در زورخانه ها باقی مانده و در آئین مسیحیت زنها امکان ورود به معابد و کلیساها را یافتند و یا اینکه قبل از اسلام ، اعراب دوران جاهلیت ، دختران را زنده به گور می کردند و این اسلام بود که توانست از این کار ممانعت به عمل آورده و در حقوق زنها تعدیل ایجاد کند .

زنان بویژه در سیصد سال اخیر در نقاط گوناگون جهان علیه بی عدالتی نسبت به خود و به دست آوردن حقوق قانونی خود به مبارزات سختی پرداخته اند که مهمترین آنها اینها هستند

به دست آوردن حق رای

حق انتخاب شدن در انتخابات گوناگون

حق تصدی بسیاری از مشاغلی که در گذشاه اونها رو تنها حق مردان می دانستند .

امروزه در ایران ، زنان و دختران بسیار فعالند و امید است هر چه بیشتر فعال شده و در حفظ و توسعهء حقوق خود کوشا باشند که از مهم ترین نتایج آن امکان استفاده از قاضی زن در شورای حل اختلاف و مشاور زن در دادگاه خانواده است

زنان نصف جامعهء ما را تشکیل می دهند

همین زنها هستند که تبدیل به مادران ما و بچه هایمان می شوند و برای هیچ کس ، شخصی عزیزتر از مادر را نمی توان پیدا کرد و مادر نقش بسیار مهم و اساسی در تربیت فرزندان و رفع کمبود احساس عواطف انسانی در کودک دارد

 

رزو زن را به تک تک زنها و دخترها و مادران گرامی تبریک گفته و امیدوارم روز به روز در جامعه فعال تر و بهتر عمل نمایند 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 1:30  توسط گارگین فتائی  | 

کنده کاری

کنده کاری

گارگین فتائی

 

تو کوچه ها و خیابونهای تهران همه جا رو کنده اند

به بهانه خط تلفن ،خط لولهء آب ، فاضلاب و هزاران دلیل دیگه

در کنار این کنده کاریها ماشین آلات سنگین خاک برداری هم پارک شده اند

توی این گیر و دار ، ماشین ها هم اکثراً توی خیابونها و کوچه های باریک ، دوبله پارک شده اند

اونوقت از هر دو طرف ماشین میاد و هر کدوم می خواد زود تر رد بشه

از لا به لای اونها هم موتوری می خواد رد بشه

حالا من هم از وسط اینها می خوام رد بشم

یه دفعه

بوق ، سر و صدا ، سر سام ، فحش ، ناسزا ، دعوا

دلم می خواد  داد بزنم

ههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

آخی راحت شدم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 19:5  توسط گارگین فتائی  | 

اگر شما بودید

 

اگر شما بودید

 

...........................................

............................................

...............................................

.................................................

..................................................

....................................................

.............................

 

جای این نقطه چینها خیلی چیزها میشه نوشت

اگه شما بودید جای این نقطه چینها چی می نوشتید؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 1:36  توسط گارگین فتائی  | 

اگه تو پیشم بودی

اگه تو پیشم بودی

گارگین فتائی

 

اگه تو پیشم بودی غم تو دلم وا نمیشد

تب تنهایی تو عمق روح من جا نمیشد

اگه تو پیشم بودی قشنگ ترین لحظه برام

لحظهء ریزش اشک بی کسیها نمیشد

اگه تو پیشم بودی اشک چشام خنده می شد

رخم از دل خوشیها و شادی آکنده می شد

اگه تو پیشم بودی دیگه غمی برام نبود

چون که غیر تو کسی تو دیدهء نگام نبود

اگه تو پیشم بودی خستگی از تنم می رفت

آه حسرت از فراغ تو کشیدنم می رفت

اگه تو پیشم بودی عشقمو می دادم به تو

تو دلم می کشیدم اون چهرهء قشنگتو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 23:52  توسط گارگین فتائی  | 

تو که جای من نیستی

 

 

تو که جای من نیستی

 تا ببینی من چی می کشم

خیلی راحته جای کسی نباشی

و در مورد اون نظر بدی

ازش ایراد بگیری

 و نصیحتش کنی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 20:18  توسط گارگین فتائی  | 

سفر در زمان!!!

سفر در زمان!!!

نوشته آقای محمد خطیبی

برگرفته از وبلاگ فوتون....Photon

http://photon2.blogfa.com/post-28.aspx

 

 

ستاره ها معمولا از تبدیل هیدروژن به هلیوم به وجود میان. درست و حسابی این قسمت در فیزیک پیش دانشگاهی صحبت شده.

این واکنش این قدر انرژی زا هست که ستاره های آبی و سفید و قرمز رو به وجود میاره. بسیاری از  این ها حجیم اند و. اصلا جاذبه رو این ها متعادل کردند( بنازم به ضرب شصت خدا با این خلقت بی نظیرش) .

این حجم عطیم ، موقع مرگ ستاره در یک گلوله ی مثلا توپ فوتبال جای می گیره. دقت کنید که چقدر اون گلوله پر چگالی میشه. غیر قابل تصوره! هر کی ادعای زور داره بره اون رو بلند کنه!!!

 این گلوله اونقدر جرمش زیاده که در ابعاد اختلال ایجاد می کنه و حتی در بعد زمان هم فشر وارد کرده و اون رو خمیده می کنه!( فقط به اسم کتاب استفان هافکینگ دقت کنید: جهان در پوسته ی گردو!)

اونوقت اتفاقات زمانی مختل می شه. این همون سیاه چاله ها هستند که کلی افسانه در موردشون وجود داره. این ها اونقدر قدرت دارند که نور رو هم در خودشون خمیده می کنن.( اصلا گفته می شه نیوتن از درخت سیب به جاذبه پی نبرد. اصلا نظریه ی نیوتن این نبود! اون بنده خدا می گفت هر چیزی جاذبه داره . البته هر چیزی که جرم داره. ( الله اکبر این طوری این تعادل خنثی شدن تمام این نیرو هاست. تصورش رو بکن) حالا کوه ها در زمین بسیار تاثیر گذار هستند.

اصلا جاذبه ی زمین تا حد زیادی مدیون این هاست. یکی از حرف های نیوتن هم بود که کوه ها میخ های زمین اند. حالا برید قرآن رو باز کنید و سوره ی نبا رو بیارید. ... والجبال اوتادا ... ( و کوه ها را میخ های زمین قرار دادیم!)خلاصه گفته می شه که اگر در اون سیاه چاله بیفتی به زمان دیگری سفر میکنی .

اما یک سوال : آیا سالم می مونی؟ به قطع یقین نه!!!

یکی دیگر از این راه ها تبدیل شدن به انرژی هست. موقعی که هر جسمی به سرعت نور نزدیک می شه جرمش بیشتر میشه( فکر کنم یکی از حرف های انیشنینه که زمان برای هر کس و در شرایط متفاوت مختلف می گذره و در حرکت زمان دیر می گذره!

حقیقت شاید این حرف ها در نگاه اول ساده بیاد و ملموس اما یک کم که کنکاش می کنی میبینی هیچی نفهمیدی!)

یکی می گفت که جدیدا به این تکنولوژی رسیدند که ماده رو به انرژی تبدیل کنند. اما دوستان بر عکسش تقریبا امکان نداره و اگر هم امکان داشته باشه موقع برگشت مثلا جای دست و پات عوض میشه! و کلا میمیری.

 اصلا سفر از این راه رو کلا بی خیال شید. انیشتین می گفت که سفر در زمان و رفتن به تاریخی دیگه غیر ممکنه ( ما در زمان حرکت می کنیم ها دقت کنید اما به عقب نمی تونیم برگردیم و به جلوتر هم نمی تونیم بریم. گفتم مگر از این دایره و ابعاد خارج شیم که امکان نداره!)

حالا می مونه بحث موازات بودن زمان. اگر فیلم پست چی سه بار در نمی زند آقای فتحی رو دیده باشید و یا فیلم های مشابه حرف من رو خوب متوجه میشید.می گه آقا در لحظه همه ی زمان های گذشته و حال و آینده دارن هم زمان حرکت می کنند و ممکنه که در جهانی دیگر منی مثل من وجود داشته باشه که عین من رفتار می کنه و ممکنه ما از خطوط جدا شده یه به خط دیگری بریم. ( اینا همش فرضیه است . و به قول انیشتین : خدا تاس نمی ریزد!!!) .

 یکی هم استیون هافکینگه که بحثش رو گفتم : چاله های زمان. ( که باز هم بعید دونسته می شه انسان سالم بمونه و اصلا یه همچین چیزی وجود داشته باشه)

 حالا خودتون قضاوت کنید. آقایی که تیپش مثل اون زمانی هاست و هیچکس از وجودش متحیر نشده و هیچکس نقلی ازش نکرده داره با گوشی موبایل حرف میزنه . تازه امواج هم بدون ماهواره ای به خوبی میرسه و صدا هم قطع و وصل نمی شه!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 19:26  توسط گارگین فتائی  |