گارنی GARNI
 
ارائهء نوشته ها، تحقیقات ، ترجمه ها و مقالات و نظرات و پیشنهادات در زمینه های گوناگون

جملاتی در بارهء خدا

 

 

آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ،

راحت تر می خوابند . . .

 

یک جمله زیبا از طرف خدا :

قبل از خواب دیگران را ببخش و

من قبل از اینکه بیدار شوید ،

 شما را بخشیده ام” . .

 

هنگام دلتنگي يه وقت نگي

 اي خدا؛ من يه مشکل بزرگ دارم،

بگو اي مشکل ؛من يه خداي بزرگ دارم

 

خدایا ، راهی نمیبینم ،

آینده پنهان است

اما مهم نیست

همین کافیست

 که تو راه را میبینی و من تو را . . .

 

 

خدایا

مارو ببخش

که در کار خیر

 یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم

 

 

چنان زندگی کن که

 کسانی که تو را می شناسند

 و خدا را نمی شناسند

بواسطه آشنایی با تو

 ، با خدا آشنا شوند . . .

 

 

عجیب است که پ

س از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم

بعد از چند روز به دوستی

بعد از چند ماه به همکاری

بعد از چند سال به همسایه ای

اما بعد یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم . . .

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه دوم آبان 1393 از سوي گارگین فتائی

آنچه که این هفته در ضمیمه فارسی روزنامه الیک می خوانیم ( پنج شنیه 1393/8/)

 

1: افتتاحیه چهل و ششمین دوره المپیک ارمنیان

 

2: نگاهی به کتاب غارت قرن نوشته آناهیت آسطویان

 

 

 

3: جزئیات جدید درباره ساخت فیلم سینمایی «بیمار» زندگی نامه موسیقیدان بزرگ ارمنی کومیتاس

 

 

 

4: در ادامه تهران گردی مسجد جامعی - بازدید مسجد جامعی از آرامستان ارامنه

 

 

5: دکتر آزین: همان طور که حکومت ها ملزم به رعایت کلیه پیمان های بین المللی پیشینیان خود هستند، مسئول اعمال آنان نیز می باشند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393 از سوي گارگین فتائی

نکاتی در مورد دعا

گارگین فتائی

 

1: سکوت هنگام خواندن دعا

قطعاً خواندن دعا بر انسان اثر عمیقی و آرامش یخشی می گذارد بویژه بر آنانی که به  دعا و خداوند اعتقاد دارند.

من خودم هر وقت وارد کلیسا می شوم بخصوص کلیساهایی که حالت سنتی تری دارند نظیر کلسیای خودمان یعنی حواری ارمنی و یا کلیسای کاتولیک و اگر آنزمان یک زمان خلوتی باشد با دعا کردن و خیره شدن به نقاشیها و دیوارهای تزئین شده کلیسا و تمرکز بر دعا حالات و احساس آرامش عجیبی به من دست میدهد .

در اروپا که بودم در وین پایتخت اتریش ، کلیساهای عظیم و باشکوه زیادی بود و البته مردم آنجا اکثراً کاتولیک هستند و کلاً کلیساهای کتولیک به تزئین کلیسا و چیدمان درونی و کلا معماری به کار رفته در آن اهمیت فراوانی می دهند و به همین دلیل است که در ساخت کلیساهای کاتولیک هنر بیشتری به کار رفته است .

وین دارای کلیساهای بزرگی است که معروفترین آنها اشتفان پلاتز است اما یکی دیگر از کلیساهای معروف آنجا کلیسائی است که در خیابان کپلر که در واقع بازار خرید میوه و خوراک  و پوشاک هم محسوب می شود قرار دارد .

با وجود سر و صدای زیادی که در اطراف این کلسیا هست دیوارهای آن به قدری ضخیم و بلند ساخته شده که وقتی شما وارد کلیسا می شوید هیچ صدائی از بیرون نمی شنوید و همین امر و بخصوص وقتی که شما تنها خودتان و یا دوسه نفر دیگر را در حال عبادت می بینید حضور خدا را گویا عمیق تر احساس می کنید.

به طور کلی در سکوت ،  انسان بهتر می تواند بیاندیشد و با معبود خود ارتباط معنوی برقرارکند تا اینکه در حالتی باشد که مدام او را صدا بزنند و از او چیزی بپرسند و یا سر و صداهای اطراف مزاحم عبادت وی شوند.

 

2: دعا خواندن در دل خود بهتر از با صدای بلند خواندن است

سر و صدای زیاد تنها مختص به محیط اطراف یک ننمازخوان یا دعا خوان نیست بلکه عده ای عادت دارند با صدای بلند دعا و نماز بخوانند مثلاً با صدای بلند به گونه ای که جلب توجه کنند و همین امر باعث حواس پرتی بغل دستی و اطرافیانش از تمرکز برای دعا خواندن به وی می گردد و جالب اینجاست که  این فرد حتی در صورت خیره شدن مردم هم بیشتر به این کار خودش ادامه می دهد و بیشتر خودنمائی می کند.

البته دعای دسته جمعی در کلیسا هست که تبعاً باید همراه با کشیش و ارگ کلیسا و گروه هم خوانان باشد در اینجا منظور دعاهای شخصی است که فرد انها را با صدای بلند می خواند.

این امر تنها مختص به مسیحیت نیست

من یادم است در خیابان انقلاب داشتم دنیال کتابی می گشتم که شخص مسلمانی در پیاده رو با صدای بلند که چه عرض کنم بسیار بلند نماز می خواند و مردم هم بهش خیره شده بودند.

 

3: دعا مختصر بهتر از دعای طولانی است

وقتی به کسی مثلا در کلیساهای مدرن تر می گویند شما یک دعا بخوان آن قدر برخیها این دعا را طولانی می خوانند و طول و تفصیلش می دهند که حوصله آدم را سر می برند و حتی در اثنای دعاهای خود دچار هیجانات و احساسات کاذب شده و شروع به داد و فریادها و قیل و قال های اضافی می کنند.

یک دعای مختصر بسیار بهتر از یک دعای طولانی است به دلائل زیر

1: خداوند از درون و بیرون ما آگاه است و نیازی نیست ما همه چیز را با جزئیات تمام و کمال هر روز برای وی توضیح دهیم و تکرار کنیم .

درواقع این نوع عبادت و دعا خواندن دقیقاً می شود همان دعاهای بت پرستان که مدام در برابر بتها حرفهای یکسانی را تکرار می کردند.

2: پر حرفی در دعا کردن باعث دوری و کشیده شدن سایرین از کلیسا و یا مکانهای عبادتی خواهد شد.

3: زیاده گوئی در دعا ممکن است باعث به زبان آوردن چیزهائی شود که در ظاهر به خاطر ستایش  پروردگار و مسیح و یا پیامبران است اما در اصل تعبیر دیگری از آن شود و بهتر است هر کاری در حداعتدال انجام گیرد و صحبت اضافه ای نشود.

4: دعاها معمولا به خاطر مسائل مختلف و نیازها و مشکلات گوناگون خوانده می شود و تبعاً برای یک امری که اهمیت بیشتر دارد باید دعای طولانی تری خوانده شود و برای امری که گر چه ممکن است برای یک فرد و یا اطرافیانش اهمیت داشته باشد اما در سطح عمومی نظیر کلیسا یا یک مکان عبادتی در حدی نباشد که یک دعای طولانی برای آن خوانده شود در حالی که کسانی که دعاهای طولانی می خوانند معمولاً  این قاعده را رعایت نمی کنند.

 

4: دعای بدون عمل همچون درخت میوهء بی ثمر

نکته دیگری که باید مطرح شود این است که بسیاری از خداباوران و ایمانداران گمانشان بر این است که برای هر کاری تنها خواندن دعا کافی است و دعا قدرتی دارد که دیگر هیچ کار دیگری لازم نیست.

به عنوان نمونه اگر کسی دارای بیماری روحی ویا جسمی است می گویند تو که به خدا ایمان داری چرا مثلا قرص اعصاب می خوری و این نشان دهنده این است که تو به قدرت شفای خداوند شک داری.

و یا وقتی کسی دچار مضیغه و گرفتاری مالی و یا بیکاری می شود می گویند دعا بخواند و خدا کمکت می کند و یا ما برایت دعا می خوانیم کارت درست می شود

اما بیائید رو راست باشیم

شما فرض کنید دو دسته دوست دارید که یک دسته از آنها از ایمان داران و مومنان و دسته دوم ازافراد دنیوی و عادی هستند شما مضیقه مالی و بیکاری خودتان را به هردو گروه این دوستان مطرح می کنید و آن قدر گرفتارید که مثلا خرج خودتان و خانواده تان هم در نمی اید و کرایه خانه عقب افتاده و مخارج ساختمان و پول آب و برق و بدهی بدهکاران همگی مانده است .

 گروه مومنین به شما می گویند برو دعا بخوان و ما هم برایت دعا می خوانیم تا برای تو کار و پول جور شود و گروه دوم که افرادی دنیوی هستند به اومی گویند ما برای تو کار پیدا کردیم  با حقوق متناسب  شما که گرفتاری مالی دارید نزد کدام یکی خواهید رفت تبعا نزد کسی که به شما کار و حقوق بدهد.

بله  دعا خوب و پسندیده است اما کافی نیست و نباید تنها به خواندن دعا اکتفا کرد اگر دعا بدون عمل باشد یک درخت میوه بی ثمر خواهد بود در واقع شما تبدیل به کسی می شوید که تنها حرف می زند و نسخه می پیچد اما عمل نمی کند.

متاسفانه طرز فکر خیلی از فرقه ها و عبادت گاهها این گونه است و بهتر بود به جای اینکه تنها بگویند بروید و دعا بخوانید کمکی به اینگونه افراد می کردند که این افرد که خود می خواهند در خدمت خداوند و ایمان وی باشند به دنیا و امور دنیوی کشیده نشوند.

در واقع این حرف که برو دعا بخوان علاوه بر اینکه امید را در مورد اینکه این نهادها کمک موثری به فرد بکنند از وی قطع می کند این سوال را نیز مطرح می کند که خودم هم می توانستم دعا بخوانم دیگر چه نیازی به شماها داشتم!؟

بنابراین دعا همواره و همیشه باید توام و همراه با کمک کردنها و خدمات شایسته به افراد نیازمند باشد و هر فردی باید تا هر چقدر که می تواند در کارهای نیک سهیم باشد.

این که می گویند به کارهای نیک به خدا نمی رسیم و شریعت تنها محکوم کننده است خوب با روح القدس این کارها را انجام دهید بعنی با پری روح شما نجات را دریافت کرده اید اما پری روح ثمراتی می آورد که اگر این ثمرات و نکوکاریها در اعمال و رفتار ما نمایان نشود نمی توانیم ادعا کنیم که از روح القدس پر شده ایم

 

5: برای راز و نیاز با خداوند نیازی به قالب  های خاصی نداریم

برخی از کلیساها و از جمله کلیسای حواری ارمنی دارای کتاب دعا هستند که برای اوقات مختلف روز و همچنین مشکلات مختلف دعاهای خاصی در آن نوشته شده است و در عوض کلیسای پروتستان معتقد است دعا نیازی به قالب ندارد بلکه انسان هر گونه که با خداوند صحبت کند خدا دعا و حرف او را خواهد شنید بنابراین این دعاها نیازی به قالبهای خاص ندارندو

این  موضوع را مولوی در شکل یسیار زیبایی در مثنوی معنوی خود در داستان موسی و شبان بیان نموده

زمانی که شبانی خداوند را طوری ستایش می کرد که انگار گوسفندان خود را می ستاید موسی به او گفت

این چه کفر است و چه ژاژ است و فشار

 پنبه ای اندر دهان خود فشار

شبان می گوئی

گفت ای موسی دهانم دوختی

وز پشیمانی تو جانم سوختی

خداوند به موسی می گوید

 تو برای وصل کردن آمدی

 نی برای فصل کردن آمدی

ما زبان را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393 از سوي گارگین فتائی

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ ...

http://mr-t.blogfa.com/post/27

 

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ ...

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ

 ﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯽ

 ﻭﮔﺎﻫﯽ ﺗﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ

 ﺩﻭﺳﺖ ﻣــــــــــﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ

 ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﯾﻢ

 ﺗﺎﯾﭗ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ

 ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻧﺒﻮﺩ

 ﺭﻭﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﻨﻮﺷﺘﯿﻢ

 ﻧﺎﻣﺖ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻫﺴﺘﯽ

 ﭘﺸﺖ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ

 ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪ،ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ،ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ،ﯾﺎﻣﯿﺨﻨﺪﺩ

 ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ

 ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽﻣﺮﺧﺼﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ

 ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻝ ﺧﻮﺩﺕ

 ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﭽﺮﺧﯽ

 ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺭﻣﺰ ﺩﺍﺭ

 ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ

 ﻗﺪﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪﻫﺎﯾﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﯽ

 ﺍﮔﺮ ﻫﻤﺪﻣﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻧﻤﯿﺸﺪﯼ

 ﺩﻭﺳﺖ ﻣــــــــــﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ

 ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﯿﺨﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯾﻢ

 ﺑﯿﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻭﺍﻋﺘﻘﺎﺩ

 ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ

 ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ﻣﻨﻄﻖ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ

 ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ / ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﻢ

 ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ....

ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﯼ ﻣـــــﺠﺎﺯﯼ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎﺷﺪ

 ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ

 ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻗﺪﺭ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393 از سوي گارگین فتائی

سخن و اندیشه

 

 

دل دچار آتش و شانه اسیر زلزله

کاش می‌شد با خودم احساس همدردی کنم

 

 

 

 

 

اگر عقل امروزم را داشتم کارهاي ديروزم را نمي کردم

ولي اگر کارهاي ديروزم را نمي کردم عقل امروزم را نداشتم

 

 

وقتی کسی شمارو " خر " فرض میکنه

بهترین حرکت اینه که بهش " جفتک " بزنین

دوستي و دشمني به زور نميشود

دوستي علاقه ميخواهد و دشمني بهانه

 

 

 

حواست به دلت باشد ......

ان را هر جایی نگذار!

این روزها دل را میدزدند

بعد که به دردشان نخورد

جای صندوق پست انرا در سطل اشغال می اندازند!

و تو خوب میدانی دلی که المثنی شد!

دیگر دل نمی شود.

 

 

 

بايد مغرور بود،

دور از دسترس،

بايد مبهم بود و سرسنگين!

خاكي كه باشي آسفالتت ميكنند و از رويت رد ميشوند...!!!

 

 

 

این روزها

یا به تو می اندیشم،

یا به این می اندیشم، که چرا !؟

به تو می اندیشم ...!!

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393 از سوي گارگین فتائی

یک لیوان شیر 

http://www.chess.com/blog/rezabarazandeh1375/content4

 

 

پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت هزینه تحصیل خود را به دست می‌آورد، روزی دچار تنگدستی و گرسنگی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار می‌آورد تصمیم گرفت از کسی تقاضای کمی غذا کند. در خانه‌ای را زد. دختر جوان زیبایی در را به روی او گشود. دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد. پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟

دختر جوان گفت: «هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می‌دهیم چیزی دریافت نکنیم

پسرک در مقابل گفت: «از صمیم قلب از شما تشکر می کنم

پسرک که «هاروراد کلی» نام داشت پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قوی‌تر حس می‌کرد بلکه ایمانش به خداوند و انسان‌های نیکوکار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.

سالها بعد زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری انتقال یافت. دکتر هاروارد کلی در مورد مشاوره وضعیت این زن فرا خوانده شد. وقتی او نام شهری را که زن جوان از آن آمده بود شنید برق عجیبی در چشمهایش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد بست هر چه در توان دارد برای نجات زندگی او بکار گیرد. مبارزه آنها با بیماری بعد از کشمکش طولانی به پیروزی رسید. روز ترخیص بیماری فرا رسید. زن با ترس و لرز صورت حساب را گشود. او اطمینان داشت باید تا آخر عمر برای پرداخت صورت حساب کار کند. نگاهی به صورت حساب انداخت. جمله‌ای به چشمش خورد: «همه مخارج بیمارستان قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393 از سوي گارگین فتائی

ساعت شعر: این سیاسی ست(طنز

علیرضا قزوه)

http://www.ghazveh.blogfa.com/post-245.aspx

 

ملا سوار خر شد گفتند این سیاسی ست

بایرامقلی پدر شد گفتند این سیاسی ست

در داستان گلعنبر نه بار بچه زایید

نه تا همه پسر شد گفتند این سیاسی ست

دل می خورند و قلوه، خوبان شهر با هم

تا شام ما جگر شد گفتند این سیاسی ست

هنگام آب خوردن دستم به مانعی خورد

لیوان ما دمر شد گفتند این سیاسی ست

یارو قمر قمر گفت گفتند بی خیالش

تا ماه ما قمر شد گفتند این سیاسی ست

دانشجویی ز کرمان از بخت بد هنر خواند

یک روز باهنر شد گفتند این سیاسی ست

یک چشم عمه چپ بود گفتند اجتماعی ست

بابا بزرگ کر شد گفتند این سیاسی ست

اشتر جملچه زایید گفتند این عجیب است

گاو حسن بقر شد گفتند این سیاسی ست

گفتند اعتراضات کار برنج هندی ست

کوبا پر از شکر شد گفتند این سیاسی ست

روزی کنار دریا موجی عظیم آمد

شلوار شیخ  تر شد گفتند این سیاسی ست

در فوتبال روزی دروازه بان زمین خورد

دردش که بیشتر شد گفتند این سیاسی ست

عطار نسخه ای بست گفتند شبهه ناک است

خیام کوزه گر شد گفتند این سیاسی ست

شاعر به فکر افتاد مردن چه چیز خوبی ست

آماده سفر شد گفتند این سیاسی ست

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393 از سوي گارگین فتائی

عاشقانه

 

 

عشق آمده تا سنگ محک را زده باشد

احسان اکایری

http://www.shereno.com/6971/6423/332955.html

 

عشق آمده تا سنگ محک را زده باشد

 

چون کوزه که ناگاه ترک را زده باشد

عشق آمده با خنده ی شیرین تو این بار

بر پیکر من چوب فلک را زده باشد

مقصود تو ای عشق کتک خوردن من بود

پس فرق ندارد که کتک را زده باشد

با شیوه ی لبخند تو فرض است که قناد

بر سینه ی دیوار الک را زده باشد

شیرینی و با اینهمه قندی که تو داری

لبهای تو باید شکرک را زده باشد

من کودکم آن کودک باهوش که یک روز

با دیدن تو قید پفک را زده باشد

آن گاه پس از رفتن ده سال به سنگی

تنها به هوای تو قلک را زده باشد

در فکر خودم غرقم و برخاست صدایی

معشوقه ی من کاش که تک را زده باشد

 

 

 

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

مهناز فرهودی

http://liking.blogfa.com/post/1005

 

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای...

و شاه بیت غزلهای حال من شده ای ...

چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض...

جواب حسرت این چند سال من شده ای...

چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد...

تو نا سروده ترین بیت فال من شده ای...

چقدر لکنت شب گریه رامجاب کنم...

خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای؟

هنوز نذر شب های جمعه ی من این است...

که اتفاق بیفتد حلال من شده ای...

که اتفاق بیفتد کنارت هستم...

برای وسعت پرواز بال من شده ای...

میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق تو...

شاعرانه ترین احتمال من شده ای...

مرا به دوزخ بیداری نیازی نیست...

عجب خواب قشنگی ست ؛مال من شده ای!...

 

 

 

 

رابطه

مجید فرخی

http://www.915915.blogfa.com

/

تا رابطه بین من و تو شکراب است

هر خاطره خوب تو مامور عذاب است

قرض الحسنه قلب خودم را به تو دادم

افسوس که چشمان تو هم عضو شتاب است

جالب تر از این نیست، در آغوش منی و

آغوش تو یاد آور سرمای سراب است

این دست خودم نیست که دنبال تو هستم

تقصیر دل بی پدر خانه خراب است

باید که ببینی دل من سوخت برایت

خر داغ نکردند و این بوی کباب است

خیرت برسد یا نرسد راضی ام از تو

وقتی به خدا شر تو هم عین ثواب است

 

 

 

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم

فریبا عباسی

http://asru.blogfa.com/post-594.aspx

 

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم

حالا که سهم من نشدی کم بیاورم

دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم

تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم

میخواستم که چشم تو را شاعری کنم

امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم

دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل

می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم

یادت که هست پای قراری که هیچ وقت.....

میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟

حتی قرار بود که من ابر باشم و

باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم

کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من

اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم

 

......

 

اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم

باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم

حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم

عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم

خود را عوض کنم و برایت به هر طریق

از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم

بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت

یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟

 

 

 

 

ساعتي نيست كه درشهر گرفتاري نيست

حسین جنتی

http://aram59.blogfa.com/8709.aspx

 

ساعتي نيست كه درشهر گرفتاري نيست

شهرغارت شده ونعره ي عياري نيست

نه زليخا و عزيزي ، نه ترنجي، نه كسي،

يوسف از چاه برون آمده،بازاري نيست!

حسن‌، آنست،كه در صورت بسياري هست،

عشق، چيزي است، كه در چنته ي بسياري نيست!

نه مغول،دست كشيده ست زخونخواري خويش،

مو به مو گشته ولي ،گردن ِعطاري نيست!

شيخ ما گشت پي ِ آدم و در شهر نبود،

گشته ايم از همه سو اينهمه را،(آري نيست)!

درقطاريم و به مقصد نگران، ناچاريم،

كوه ميريزد و دهقانِ فدا كاري ، نيست!

كاش آزادتر از خاك بيابان بوديم،

خرّم آن باغ كه در چنبرِ ديواري نيست

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

مزامیر   باب ۱۲

ای‌ خداوند نجات‌ بده‌ زیرا كه‌ مرد مقدّس‌ نابود شده‌ است‌ و امناء از میان‌ بنی‌آدم‌ نایاب‌ گردیده‌اند!

همه‌ به‌ یكدیگر دروغ‌ می‌گویند؛ به‌ لبهای‌ چاپلوس‌ و دل‌ منافق‌ سخن‌ می‌رانند.

خداوند همة‌ لبهای‌ چاپلوس‌ را منقطع‌ خواهد ساخت‌، و هر زبانی‌ را كه‌ سخنان‌ تكبرآمیز بگوید،

كه‌ می‌گویند: «به‌ زبان‌ خویش‌ غالب‌ می‌آییم‌. لبهای‌ ما با ما است‌. كیست‌ كه‌ بر ما خداوند باشد؟»

خداوند می‌گوید: «به‌ سبب‌ غارت‌ مسكینان‌ و نالة‌ فقیران‌، الا´ن‌ برمی‌خیزم‌ و او را در نجاتی‌ كه‌ برای‌ آن‌ آه‌ می‌كشد، برپا خواهم‌ داشت‌».

كلام‌ خداوند كلام‌ طاهر است‌، نقرة‌ مصفای‌ در قالِ زمین‌ كه‌ هفت‌ مرتبه‌ پاك‌ شده‌ است‌.

تو ای‌ خداوند ایشان‌ را محافظت‌ خواهی‌ نمود؛ از این‌ طبقه‌ و تا ابدالا´باد محافظت‌ خواهی‌فرمود.

شریران‌ به‌ هر جانب‌ می‌خرامند، وقتی‌ كه‌ خباثت‌ در بنی‌آدم‌ بلند می‌شود.

 

 

 

Փրկի՛ր  ինձ,  Տէ՛ր,  քանզի  սուրբ  չմնաց,  նուազեց  ճշմարտութիւնը  մարդկանց  որդիներիմէջ։

Ստութեամբ  խօսեց  մարդը  մարդու  հետ,սրտերը  հաղորդակցուեցին  նենգ  շրթունքներով։

Տէրը  կ՚ոչնչացնի  բոլոր  նենգ  շրթունքներն   ուլեզուները  մեծախօս,  5որոնք  ասացին.  «Երկարեցնենք  մեր  լեզուները,  մենք  շրթունք  ունենք,  արդ՝ո՞վ  է  մեր  տէրը»։

Աղքատի  տառապանքին  եւ  տնանկի  հեծութեան  համար  այժմ  ես  կ՚ելնեմ,  - ասում  է  Տէրը,  - կը  բերեմ  իմ  փրկութիւնը  եւ  վստահ  կը  լինեմ  նրանց  վրայ։

Տիրոջ  խօսքերը  սուրբ  խօսքեր  են,  ինչպէս  ընտիր  ու  փորձուած  արծաթ՝  եօթնապատիկ  մաքրուած  եւ  զտուած  հողից։

Դու,  Տէ՛ր,  պահպանեցիր  մեզ  եւ  փրկեցիր  այս  ազգից  մինչեւ  յաւիտենութիւն։  9Ամէն  կողմ  ամբարիշտներ  են  շրջում.  քո  բարձրութեան   համեմատ  դու  մեծութի՛ւն  տուր  մարդկանց  որդիներին։

 

 

Help, LORD; for the godly man ceaseth; for the faithful fail fromamong the children of men.

They speak vanity every one with his neighbour: with flatteringlips and with a double heart do they speak.

The LORD shall cut off all flattering lips, and the tongue thatspeaketh proud things:

Who have said, With our tongue will we prevail; our lips are ourown: who is lord over us?

For the oppression of the poor, for the sighing of the needy, nowwill I arise, saith the LORD; I will set him in safety from him that puffeth at him.

The words of the LORD are pure words: as silver tried in afurnace of earth, purified seven times.

Thou shalt keep them, O LORD, thou shalt preserve them from thisgeneration for ever.

The wicked walk on every side, when the vilest men are exalted.

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

چرا لغو کنسرت!؟

گارگین فتائی

 

 

 

کنسرت کیتارو که قرار بود در ایران برگزار شود  لغو شد.

سایت تهران تیک که مسئول فروش بلیط های این کنسرت است این اعلان را در سایت نوشته است

 

قابل توجه هنر دوستان گرامی :

باعرض پوزش به علت آماده نشدن برخی مجوزهای لازم جهت برگزاری کنسرت مورخ 27 مهرماه، این کنسرت برگزار نخواهد شد و متعاقباً طی هفته جاری مبالغ پرداختی همه عزیزانی که بلیط برای این تاریخ خریداری نموده اند عودت داده خواهد شد.

 

کیتارو یکی از بزر گترین آهنگسازان دنیاست که در ایران آوازه اش بیشتر به خاطر موسیقی متن سریال مستند جاده ابریشم و همچنین قطعهء  کاروانسراست.

علت لغو این کنسرت عدم کسب مجوزهای لازم اعلام شده هر چند که گفته می شود یکی از دلائل عمده آن  بدحجالی تماشاچیان و عدم رعایت شئونات اشلامی از سوی آنان بوده است.

کیتارو خود می گوید یکی از بزرگ ترین آروزهایش دیدار از ایران به عنوان یک کشور قدیمی درمسیر راه ابریشم بوده  و چنین رفتاری در خصوص یک اهنگساز بزرگ جهانی نوعی توهین به وی محسوب می شود.

او که در سطح جهانی دارای اعتبار است باید هم طراز با یک فرد معروف جهانی با وی برخورد شود .

کیتارو تحول نوینی در موسبقی مدرن ایجاد کرده است  و یا تلفیق موسییقی الکترونیک سینتی سایزر  با موسیقی سنتی و کلاسیک نوعی موسیقی اتمسفری و کلاسیک مدرن را بوجود آورده که گر چه مرتباً یک ریتم در یک آهنگ در اثارش تکرار می شود اما این تکرارها چنان ماهرانه و استادانه و زیبا هستند که هیچ گاه شنونده احساس خستگی نمی کند.

تبعا این رفتارها اثر سوء در برداشت وی از ایران خواهد داشت

از طرف دیگر بد حجابی و عدم رعایت شئونات اخلافی نباید باعث لغو کنسرت میشد چرا که این دو ربطی به هم ندارند و این امر نباید ارزش کار یک هنر مند بزرگ را با توقف مواجه سازد.

نظارت بر تماشاچیان وظیفه نهادهای مربوطه است و عدم توانائی در نظارت بر این امر و یا ضعف در این نظارت نباید باعث لغو یک کنسرت آن هم کنسرت کیتارو می شد.

آیا درست است  که یک اهنگساز جهانی که مرتبا کارهای وی در کشورهای مختلف پخش می شود و خود نیز دارای کنسرتهای متعدد در نقاط مختلف جهان بدون دغدغه بوده به ناگاه به او گفته شود که  اجرای شما مجوز لازم را در ایران نگرفته است ؟ آیا نهادهای مسئول برای اخذ مجوز به کیتارو بالاتر از او هستند که این صلاحیت را در خودشان دیده اند و یا اینکه  خود را برتر از نهادهای بین المللی موسیقی می دانند  چرا که آنها کیتارو را واجد صلاحیت میدانند و این حضرات نمی دانند.

موسیقی وی یک موسیقی پرمحتوا بوده و به هیچ عنوان مبتذل نیست علاوه بر اینکه تنها آهنگ بدون کلام است بدون خوانندگی کسی.

همه دوستداران موسیقی از این خوش حال یودند که بالاخره طلسم ممنوعیت ورود آهنگسازان و نوازندگان جهانی و معروف به ایران شکسته شد اما گویا این خواسته هم رویایی دست نیافتنی است.

واقعاً باعث تاسف و شرمساری است که با هنرمندان بزرگ جهانی در ایران این گونه برخورد می شود

 

 

در زیر قطعه کاروانسرا که یکی از معروف ترین قطعات ساخته وی است ارائه می گردد

 

Kitaro "Caravansary"

 

 

 

لینک دانلود این اهنگ

http://mp3skull.com/mp3/kitaro_caravansary.html

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

 

چرا باید امروز نیز وبلاگ بنویسیم؟

علیرضا شیرازی

http://shirazi.blogfa.com/post/381

 

آیا دوران وبلاگ نویسی به پایان رسیده است؟ آیا با وجود شبکه های اجتماعی پرمخاطب و محبوب همچنان باید به شیوه سنتی وبلاگ نوشت؟ آیا نوشتن در فیس بوک یا توییتر بهتر از نوشتن در وبلاگ نیست؟... اینگونه سوالات نه تنها در بین کاربران حرفه ای و روزنامه نگاران بلکه اکنون برای کاربران عادی نیز مطرح است، اما بگذاریم در روزی که به نام روز وبلاگستان فارسی معروف است و تاریخ شروع فعالیت رسمی اولین وبلاگ فارسی است نگاهی کنیم به اینکه چرا هنوز هم وبلاگ نویسی گزینه خوبی برای حضور در اینترنت و تجربه نوشتن است.

 

1. حضور بهتر وبلاگها در موتورهای جستجوگر

 با وجودی که هزاران کاربر در شبکه های اجتماعی مختلف می نویسند اما کافیست امروز نیز یک واژه را در گوگل یا هر جستجوگر دیگری جستجو کنید خواهید دید که همچنان بخش قابل توجهی از نتایج جستجو از وبلاگها هستند و دلیل آن ساده است دسترسی موتورهای جستجوگر به صفحات وبلاگها و نمایه سازی محتوای آنها بسیار ساده تر است و البته نکته مهم دیگر اهمیت و ارزشی است که موتورهای جستجو به آدرس هر وبلاگ میدهند.  در شبکه های اجتماعی مواردی چون تنظیمات حریم خصوصی و دسترسی به نوشته ها توسط کاربران، سیاستهای کاری یک شبکه اجتماعی ، ارتباط یک شبکه اجتماعی با موتور جستجوگر و ... باعث می شود که بخش قابل توجهی یا توسط موتورهای جستجوگر دیده نشوند و یا موقعیت مناسبی در نتایج جستجوگرها نداشته باشند.

 

2.نوشته های شما بیشتر خوانده می شوند

حقیقت آن است که بخش قابل توجهی از محتوای تولیدی کاربران در شبکه های اجتماعی در این سایتها دفن می شوند! اگرچه در موارد متعدد یک نوشته یا خبر خاص که توسط کاربری نوشته شده است به دفعات به اشتراک گذاشته شده است اما این تنها بخش کوچکی از محتوای تولیدی کاربران است. بخش بزرگی از محتوای تولیدی تنها توسط دوستان نویسنده و حاضر در آن شبکه اجتماعی دیده می شوند و از آنجا که تنها مطالب جدیدتر (نوشته شده یا به اشتراک گذاشته شده) در صفحات دوستان نویسنده دیده می شوند و معمولا شیوه دسترسی آسانی نیز به آرشیو مطالب در اکثر شبکه های اجتماعی پیش بینی نشده است،بخشی از نوشته ها حتی توسط دوستان نویسنده هم خوانده نمی شوند. از طرفی اکثر پلتفرمهای وبلاگ نویسی امکانات متعددی برای دسترسی به آرشیو و مطالب قدیمی تر وبلاگها فراهم میکنند و بطور مثال دسترسی به نوشته های چند سال قبل نویسنده در وبلاگش بسیار ساده تر و محتملتر از مشاهده مطالب قدیمی کاربری (فقط آنقدر قدیمی که در دیوار یا صفحه نخست پروفایل کاربر دیده نشود) در شبکه های اجتماعی است.

 

3.نوشتن در وبلاگ میتواند متفاوت باشد

 حضور در دایره دوستان مزایایی دارد، اینکه میتواند بیشتر از مسائل خصوصی خود بنویسید یا با محافظه کاری کمتری در مورد مسائل اجتماعی یا سیاسی اظهار نظر کنید و از این نظر میتوان گفت نوشته های کاربران در شبکه های اجتماعی بیشتر خودمانی است اما همین مشخصه بر نحوه، هدف و شکل مطالب نویسنده تاثیر می گذارد. اکثر کاربران در شبکه های اجتماعی متمایل به خصوصی نویسی می شوند و از طرفی هم تمایل به نوشتن مطالب طولانی و جدی در شبکه های اجتماعی کمتر است. نگاه به مخاطب در نویسنده وبلاگ با کاربر شبکه اجتماعی متفاوت است اکثر افراد حاضر در شبکه های اجتماعی دوستان خود را مخاطب نوشته هایشان می دانند اما در وبلاگها مخاطب میتواند هر کسی باشد و در موارد متعدد مطالبی را در وبلاگها میخوانیم که نویسنده حتی گوشه چشمی به مسئول دولتی دارد که ممکن است خواننده احتمالی مطلبش باشد.

 

4. وبلاگها محتوا محور و شبکه های اجتماعی فرد محور هستند

 نگاهی به تعداد دوستان یا دنبال کنندگان (فالور) کاربران مختلف در شبکه های اجتماعی داشته باشید حقیقتی که بسیار واضح است این است که تعداد دوستان کاربران شبکه های اجتماعی وابستگی زیادی به شهرت، جنسیت و تصاویر منتشر شده از فرد در پروفایلش دارد و اینگونه است که یک بازیگر یا فرد معروف پس از حضور در شبکه های اجتماعی بدون آنکه حتی مطلب خاصی نیز نوشته باشد یک شبه هزاران دوست یا دنبال کننده دارد اما در مورد وبلاگها قضیه متفاوت است، خواندن و دنبال کردن دائمی وبلاگها رابطه مستقیمی با محتوا و بروز بودن وبلاگ دارد و در واقع بیش از هر چیز انتظار کاربران از مشاهده وبلاگ خواندن محتوای آن است. بنابراین برای آنها که میخواهند به خاطر محتوا و نوشته هایشان مخاطب داشته باشند وبلاگها جای بهتری هستند.

 

5.وبلاگها میزبان بهتری برای محتوا

 اکثر شبکه های اجتماعی محتوا را در یک قالب خاص و یکسال نمایش میدهند و حتی انتظار کاربران این شبکه های اجتماعی نیز چنین است و شاید کمتر کسی باشد که انتظار داشته باشد که با رفتن به پروفایل یا صفحه هر کدام از دوستان یا کاربران آن شبکه اجتماعی ناگهان شکل و رنگ کل صفحه متفاوت شود. از طرفی شبکه های اجتماعی از لحاظ فنی مجبور به محدودیتهایی در امکانات شکل دهی محتوا هستند و بطور واضح امکاناتی که برای شکل دهی و رنگ بندی محتوا در شبکه های اجتماعی وجود دارد کمتر از پلتفرم های وبلاگ نویسی است. (برای مثال بسیاری از شبکه های اجتماعی امکان تغییر نام یا سایز فونت نوشته ها را نمیدهند و یا محدودیتهای در شکل نمایش لینکها،جدولها و.. دارند) استفاده از ویرایشگر قدرتمند تر در سرویسهای وبلاگ سنتی و همینطور امکاناتی که در انتخاب و تغییر قالب صفحه وجود دارد همچنان از مزیتهای است که وبلاگ نویسان در برابر کاربران شبکه های اجتماعی از آن بهره می برند.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

چند مشکل

گارگین فتائی

 

نبود تسهیلات برای ازدواج

نیازی به گفتن نیست که چه از بعد روان شناختی و چه دینی تاکید بر ازدواج شده و ادیان هم بر این امر صحه گذاشته اند.

البته درسته که شرط اول در هر ازدواجی عشق متقابل و دوجانبه است و حتی خیلیها حاضرند تنها با همین عشق و با کمترین توقعات با هم بسازند اما واقعیت امر اینه که نمیشه نقش پول رو در ازدواج نادیده گرفت.

بالاخره این زوح تازه مزدوج باید جائی رو برای زندگی اجاره کنند و شکم خودشون رو سیر کنند و از عهده مخارج آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت و غیره بر بیان.

از طرف دیگه اگه بچه ای وارد زندگیشون شد تبعا خرجوش بیشتر میشه .

بنابراین الان نمیشه تنها با شعار دادن ازدواج کرد .

از طرف دیگه در حال حاضر مخارج زندگی که ساده ترین نمونش پول پیش سرسام آور برای اجاره خونست انقدر بالا هست که خیلی از زوج ها نمی تونند بدون کمک نزدیکان خودشون از عهده اون بر بیان.

این در حالیه که چندین ساله که نهادهای مختلف دولتی و حکومتی بر امر ازدواج تاکید فراوان می کنند اما متاسفانه تسهیلات و امکاناتی که برای ازدواج در نظر گرفته میشه در حد هیچه.

نه تنها نهادهای مسئول بلکه تمامی بخش های دولتی و همچنین نهادهای مسئول اقلیتهای دینی هم باید تا حد امکان زمینه های لازم رو برای تداوم مالی یک ازدواج فراهم بیارند از در اختیار گذاشتن واحد های اجاره ای با میزان اجاره بهای کم گرفته تا تسهیلات مالی مختلف برای زوح های تازه مزدوج و فرزندان آنها در غیر این صورت ما همچنان شاهد افزایش تجردها و بالا رفتن سن ازدواج خواهیم بود.

 

2: فقر فرهنگی

متاسفانه حدود دو دهه است که ما در ایران و خیابونهای مختلف شهرها وبخصوص شهرهای بزرگ شاهد بی اخترامیها و تحقیرهای مردم به همدیگه تحت عناوین مختلفی هستیم.

از برخوردهای رانندگی و طعنه زدن ها در پیاده رو ها گرفته تا دعوا در صفها و چشم چرانیها در کوچه ها و یا چپ چپ نگاه کردنها و دعواها و تکه پرانیها به پسرها و دخترها و غیره.

تبعا ان نتیجه فقر فرهنگی است

فقر فرهنگی تنها مختص به محله های پائین شهر و یا مسافرکش های خطی و کارگران ساختمانی و یا حاشیه نشینها نیست بلکه این توهین ها و تحقیرها در محله های بالای شهر از سوی افرادی که ثروتمند هستند نیز نمایان است .

همچنین است این تحقبر ها و زخم زبانها و خرد کردن شخصیتها از سوی کارمندهای ادارات و اقشار تحصیل کرده جامعه.

بنابراین فقر فرهنگی ارتباط مستقیمی با فقر و ثروت مالی یا تحصیلات و موقعیت های شفغلی نداره بلکه این شرائط اجتماع و طرز نگرش اونه که در همه سطوح باید تغییر کنه.

 

3: یک نواختی جهانی

در ایران اکثرا از این می نالند که روزها یک نواخته و مثل هم داره می گذره اما واقعیت اینه که این یک نواختی گریبانگیر کل دنیا شده در اصل در آمریکا بیش از هر کشور دیگری این یک نواختی حساس میشه به نحوی که اگه شما در آمریکا بودید می گفتید بک نواختی ایران قابل مقایسه با یک نواختی اینجا نیست.

در واقع گویا انسان دست به هر کاری می زنه باز نمی تونه ایجاد تنوع کنه .

حتی وقتی چیزی یا حرفه ای ایجاد میشه بعد از گذشت زمانی اون هم تکراری و یک نواخت میشه.

نمونه بازرش خود اینترنت و کامپیوتره که اوائل چه آب و تاب و شور و شوقی پشتتش خوابیده بود اما موبایل و اینترنت و شبکه های اجتماعی هم بعد از گذشت مدت زمانی دیگه هیجانن قبل رو ندارن.

انسان باید دائما دنبال تنوع بگرده چرا که این تنوع ها بعد از مدتی تبدیل به یک نواختی میشند.

 

4: خاکستر شدن اثار تاریخی

هر وقت که توی اخبار مختلف می شنوم که داعش باز یه دست گل به اب داده انقدر از کشته شدن انسانها ناراحت نمیشم که از تخریب آثار تاریخی و باستانی.

شما حسابش رو بکنید یک تمدنی در هزاران سال قبل  برپا شده و برای دوام اثار این تمدن تلاشهای چندین و چند ساله و زحمتهای فراوان و صرف هزینه های هنگفت نگاه داری و مرمت این آثار شده که آخر سر داعش بیاد اونها رو با خاک یکسان کنه!.

حالا فکرش رو بکنید ما برای آیندگان خودمون اثاری رو به جا بزاریم

از کجا معلوم در آینده گروه تندورئی مثل داعش نیان و زحمات چندین و چند ساله ما رو تبدیل به پودر و خاکستر کنند!

 

5: افراط گرائی

ما در گوشه و کناار دنیا شاهد رشد گروه های مذهبی افراطی در همه ادیان هستیم از یهودیان افراطی گرفته تا گروهای شیعه و سنی افراطی در اسلام و مسیحیان افراطی و بودائیان افراطی .

این در حالیه که دنیای امروز دنیای تک وجهی و تک محوری نیست که تنها بتوان یک نوع اندیشه را بر آن حاکم ساخت.

در واقع دنیای کنونی دنیای تکثرها و تنوع هاست.

مذهبیون افراطی در هر چیزی با هم اختلاف داشته باشند و همدیگر رو قبول نداشته باشند در این امر متفق هستند که هر کس مرام خود را تنها مرام حق و درست دانسته و روشها و آئین های دیگر را غلط یا شیطانی یا کفر و نادرست دانسته و در واقع نوعی انحصار طلبی برای خود قائل بوده و به انحاء مختلف دیگران رو سعی در بی علاقه کردن به فرهنگ و ائین خود و گرابش به خودشان دارند و این البته روش بدون خشونت اونهاست اما عمئدتاً این گروهها بر اثر طرز فکر و عقیده برتری طلبی که در ذهن اونها القا شده است این حق رو برای خودشون قائلند که با پیروان ادیان و مذاهب دیگر مقابله کرده و به گمان خودشون بساط کفر و شرک و شبطان را براندازند.

یک مسیحی باید همسایه و همکار مسلملن خودم رو تحمل کنم و فرد مسلمان هم بیاد اونو تحمل کنه.

یک یهودی باید یک عرب و. یک عرب هم بیاد  یک یهودی رو تحمل کنه.

بودائیان و مسلمانان باید همدیگر رو تحمل کنند.

همچنین است اقوام مختلف مثل کردها و عربها و ترکها و افغانیها و آشوریها و ارمنیها و غیره همگی باید همدیگر رو تحمل کنند و این کاملا مغایر با افراطی گری است.

این افراطی گری از طرف مخالفان به مذهب و خدا و متافیزیک حتی شدیدتر از مذهبیون داره اعمال میشه و گویا جهان اون تعادل عقیدتی لازم برا ثبات و صلح پایدار رو داره از دست میده.

 

6: جواز خشونت

در جند سال اخیر متاسفانه در ایران شاهد اسید پاشیهای سهمگین از سوی افراد مختلف بخصوص نسبت به بانوان بوده ایم که دلائل مختلفی داشته که تعدادی از اونها شخصی بوده اما گویا در  این اواخر اسیدپاشی تحت عنوان مبارزه با بد حجابی در جامعه و از جمله در اصفهان رواج یافته .

البته بد حجالی بحث خودش رو داره اما اگر قراره کسی مجری قانون باشه این نهاد اجرائی و دستگاه قضائی و انتظامی کشوره نه اینکه افرادی خودسر تحت عقائدی افراطی خود راساً اقدام به اجرای قانون کنند اون هم بر اساس حرفهای شخصی که آتش کینه و نفرت و تعصب رو به جای خاموش کردن ، شعله ور تر و نیرومند تر هم کرده است.

این اعمال علاوه بر اینکه باعث رعب و وحشت شده یک جو اختناق فراهم میاره باعث دوری مردم از دین هم میشه چرا که اونها  مواجه با قرائت خشک و خشونت آمیز از دین می شوند

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

 

ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩاﻧﺸﻤﻨﺪاﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﭘﺲ اﺯ ﻣﺮﮒ ﺭا ﺛﺎﺑﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ

http://ingeniousinkling.wordpress.com/2014/10/07/%ef%ba%91%ef%ba%8e%ef%bb%bb%ef%ba%a7%ef%ba%ae%ef%bb%a9-%ef%ba%a9%d8%a7%ef%bb%a7%ef%ba%b8%ef%bb%a4%ef%bb%a8%ef%ba%aa%d8%a7%ef%bb%a5-%ef%ba%af%ef%bb%a7%ef%ba%aa%ef%ae%94%ef%bb%b2-%ef%ad%98%ef%ba%b2/

 

  !!دانشمندان آلمانی ثابت کرده اند که زندگی پس از مرگ وجود دارد

.گروهی از روانشناسان و پزشکان مرتبط با دانشگاه فنی برلین، پس ازآزمایش های بالینی اعلام کرده اند که نوعی از زندگی پس از مرگ وجود دارد

اﻳﻦ ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﺑﺤﺚ ﺑﺮاﻧﮕﻴﺰ اﺟﺎﺯﻩ ﻣﻴﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﺮاﻱ 20 ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻗﺒﻞ اﺯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺮﺩ.اﻳﻦ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺑﺮ 944 ﺩاﻭﻃﻠﺐ ﺗﻜﺮاﺭ ﺷﺪ و ﺷﺎﻳﻊ ﺗﺮﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮاﺕ ﻣﻴﺎﻥ ﺩاﻭﻃﻠﺒﺎﻥ ﺷﺎﻣﻞ اﺣﺴﺎﺱ ﺟﺪا ﺷﺪﻥ اﺯ ﺑﺪﻥ,اﺣﺴﺎﺱ ﻣﻌﺮاﺝ,ﺁﺭاﻣﺶ ﻛﻞ,اﻣﻨﻴﺖ,ﮔﺮﻣﺎ,ﺗﺠﺮﺑﻪ اﻧﺤﻼﻝ ﻣﻂﻠﻖ و ﺣﻀﻮﺭ ﻧﻮﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ اﺳﺖ

 

ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﻃﻮﻻﻧﻲ اﻳﻦ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺲ اﺯ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺟﺪﻳﺪ “ﺁﺗﻮﭘﻠﺲ” ﻣﻤﻜﻦ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻧﻮﻉ اﺯ ﺗﺠﻬﻴﺰاﺕ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺮاﻱ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ اﻓﺮاﺩﻱ اﺳﺘﻔﺎﺩﻩﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ 40 ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺗﺎ اﻳﻚ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩ اﻧﺪ.

ﺑﺮاﻱ اﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻟﻂﻔﺎ ﻟﻴﻨﻚ ﺯﻳﺮ ﺭا ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻴﺪ

http://worldnewsdailyreport.com/german-scientists-prove-there-is-life-after-death/

نقل قول:

 انسان دانا هرگزهمه چیز را نمی داند، این تنها احمق است که همه چیزرا می دانند

(ضرب المثل آفریقایی)

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

بررسی ریشه  شناختی واژه  های آرامازد، اهورامزدا و ماشتوتس

نویسنده: آنوشیک ملکی

فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره 66 - سال هفدهم - زمستان 1392

 

مسیر مهاجرت اقوانم هند و آریایی

 

 

آریایی ها، که در اصطلاح آن ها را اقوام هند و اروپاییان می نامند، در حدود دو هزار سال پیش از میلاد دست به مهاجرتی تاریخ ساز زدند و گروه های مختلفی از آنان در سرزمین های گوناگون پخش شدند. گروهی از آنان، که به فلات مرتفعی که امروزه به ایران موسوم است وارد شده و نام ایران را بر این سرزمین نهادند.[1] ارمنیان نیز همانند ایرانیان در حدود هزارۀ پنجم تا چهارم پیش از میلاد جزئی از خانوادۀ بزرگ هند و اروپاییان بودند. آنان از اواخر هزارۀ چهارم و در اوایل هزارۀ سوم پیش از میلاد از قوم مادر جدا شدند و به سوی منطقه ای که امروز ارمنستان غربی نامیده می شود (ناحیۀ وان که در حال حاضر تحت اشغال ترکیه است) مهاجرت کردند و با اتحاد با قبایل بومی منطقه و ایجاد دولتی واحد قوم خود را های و کشورشان را هایاستان نامیدند. [2]

 

 

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی
 

 

روزهای خوب هم میاد !!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

روز تربیت بدنی و خاطراتی از ورزش خودم

گارگین فتائی

 

 

شنیه بیست و ششم مهر معادل با هجدهم اکتبر در تقویم ایرانی روز تربیت بدنی معرفی شده.

نیازی به گفتن فوائد مختلف ورزش نیست.

اما این امر و تاکید بر اون لازمه که زندگی ماشینی و کم تحرکی و همچنین نوع غذاهای مصرفی باعث چاقی و افزایش متوسط وزن افراد  در کل جهان شده.

در این میان کشور آمریکا دارای بیشتری میزان اضافه وزن و چاق ترین افراد دنیاست که علت های اون زندگی ماشینی و کم تحرکی و همچنین استفاده زیاد از غذاهای فست فود و چربی دار و خوراکیهای هورمونی است.

بسیاری از بیماریهای بدنی بر اثر چاقی یا حاصل میشه و یا تشدید میشه از قیبل تنگی نفس ، دیسک کمر ، پا درد و حتی سکته مغزی و قلبی.

گفته میشه به ازای هر پوند اضافه وزن که معادل ششصد گرم میشه هفت پوند بر روی کمر فشار وارد میشه.

بنابراین نرمش و پیاده روی و ورزشهای صیح گاهی و دوندگی و رژیم های غذائی به شدت از سوی متخصصین تغذیه و پزشکان توصیه می شود.

من خودم از سن پونزده سالگی تا سی و پنج سالگی ورزش بدن سازی تمرین کردم یعنی حدود بیست سال.

البته اون زمان مثل الان باشگاههای بدن سازی جا نیافتده بود و کم بودند برای همین من هالتر و دمبل و وزنه و کمربرند ورزشی و صندلی بدن سازی و فنر و بارفیکس خریدم و باهاشون توی خونه تمرین می کردم.

 

 

چند تا کتاب ورزشی هم داشتم که من ودوستم که بعداً در جبهه ایلام شهید شد با هم بر اساس اون کتابها تمرین می کردیم که البته گویا از نوشته های آرنولد بود.

اون زمان ما عشق هیکل هم داشتیم یعنی اگه بگم عاشق این بودیم که هیکل باندازیم و هیکلمون رو نشون بدیم دروغ نگفتم.

البته عاشق این هم بودیم که هیکل زیبائی کاران معروف رو ببینیم

 

 

 

اما خوب وسائل ورزشی و دستگاههای بدن سازی تا این حد پیشرفت نکرده بود و ما بدون مربی تمرین می کردیم.

یا افزایش مشکلاات و جستجو برای کار و امتحانات مختلف برای ورود به بازار کار باعث شد که بین برنامه های منظنم بند سازی من وقفه ایجاد بشه.

در همین گیر و داربود که چی بگم که پدر عاشقی بسوزه.

آقا من عاشق یه دختری شدم که کمی بالاتر از ما مینشستند هر چند خودش روی خوش بهم نون نمیداد .

این نوع عشق هم فوائدی برای من داشت هم مضراتی فوائدش این بود که قریحه شعری و تجربه عشقی رو در من ایجاد کرد و مضراتش این بود که دلم به ورزش نمی رفت و حوصلش رو نداشتم.

این ماجرا گذشت و فراموش شد و اون دختر ازدواج کرد و من هم برای تجدید روحیه به ارمنستان رفتم ولی بعد از برگشتن چون خونمون رو عوض کردیم و رفتیم توی یه آپارتمان مثل سابق نتونستم منظم ورزش کنم اما ورزش رو قطع نمی کردم .

همین ورزش بود که تا حدی منو در برابر ناملایمات و تحقیرها و نایسامانیهایی که اطرافیانم برام ایجاد کرده بودند نگاه داشت و قدرت مقاومتم رو زیاد کرد و در اصل یکی از عوامل اصلی نشاط و شادمانی و دوری از افسردگی بود.

این وضع ادامه داشت تا اینکه من جذب و شیفته تحقیقات در مسائل مختلف اعم از حقوقی و غیر حقوقی و زبانی و غیره شدم و بیشتر وقتم رو توی کتاب خونه ها می گذروندم و بعدش هم که کامپیوتر وارد زندگیم شد ولی باز به طور غیر مداوم به ورزش ادامه می دادم.

اما عدم تداوم در ورزشهایی مثل بدن سازی باعث افت بدنی و از فرم افتادن هیکل و اندام میشه .

کم کم من جذب کامیوتر شدم کار به جای رسید که اکثر اوقات روز پشت کامپیوتر بودم چه به خاطر کار و یا تحقیق به حدی که یک روز نیمه شب حس کردم کمرم به شدت سنگین شده و قادر به حرکت نیستم مدتی یا درد شدید کمر توی خونه موندم . حدود یک ماه کمر درد داشتم تا اینکه دکتر گفت دیسک کمره و علتش این بود که من که چشمهام ضعیفه برای نزدیک کردن چشمهام به دسکتاب مرتباً کمرم رو خم می کردم خلاصه دکتر یه کورتون بهم زد و بعد خوب شدم اما بعد از مدتی آرتروز گردنم شروع شد که اون هم به خاطر استفاده نادرست و غلط نشستن پشت کامپیوتر بود اما درد گردن دردی نبود که به راحتی تسکین پیدا کنه این درد یک سال طول کشید و نرمشهای گردنی مختلف و فیزیوتراپی و ٱامپولهای مختلف و دکتر ارتوپد و همه این کارها رو کردم حتی باید گردنبند طبی می بستم که من خوشم نمی اومد و به جاش شال می بستم از این به بعد بود که بهم توصیه شد نباید ورزش سنگین بکنم اما ورزش سبک ایرادی نداره.

الان هم وقتی حس می کنم گردنم کمی اذیت میشه شال میبندم و اونو صفتش می کنم چون تجربه گردن درد رو دارم و می دونم چه در کشنده ای هست.

ورزش سیک رو هم مرتب باید انجام داد در غیر این صورت کسانی که کارشون تحرک کمتری داره مثلا کسانی که کارشون بیشتر با کامپیوتره مرتبا دچار چاقی خواهند شد و از بین بردن چاقی هم سالها وقت لازمه و داروهائی هم که تحت عنوان لاغری توی ماهواره یا جاهای دیگه تجویز میشه همش سرکلری و الکیه.

چاقی باعث زشت شدن ادم میشه بخصوص دخترهای چاق  جذابیت خودشون رو در نگاه جنس مخالف از دست میدن و اصطلاحاً از چشم اونها می  افتن .

ورزش یکی از یهترین وسیله های تقویت جسمی و رحی  در برابر بیماریهای مختلف است.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

دروغ ها

گارگین فتائی

 

 

دروغ است

خیلی چیزها دروغ است

وعده های توخالی

عشق های پوشالی

دوستی های زغالی

دیدارهای سال به سالی

 

.

.

.

.

دروغ است

خیلی چیزها دروغ است

طینت های رنگینه

رویاهای دیرینه

چهره های نقشینه

صورت های زرینه

.

.

.

.

 

دروغ است

خیلی چیزها دروغ است

لطف های سر کاری

تعارف های بازاری

سر قبرها گریه زاری

حرف های شعاری

.

.

.

.

 

دروغ است

خیلی چیزها دروغ است

ادعای اصالت

دنیای پر کسالت

لحظات بطالت

روشن فکران ضلالت

.

.

.

.

 

 

دروغ است

خیلی چیزها دروغ است

عبادت های تزویری

تاریخ گذشته های تعمیری

تحصیلات تخمیری

قرائت های تفسیری

.

.

.

.

 

دروغ است

خیلی چیزها دروغ است

مظهرهای حماقت

معیارهای رفاقت

روح راستی و صداقت

انسان  نماهای بلاهت

.

.

.

.

دروغ است

خیلی چیزها دروغ است

اصول کار گزینی

آموزشهای تضمینی

جنس تقلبی چینی

داروهای تسکینی

.

.

.

.

 

دروغ است

خیلی چیزها دروغ است

تو بشنو و باور نکن

عمرت را با آنها سر نکن

اوقاتت را تلخ تر نکن

وجودت را بی ثمر نکن

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

داستان‏ های محلی و ریشه‏ یابی ‏های مردمی از چند اسم ‏مکان در ارمنستان

نویسنده: بهارک مهدی[1]‏

فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره 66 - سال هفدهم - زمستان 1392

http://www.paymanonline.com/article.aspx?id=72E1DE72-88DC-4472-B4FD-07213A27B10F

 

 «جای  نام» یا «اسم  مکان»[2] عبارت است از نامهای گیتا شناختی و جغرافیایی مانند نام کشور ها، شهر ها، دریا ها، رود ها، کوهها، تپه ها و مانند آن که بر دو دستۀ پدیده های طبیعی و پدیده های ساختگی تقسیم میشوند. علم ریشه شناسی[3] اسم  مکانها دانشی است که به مطالعه بر روی منشأ کلمات و تغییرات واژه هایی میپردازد که برای نامیدن یک پدیدۀ طبیعی یا ساختگی به کار رفته اند. در حقیقت، زبان شناسان، با تحقیق بر روی تغییرات آوایی و ریشه یابی معنی و مفهوم واژگان در دوره‌ های مختلف تاریخی، تغییرات واژگان را در انتقال شفاهی یا کتبی از یک زبان به زبان دیگر بررسی می‌کنند چراکه این واژهها تاریخ یک منطقه و تحولاتی را که در آن روی داده با خود حمل میکنند. این واژه ها به مثابۀ کلمات اسرارآمیزی هستند که با گشودن رمز آن ها پرده از اسرار تاریخی و اجتماعی یک مکان برداشته میشود.

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

مرکز توان بخشی آگونـک[1] ‏

فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره 66 - سال هفدهم - زمستان 1392

http://www.paymanonline.com/article.aspx?id=87283CFF-9B8B-45F9-814D-34157A7AF151

 

 من را باور کن من هم می  توانم آنچه را که تو می  توانی...

مرکز توان بخشی آگونک به همت خانم مارتا هوسپیان و با همیاری گروهی از اولیای کودکان و نوجوانان ارمنی[2] دارای معلولیت های ذهنی و جسمی و با نیت انجام اقداماتی به منظور ترمیم كاستی ها و رشد توانایی های معلولان ارمنی، در 12 خرداد 1377ش (2 ژوئن 1998م)، در تهران گشایش یافت.

کلمۀ آگونک در ارمنی به معنای سرچشمه است و مرکز توان بخشیآگونک نیز به واقع سرچشمه ای برای تأمین نیازهای جسمی، ذهنی و عاطفی این عزیزان است.

ایجاد محیطی صمیمی برای آموزش و توان بخشی تخصصی به كودكان و نوجوانان استثنایی ـ كه به لحاظ ویژگی های خاص ذهنی، ‌جسمی، عاطفی و روانی نیازمند توجه وحمایت بیشتری در برخورداری مطلوب از تسهیلات و امكانات مختلف جامعه و ‌آموزش و پرورش هستند ـ و تأمین امكانات ضروری برای خروج آنها از حاشیۀ زندگی اجتماع از اهم اهداف مركز آگونك بوده است.

مركز توان بخشی آگونك، با اعمال روش های درمان تخصصی و اجرای برنامه های ویژه برای ارائۀ محصولات تولیدی اعضای معلول خود به اجتماع، همواره سعی در توان بخشی و حرفه آموزی به این توان خواهان معصوم داشته و با عرضۀ نتایج پربار خدمات خود در طول پانزده سال فعالیت سبب جلب حمایت شمار بسیاری از نیکوکاران جامعۀ ارمنیان ایران شده است.

در سه سال نخست شروع به کار مرکز، فعالیت های آن در منزل مسکونی خانوادۀ هوسپیان صورت می گرفت. سپس، در 1381ش با پیشنهاد و حمایت اسقف اعظم سبوه سرکیسیان، خلیفۀ ارمنیان تهران، به ساختمان فعلی واقع در محوطۀ کلیسای حضرت مریم مقدس منتقل و سبب شد تا مسئولان این مرکز بتوانند فعالیت های آن را هرچه بیشتر در راستای تربیت فرهنگی این عزیزان گسترش دهند.

در حال حاضر مرکز آگونک شش روز در هفته از ساعت هشت صبح تا دو بعد ازظهر فعالیت دارد. این مرکز هیچ گونه محدودیتی برای پذیرش مراجعه کنندگان ندارد و با در نظر گرفتن این امر که مرکز آگونک تنها مرکز خدمت رسانی به افراد آهسته گام ارمنی در کل ایران است سعی دارد تا در حد امکانات خود پذیرای کلیۀ مراجعه کنندگان (در هر ردۀ سنی و با هر نوع معلولیتی) باشد.

از آغاز به کار این مرکز تا شهریور 1389ش مدیریت آن بر عهدۀ خانم مارتا هوسپیان بود و از آن پس تا کنون خانم آنگینه مارکاریان عهده دار این سمت هستند.

مرکز آگونک هم اکنون دارای دوازده مربی تمام وقت، پنج مربی نیمه وقت و چهار متخصص است. در این مرکز، نسبت به دانش و مهارت مربیان توجهی خاص وجود دارد و مربیان و معلمان، طبق برنامه های مدون، به كلاس های گروهی و تخصصی اعزام میشوند.

کلیۀ مراجعهکنندگان در سه گروه طبقهبندی میشوند:

 بخش مهد کودک و پیشدبستانی که هم اکنون دارای شش دانشآموز است،

 بخش ابتدایی که شامل هشت دانشآموز است

بخش حرفهآموزی (کارگاه) که بیشترین تعداد مراجعه کنندگان را دربر می گیرد و شامل 21 نفر است.

 کلیۀ آموزش های این مرکز به شکل رسمی و بر اساس کتاب های آموزش و پرورش کودکان استثنایی صورت می گیرد.

پذیرش معلولان از قشرهای گوناگون اجتماع، از سنین كودكی تا جوانی و با درجه های مختلف معلولیت منجر به احساس نیاز به تخصیص برنامه هایی جداگانه و گوناگون برای هر کودک و نوجوان معلول شده است.

برای احیای شخصیت و حس خودباوری بیماران با سنین بالاتر طبق برنامه ای خاص و با پرداخت حق الزحمه، آنان را به ارائۀ کمک، همكاری و خدمت به بیماران جوان تر فرا می خوانند. این روش برخورد با بیماران سبب تسریع در توان بخشی بزرگسالان می شود و میتواند به منزلۀ نمونه ای موفق در مراكز مشابه در كشور به كار گرفته شود.

در بخش کارگاه، کارهای دستی و هنری از قبیل گلدوزی، کار با چرخ خیاطی، نقاشی برروی پارچه، اره کاری چوب و مس، کار برروی چرم، کار برروی شیشه با فنون مختلف و درست کردن زیورآلات آموزش داده می شود. در گذشته، قالی بافی و قلم زنی هم جزو فعالیت های کارگاه بوده که درحالحاضر این بخش دایر نیست. کلیۀ اجناسی که در این کارگاه تولید می شود در نمایشگاه و بازارچۀ خیریه ای که هر سال به مدت سه روز در ماه های آذر یا دی در مرکز برگزار می شود در معرض دید بازدیدکنندگان قرار می گیرد و درآمد حاصل از آن برای تأمین نیازهای مرکز استفاده می شود.

مهم ترین بخش فعالیت های مرکز مربوط به بخش توان بخشی و شامل فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و کاردرمانی است. هدف از این فعالیت ها بالا بردن سطح توانایی و کارکرد معلولان مرکز است تا آنان را برای زندگی هرچه مستقل تر آماده سازند.

در این مرکز، نقاشی، آواز، موسیقی و حرکات موزون آموزش داده می شود که هدف از آن، به غیر از جنبۀ درمانی، آشنا کردن معلولان با فرهنگ خودشان است.

کلیۀ اعیاد دینی و مذهبی کلیسای ارمنی به شکل نمادین در مرکز جشن گرفته می شود. همچنین، یک روز در هفته کلاس های دینی برای دانش آموزان برگزار می شود که هدف از آن آشنا کردن این عزیزان به زبان بسیار ساده با مفاهیم، اصول و مبانی دین مسیحیت است.

از آنجا که مرکز آگونک یک مرکز خیریۀ غیر دولتی است کلیۀ هزینه های آن با کمک افراد خیر تأمین می شود که شامل کمک های نقدی و غیر نقدی مشتمل بر وسایل مربوط به توان بخشی، نوشت افزار و کلیۀ لوازم صوتی ـ تصویری و دیگر وسایل مورد نیاز مرکز است.

مرکز، برای تأمین بودجۀ سالیانۀ خود، بیشتر با شرکت ها و انجمن های خیریۀ مختلف در ارتباط است که به شکل دائمی و سالیانه کمک های نقدی و غیر نقدی خود را به این مرکز اهدا می کنند.

مركز توان بخشی آگونك سعی در گسترش هرچه بیشتر این ارتباطات و آشنا کردن افراد و نهادهای بیشتری با این مرکز دارد و در این راستا فعالیت های تبلیغاتی و اطلاع رسانی خود را از طریق روزنامۀ آلیک و پست الکترونیکی و پایگاه اینترنتی مرکز انجام می دهد.

امیدواریم تا با کمک و همیاری افراد خیر بتوانیم گامهای بزرگتری در راه خدمت به این افراد و در جهت پیشرفت هرچه بیشتر آنان برداریم و با بهره گیری از تمامی امکانات موجود آیندۀ درخشان و امیدوارکننده ای را برای این عزیزان و خانواده هایشان رقم زنیم و به هدف مرکز، که همانا شکوفایی و استقلال آهسته گامان است، نزدیک تر شویم.

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

روز جهانی غذا

world food day

جمع آوری از گارگین فتائی

 

 

 

 

 

تاریخ

۱۶اکتبر

روز جهانی غذا سالروزی مقارن شانزدهم اکتبر است که به افتخار تاسیس سازمان فائو در سال ۱۹۴۵نامگذاری شده و در سراسر جهان گرامی داشته می‌شود. این روز توسط بسیاری از سازمان مرتبط با امنیت غذایی، از جمله برنامه جهانی غذا و صندوق بین‌المللی توسعه کشاورزی نیز جشن گرفته می‌شود.

شعار روز جهانی غذا در سال ۲۰۱۴کشاورزی خانوادگی است: "تغذیه جهانی، مراقبت از زمین".

اولین بار سازمان ملل در سال 1945 پیشنهاد کرد 16 اکتبر هر سال مطابق با 24 مهر ماه بعنوان روز جهانی غذا بمنظور توجه دادن جهانیان به مسئله مهم غذا انتخاب شود. ولی تصویب این روز بعنوان روز جهانی غذا در نوامبر 1972 در بیستمین کنفرانس کشور ها که با شرکت اعضای سازمان خوارو بار و کشاورزی FAO تشکیل شده بود توسط دکتر پال رومانی وزیر بهداشت مجارستان که ریاست این کنفرانس را بعهده داشت اعلام شد . از آن به بعد هر سال 150 کشور جهان این روزرا برای توجه دادن جهانیان به سایه سیاه فقر و گرسنگی که عده ای را از داشتن حد اقلی از غذا که بتواند سلامت آنها را تضمین کند محروم می‌کند معطوف داشتند .

از آن سال تا کنون هر سال عنوانی برای ا ین روز توسط فائو انتخاب می‌شود تا در بین کشور ها در زمینه های مرتبط مانند سوتغذیه ، گرسنگی و پیدا کردن راه حل ها در سطح جهان و منطقه بحث و تبادل نظر صورت گیرد و اقدامات موثری برای کاهش تعدادگرسنگان صورت گیرد ولی با وجود این تلاش ها تخمین زده می‌شود

روز جهانی غذا اهداف زیر را دنبال می‌کند

· تشویق و تحریک ملت‌ها ، سران دولت ها، مراکز بین المللی و نهاد های غیر دولتی به افزایش تولید محصولات کشاوورزی برای پایان دادن به گرسنگی

· تشویق به برقراری ارتباط کشورهای در حال توسعه برای همکاری‌های اقتصادی و کشاورزی و حمایت های متقابل فنی برای افزایش محصول

· تشویق روستائیان و خصوصا زنان به مشارکت در تصمیم گیریهایی که شرایط زندگیشان را بهبود می‌بخشد

· افزایش اگاهی عمومی ملل و توجه دادن انها به مسئله گرسنگی در جهان

· تشویق انتقال تکنولوژی به جهان در حال توسعه

· بجوش اوردن همت و مسولیت بین المللی و ملی برای جنگ علیه گرسنگی ،سوتغذیه وفقر و جلب توجه به تولید و توسعه کشاورزی پایدار

 

۲۵مهر ماه سالروز جهانی غذا، روز همدردی با انسان هایی که از ابتدایی ترین حق خود محروم هستند، روز تداوم شکرگزاری از نعمت های سرشار الهی و همدردی با گرسنگان جهان را گرامی می داریم.

در حال حاضر بالغ بر ۸۰۰میلیون مرد، زن و كودك در دنیا هر شب گرسنه سر بر بالین دارند. گرسنگی نه تنها باعث كوتاهی عمر می گردد بلكه خسارات جبران ناپذیری به صلح، آرامش و رفاه ملت ها وارد می سازد. این پدیده نیاز به عملیات عاجلی دارد كه تنها تهیه غذا نبوده، بلكه ریشه یابی علل گسترش جهانی گرسنگی، پایداری و تداوم آن است. آگاهی مردم درباره مسائل گرسنگی، كمبود و عدم امنیت غذایی به عنوان اولین قدم ماندگار در خلق دنیایی بدون گرسنگی می باشد. جشن روز جهانی غذا با هدف افزایش آگاهی عموم و تفهیم دنیای گرسنگی، سوء تغذیه و فقر در ۱۵۰كشور در سراسر دنیا برگزار می شود.

غذای سالم و حلال، هدیه ای بهشتی است که خداوند برای بندگان خداجوی خود فرستاده است. مؤمنان راستین، آن را وسیله ای برای شکر گزاری و عبودیت بیشتر می دانند. هر لقمه از آن میخورند، به یاد محرومان و گرسنگان نیز هستند.

امروز روز جهانی غذاست و سمینارها و کنفرانس های مختلف برای رسیدگی به گرسنگان پنج قاره از جهان برپا می شود؛ اما هنوز چشمان بی رمق گرسنگان این کره خاکی، به دستان زراندوز و بدن های فربه برگزار کنندگان این اجلاس دوخته شده است. ناله های بیدادگر فقر، همچنان بلند است و فقط شعارهای زیباست که به یاری آن ها می شتابد. هزاران تن گندم به دریاها ریخته میشود؛ اما به ناله گرسنه آفریقایی با قرص خشکیده ای از نان پاسخ داده نمی شود. جهان در روز جهانی تغذیه، توهمی از حقوق بشر را به تماشا نشسته است.

روز جهانی غذا، روز همدردی با گرسنگانی است که از ابتدایی ترین حق زندگی محروم اند و در این محرومیت، دستان بی توانشان از دامان زندگی کوتاه می شود. قدر غذا، این نعمت آغازین خلقت را بدانیم و با مصرف درست و عدم اسراف، با گرسنگان جهان همدردی کنیم. هنگام دور ریختن غذا به این بیندیشیم که این غذا می تواند گرسنه ای را برای یک روز هم که شده از گرسنگی و مرگ نجات دهد. از مصرف بی رویه غذا بپرهیزیم.

جهان در ضرب آهنگ گام های هولناک و ویرانگر فقر و گرسنگی فرو رفته و آشوبی از حسرت یک تکه نان و مقداری آب به پا شده است. دور نمای دل انگیز و زیبای شهرهای بزرگ و آسمان خراش های غول آسا، منظره ای از پیشرفت انسان مدرن را به تصویر می کشد؛ اما در پای این آپارتمانهای سر به فلک کشیده، برخی از گرسنگی، توان فرار از چنگ مرگ را ندارند. روز جهانی غذا تلنگری برای بیداری وجدان های به خواب رفته و شکم های برآمده است که به خود آیند و صدها هزار هم نوع را از چنگال این هیولای هولناک نجات بخشند.

 

شار روز جهانی غذا در سال 2014 اعلام شد

نماينده فائو در ايران اعلام کرد:

 

تأمين غذاي جهان و مراقبت از زمين شعار روز جهاني غذا در سال 2014

نماينده سازمان خارو بار و کشاورزي ملل متحد (فائو) گفت: کشاورزي خانوادگي شامل تمام فعاليت هاي کشاورزي خانواده بنيان است و با حوزه هاي متعددي از توسعه روستايي مرتبط مي باشد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري موج، سرج ناکوزي، نماينده سازمان خوارو بار و کشاورزي ملل متحد (فائو)، به مناسبت روز جهاني غذا با بيان اين مطلب اظهار داشت: با توجه به اهميت کشاورزي خانوادگي در ايجاد امنيت غذايي و تغذيه، مديريت منابع طبيعي و اقتصاد محلي شايد در اين برهه از زمان پرداختن به مقوله نقش خانواده هاي کشاورز در زنجيره ارزشي توليدات کشاورزي و پيش بيني و تبيين سياست ها و برنامه هاي مشخص و استراتژي هاي مؤثر از اهميت دوچنداني برخوردار باشد.

وي افزود: ما ديگر نمي توانيم به مدل نهاده محور با هدف افزايش توليد محصولات غذايي تکيه کنيم ما نيازمند تغيير جهت به سمت سيستم هاي سالم تر و پايدارتر غذايي هستيم.

اين عضو سازمان ملل تأکيد کرد: ما نيازمند بهره گيري از نهاده هاي کمتر در کشاورزي و به ويژه آب و مواد شيميايي هستيم به گونه اي که کشاورزي، جنگل داري و شيلات را در مسير بلند مدت پايدار و بهره ور قرار داريم.

وي تصريح کرد: چنانچه در پي پيروزي در جنگ عليه گرسنگي هستيم بايد يک تغيير در رويکرد را به صورت کاملاً حياتي انجام داده و همچنين تا حد زيادي از مشارکت اجتماعي و نقش ارزشمند خانوده هاي کشاورزان نيز حمايت کنيم.

وي خطاب به شرکت کنندگان در اجلاس روز جهاني غذا در وزارت کشاورزي گفت: گمانه زني هاي اخير در خصوص مقوله گرسنگي نشان مي دهد که نزديک به 800 ميليون نفر در جهان از گرسنگي شديد رنج مي برند و بيش از نيمي از جمعيت جهان با شکل هاي مختلف سوء تغذيه، از جمله تغديه ناکافي، کمبود ريز مغذي ها و چاقي دست و پنجه نرم مي کند.

وي ادامه داد: بر همين اساس نياز مبرمي در افزايش توليد محصولات کشاورزي افزون بر 60 درصد جمعيت پاسخگويي به جمعيت جهان که در سال 2050 به بيش از 9 ميليارد نفر مي رسد وجود دارد.

اين مقام مسوول در سازمان ملل با اشاره به اينکه سرانه دسترسي به غذا بالغ بر 40 درصد در چهار دهه اخير افزايش پيدا کرده است، گفت: فائو افتخار دارد که در اين موفقيت نقش چشمگيري را ايفا کرده و با اين وجود ما همچنان به افزايش توليد محصولات غذايي؛ به ويژه در کشورهاي فقير و در حال توسعه نيازمند هستيم.

نتايج پژوهش‌هايي که سازمان ملل انجام داده است نشان مي‌دهد20 درصد جمعيت جهان در فقر مطلق زندگي مي‌کنند. به گزارش يورونيوز، با وجود تلاش‌هايي که در چارچوب اهداف هزاره براي ريشه کني فقر در جهان انجام گرفته است هنوز بيست درصد از جمعيت جهان در فقر مطلق زندگي مي‌کنند. سازمان ملل با اجراي اهداف هزاره که براي سال دو هزار و پانزده تعيين شده بود اميدوار بود از ميزان فقر به طور قابل توجهي بکاهد. با توجه به موفقيت آميز نبودن اين اهداف،اتحاديه اروپا اکنون به فکر آن افتاده است که اهداف ديگري براي دهه آينده به منظور کاستن فقر در جهان تدوين کند و به اجرا گذارد. اين برنامه قرار است هفته آينده در سطح وزيران اتحاديه اروپا به بحث گذاشته شود.معاون دبيرکل سازمان ملل ونمايندگان سازمان‌هاي غير دولتي نيز در اين نشست شرکت خواهند کرد.

 

 

منابع

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%BA%D8%B0%D8%A7

 

http://vista.ir/article/236848/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7

http://khc.kums.ac.ir/fa/home/monasebathaibehdashti/nutrionday

 

http://www.ghatreh.com/news/nn22604983/%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D9%84

http://mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=165704

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

 

Memory

خاطره

Andrew Lloyd Webber

آهنگساز اندرو لوید وبر

based on T. S. Eliot's poems

شاعر : تی اس الیوت

 

ترجمه متن از گارگین فتائی

 

لینک دانلود ترانه

http://www.mp3olimp.net/cats-memory/

 

 

 

Midnight

Not a sound from the pavement

Has the moon lost her memory

She is smiling alone

 

In the lamplight

The withered leaves collect at my feet

And the wind

begins to moan

 

Memory,

all alone in the moonlight

I can dream of the old days

Life was beautiful then

I remember the time I knew what happiness was

Let the memory

 live again

 

Every street lamp seems to beat

A fatalistic warning

Someone mutters and the street lamp sputters

Soon it will be morning

 

Daylight

I must wait for the sunrise

I must think of a new life

and I mustn't give in

 

When the dawn comes

Tonight will be a memory too

And a new day

 will begin

 

Burnt out ends of smoky days

The stale court smell of morning

A street lamp dies

Another night is over

Another day is dawning

 

 

Touch me,

It is so easy to leave me

All alone with the memory

Of my days in the sun

 

If you'll touch me,

You'll understand what happiness is

Look, a new day

has begun...

 

 

نیمه شب

هیچ صدائی از پیاده رو نمی آید

ماه ، خاطره اش را گم کرده است

او یکه و تنها لبخند می زند

و در شب هنگام

برگهای پزمرده در زیر پای من جمع می شوند

و باد شروع به نالیدن می کند

 

 

خاطره

همگی در تنهائی مهتاب

من می توانم رویای روزهای قدیمی را داشته باشم

که زندگی در آنها زیبا بود

من می توانم به خاطر بیاورم

زمانی را که می دانستم چه اتفاق افتاد

بگذار خاطره دوباره زندگی کند

 

 

هر چراغ خیابان

ضربه ای به نظر می اید

یک اعلام کنندهء سرنوشت

کسی زیر لب غرغر می کند و چراع خیابان به خشم می آید

به زودی صبح فراخواهد رسید

 

 

نور صبح

من باید منتظر طلوع افتاب باشم

من باید در بارهء یک زندگی جدید بیاندیشم

و من نباید تسلیم شوم

آنگاه که سحر می آید

امشب نیز خاطره ای خواهد بود

و روزی جدید

آغاز خواهد گشت

 

 

 

 

سوزش روزهای دود گرفته به پایان خواهد رسید

و حیاط کهنه بوی صبح خواهد داد

نور خیابان می میرد

چراغ دیگری تمام میشود

و سحر روز دیگری فرا خواهد رسید

 

مرا لمس کن

ترک کردن من بسیار آسان است

همه خاطره ها ازاز روزهای افتابی

اگر مرا  لمس کنی

آنچه را که رخ داده است خواهی فهمید

بنگر که روزی جدید آغاز گشته است

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

روز جهانی نابینایان و مقایسه امکانات انها در آیران و امریکا

گارگین فتائی

 

شنیه 23 مهر برابر با پانزدهم اکتیر روز جهانی نابینایان و عصای سفبده .

من خودم کم بینای مادر زاد هستم یعنی از زمان ، تولد،عارضه کم بینائی داشتم که به علت داشتن عارضه آلبینیسم یا فقدان رنگ دانه که باعث سقبدی مو و پوست از زمان تولد میشه و نیستوگاموس یا لرزش غیر ارادی چشم در اصل این کم بینائی قابل علاج نیست

البته کم بینائی من این طوریه که چیزهای ریز رو از مسافت کمی دورتر خوب نمی تونم ببینم مگر اینکه به چشماهم خیلی نزدیک کنم در حد چسباندن.

در مورد این روز من در اروپا و آمریکا در خصوص نابینایان چیزهائی دیدم که در ایران به هیچ عنوان شاهد اون بنودم.

این رو بگم که در ایران اصلی ترین ارگان مسئول و مربوط به معلولین اعم از ذهنی و غیر ذهنی که غیر ذهنی ها شامل اندامی و چشمی و غیره میشه سازمان بهزیستیه که البته با وجود دستگاه عریض و طویل و وعده های قشنگی که به آدم میده مثل مثلا تامین بخشی از هزینه زندگی معلولین و یا پرداخت بخشی از هزینه تحصیل حتی در سطوح عالی دانشگاهی و غیره علناً کمک موثری به اونها نکرده و اگه یک نابینا یا کم بینا بخواد رو کمک بهزیستی حساب کنه  باید این فکر رو از ذهنش دور کنه.

من خودم چندین سال پیش وقتی به بهزیستی رفتم گفتن شما می تونی ببینی و معلولیتت متوسطه ما به کسانی که دست و پا ندارن اون هم ماهی پنجاه هزار تومان میدیم حالا بعد گذشات چند سال لابد این مبلغ شده صد هزار تومان حالا شما حدیث کامل بخوان از این مجمل.

مدام هم به خونه ما زنگ میزدن می گفتن می خواهیم بیائیم بازدید و مدام هم می گفتن به شما کمک مالی تعلق نمی گیره چون شما معلولیتت متوسطه یک روز واقعا عصبانی شدم و گفتم وقتی هیچ کمکی نمی کنید دیگه چرا مرتباً به بازدید میائید .

یادمه چندین سال پیش گفتن می خوان وام بدن و کلا هم شرائط گذاشتن و دو نفر ضامن معتبر دولتی  غیره و اخر سر فهمیدم که دویست هزار تومان میدن یعنی کل دوندگی برای اخذ وام به خاطر دویست هزار توامن!

نکته ای که باید ذکر کنم اینه که معلولین چشمی در سطح جهانی دارای مقرراتی هستند که همه کشورها ملزم به اجرای اون هستند و  نمی تونند به بهانه کمبود بودجه و غیره از عدم اجرای این مقررات سر باز بزنند.

نمونه این مقررات که من قسمتی از اون رو براتون خواهم گفت در آمریکا اجرا میشه که همون طور که گفتم همه کشورها ملزم به اجرای اون هستند چون یک معلول هم همون قدر دارای حقه که یک آدم سالم .

یک آدم سالم ممکنه بعدا به علل مختلفی مثل تصادف یا بیماری معلول بشه و یا بچش و یا مادر و پدرو و اقوامش این طوری بشند .

در جامعه همه انسانها از لحاظ ظاهری و جسمانی دارای حقوق برابر هستند و نمی توان به دلائلی مثل کمبود بودجه از توجه به اونها سر باز زد کما اینکه مطمئناً ایران کشوری ثروتمند است و توانائی مالی آن از خیلی از کشورها بیشتره و قطعاً بودجه سازمان بهزیستی هم خیلی بیشتر از اینهاست منتهی این سازمان هم گرفتار مشکلاتی شده که گربیانگیر تمام نهادهای ایرانه که دیگر نیازی به توضیح اضافی نیستو خودتون منظورم رو بهتر می دونید .

در آمریکا اگر شما معلول باشی در اداره ای به نام سوشال سکیوریتی social security   تقاضا نامه پر می کنی و یک روز رو برای مصاحبه با شما اختصاص میدن که شما باید گواهی پزشک رو در مورد بینائی و یا معلولیت خودت داشته باشی اگه جواب اونها مثبت بود شما مستحق دریافت حقوفی ماهیانه هستید که هم می تونه کمک خرجتون در تهیه مایجتاج غذایی باشه و هم تا حدی می تونه در پرداخت اجاره بهای منزل موثر باشه.

البته نهادی به نام سرپرستی هست که اون هم تا حدی می تونه کمک خرجی محسوب بشه.

با داشتن  کرت سوشال سکیورتی شما می تونید از خیلی از مزایا استفاده کنید.

وقتی این کارت رو دریافت کردید شما می تونید برای اکسسaccess  امتحان بدین اکسس در واقع یک نهاد رانتدگی است که درست ترش پارا ترانزیته و ویژه افراد مسن و یا ملعول هست در این مورد هم شما تقاضا نامه پر می کنید و به نهاد مربوطه میدین واونها یک روز رو برای مصاحبه تعیین می کنند و البته نوع بیماری و داروهای مصرفی خودتون رو هم باید بگید اگه مورد قبول قرار گرفتید کارت اکسس به شما میدن که با داشتن اون اولاً می تونید مجاتی سوار هر اتوبوسی که خواستید بشید و ثانیاً اگه خواستید جائی برید بیست و چهار ساعت قبلش یا اکسس تماس می گیرید و یک ماشین رزرو می کنید وساعت و مکان رفتتون رو هم می گید و ماشین اکسس در همون زمان جلوی در شماست و حتی به شما کمک می کنه که داخل ماشین بنشینید و کمربندتون رو خودش می بنده و شما رو درست در مقابل در اونجایی که می خوادی پیاده بشبد پیادتون می کنه.

مبلغ هم از یک دلار تا هفت دلاره یعنی ده برابر کمتر از پول تاکسی.

 

یک نمونه از ماشینهای اکسس

 

با داشتن این دو کارت شما می تونید در موسسات آموزشی ویژه نابینایان یرای آموزش دروس مختلف ثبت نام کنید اما چه آمورشی این اموزش و امکاناتش در برابر چیزی که در ایران به آدم ارائه میدن قابل مقابسه نیست .

آموزش در مدارس کلا در امریکا رایگانه و حتی تحت شرائطی شما می تونید به خاطر تحصیل خودتون پول هم دریافت کنید اونجا این طوری نیست که قانون رو فقط نوشته باشند و با کسی در این مورد شوخی ندارن و اگه مدرسه ای به هر عنوانی پولی از کسی بگیره فاتحه اون شخص خوندست.

یکی از بهترین نمونه های مدارس ویژه معلولین چشمی انستیتو بریل در لوس آنجلس در منطقه سانتا مونیکا است که به طرز یسیار زییایی با هفت سالن بسیار یزرگ در دو طبقه ینا شده

 

Braille institute

انستیتو بریل – سانتامونیکا – لوس آنجلس

 

 

 

با کلاسهای آمورش زبان انگلیسی و اسپانیایی و کاشی کاری و سبد بافی و کلاس های آموزش آشپزی و کلاسهای موسبقی و سازهای مختلف برای یادگیری مثل گیتار و ساکسبفون و پیانو  و ورزشهای مختلف و یوگا و کلاسهای خوانندگی و اپرا و کلاس تاریخ  و کلااس رایانه و برنامه مخصوص رایانه ای برای نایینایان و اموزش های رایانه ای مثل برنامه جاز و غیره.

کل معلولین چشمی درجه بندی شده اند

 

تماماً نابینا یا توتلی بلایندtotally blind

اینها شامل کسانی هستند که کاملا نایبنا هستند که یا به طور مادرزادی نابینا شده اند و یا بر اثر تصادف و حادثه و یا بیماری مثل دیابت و سکته مغزی و غیره.

 

نیمه بینا partially blind

کسانی  هستند که نصفه نمیه می بینند مثل کسانی که یک چشمشان نمی بیند و یا پنجاه درصد یا زیر پنجاه درصد می بینند و یا شب کورها و کور رنگها و غیره.

 

قانوناً نابینا legally blind

کسانی که می تونند ببینند و نصفه نمیه هم نمی بینند اما کم بینا هستند و دید چشمشون ضعبفه و لاعلاج مثل مبتلایان به آلبینیسم.

 

برای نابینایان مطلق هم کلاسهای آمزوش بریل هست و هم بخش موبیلیتیشن mobilitation   که به اونها یاد میدن که چطوری از خونشون بیان بیرون و برن مغازه خرید کنند و یا به جائی که می خان برند و یا سوار اتوبوس یشند و یا اینکه در داخل مدرسه چطوری بفهمند جائی اتاق کلاسه یا سالنه  و نشانیهای بزرگی گداشتند که این گونه افراد با لمس کردن اونها و یا شنیدن صدای اونها بفهمند که در کدام قسمت مدرسه هستند و یا شماره میز رستورانها به طور برجسنه نوشته شده تا این گونه افراد بفهمند که شماره میزشون چیه.

همیشه افرادی هم برای کمک به اینها هستند مثلا موقع برگشتن به خونه وقتی راننده اکسس اسم اونها رو صدا می کنه مسئول مربوطه میاد و اون شخص را می بره داخل اتومبیلی که قراره اونو به خونش برسونه.

نکته ای که می خوام بگم اینه که اصطلاح کور تنها در ایران توهین محسوب میشه اما در آمریکا هیچ وقت بار معنائی توهین آمیز نداره چون در امریکا این جور افراد به هیچ وجه مورد تمسخر قرار نمی گیرند چه از طرف مردم و چه از طرف دیگران و عهچ گاه نمی گند فلانی کوره خودش نمی تونه ببینه حالا می خواد کار مار رو راه باندازه.

امکانات دیگری هم برای همه نابینایان اعم از کم بینا یا نیمه بینا یا تماما نابینا هست.

کاست های نوار که مریوط به درسهای مختلفی است که معلم اونها رو ارائه میده و اون شخص می تونه اون درس رو از طریق اون کاست مرور کنه که مجانی هست به همراه ضیطی که مجانا در اختیارشون میزارن که اگه ایراد پیدا کنه یا خراب بشه دیگه تعمیرش نمی کنند بلکه یکی دیگه بهش میدن.

کاستهای دیجیاال و ضیط دیجیتال که در کتاب خونه مخصوص مدرسه هست که کتاب ها و داستانهای طولانی روی اونها ضیط شده و افراد معلول چشمی می تونند از طریق اینها این داستانها و موضوعات رو گوش کنند که اینها هم مجانیه.

لارج پرینت یا پرینت های بزرگ از دروس که برای افراد نیمه بینا یا کم بینا هست که شامل تمامی دروسی هست که ارائه میشه و سایز کلمات به اندازه کافی بزرگ هست این هم مجانی در اختیار دانش آموزان قرار می گیره.

در آمیرکا همه در حال تحصیلند و این طرز فکرکه دیگه کسی که پیر شده نباید بره به مدرسه و مسخرش کنند و پشت سرش حرف یزنند وقتی وارد آمریکا شدید باید باندازید توی سطل آشقال.

برای دیدن چراغ قرمز چهارراهها ها و دستی که هنگام سبز شدن چراغ پائین میاد نوعی تلسکوپهای کوچیک دو ذره بینه و برای یافتن اشیاء کوچک  یک ذره بینی دو تائی قوی و برای دیدن نوشته های ریز .

یک دستگاه به نام سی سی تی وی میدن که با این دستگاه شما می تونید از طریق گذاشتن یک متن خیلی ریز روی اون  درواقع اون متن رو روی مانیتوربه صورت بسیار یزرگ ببینی اینها هم مجانی در اختیارتون قرار می گیره.

 

دستگاه سی سی تی وی

 

 

 

در آمربکا مقررات رانندگی یرای همه سخته اما برای معلولین همیشه تسهیلاتی در نظر گرفته میشه.

یک شخص سالم یا کاملاً بینا اگه هنگامی که چراغ قرمزه از خیابون رد بشه و ماشین بهش بزنه اون ماشین مقصر نیست چون عابر پیاده باید صبر می کرد تا جراعغ سبز میشد اما همین کار رو اگه یک فرد معلول چشمی که عصای مخصوصشون دستشه رو انجام بده مقصر اون راننده است حتی اگه در اصل مقصر اصلی اون  معلوله باشه.

در مورد معلولین چشمی و جسمی اتوبوسها و ونها دارای پله  های برقی هستند که اونها رو می زنند و اون شخص معلول راحت از اون طریق میاد داخل ماشبن.

البته اشخاصی هم هستند که هم نابینا و هم ناشنوا و هم لال هستند که اینها هر کدومشون نگه دارنده و معلم مخصوص به خودش رو دارند.

حتی برای نابینایان دختر ، سوزن های مخصوصی برای قلاب بافی ساخته شده .

هم اکنون هم روی یک عینک مخصوص نابینایان دارن کار می کنند که اون عینک .قتی یک نابینا وارد جائی میشه بهش میگه که اونجا کجاست و مثلا قفسه میوه ها در یک مغازه یا سوپرمارکت در کدام قسمت اونه.

خلاصه اونجا هیچ وقت وقتی یک نابینا به یک نفر برخورد کنه نمی گند مگه کوری نمی بینی و یا بگند اینها کورند نمی تونند ببنند ولشون کن و از این جور حرفها

این تازه یک شمه ای از اون امکاناتیه که در اختیار معلولین در امریکا قرار می گیره قطعا بسیار بیشتر از این حرفهاستو اینها چیزهایی بود که من دیده بودم.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

چند نکته

گارگین فتائی

 

نکته اول

خط قرمز خداباوران

ما خداباوران ممکنه در مسائل مختلفی با هم اختلاف داشته باشیم حتی اختلافات اساسی نظیر اختلاف در اصول بینادین ادیان و پیروان اون با هم و با با طرز کار یک روحانی و یا یک گروه دینی و یا یک تعلیم خاص دینی مخالف باشیم و از دید ما درست نباشه اما همه ما خداباوران در ورای این اختلافات ، همگی یک خط قرمز داریم که عبور از اون خط رو روا نمی دونیم.

ما خداباوران هم همانند خیلیها ممکنه در مورد خیلی چیزها شوخی بکنیم و یا از ادبیات طنز گونه استفاده کنیم و یا با زبان کنایه سخن بگوئیم اما همان گونه که گفتم تنها یک امره که همگی ما اونو خط قرمز خدومون می دونیم که نه عبور از اون رو روا می دونیم و نه توهین و بد گوئی از اون و نه انکار اون رو و آن چیزی نیست جز وجود مطلق خداوند.

 

نکته دوم

دلسردی روحانی

پیروان ادیان مختلف ممکنه دل خوشی از برخی چیزها در دین و آئین خودشون نداشته باشند.

مثلا احساس کنند که مکان عبادتی که به آنجا می روند چندان هم افراد اونجاها به معنویانت اهمیت نمیدن و یا احساس کند که روش اداره اونجا از سوی روحانی و گرداننده آن درست نیست و یا تعلیمی ارائه میشه که از دید وی غلطه و یا برخوردی رو مشاهده کنه که نوعی احساس بیزاری و بدبینی از اون محیط برای وی ایجاد میشه .

قطعا همه ما دچار این موارد شدیم و حتی خیلی وقتها با برخورد خشک و بدون محبت و نگاههای سرد مواجه شدیم .

مساله اینه که این مسائل نباید ما رو از خوندن کتاب مقدسی که بهش ایمان داریم و بخصوص اعتقاد به خداوند سست و ناامید کنه برای همین ما نباید این مسائل رو که از طرف انسان و جامعه صورت می گیرد به خدا و ائین وی ربط بدیم و همواره باید بین این دو تمایز قائل بشیم می دونم کار سختیه اما بهترین راهش اینه که ما کتاب مقدس خودمان رو خوانده و عبادات و دعاهایمان را در مورد خداوند انجام دهیم حالا اگه در آن عبادتگاه نتونسیتم در خانه یا هر مکان دیگری زیرا تمامی زمین و جهان هستی از ان خداونده و خدا در آن حضور داره.

 

نکتعه سوم

بحث های بیهوده

متاسفانه این اواخر صفحات شبکه های اجتماعی پر شده از انواع بحث و جدلها در مورد مسائل مختلف که نتیجه ای جز دعوا و فحش و وبد و بیراه و کینه به دل گرفتن از هم نداره

این بحثها اعم از بحثهای سیاسی و قومیتی وفلسفی و دینی هستند.

یکی از این نوع بحثها بحثهای گسنرتده ای هست که خداناباوران در شبکه های اجتماعی به راه انداخته اند و البته چاشنی کارشون هم کتاب ها و نظرات معروف دانشمندان و فلاسفه هست.

نکته مهم اینه که احساس میشه این افراد از سوی جریان خاصی هم هدایت معنوی و هم حمایت مالی میشند چون در غیر این صورت تمام وقتشون رو نمی تونستند پشت کامیپیوتر بگذرونند این نشون میده که کار یک عده اینه و برای این امر پول می گیرند حالا از کجا معلوم نیست.

روش و روال کارشون هم اینه که اول ماهیت خودشون رو اشکار نمی کنند و چند تا جمله خوب و قشنگ یا از خودشون ویا از افراد معروف میزارن و بعد کم کم وارد عمل میشند و برای اینکه حرفهاشون حالت مستند داشته باشه مرتباً  برای حرفشون فلان گفته در فلان کتاب نویسنده یا دانشمند معروف رو مثال می زنند.

اینها تنها دو وسیله قوی دارن یکی اینکه ار نارضایتی مردم بر اثر برخوردهای دینی در جامعه استفاده کرده و دیگر اینکه ناکامیهای اشخاص به دلائل مختلف رو به خدا ربط داده و می خوان از این طریق کینه از خداوند رو در دل خداباوران راه بدند

من یادمه یکی از این افراد در یکی از شبکه های ماهواره ای داشت مصاجبه می کرد و می گفت که چی شده که خدا ناباور شده گفت

می گفت ده ساله بودم که خدا رو گذاشتم کنار

من کلی خندیدم

در سن ده سالگی یه ادم خدا رو هم خوب نمیشناسه چه برسه به اینکه اونو کنار هم بزاره اون هم در بچگی و بدون رسیدن به سن بلوغ و قدرت کافی برای تمیز خوب و بد

دشمنی اینها با خداوند رو من وقتی احساس کردم که با یکیشون داشتم بحث می کردم و بهش می گفتم در غرب هم اعتقاد بر حذف مذهب نیست بلکه اعتقاد بر جدائی دین از سیاسته و غیر مذهبی بودن با ضد مذهبی بودن فرق داره و این آدم گقت که مذهب از اساس ، فکر آدم رو از پیشرفت وا می داره و خدا یک مفهوم موهومی بیش نیست که باید کنار گذاشته شود.

یعنی اینها معتقد به جدائی دین از دولت نیستند بلکه کلا معتقد به حذف نهادی به نام دین و تفکری به نام خداباوری از عرصه جامعه هستند.

بحث با این افراد هیچ سودی نداره چون شما هر چقدر هم که باهاشون بحث کنید میگند قانع نشدند و شما سطحی حرف می زنی و کتابی که بهش استناد کردی از اساس به این دلیل و ان دالیل ایراد و جای تردید دارد

البته اینو بگم که این روش یحث که همون مجادله است مدتهاست که دیگه مطرود شده چون جوابی نمیده و حقیقتی رو آشکار نمی کنه و بدتر باعث موضع گیری و زیر سوال رفتن بی طرفی می گردد.

ما خداباوران کاملا به این امر اعتقاد داریم که کتاب خدا و خداوند بالاتر از هر چیزی است حتی اگر قوی ترین دلائل در رد آنها ارائه شود زیرا خدا بالاتر از هر دلیل و منطقی است و دلیل و منطق نمی تونه در برابر خدا بیاسته بلکه برای رد و مقابله با خدا کسی هم طراز وی لازم است که چنین کسی که  هم طراز وی باشد اما با او دشمنی کند نبوده و نخواهد بود شیطان هم به پای او نمی رسد.

بنابراین بهتره کلا از بحث با این افراد  دوری کنید تا هم باعث خرد شدن اعصابتان نگردد و هم ایماتنان را سست نکنند اینها خود که ایمانی ندارند بنابراین هیچ ابایی از بی ایمان کردن شما نخواهند داشت.

 

نکته چهارم

داعش،  قتل عام کردها یاد اور نسل کشی ارامنه

نیازی به این امر نیست که بگم گروه تکفیری داعش چه جنایاتی نسبت به اقلیتها ها و بخصوص کردها اعم از کردهای غیرمسلمان یا ایزدی و کردهای مسلمان کرده و البته کردها چه مرد و چه زن مقاومت جانانه ای کردند.

اما هر کشوری بر حسب منافع خودش نمی خواد اون طوری که باید و شاید وارد عمل بشه در واقع کردستان همواره بین چند کشور تقسیم شده و کردها برای احقاق حقوق خود و برابر بودن با سایر شهروندان و حق آزادی در تعیین سرنوشتشان همواره مورد مخاصمه و تهدید این دولتها بودن که یکی از بارزترین نمونه آن ترکیه است که میلیونها کرد در آن ساکنند اما هنوز به خیلی از حقوق حقه خود نرسیده اند و تبعا کردها در برابر این امر مبارزه می کنند و ترکیه هم نمی خواد با کمک به اونها زمینه تقویت اونها رو که دشمن خودش می دونه فراهم کنه.

نیروهای اعتلاف به برهبری آمریکا هم که تنها اقدام هوائی می کنند چون اقدام زمینی برابر میشه با خسارتهای و ضربات عظیم بر پیکره اقتصاد غرب و امریکا و همون بلائی سر غرب و امریکا میاد که در زمان حمله بوش به عراق اومد.

سازمان ملل هم تنها به دادن بیانیه اکتفا کرده.

این وضع یسیار شییه یه دوران قتل عام ارامنه توسط عثمانی است که تمامی کشورها بر جسب منافع خودشان در این امر دخالت نکردن و این امر با سکوت برگزار شد اما دردناکتر اینه که اون زمان وسائل ارتباطی مثل اینترنت و فیلم و دوربین و موبایل نبود الان که این وسائل پیشرفت کرده باز دید دنیا نسیت به منافع ملی و عدم تمایل به اندیشیدن در سطح جهانی و انسانی همانند همون دوره است .

 

 

نکته پنجم

بی طرفی اخباری

وقتی ما از طریق اینترنت یا ماهواره وتلویریون و روزنامه اخبار مختلف رو دنبال می کنیم همواره احساس می کنیم بی طرفی لازم رعایت نشده و هر کسی گویا وایسته به جناحی خاصه هر چند  خودش رو فراجناحی می دونه.

در خصوص شیکه های ماهواره ای برون مرزی بیشتر این احساس میشه که می خوان اخبار بد ایران رو بزرگنمائی و سیاه نمائی کنند و اگه چیز خوبی هم در کشور اتفاق می افته یا کلا نادیده انگاشته میشه  و یا مورد قبول قرار نمی گیره .

حتی شبکه های سیاسی فارسی زبان خصومت خودشون رو آشکارا بیان کرده و از دادن  فحش و توهین و ناسزا به مقامات مختلف اعم از مسئول در حکومت و یا در سایر نهادها ابائی ندارن و البته خودشون هم کلی فحش و بد وبیراه می شنوند و صحنه تبدیل میشه به یک صحنه بی ادبی مطلق که بیننده حس می کنه نه تنها از دیدن این برنامه سودی عائدش نشده بلکه بچه هاش هم کلی فحش شنیدن و یاد گرفتند آخر سر هم متوجه میشه حرفهای اون آدم اکثرا یاوه سرائی واراجیفی بوده که پشیزی نمی ارزه.

در مورد ایران درست برعکسه یعنی وقتی تلویزیون ایران رو باز می کنی و اخبار رو می شنوی انگار حس می کنی این مملکت بهشت برینه با هیچ نوع مشکلاتی و کسی درد آنچنانی ندارد حتی وقتی ارگانی و یا روزنامه یا سایتی انتفادی عمیق از امری می کند به شدت با برخورد مواجه شده که درنهایت منجر به توقیف روزنامه و بسته شدن سایت اینترنتی مربوطه میشه.

تا کسی حرفی بزنه متهم  به اینمیشه که حرفهای روزنامه های زنجیره ای رو داره تکرار می کنه.

دادگستری تبعا باید یک نهاد کاملا مستقل باشد و اینکه در برخوردش با روزنامه ها و اخبار مختلف اونها رو به زنجیره ای و غیرزنجیره ای تقسیم کنه این تفاوت قائل شدن آشکار بین این دو نوع نگرش در ادبیات روزنامه نگاری خواهد یود

من از این جهت خود را صالح می دانم در این امر نطر بدم که خودم وکیل هستم و سالها در محاکم مختلف به وکالت پرداخته وبه  مشکلات دستگاه دادگستری کشور تا حدی اگاهم

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

 

کاهش چشمگیر قیمت مواد مخدر و افزایش معتادان در ایران

 

به گزارش خبرگزاری مهر، قیمت انواع مواد مخدر در ایران نسبت به سال قبل به شدت کاهش داشته است.

۳۴۵هزار نفر در سطح کشور، ماده مخدر صنعتی شیشه مصرف می کنند و شمار معتادان به مصرف شیشه ۲۶درصد از کل جمعیت معتادان به مواد مخدر کشور است.

در حالی‌ که قیمت بیشتر ازجنس در ایران نسبت به سال قبل افزایش یافته است، امروز خبرگزاری مهر در گزارشی با اشاره به قیمت انواع مخدر نوشت که ارزش هر کیلو تریاک نسبت به سال قبل با کاهش قابل توجهی‌ روبرو بوده است و بیش از پنجاه درصد کاهش داده است.

بر اساس جدولی‌ که مهر منتشر کرد قیمت هر کیلو تریاک سال گذشته ۳میلیون و ۶۰۰هزار تومان بوده اما امسال به کیلویی یک میلیون و ۷۰۰تومان رسیده است.

این در حالی‌ است که هر کیلو هروئین تقریبا به یک هفتم قیمت رسیده است و در حالی‌ که سال گذشته کیلو ۱۴میلیون تومان به فروش می‌‌رسید، سال ۹۳به کیلویی ۲میلیون و ۵۰۰هزار تومان کاهش یافت.

اما شیشه یکی‌ از پر مصرف‌ترین مواد‌های مخدر در ایران با پنج میلیون کاهش از هفده میلیون تومان به دوازده میلیون تومان کاهش یافت.

در همین گزارش اشاره به نقل از  بابک دین پرست، معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر، اشاره می‌‌شود "۳۴۵هزار نفر در سطح کشور، ماده مخدر صنعتی شیشه مصرف می کنند و شمار معتادان به مصرف شیشه ۲۶درصد از کل جمعیت معتادان به مواد مخدر کشور است. همچنین میزان مصرف ماده مخدر شیشه در کشور ۱۲۶تن است در حالیکه میزان کشفیات این ماده مخدر صنعتی، پنج تا هشت تن است."

دین پرست همچنین به خبرگزاری ایسنا امروز گفت "۳۹درصد از معتادان خیابانی تهران به ما اعلام کرده‌اند که بی‌خانمان هستند و ستاد مسئولیتی در قبال تامین مسکن و سرپناه این افراد ندارد."

گزارش‌های مختلف نشان می‌‌دهد به میزان معتادان در ایران نیز رو به افزایش است.

همچنین ۱۳۵هزار قاچاقچی دوره گرد در تهران فعالیت دارند و این نشان دهنده دو نکته است؛ اول اینکه برخورد‌های صورت گرفته با این افراد یا موثر نبوده و یا ناکافی است و دوم میزان تقاضای مواد مخدر در پر جمعیت‌ترین شهر ایران.

اما به غیر از مواد صنعتی‌ که آشپزخانه‌های ایران تولید می‌‌شود، بخش وسیعی از مواد مخدر همواره از کشور‌های افغانستان و پاکستان و از طریق مرز‌های شرقی‌ وارد ایران می‌‌شد اما  اصغر مهاجری، جامعه شناس، به خبرگزاری مهر گفت در حال حاضر مواد مخدر تولید چین نیز بخشی از بازار مواد مخدر ایران را تحت در اختیار دارد.

این آمار در حالی‌ اعلام می‌‌شود که همواره کارشناسان به چند نکته مهم اشاره داشته اند، اینکه تا وقتی‌ اعتیاد در ایران به عنوان یک جرم شناخته شود و سیاست‌های تنبیهی غیر کارشناسانه برای مقابله با افراد درگیر اعتیاد در نظر گرفته شود، بودجه‌های های در نظر گرفته شده در راه درست هزینه نشود و افرادی در این خصوص تصمیم گیرنده باشند که کوچک‌ترین آشنایی علمی‌ با این مورد ندارند، نه تنها وضع بهتر نخواهد شد، بلکه همانطور که این گزارش نشان می‌‌دهد بدتر از گذشته نیز می‌‌شود.

شاید وقت آن رسیده باشد که به گفته کارشناسان، وزارت آموزش و پرورش در رابطه با آموزش‌های لازم در ارتباط با مواد مخدر، قدم‌های جدی بردارد.

 

 

کاهش چشمگیر قیمت انواع مواد مخدر در تهران

http://www.khabaronline.ir/detail/2953/society/social-damage

 

 

مهدی افروزمنش: فروشندگان محلی از کاهش شدید قیمت مواد مخدر در شهر تهران خبر داده و می گویند این قیمت ها به پایین ترین حد ممکن در 10 سال گذشته رسیده است.

هم اکنون ارزانترین نوع تریاک در مناطق جنوبی شهر تهران به قیمت هر گرم 400 تومان خرید و فروش می شود. این قیمت در بالاترین نقطه شهر تهران یعنی شهرک غرب با کیفیت بسیار خوب به گرمی 1300 تا 1500هزار تومان می رسد. در نواحی مرکزی و غربی تهران نیز قیمت ها بین 800 تا 1000 هزار تومان در نوسان است.

همزمان اخبار رسیده حکایت از آن دارد که قیمت هرویین نیز بین 500 تا 700 تومان کاهش یافته است. تا روز پنج شنبه در محله «هشت متری طوس» که یکی از مراکز اصلی توزیع مواد مخدر جنوب تهران به شمار می آید هر بسته هرویین 1500 تومان، یک سوت شیشه 8 هزار تومان و کراک 4 هزار تومان معامله می شد.

قیمت همین کالاها در حوالی میدان ونک با کمی بهبود کیفیت به طور متوسط 500 تا 750 تومان افزایش را نشان می دهد. فروشندگان می گویند که این قیمت ها دست کم 30 درصد کاهش داشته اند. این قیمت ها نسبت به اواخر سال گذشته حدود 100 درصد کاهش یافته است.

برآوردهای کشوری کاهش بیشتری را در قیمت مواد نشان می دهد. در اواخر سال 1386 گزارش های رسمی از آن حکایت داشت که هر کیلو هرویین 3 میلیون و 147 هزار تومان خرید و فروش می شود. براساس همین گزارش ها قیمت هر کیلو تریاک بالغ بر 594 هزار تومان بوده است. خرده فروشان مواد مخدر در نقاط مختلف تهران از بی سابقه بودن روند کنونی کاهش قیمت ها در پنج سال گذشته خبر می دهند. اما برآوردهای غیر رسمی نشان می دهد که دست کم قیمت تریاک با کاهشی چشمگیر به قیمت اواخر دهه 70 بازگشته است.

در این سالها که همزمان بود با موج افزایش تولید خشخاش در افغانستان قیمت ها به شدت کاهش یافته و به پایین تر از 500 هزار تومان در هر کیلو رسید . البته با تمهیدات صورت گرفته این قیمت ها به یکباره در سال 1382 بیش از 100درصد افزایش یافته که سردار ابویی معاون وقت مبارزه با مواد مخدر چندی پیش دلیل آن را سیاست هجومی کشور در مبارزه با مواد مخدر عنوان کرد. به گفته وی در آن زمان ایران امر مبارزه را از داخل خاک افغانستان آغاز کرد که این امر به کاهش توزیع و بالطبع افزایش قیمت ها منجر شد. این روند نیز البته تداومی نداشت و پس از این سالها مجدد قیمت ها کاهش یافت.

قیمت هر کیلو تریاک در سال 1383 به 737 هزار تومان، در سال 1384 به 650 هزار و در سال 1385 به 598 هزار تومان رسید. در مجموع نمودار میانگین قیمت سالانه انواع مواد مخدر یک روند نزولی را از سال 1383 به بعد نشان می دهد که به نظر می رسد در سال 1387 به پایین ترین حد ممکن رسیده باشد. این کاهش قیمت در حالی است که تنها چند ماه از اجرای طرح امنیت اجتماعی در شهر تهران که یکی از مهمترین اهداف آن برخورد با توزیع مواد مخدر بود می گذرد و این موضوع نگرانی بسیاری را برانگیخته است.

این نگرانی ها با اظهارات اخیر فرمانده ناجا که به گزارش ایسنا گفته است: در سال جاری به طور میانگین روزانه 2 تن تریاک و مشتقات آن در کشور کشف می‌شود که این رکوردی بسیار حیرت‌آور است.

برخی منابع غیر رسمی نیز می گویند که کاهش اخیر پس از یک دوره رکود فروش و عرضه مواد مخدر در شهر به وجود آمده است. به اعتقاد این عده، کاهش مشتریان که به خصوص مصرف کنندگان تفننی را شامل می شد توزیع کنندگان بزرگ را واداشت تا برای جلب دوباره این عده قیمت ها را تا حدی کاهش دهند.

چنین رویکردی سابق بر این نیز مشاهده شده است. در معروف ترین نمونه یک توزیع کننده آمریکایی در دهه 70 میلادی برای کسب مشتری بیشتر مدت به نسبت طولانی بهترین نوع مواد تاریخ شهر نیویورک را با قیمت اجناس معمولی روانه بازار کرد.

سعید مدنی پژوهشگر اعتیاد این احتمال را رد نمی کند اما می گوید چنین کاهشی ، با توجه به افزایش تولید خشخاش در افعانستان را محتمل تر است. او می گوید، پژوهش های متعددی نشان می دهد که 75 درصد نوسانات قیمت در ایران ارتباط مستقیم با تولید افغانستان دارد. به گفته وی در واقع این امر نشانگر این نکته است که بازار مواد مخدر نیز همچون سایر بازارها و چه بسا بیشتر از آن از اصل عرضه و تقاضا پیروی می کند.

کاهش اخیر مخدرها در شهر تهران گذشته از نگرانی نهادهای کارشناسی، نیروهای انتظامی و امنیتی محلی را نیز به نگرانی انداخته است. در این باره فرمانده یکی از کلانتری های تهران که نمی خواست نامش فاش شود از افزایش فعالیت فروشندگان در سطح منطقه خود خبر می دهد. وی حتی از نوآوری هایی فروشندگان برای فروش بیشتر خبر داده و می گوید در همین مدت متوجه شده است که بسیاری از افرادی که برای نخستین بار به جرم همراه داشتن مواد مخدر دستگیر می شوند نه معتاد و فروشنده بلکه مصرف کنندگان تفننی هستد. این سرهنگ نیروی انتظامی می گوید، این مشکل همواره در دوره های ارزانی مواد وجود داشته و بالطبع اینها معتادان بالقوه ای هستند که در شهر تردد می کنند.

وی پیش بینی می کند کاهش قیمت مواد در شهر همچنان ادامه داشته باشد و صراحتا می گوید این نه یک نظر شخصی که برآورد چندین تن از همکارانش در نقاط دیگر شهر نیز هست.

با این‌حال هومان نارنجی‌ها، مدیرکل امور فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر نظر دیگری داشته و می گوید دسترسی آسان به مواد مخدر و ارزان بودن آن در سطح کشور را به عنوان عامل تعیین‌کننده گرایش جوانان به مصرف آن، قبول نداشته و آن را باوری غلط می داند.

هم اکنون آمار رسمی معتادان به مواد مخدر در کشور یک میلیون و دویست هزار نفر اعلام می شود که سالیانه سه میلیون دلار را صرف خرید مواد مخدر می کنند. البته در این میان آمارهای غیر رسمی بر ارقام دیگری تاکید دارند. بر اساس آخرین نتایج ارزیابی ستاد مبارزه با مواد مخدر معتادان کشور در مجموع بر حسب میزان درآمد، از یک هزار تا پنج میلیون تومان در ماه برای اعتیاد خود هزینه می‌کنند که این رقم به طور متوسط به 182 هزار تومان در ماه می‌رسد.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

ترکیه و داعش

 

استفاده آمریکا از پایگاه‌های ترکیه برای مبارزه با داعش

ترکیه اعلام کرد به مقامات آمریکا برای استفاده از پایگاه های این کشور مجوز داده است.

آمریکایی ها این هفته برای آموزش نیروهای اپوزیسیون سوریه به ترکیه خواهند رفت.

واشنگتن برای این امر از پایگاه "اینجرلیک" استفاده خواهد کرد.

مقامات وزارت دفاع آمریکا اعلام کردند ترکیه به سربازان آمریکایی و ائتلاف "اجازه خواهد داد" از پایگاه‌های این کشور از جمله پایگاه اینجرلیک در ۱۰۰مایلی مرز سوریه برای حمله بر ضد مواضع تروریست های داعش در عراق و سوریه استفاده کنند.

مقامات دولت اوباما گفتند در هفته جاری تیمی از ارتش آمریکا به ترکیه خواهد رفت تا در خصوص جزئیات برنامه آموزش نیروهای اپوزیسیون سوریه و نوع ماموریت هایی که از طریق پایگاه‌های ترکیه صورت خواهد گرفت به بحث و گفتگو بپردازند. پیشتر مقامات واشنگتن از دولت ترکیه خواسته بودند نقش فعالانه تری در مبارزه با تروریست ها در سوریه و عراق ایفا کند.

موضوع پایگاه‌ها و توافق برای آموزش نیروهای متعلق به اپوزیسیون سوریه پس از دو روز مذاکره بین جان آلن، ژنرال بازنشسته آمریکایی و مسوول هماهنگی اقدامات نیروهای ائتلاف بر ضد داعش، و مقامات ترکیه در آنکارا به دست آمده است.

چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا، که در آمریکای جنوبی بسر می برد گفت آمریکا خواستار دسترسی به پایگاه‌های هوایی ترکیه از جمله پایگاه اینجرلیک در جنوب این کشور شده بود.

این پیشرفت دیپلماتیک در حالی به دست آمده که روز گذشته در انفجار سه خودروی بمب گذاری شده در استان دیاله در شمال شرقی بغداد ۶۰نفر کشته و بیش از ۱۲۰تن زخمی شدند. اغلب قربانیان این انفجار در منطقه قره تپه، پناهندگانی بودند که از نقاط دیگر عراق به آنجا پناه آورده بودند. مقامات آمریکا نسبت به افزایش حملات تروریستی در پایتخت عراق همزمان با شدت گرفتن حملات بر ضد مواضع داعش هشدار داده اند.

مقامات عراقی همچنین اعلام کردند اوایل روز گذشته بر اثر انفجار دو بمب کنار جاده ای، رئیس پلیس استان الانبار کشته شده است. مقامات این استان اعلام کردند کشته شدن ژنرال احمد صداق، ضربه‌ای به تلاش نیروهای امنیتی عراق برای کنترل کامل الانبار و عقب راندن نیروهای داعش بود.

 

 

 

 

 

کوبانی و داعش از نگاه مطبوعات ترکیه

 

 

 

مطبوعات ترکیه بنا به گرایش خود مواضع مختلفی در مورد ماجراهای کوبانی و داعش اتخاذ کرده اند.

تحلیلگر روزنامه لیبرالملیتمی گوید هرگونه پیشروی داعش خبر بد برای ترکیه است و باید جلوی این گروه را گرفت.

نویسنده روزنامهزماننزدیک به گولن می گوید ترکیه باید از ایده سرنگونی بشار اسد به هر قیمت ممکن دست بردارد.

روزنامه "ینی شق"، نزدیک به دولت، اما موضعی متفاوت دارد.

بی‌تفاوتی و انفعال ترکیه در برابر تحولات کوبانی در نزدیکی مرز این کشور علاوه بر واکنش‌های منطقه‌ای و جهانی، در سطح داخل ترکیه هم بحث‌ها و انتقادات زیادی به همراه داشته است که در مطبوعات این کشور نیز انعکاس یافته اند.

قدری گورسل، نویسنده روزنامه لیبرال "ملیت" در مقاله‌‌ای با عنوان "با هر پیشروی داعش، ترکیه پسروی می کند" می نویسد در صورت سقوط کوبانی به دست داعش، حدود ۴۰۰کیلومتر از مرز بیش از ۹۰۰کیلومتری ترکیه به دست این گروه تروریستی خواهد افتاد که هیچ مرزی را نمی شناسد و به هیچ اصلی احترام نمی گذارد.

او با انتقاد از سیاست‌های دولت ترکیه مبنی بر اینکه در کوبانی دیگر افراد غیرنظامی حضور ندارند و فقط دو گروه تروریستی یعنی تروریست‌های وابسته به پ ک ک با تروریست‌های داعش در حال جنگیدن هستند می گوید حتی اگر تعداد اندکی از غیرنظامیان در کوبانی باقی مانده باشند ترکیه باید برای جلوگیری از قتل عام اقدام کند.

نویسنده روزنامه ملیت ادامه می دهد سقوط کوبانی به دست داعش یک خطر فوری برای ترکیه است و سقوط کوبانی باعث سقوط دو کانتون کردی دیگر یعنی افرین و جزیره خواهد شد و این یعنی همسایگی ترکیه با داعش و سرریز شدن درگیری‌ها به داخل ترکیه. او نتیجه گیری می کند ترکیه باید از ایده سرنگونی بشار اسد به هر قیمتی بگذرد و نگران تقویت دولت اسد در صورت تضعیف داعش نباشد.

در همین راستا، بولنت کنش، نویسنده روزنامه "زمان" وابسته به جنبش فتح الله گولن، روحانی ترک مقیم آمریکا، می گوید ترکیه باید از این اصل که "بشار اسد به هر قیمتی باید برود" دست بردارد و تهدید داعش را جدی بگیرد. اما دولت اردوغان هنوز فکر می کند می تواند از ویران گری داعش بهره سیاسی ببرد. ولی این طور نیست و ترکیه باید حساسیت‌های کردهای خود را در نظر بگیرد و برای جلوگیری از سقوط کوبانی به دست داعش و آواره شدن بیش از ۴۰۰هزار نفر از کرد سوریه جلوگیری کند. این نویسنده می افزاید مثلا ترکیه می تواند انتقال تسلیحات از کردستان عراق به کوبانی را تسهیل کند.

نویسنده روزنامه "ینی شفق" هم که به نزدیکی به دولت اردوغان شناخته می شود با تیتر "دشمنان ترکیه جدید" استدلال می کند ترکیه باید در ارتباط با کوبانی، امنیت ملی خود را در اولویت قرار دهد. او با اشاره به درگیری هایی که در بین کردهای ترکیه در اعتراض به انفعال این کشور در حمایت از کوبانی وجود دارد می نویسد این اقدامات تحریک آمیز برای ایجاد خصومت و درگیری در بین ترک‌ها و کرد‌ها صورت می گیرد و "ترکیه جدید" باید بتواند در تحولات کوبانی تدابیر لازم را در برابر اقدامات تحریک آمیز دشمنان داخلی و خارجی اتخاذ کند.

 

 

 

درگیری مخالفان و موافقان تروریست‌های داعش در استانبول

 

 

 

امروز طرفداران و مخالفان گروه تروریستی داعش در دانشگاه استانبول ترکیه با هم درگیر شدند.

تنش و درگیری‌ها در دانشگاه استانبول، از هفته گذشته با نصب پلاکاردی بر ضد تروریست‌های داعش و مخالفت گروه دیگر با آن شروع شده بود.

 صبح امروز دانشجویان چپ گرا و دانشجویانی که خود را "جوانان مسلمان" می نامیدند بر سر گروه تروریستی داعش با یکدیگر درگیر شدند و پیرو آن، پلیس استانبول برای برقراری امنیت، وارد دانشکده فنی دانشگاه استانبول شد.

به گزارش روزنامه "حریت" چاپ ترکیه، در عملیات امروز پلیس یک عدد ساطور، چندین شی برنده و چاقو و میله آهنی کشف و ضبط شد که دانشجویان برای استفاده در درگیری‌ها با خود به داخل دانشگاه آورده بودند.

در روزهای گذشته، کشمکش هایی بین دانشجویان چپ گرا و دانشجویان موسوم به جوانان مسلمان وجود داشت که امروز تبدیل به درگیری فیزیکی شد و دانشجویانی از هر دو گروه با ساطور و میله‌های آهنی وارد دانشگاه شده و با یکدیگر درگیر شدند.

با ناتوانی انتظامات دانشگاه برای متفرق کردن دانشجویان، نیروهای پلیس که در بیرون دانشگاه منتظر بودند وارد محوطه شده و ۴۲دانشجو را دستگیر کردند. در حین دستگیری، در حالی که برخی از دانشجویان فریاد می زدند "به خاطر مسلمان بودنمان به ما حمله می کنند" دانشجویان چپ گرا هم شعار می دادند "داعش از دانشگاه گم شو، دانشگاه گورستان داعش خواهد بود."

پلیس استانبول در داخل و اطراف استانبول تدابیر امنیتی شدیدی به اجرا گذاشته است و در حالی که پلیس ۹نفر از گروه دانشجویان مسلمان و ۳۳نفر از دانشجویان چپ گرا را دستگیر کردند گفته می شود آنها به شعبه مبارزه با تروریسم پلیس استانبول فرستاده شده اند.

تنش و درگیری‌ها در دانشگاه استانبول، از هفته گذشته با نصب پلاکاردی بر ضد تروریست‌های داعش و مخالفت گروه دیگر با آن شروع شده بود.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

 

گزین گویه ها

 

گذشت زمان

بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،

بر آنها که می هراسند بسیار تند،

بر آنها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،

و بر آنها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.

اما، برآنها که عشق می ورزند،

زمان را آغاز و پایانی نیست.

شکسپیر

 

 

چه کسی میگوید اینجا مجازیست؟!

"من همه چیز را حـــــــس میکنم"

زیبایی کسی را از "عکسش پروفایلش"

احساس غمش را از "پست هایش"

خنده ها و شادی هایش را از روی " جک هایش"

توجه اش را با " لایک کردن هایش"

حسش نسبت بمن را با "کامنت هایش"

بزرگترین خواسته اش را از روی عکس "کاورش"

پرانرژی بودنش را از روی "تعداد لایک هایش"

شخصیتش را از روی "دوستانش"

لجبازیش را از روی "بلاک هایش"

مهربانی و مرامش را از روی "لینک گذاشتنش"

نگویید مجازی...

ما داریم اینجا همه چیز را حس میکنیم.........

ما اینجا زندگی میکنیم،،،

شب هایمان

روزهایمان.....

دردهایمان....

.شادیهایمان

همه اینجاســــــــت

 

 

لذت بردن را يادمان ندادند

... از گرما مي ناليم

... از سرما فرار ميكنيم

در جمع از شلو غي كلافه مي شويم

...ودر خلوت از تنهايي بغض ميكنيم

تمام هفته منتظر رسيدن روز تعطيل هستيم .....

و اخر هفته هم بي حوصله گي تقصير غروب جمعه است و بس !

هميشه در انتظار به پايان رسيدن روزهايي هستيم

كه بهترين روزهاي زندگيمان راتشكيل مي دهند

..مدرسه .. دانشگاه .. كار ..

حتي در سفر همواره به مقصدمي اند يشيم

بدون لذت از مسير ..!

غافل از اين كه زندگي همان لحظاتي بود كه مي خواستيم بگذرن

ايا مشكل ما در فهم زندگيست ؟؟؟ ....

 

 

 

دست بردارپتروس!

بگذاردنیاراآب ببرد

دردنیایی که

اقیانوس آرامَش

به دنبال آرامِش می گردد

سدهم بسازی

فقط ...

مشق شب بچه ها را زیادمی کنی!

 

 

 

به مارک لباست نناز

به مارک نیس که

به ذات ادمه

وگرنه لباس گاو صددرصد چرم خالصه

 

 

 

به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز در تورا تشخیص دهد .

اندوه پنهان شده در لبخندت را

عشق پنهان شده در عصبانیتت را

و معنای حقیقی در سکوتت را

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

 

بازگشت آرارات به فوتبال و پیرزوی هفت بر صفر بر استقلال

 

 

 

دیدار دوستانه تیم‌های فوتبال آرارات و منتخب استقلال به سود تیم آرارات به پایان رسید.

تسنیم: به مناسبت آغاز دور جدید فعالیت تیم فوتبال آرارات، تیم‌های آرارات و منتخب استقلال ساعت 16:30 امروز (پنج‌شنبه) در دیدار دوستانه در زمین آرارات به مصاف هم رفتند که این بازی با نتیجه 7 بر صفر به سود تیم آرارات به پایان رسید.

* در ترکیب تیم منتخب استقلال، بازیکنانی چون محمد نوازی، علیرضا نیکبخت واحدی، سیاوش اکبرپور، علی سامره، علی موسوی، یدالله اکبری، بهشاد یاورزاده و ... حضور داشتند. هدایت تیم منتخب استقلال نیز بر عهده سیروس دین‌محمدی سرمربی فعلی تیم امید استقلال بود.

* گروهی از نمایندگان ارامنه در مجلس شورای اسلامی نیز در این دیدار حضور داشتند. امیر حاج رضایی پیشکسوت فوتبال، سید سعید افجه‌ای و رضا صادق‌پور از اعضای هیئت مدیره استقلال نیز از نزدیک نظاره‌گر این بازی بودند.

* این دیدار در حضور نزدیک به 3 هزار نفر برگزار شد.

 

آرارات به دنبال احیای تاریخ

متافوتبال - قرار بود ساعت 16 روز پنجشنبه، هفدهم مهر تیم فوتبال آرارت در یک بازی دوستانه با استقلال تهران روبرو شود، اما باشگاه استقلال به دلیل سفر اضطراری به ارمنستان از حضور در این بازی عذرخواست. با وجود این مراسم رونمایی از پیراهن تیم مطابق برنامه قبلی برگزار شد و به جای تیم بزرگسالان استقلال، منتخبی از بازیکنان امید و بازیکنان سابق این تیم مثل محمد نوازی، علیرضا اکبرپور و احمد مومن زاده مقابل آرارات به میدان رفتند و در پایان تیم ارامنه موفق شد با حساب هفت بر صفر منتخب استقلال را شکست دهد. این دیدار در حضور 3 هزار نفر در ورزشگاه خانگی آرارات برگزار شد.

سپهر خرمی | مراسم پنجشنبه به مناسبت بازگشت تیم آرارت به مسابقات رسمی برگزار شد و این تیم از دوشنبه آینده در مسابقات دسته اول باشگاه های تهران به میدان می‌رود.

مسوولان باشگاه آرارات تصمیم گرفته اند پس از پنج سال دوری، یک بار دیگر در زمینه فوتبال فعالیت کنند ودر رقابت های دسته اول باشگاه های تهران به میدان بروند. ماسیس هاکوپیان بازیکن سابق آرارات سرمربیگری این تیم را بر عهده دارد و وازگن صفریان، ادموند بزیک و فرد ملکیان دستیاران او خواهند بود.

باشگاه آرارات تهران که در سال 1323 تاسیس شده است به ارامنه تعلق دارد. این باشگاه چند سال پس از تاسیس خود در زمینه فوتبال نیز فعالیت کرد و به یکی از پر هوادارترین تیم های باشگاهی کشور تبدیل شد. با این وجود چند سالی است نام این باشگاه قدیمی و ریشه دار از صحنه فوتبال کشور پاک شده است.

در زیر نگاهی می‌اندازیم به افت و خیزهای باشگاه آرارات:

سال 1347 - ورود آرارات به فوتبال تهران در دقیقه 120

در سال 1347 قرار شد تیمهای پایتخت در مسابقات تعیین دسته جات تهران شرکت کنند. «آرارات» در مسابقه سرنوشت سازش مقابل تیم نادر ایستاد و در پایان 120 دقیقه تلاش توانست با تک گل آرشاویر ملکی سهمیه اش را در دسته اول تهران حفظ کند. این شروع دورانی بود که «آرارات» توانست خودش را در میان تیمهای مطرح آن روزهای فوتبال تهران تثبیت کند و خاطراتی فراموش نشدنی از بازی مقابل بزرگان پایتخت به یادگار بگذارد. مدیریت «آرارات» هم که از همان زمان به صورت هیئت فوتبال اداره می شد، برای فدراسیون فوتبال یک الگوی مدرن محسوب می شد

 

سال 1352 – ورود آرارات به لیگ تخت جمشید

از سال 1352 تصمیم گرفته شد تا لیگ سراسری به سبک لیگهای معتبر اروپایی، با نام جام تخت جمشید برگزار شود. در اولین و دومین دوره این جام که با حضور دوازده تیم برگزار شد، آرارات حضور نداشت ولی در سومین دوره جام تخت جمشید که با حضور 16 تیم در سال 1354 آرارات حضور داشت و در پایان به رتبه دوازدهم رسید. «آرارات» در چهارمین دوره جام تخت جمشید هم مقام دوازدهم را تکرار کرد، ولی به دلیل قانون ویژه فدراسیون وقت به دسته دوم لیگ تخت جمشید سقوط کرد. طبق این قانون که برای حمایت از تیمهای شهرستانی تصویب شده بود، آخرین تیم شهرستانی و آخرین تیم تهرانی بدون توجه به رتبه شان به دسته پایین تر سقوط می کردند. این قانون همچنین باعث می شد که سهمیه هشت تیم تهرانی و شهرستانی حفظ شود. البته یک اتفاق ناخوشایند در آخرین دیدار آرارات رخ داد تا منجر به سقوط این تیم به دسته پایین تر شود. آرارات تا دقیقه 88 از صنعت نفت آبادان با 2 گل پیش بود که برق ورزشگاه رفت و بازی تکرار شد که در دیدار تکراری آرارات با تساوی بدون گل متوقف شد و به دسته پایین تر سقوط کرد. این آخرین حضور آرارات در جام تخت جمشید بود به این دلیل که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مسابقات نیمه کاره رها شد!

 

دهه شصت و معرفی قطب سوم فوتبال ایران

با شروع دوباره مسابقات باشگاههای تهران، «آرارات» یک بار دیگر در بازی برای تعیین دسته جات موفق بود و در دسته اول قرار گرفت. «آرارات» در دهه 60 یکی از تیمهای خوب باشگاههای تهران بود و تماشاگران زیادی را برای دیدن بازیهایش به ورزشگاه شیرودی می کشاند تا نشان دهد برازنده لقب قطب سوم فوتبال تهران است. در پایان فصل 66-65 «آرارات» به دسته دوم تهران سقوط کرد، ولی پس از تلاشی 3 ساله توانست به جایگاه سابقش در میان تیمهای برتر پایتخت برگردد.

از سال 1369 لیگ سراسری پس از وقفه ای 12 ساله از سر گرفته شد. در این مسابقات که با نام لیگ آزادگان برگزار شد، «آرارات» یکی از 16 تیم شرکت کننده بود و توانست پیروزی های به یاد ماندنی ای هم به دست آورد.

با تولد تیمهای صنعتی که دستمزدهای بالایی به بازیکنان می پرداختند، «آرارات» به تدریج توان رقابت با تیمهای برتر را از دست داد. این جنگ نابرابر در پایان فصل 75-74 به سقوط «آرارات» از لیگ آزادگان انجامید. تیم ارمنيان اکثر سالهای اخیر را در لیگ 2 (دسته سوم کشور) گذراند، هر چند در فصل 84-83 در یک قدمی صعود به لیگ یک قرار گرفت، ولی در یک بازی نزدیک در شهر اراک مغلوب نساجی مازندران شد. حضور «آرارات» در لیگ 2 تا سال 1386 ادامه داشت که به دلیل مشکلات مالی مجبور به انصراف از این مسابقات شد..

حال باید دید آرارات می‌تواند تاریخ گذشته را احیا کند یا خیر!

 

منابع

http://www.fardanews.com/fa/news/372571/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA

http://metafootball.com/fa/article/2014/10/10/447/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE/

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

جوایز نوبل امسال 2014

 

جایزه نوبل شیمی برای «مشاهده کارکرد مولکولی»

 

 

 

جایزه نوبل شیمی به یک دانشمند آلمانی و دو دانشمند آمریکایی رسید

این داشنمندان به دلیل دستاورد تحقیقاتی خود برای از میان برداشتن مانع در اندازه میکروسکوپ های چشمی موجود و ایجاد امکان دیدن تک تک مولکول ها در داخل هر سلول زنده،موفق به دریافت نوبل شدند.

یک دانشمند آلمانی و دو دانشمند آمریکایی به خاطر از میان برداشتن مانع در اندازه میکروسکوپ های چشمی موجود و ایجاد امکان دیدن تک تک مولکول ها در داخل هر سلول زنده، امروز جایزه صبح نوبل شیمی سال ۲۰۱۴را به خود اختصاص دادند.

اریک بتزیگ و ویلیام مورنر آمریکایی و استفان هل آلمانی برای استفاده از فلورسانس در رساندن میکروسکوپ ها به سطحی جدید برنده جایزه نوبل شدند.

این پیشرفت علمی امکان مطالعه مواردی از قبیل ایجاد سیناپس بین سلول های مغزی در زمان واقعی را فراهم خواهد کرد.

آکادمی علوم پادشاهی سوئد اعلام کرد، با توجه به دستیابی آنها به میکروسکوپ چشمی که می تواند تا جهان نانو پیش برود «جایزه ۸میلیون کرونی (معادل ۱\۱میلیون دلار) امسال را به این سه نفر اعطا کرده است. این سه برنده جایزه نوبل، توانسته‌اند مولکول های فلورسنت را با اسکن کردن اندازه گیری کنند و تصاویر دقیق تری برای «نانوسکوپی" بسازند. این تصاویر برای بررسی سازوکار داخلی مولکول ها مورد استفاده وسیعی قرار می گیرند.

میکروسکوپ های مدرن نانوسکوپی می توانند پروتئین های افراد را برای درک بهتر بیماری هایی از قبیل آلزایمر و پارکینسون پیگیری کرده و یا گسترش تخمک های بارور شونده را که می توانند تقسیم شده و تبدیل به جنین بشوند ردیابی کنند.

استفان هل در یک کنفرانس خبری گفت: «درک این نکته خیلی مهم است که بدانیم یک سلول چگونه کار می کند و اگر سلولی مریض است بدانیم چه چیزی درست کار نمی کند

هل که مدیر موسسه ماکس پلانک برای شیمی بیوفیزیک در آلمان است، گفت او از گرفتن این جایزه کاملا شگفت زده شده است. بتزیگ هم که برنده مشترک جایزه نوبل شده، گفت از شنیدن این خبر خیلی خوشحال است.

 

 

نوبل فیزیک برای پژوهش برلامپ‌های «ال.‌ای.دی»

 

 

 

 

 جایزه نوبل فیزیک امسال به «ایزامو آکازاکی» و «هیروشی آمانو» از ژاپن و «شوجی ناکامورا»، پژوهشگر آمریکایی- ژاپنی اختصاص یافته است.

این سه پژوهشگر متمرکز بر تحقیقات بر روی منابع نوین انرژی که به محیط زیست آسیب نمی‌رسانند، بودند و اکنون به دلیل تحقیق و توسعه قابل توجه لامپ‌های «ال.‌ای. دی» به نوبل فیزیک امسال دست یافته‌اند.

در حدود یک چهارم الکتریسیته تولید شده در جهان صرف روشنایی می‌شود و توسعه فن آوری «ال.‌ای. دی» با تولید لامپ‌های کم مصرف نوین می‌تواند در مصرف منابع انرژی زمین، صرفه جویی چشمگیری را سبب شود.

حدود هشت میلیون کرون سوئد، معادل با بیش از یک میلیون دلار آمریکا هم به مانند دیگر جوایز نوبل برای نوبل فیزیک در نظر گرفته شده است که در اختیار این سه پژوهشگر قرار خواهد گرفت.

 

 

 

نوبل پزشکی برای کشف سازوکار سامانه «موقعیت‌ یاب مغز»

 

 

 

«جان اوکیف»، دانشمند و عصب شناس بریتانیایی- آمریکایی به همراه زوج دانشمند نروژی «مایبریت موزر» و «ادوار موزر» توانستند مشترکاً به جایزه نوبل پزشکی امسال دست یابند.

این دانشمندان پژوهش خود را بر روی مسأله ای متمرکز کرده بودند که برای سال ها نه تنها ذهن دانشمندان بلکه ذهن فلاسفه را هم مشغول کرده بود:

چگونه مغز قادر است نقشه ای از فضا و مکان های تجربه شده را در ذهن پدید بیاورد و مطابق با چه ساز و کاری، فرد پس از آن قادر است مسیر صحیح خود را از بین مسیرهای پیچیده و پرشماری که در برابر خود دارد، بیابد.

پژوهش های آن ها سرانجام منجر به اکتشاف ساز و کار فعالیت گروهی از سلول ها در مغز شد که سامانه موقعیت یاب مغز را پدید می آورند.

همین دستاورد چشمگیر که می تواند راه گشای یافتن راه های درمان بسیاری از بیماری ها مانند «آلزایمر» هم باشد، سبب شد تا امسال جایزه نوبل به این پژوهش و دانشمندانی که بر روی آن کار کرده اند اختصاص یابد.

نیمی از۷/۲۲۳۰کرون سوئد، معادل با یک میلیون دلار آمریکا جایزه نقدی، نوبل پزشکی امسال هم در اختیار اوکیف و نیم دیگر در اختیار موزرهای نروژی قرار خواهد گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

پاتریک مودیانو، نویسنده فرانسوی، برنده جایزه نوبل ادبیات شد

 

 

 

پاتریک مودیانو، نویسنده ۶۹ساله فرانسوی، برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

به گفته دبیر دائم آکادمی سوئد او در خارج از فرانسه کمتر شناخته شده است.

بیشتر کتاب‌های اصلی مودیانو به فارسی ترجمه شده اند.

پاتریک مودیانو، نویسنده ۶۹ساله فرانسوی که به رمان‌هایش معروف است، برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

آکادمی سوئد امروز ضمن اعلام این خبر دلیل آن را چنین برشمرد: «بخاطر هنر خاطره که او با آن دست نایافتنی‌ترین سرنوشت‌های انسانی را بیان کرده و زندگی‌جهان اشغال نظامی را برملا کرده است

به گفته پیتر آنگلوند، دبیر دائم آکادمی سوئد، مودیانو در خارج از فرانسه کمتر شناخته شده است و آثار او به سوئدی بیشتر ترجمه شده اند تا به انگلیسی.

رمان‌های او که معمولا به موضوعات خاطره، هویت و زمان می پردازند معمولا خیلی طولانی نیستند و زیر ۱۵۰صفحه هستند. آنگلوند گفت «زبان ساده» او باعث می شود برای خواننده‌های معمولی نیز قابل دسترس باشد و رمان «فرد مفقود» را به عنوان کتاب محبوب خود از او نام برد.

«فرد مفقود» در سال ۱۹۷۸جایزه گونکور را که از مهمترین جوایز ادبی فرانسه است دریافت کرد. او در این رمان به نوعی با سبک داستان‌های کارآگاهی بازی می کند. قهرمان داستان کارآگاهی است که حافظه خود را از دست داده و آخرین پرونده‌اش این است که با دنبال کردن قدم‌های خود به هویت واقعی‌اش پی ببرد.

بسیاری از آثار این نویسنده به فارسی ترجمه شده اند، از جمله «ناشناخته ماندگان» به ترجمه ناهید فروغان، «بوتیک‌های خاموش» و «در کافه جوانی گم شده» به ترجمه ساسان تبسمی، «بیراه» به ترجمه آرش نقیبیان، «تصادف شبانه» یک بار دیگر به ترجمه مهسا ابری و بار دیگر به ترجمه حسین سلیمانی نژاد، «افق» به ترجمه حسین سلیمانی نژاد و «محله گم شده» به ترجمه اصغر نوری.

نقیبیان مودیانو را «استاد روایت» خواند و گفت او را کاملا مستحق نوبل می داند. این مترجم افزود: «من به جرات می گویم از بزرگانی همچون ویلیام فاکنر و جیمز جویس که جریان سیال ذهن را در ادبیات انگلیسی زبان پایه گذاشتند، که بگذریم، در ادبیات معاصر فرانسه هیچ کس را نداریم که مثل مودیانو از چند راوی مختلف استفاده کرده باشد

مودیانو در ژوئیه ۱۹۴۵، دو ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم در اروپا، در حومه‌ای در غرب پاریس به دنیا آمد. او با این شهر قرابت بسیاری داشت و داستان‌هایش بیشتر در کوچه و پس کوچه‌های پاریس می گذرند.

پدرش ریشه‌های یهودی و ایتالیایی داشت و مادرش بازیگری بلژیکی بود. این دو در زمان جنگ، وقتی که پاریس تحت اشغال نازی ها بود، با هم آشنا شده بودند. این پیشینه خانوادگی تاثیر بسیاری بر نوشته‌های مودیانو داشت. یهودیت، اشغال نازی‌ها و فقدان هویت از موضوعات مکرر آثارش هستند.

او زمانی به اولین موفقیت خود دست یافت که یکی از دوستان مادرش، ریموند کینو، نویسنده فرانسوی، او را به انتشاراتی گالیمار معرفی کرد. مودیانو در آن زمان بیست و اندی سال بیشتر نداشت.

این نویسنده در پاریس زندگی می کند و معمولا از رسانه‌ها دوری می کند و کمتر مصاحبه می کند. او در سال ۲۰۱۲برنده جایزه ادبیات اروپای دولت اتریش شد.

این هفته، هفته‌ی نوبل بوده است و جوایز نوبل پزشکی، فیزیک و شیمی فی الحال اهدا شده اند. جوایز نوبل صلح و اقتصاد نیز به ترتیب جمعه و دوشنبه اهدا می شوند.

هر برنده جایزه نوبل، هشت میلیون کرون سوئد دریافت می کند که معادل حدود سه میلیارد و هفتصد میلیون تومان می شود.

 

 

 

برنده جایزه صلح نوبل 2014 اعلام شد

 

 

 

 

 

ملاله یوسف زی از پاکستان و کایلاش ساتیارثی از هند دو برنده جایزه صلح نوبل 2014 هستند.

دو برنده جایزه صلح نوبل در زمینه حقوق کودکان فعالیت می کنند.

کمیته انتخاب برنده جایزه صلح نوبل از مبارزه این دو نفر علیه سرکوب حقوق کودکان و جوانان و تلاش آنها برای حق همه کودکان در آموزش تقدیر کرد.

رئیس کمیته نروژی نوبل در این باره گفت: کودکان باید به مدرسه بروند در غیراین صورت مورد سوء استفاده مالی قرار می گیرند.

این جایزه به ارزش 1.1 میلیون دلار در روز 10 دسامبر آینده به برندگان جایزه صلح نوبل در مراسمی در شهر اوسلو پایتخت نروژ اهدا می شود.

ملاله یوسف زی دختر نوجوان متولد 1997 میلادی در پاکستان فعال در زمینه حق تحصیل دختران و کودکان در سال 2012 توسط طالبان ترور شد اما از این حمله جان سالم به در برد.

 كايلاش ساتيارثي از هند متولد 1954 نیز در زمینه حمایت از کودکان و جلوگیری از کار کودکان فعالیت می کند.

 

 

 

 

 

نوبل اقتصاد امسال به «ژان تیرول»، اقتصاددان فرانسوی رسید

 

 

 

 

جایزه نوبل اقتصاد امسال به «ژان تیرول»، اقتصاددان فرانسوی رسیده است

تیرول به خاطر پژوهش و آنالیز درباره قدرت و قوانین بازار، مستحق دریافت این جایزه شناخته شده است.

جایزه نوبل اقتصاد امسال به «ژان تیرول»، اقتصاددان فرانسوی رسیده است.

آکادمی سلطنتی علوم سوئد با اعلام نام او به عنوان برنده نوبل امسال گفته است که او یکی از بزرگ‌ترین اقتصاددانان زمان است و فعالیت‌های او آثار ژرفی بر روی فعالیت‌های اقتصادی گذاشته است.

جایزه نوبل امسال به خاطر تجزیه و تحلیل‌های تیرول از قدرت و قوانین بازار به او تعلق گرفته است.

نوبل اقتصاد از سال ۱۹۶۸اعطاء می‌شود و هرچند برنده آن توسط آکادمی نوبل برگزیده می‌شود اما در واقع از جوایز پنج گانه نوبل نیست و تنها با یادبود نوبل اعطاء می‌شود وهزینه آن را هم «سوریجز ریکس-بانک» سوئد می‌پردازد.

به هر برنده جایزه نوبل علاوه بر مدال، نزدیک به هشت میلیون کرون سوئد هم تعلق می‌گیرد.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

باز هم داعش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

نیاز فوری کوبانی به اسلحه و اقلام اساسی

 

 

گروه تروریستی داعش در تلاش است تا کوبانی را تصرف کند، این درحالیست که خطر قتل عام وجود دارد.

اعضای گروه تروریستی داعش به بخش‌های غربی کوبانی حمله کردند ولی هنوز نتوانسته اند گذرگاه مرزی با ترکیه را تصرف کنند.

دیدبان حقوق بشر سوریه از عقب نشینی این گروه تروریستی در اثر دو حمله هوایی گسترده خبر داد.

جنگجویان گروه تروریستی داعش  حملات تازه‌ای را برای تصرف کامل شهر مرزی کوبانی در سوریه آغاز کرده اند.

اعضای گروه تروریستی داعش به بخش‌های غربی کوبانی حمله کردند ولی هنوز نتوانسته اند گذرگاه مرزی با ترکیه را تصرف کنند. خبرنگاران می گویند این گذرگاه برای تامین اقلام اساسی و خروج از کوبانی اهمیت حیاتی دارد.

در حالی که ائتلاف به رهبری آمریکا به حملات هوایی خود بر ضد داعش ادامه می دهد برخی از منابع آگاه این حملات را کافی نمی دانند، از سوی دیگر کردها می گویند آنها  به تسلیحات و مهمات بیشتر نیاز فوری دارند. این در حالیست که آمریکا تایید کرده که حملات هوایی برای نجات کوبانی به تنهایی کافی نیست.

شبه نظامیان کرد  در آخرین حملات خود تروریست‌های داعش را در درون کوبانی به عقب رانده اند. با اینوجود، این خبرنگار توضیح می دهد که داعش به راحتی از سمت جنوب و شرق تقویت می شود و می تواند دست به حملات بیشتری بزند.

در حالی که خطر قتل عام در کوبانی وجود دارد، ناظران می گویند که گمان می رود همچنان صدها غیرنظامی در کوبانی حضور داشته باشند. همچنین به گفته «استفان دمیستورا» فرستاده ویژه سازمان ملل به سوریه، اگر کوبانی توسط داعش سقوط کند خطر کشتار تعداد زیادی از اهالی شهر وجود دارد.

امروز  نیز، عصمت شیخ حسن، یک عضو ارشد نیروهای کرد در کوبانی در گفتگو با آسوشیتدپرس خواستار ایجاد تونل زیر زمینی برای خروج غیرنظامیان شد. او نیز هشدار داد که اگر نیروهای داعش به مرکز شهر برسند به صورت گسترده دست به کشتار می زنند.

همچنین دیدبان حقوق بشر سوریه می گوید امروز دو حمله هوایی گسترده ضد داعش صورت گرفته و این جنگجویان پس از ۹۰دقیقه درگیری سنگین عقب نشینی کرده اند.

از زمان آغاز حملات داعش به کوبانی در اواسط سپتامبر گذشته تاکنون حدود ۵۰۰نفر کشته و تا ۲۰۰هزار نفر به ترکیه پناهنده شده اند.

این درحالیست که مخالفان وضعیت کنونی کوبانی، در سراسر جهان و در صفحه‌های اجتماعی اعتراض کرده اند و از جامعه جهانی تقاضای کمک دارند.

 

 

 

 

سازمان ملل: خطر قتل‌عام هزاران تن در صورت سقوط کوبانی

 

 

 

 

سازمان ملل متحد هشدار داد که در صورت سقوط کوبانی احتمال دارد قتل عام گسترده‌ای در این شهر رخ دهد.

سازمان ملل: هفتصد غیرنظامی به‌صورت عمده سالمند در کوبانی تحت محاصره هستند

دوازده هزار تن هم مرکز شهر را ترک کرده اما هنوز به ترکیه نرسیده‌اند.

هشدار وزارت خارجه آمریکا: در واکنش به حملات هوایی، داعش از هواداران خود خواسته است در همه جا به اتباع خارجی حمله کنند.

یکی از نمایندگان «سازمان ملل متحد»، روز گذشته هشدار داد که با پیشروی شبه نظامیان داعش به داخل شهر کوبانی که دربرابر چشمان نظاره‌گر تانک‌های ترکیه صورت می‌گیرد، احتمال دارد قتل عام تلافی‌جویانه گسترده‌ای در این شهر کردنشین به وقوع بپیوندد.

«استفان دمیتسورا»، نماینده سازمان ملل، در این زمینه گفت، ممکن است کوبانی دچار سرنوشت «سربرنیتسا» ی بوسنی در سال ۱۹۹۵دچار شود که حافظان صلح سازمان ملل هم نتوانستند از مردم این شهر دفاع کنند و طی این بد‌ترین فاجعه بشری از زمان جنگ جهانی دوم، هشت هزار تن از مسلمانان این منطقه توسط صرب‌ها کشته شدند.

دمیتسورا افزوده است که اگر کوبانی سقوط کند، هفتصد تن از کسانی که در کوبانی «گیر افتاده‌اند» به همراه حدود دوازده هزار تن از مردم این ناحیه به احتمال زیاد کشته خواهند شد.

سازمان ملل بر این باور است، هفتصد غیرنظامی عمدتا سالمند در کوبانی تحت محاصره هستند و دوازده هزار تن هم مرکز شهر را ترک کرده اما هنوز به مرز ترکیه نرسیده‌اند.

وضعیت کوبانی منجر به بد‌ترین درگیری‌های خیابانی در بین کردهای ترکیه هم شده است و این اقلیت پانزده میلیونی، دولت رجب طیب اردوغان را متهم به بی‌عملی در مقابل قتل عام کردهای کوبانی کرده‌اند.

در این درگیری‌های سه روزه، در مناطق کردنشین ترکیه دست کم سی و سه تن از جمله دو افسر پلیس ترک کشته و یک فرمانده محلی پلیس زخمی شده است.

اکنون نگاه جامعه جهانی در این زمینه متوجه ترکیه است؛ ترکیه‌ای که عضو ناتو و دارای بزرگ‌ترین ارتش در منطقه بوده و میزبان بیش از یک میلیون و دویست هزار پناهنده سوریه‌ای از جمله دویست هزار تن از ساکنان کوبانی در روزهای اخیر است.

دمیستورا نماینده سازمان ملل در ژنو ، خطاب به این کشور گقت که سازمان ملل متحد از مقامات ترکیه می‌خواهد دست کم اجازه عبور و مرور داوطلبان با تجهیزات نظامی خود را بدهد تا آن‌ها بتوانند وارد شهر شده و در دفاع از مردم کوبانی توسط خود آن‌ها، یاری گرشان باشند.

کاخ سفید هم روز گذشته با تاکید بر نقش ترکیه در مبارزه با داعش در سوریه و عراق، خواستار مشارکت آنکارا در این مسأله شده است.

«لیزا موناکو»، دستیار ارشد امنیت ملی دولت اوباما، روز گذشته به عنوان بخشی از نشست‌های ترکیه و ایالات متحده برای حمایت ترکیه از آموزش جنگجویان میانه روی سوری، با «هاکان فیدان»، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه، دیدار و گفت‌و‌گو کرد.

کاخ سفید با صدور بیانیه‌ای در این رابطه ضمن ابراز تشکر نسبت به حمایت ترکیه از عملیات جاری آمریکا در عراق و سوریه، بر اهمیت تسریع پشتیبانی ترکیه به عنوان بخشی از راهبرد تضعیف و نهایتا نابودی داعش تاکید کرد.

 

هشدار کاخ سفید

 از سوی دیگر، وزارت خارجه آمریکا در آخرین گزارش دوره‌ای تهدیدات جهانی، نسبت به حملات داعش هشدار داده است.

در این گزارش آمده است، در واکنش به حملات هوایی، داعش از هواداران خود خواسته است در همه جا به اتباع خارجی حمله کنند.

این گزارش هشدار می‌دهد که احتمال رو به رشدی نسبت به حملات بر ضد منافع آمریکا و غرب و شرکای ائتلاف در سراسر جهان، به ویژه خاورمیانه، شمال آفریقا، اروپا و آسیا وجود دارد.

 

 

داعش در حال پیشروی در استان «الانبار» عراق

 

داعش در حال حمله به «رمادی»، مرکز استان الانبار بوده و پایگاه‌های نظامی در منطقه را به تصرف خود درآورده اند.

شورای استانی الانبار با ارائه درخواستی به دولت مرکزی عراق، خواستار اعزام نیروی زمینی برای کمک به مقابله با داعش شد.

مقامات عراقی با ذکر این که ممکن است استان «الانبار» در غرب این کشور به دست نیروهای «داعش» بیافتد، درخواست کمک فوری نظامی کرده اند.

داعش در حال حمله به «رمادی»، مرکز استان الانبار بوده و پایگاه‌های نظامی در منطقه را به تصرف خود درآورده اند. یک مقام آمریکایی نیز به «خبرگزاری فرانسه» گفت وضعیت در الانبار «شکننده» است.

شورای استانی الانبار با ارائه درخواستی به دولت مرکزی عراق، خواستار اعزام نیروی زمینی برای کمک به مقابله با داعش شده است. فالح العیساوی، معاون شورای استانی الانبار هشدار داد، ممکن است در ۱۰روز آینده این استان به دست داعش بیافتد.

الانبار، استان دارای اهمیت استراتژیک جغرافیایی است و «حدیثه»، دومین سد بزرگ عراق در این استان قرار دارد. تصرف الانبار توسط داعش باعث خواهد شد این گروه خشونت‌طلب، سرزمین‌های بیشتری را در عراق و سوریه به کنترل خود درآورد و با ایجاد خط تدارکاتی بتواند به‌صورت بالقوه دست به حمله در بغداد، پایتخت عراق، بزند.

ارتش آمریکا، چندین حمله هوایی علیه مواضع داعش انجام داده است تا از تصرف سد حدیثه توسط این گروه تروریستی جلوگیری کند. با این وجود، شبه نظامیان داعش در حال پیشروی در استان الانبار هستند. از سوی دیگر و به‌رغم حملات هوایی آمریکا و نیروهای ائتلاف، داعش شهر مرزی کوبانی در سوریه را نیز به محاصره کامل خود درآورده است.

روز گذشته، فرستاده‌ی ویژه سازمان ملل در سوریه هشدار داد، حدود ۷۰۰فرد سالمند در این شهر، تحت محاصره هستند. استفان دمیستورا افزود، اگر کوبانی به دست داعش بیافتد، غیرنظامیان باقی مانده در شهر، قتل‌عام خواهند شد.

داعش بخش‌های بزرگی را در عراق و سوریه تحت کنترل خود دارد و در تلاش است تا شهر مرزی کوبانی در سوریه را هم به‌طور کامل تصرف کنند.

 

 

 

 

رئیس توئیتر: داعش مرا تهدید به مرگ کرده

 

 

 

دیک کاستلو، مدیرکل توئیتر، گفت گروه داعش او و همکارانش را به مرگ تهدید کرده است.

این در پی آن است که توئیتر صفحاتی که توسط داعشی ها اداره می شدند را تعطیل کرده است.

کاستلو گفت: «بعضی افراد این سازمان در توئیتر اعلام کردند که کارمندان توئیتر و مدیریت آن باید ترور شوند

مدیر کل توئیتر در دیگر صحبت های خود در نشست مجله «ونیتی فیر»  از دشواری های ایجاد توازن بین آزادی بیان و گسترش محتوای منفی و شرورانه خبر داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی

 

ریشه چهار اصطلاح فارسی

جمع اوری از گارگین فتائی

 

قمپوز در کردن !

 

http://www.yjc.ir/fa/news/4595748/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%82%D9%85%D9%BE%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF

 

قمپوز د ر اصل (قپوز)نام توپی است که عثمانی ها در سلسله جنگ هایی که با ایران داشته اند مورد استفاده قرار می دادند.این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمی شد و فقط از باروت و پارچه های کهنه که با فشار درون لوله توپ جای می دادند تشکیل شده بود.هدف از استفاده آن ایجاد رعب و وحشت در بین سپاهیان و ستوران بوده است.در جنگ های اولیه بین ایران و عثمانی این توپ نقش اساسی در تضعیف روحیه ی سربازان ایرانی داشت ولی بعد ها که دست آنها رو شد دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش این توپ به صدا در می آمد سپاهیان می گفتند :نترسید ، قمپز در کردند .

 

 

 

قسر در رفتن

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=478691

 

 آیا می‌دانستید که اگر بسیاری از فارسی‌زبانان معنی اصطلاح «قسر در رفتن» را بدانند، هرگز دوباره آن را به‌کار نخواهند برد؟

 به گاو یا گوسفند ماده‌ای که در طول یک دوره‌ی پرواربندی باردار نشود یا از زیر گاو یا گوسفند نری در برود و باردار نشود، می‌گویند «قِسِر‌»! و درباره‌ی این گاو یا گوسفند می‌گویند که قِسِر در رفته است!

بنابراین وقتی کسی می‌گوید «از دست فلانی قِسِر در رفتم!» شما معنی آن را دریابید

 

 

روغن ریخته را نذر امامزاده کرده

http://www.beytoote.com/fun/proverb/oil-votive1-shrine.html

 

روزی روزگاری یک آدم مالدار و ثروتمند که از همه رقم ملک و اموال داشت ولی خسیس و گداصفت بود ، در یک آبادی زندگی می کرد .

دیگر اهالی این آبادی ، با اینکه وضع مالی خوبی نداشتند ، در کارهای خیر ، مانند ساختن مسجد امامزاده و غیره شرکت می کردند و هر کدام مبالغی خرج می کردند و یکدفعه تمامی اهالی برای ساختن یک امامزاده پیش قدم شدند . از پول اهالی ساختمان امامزاده به نصف رسیده بود . اما چون قدرت مالی آنها کفاف نمی داد نتوانستند کار را به اتمام برسانند .

متولی امامزاده به سراغ شخص پولدار رفت و تقاضای کمک کرد . او قول داد که باشد همین روزها سهمیه خودم را می پردازم ، متولی هم خوشحال و خندان رفت ، بنا و عمله ای پیدا کرد و این مژده را هم به اهل محل داد . در یکی از روزها که مردم و متولی و بنا و کارگران امامزاده به انتظار ایستاده بودند ( مردک خسیس چند تا از قاطرهایش را پوست و روغن بار کرده بود که به تجارت و مسافرت برود . ) اتفاقاً گذرش از مقابل امامزاده بود . ناگهان یکی از قاطرهایش به زمین میخورد و یکی از پوستهای روغن پاره شد .

آن مرد فوراً زرنگی کرد . پوست را جمع کرد ولی کمی روغن آن به زمین ریخت پیش خودش گفت : این روغن حیف است اینجا بماند .

این طرف و آن طرف را نگاه کرد و متولی امامزاده را دید آنها را صدا کرد .

متولی بیچاره به کارگرها گفت : دست به کار شوید که ارباب پول آورده و دوان دوان پیش ارباب آمده و سلامی کرد و گفت : خدا عز و عزت ارباب را زیاد کند گفتم : بناها دست بکار شوند . مرد خسیس با خونسردی گفت : ببین آنجا قاطرم به زمین خورده و یکی از پوستهای روغن پاره شده است و مقداری روغن ریخته ، برو آنها را جمع کن و خرج امامزاده کن .

این هم سهمیه من برای امامزاده ! متولی نگاه کرد و دید خاک فقط کمی چرب شده است بدون اینکه جوابی بدهد پشیمان و ناراحت برگشت و بقیه پرسیدند : پس پول چطور شد ؟ متولی گفت : ای بابا ول کنید ، بس که دویدم و پدرم را دیدم ، یارو روغن ریخته را نذر امامزاده کرده

 

 

 

 

حرف مفت زدن

http://www.asriran.com/fa/news/350141

اصطلاح حرف مفت زدن داستانی داره که خالی از لطف نیست!

در زمان ناصرالدین شاه اولین تلگراف خانه تأسیس شد اما مردم استقبالی نکردند و کسی باور نداشت پیامش با سیم به شهر دیگری برود.

به ناصرالدین شاه گفتند تلگرافخانه بی مشتری مانده و کارمندانش انجا بیکار نشسته اند دستور داد به مدت یک ماه مردم بیایند مجانی هرچه می خواهند تلگراف بزنند و چون مفت شد همه هجوم آوردند و بعد از مدتی دیدند پیام هایشان به مقصد می رسد وهجوم مردم روز به روز زیادتر شد در حدی که دیگر کارمندان قادر به پاسخ گویی نبودند! سرانجام ناصرالدین شاه که مطمئن شده بود دستور داد سر در تلگراف خانه تابلویی بزنند بدین مضمون - بفرموده شاه از امروز حرف مفت زدن ممنوع! واصطلاح حرف مفت زدن از آن زمان به یادگار مانده است

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مهر 1393 از سوي گارگین فتائی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پيچک