گارنی GARNI
 
ارائهء نوشته ها، تحقیقات ، ترجمه ها و مقالات و نظرات و پیشنهادات در زمینه های گوناگون

 

 

 شرب المثلهای جالب در مورد ازدواج

 

گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی

.

http://www.roozeshadi.com/%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC/

.

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد.

 

۱-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

 

۲- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

 

۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

 

۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

 

۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

 

۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

 

۷- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

 

۸- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

 

۹- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

 

۱۰-داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

 

۱۱- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

 

۱۲- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

 

۱۳- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

 

۱۴- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

 

۱۵- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

 

۱۶- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی )

 

۱۷- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

 

 

 

۱۸- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

 

۱۹- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

 

۲۰- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

 

۲۱- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )

 

۲۲- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

 

۲۳- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

 

۲۴- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)

 

۲۵- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )

 

۲۶- با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

 

۲۷- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

 

۲۸- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” کر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس )

 

۲۹- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( کریستین )

 

۳۰- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

 

۳۱- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین )

 

۳۲- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک )

 

۳۳- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

 

۳۴- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

 

۳۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

 

۳۶- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس)

 

۳۷- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک )

 

۳۸- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

 

۳۹- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)

 

۴۰- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)

 

۴۱- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

 

۴۲- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

 

۴۳- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی )

 

۴۴- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)

 

۴۵- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)

 

۴۶- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)

 

۴۷- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

 

۴۸- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)

 

۴۹- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)

 

۵۰- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی )

 

۵۱ – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)

 

۵۲ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی )

 

۵۳ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر )

 

۵۴ – دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی )

 

۵۵ – ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت )

 

۵۶ – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی )

 

۵۷ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین )

 

۵۸ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )

 

۶۰ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )

 

 

گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

 

احد چمن‌آرا، از بنیان‌گذاران موسسه بتهوون درگذشت

.

 

 

 

«احد چمن‌آرا» يكى از برادران موسس مركز موسيقى «بتهوون» در تهران که گفته می‌شود، نخستین نشر و بنگاه موسيقى ايران به شمار می‌آید، روز جمعه درگذشت.

آقای چمن‌آرا رور جمعه در سن ٧٩ سالگى در رشت دار فانى را وداع گفته است.

او چهارمين و كوچک‌ترين برادر از بنيانگذاران مركز موسيقى بتهوون بود که در سال ١٣٣٢ این موسسه را بنا نهادند.

احد چمن‌آرا اندکی پیش از وقوع انقلاب اسلامی در ایران به آمریکا مهاجرت کرده بود اما در سال ١٣٧٩ به ايران برگشت و تا پايان عمرش در رشت سكنى گزيد.

مراسم تشيیع پیکر او امروز در شهر رشت برگزار می‌شود.

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

نوار صوتی فاش‌شده نشان می‌دهد: اسرائیل می‌خواست به ایران حمله کند

 

 

«رهبران اسرائیل در چند سال گذشته بارها قصد حمله نظامی به ایران را داشتند اما اختلافات بین رهبران دولت و ارتش باعث شد این قصد هرگز عملی نشود.» به گزارش «سی ان ان»، این مطلب از نواری صوتی از صحبت‌های وزیر دفاع اسرائیل بر می آید که فاش شده و توسط یک کانال تلویزیونی اسرائیل منتشر شده است.

این نوار صوتی حاوی صدای اِهود باراک، وزیر دفاع سابق است که به دست شبکه دو تلویزیون اسرائیل رسانده شده است. در این نوار از برنامه ریزی سه حمله  نظامی در سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ می شنویم که باراک و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، برنامه آن را ریخته بودند.

«سی ان ان» که این فایل صوتی را از عبری به انگلیسی ترجمه کرده است از باراک و سایر مقاماتی که در این نوار به آن‌ها اشاره شده است خواسته صحت آن را تایید کنند که ظاهرا هنوز پاسخی نگرفته.

تلاش اول، ارتش: «ظرفیت نداریم»

اولین تلاش برای حمله در سال ۲۰۱۰ بوده است. به گفته باراک در این نوار صوتی، ارتش اسرائیل در این سال گفته توان حمله را ندارد.

باراک می‌گوید رئیس ستاد ارتش مشخصا گفته اسرائیل «ظرفیت» انجام عملیات حمله به ایران را ندارد.

با این که نتانیاهو و باراک هر دو می خواستند این حمله را سازمان دهند این کار بدون تایید رئیس ستاد ارتش ممکن نبود.

تلاش دوم، مخالفت‌های درون کابینه

در سال ۲۰۱۱ نظر بنی گانتز، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، عوض شد. او حالا می گفت امکان حمله وجود دارد.

علاوه بر نتانیاهو و باراک، آویدور لیبرمن، وزیر خارجه، هم پشتیبان حمله نظامی به ایران بود. از بقیه کابینه هشت وزیر دیگر نیز همراه بودند اما مخالفت دو وزیر کلیدی باعث شده حمله صورت نگیرد: موشه یعلون، وزیروقت  مسائل استراتژیک که در حال حاضر وزیر دفاع است و یووال استاینیتز، وزیر وقت دارایی که اکنون وزیر انرژی است.

تلاش سوم، تداخل با مانور آمریکا و انتخابات اسرائیل

از زبان باراک در این نوار صوتی می شنویم که در سال ۲۰۱۲ مجددا امکان حمله وجود داشته اما هم زمانی با مانور نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل باعث شده امکان پذیر نباشد. باراک می گوید پس از صحبت با همتای وقت آمریکایی خود، لئون پانه تا، خواستار به تعویق انداختن مانور بوده اما از طرف دیگر هم زمانی با انتخابات بعدی اسرائیل مشکل ساز شده است.

آیا تلاش چهارمی در کار خواهد بود؟

اسرائیل پیش از این سابقه حمله نظامی برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای توسط رقبای خود را دارد. این کشور در سال ۱۹۸۱ در «عملیات اپرا» تجهیزات نظامی عراق صدام حسین را نابود کرد.

اما تحلیلگران اسرائیلی می گویند پس از توافق وین، بعید است اسرائیل دست به حمله بزند.

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

 

کشف ردپای تسلیحات شیمیایی در حملات خمپاره‌ای داعش

.

 

یک ژنرال آمریکایی روز گذشته اعلام کرده است که نتایج بررسی میدانی ارتش آمریکا بر روی برخی از خمپاره‌هایی که داعش در اوایل ماه جاری میلادی در شمال عراق علیه جنگجویان کرد استفاده کرده، بیان‌گر این است که در آن‌ها از گاز خردل استفاده شده است.

ژنرال کوین کیلئا، فرمانده نیروهای آمریکایی در عملیات مبارزه با داعش در عراق اما اضافه کرده است که این آزمایش‌ها برای اثبات استفاده از سلاح‌های شیمیایی کامل و جامع نیست و برای تایید این یافته لازم است بررسی‌های بیش‌تری صورت بگیرد.

کیلئا گفته است، به غیر از حمله‌ی راکتی یازدهم آگوست او دست کم از دو حمله‌ی شیمیایی دیگر که به دست داعش انجام شده‌اند، اطلاع دارد.

او شرح داده است که در یازدهم آگوست، داعش خمپاره‌هایی را به سوی مواضع پیشمرگه‌های کرد در شمال عراق پرتاب کرده که پس از چند روز پوکه‌های آن توسط جنگجویان کرد جمع‌آوری و به نیروهای آمریکایی داده شده بود.

حالا  ژنرال کیلئا خبر داده است که بررسی‌ها بر روی این قطعات، وجود ماده‌ی سولفور خردل در آن‌ها را که در ساخت بمب‌های شیمیایی کاربرد دارد، محرز کرده است.

بمب شیمیایی تهیه شده از این ماده که به سبب بوی خاص آن که شبیه سیر یا خردل است، بیش‌تر به عنوان گاز خردل نامیده می‌شود سبب سوختگی‌های شدید در مخاط و پوست شده و به ویژه به چشم و دستگاه تنفسی آسیب می‌زند.

گاز خردل همچنین می‌تواند سیستم عصبی را هم تحت تاثیر قرار داده و عوارض شدیدی برجای بگذارد.

 

 

 

آمریکا مرد شماره دوی داعش را کشت

.

 

ند پرایس، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا گفت فاضل احمد الحیالی، که به حاجی معتز هم معروف بود، سه‌شنبه هفته‌ی گذشته در نزدیکی موصل کشته شده است.

الحیالی معاون ارشد ابوبکر البغدادی، رهبر داعش، دانسته می‌شد و به گفته آقای پرایش نقش عمده‌ای در هماهنگی جابجایی تسلیحات، مواد منفجره، وسایل نقلیه و افراد بین عراق و سوریه داشت.

الحیالی از جمله برنامه‌ریزان حمله ژوئن ۲۰۱۴ به موصل بود که منجر به سقوط این شهر مهم عراق شد.

به گفته پرایس، یکی از عوامل رسانه‌ای داعش به نام ابوعبدالله هم در این حمله کشته شده است.

گرچه بعضی منتقدین می‌گویند این‌گونه عملیات‌ها خیلی مهم نیستند و داعش به سرعت می‌تواند جای رهبران کشته‌شده را پر کند، برخی دیگر می‌گویند موفقیت این عملیات نشان از اطلاعات خوبی می‌دهد که آمریکا به دست آورده.

چند ماه پیش، حمله‌ای که قصدش دستگیری ابوسیاف، رئیس امور مالیه داعش، و همسرش بود باعث شد گنجینه‌ای از اطلاعات در مورد این سازمان تروریستی به دست بیاید. خود ابوسیاف در این حمله کشته شد و همسرش در زندان آمریکایی‌ها در اربیل بود و همین چند هفته پیش به دولت اقلیم کردستان عراق تحویل داده شد.

یکی از اهداف عملیاتی آمریکا از سال گذشته تا کنون تضعیف ساختار رهبری داعش بوده است.

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

12 دستور برای شاد زندگی کردن

.

http://fararu.com/fa/news/244114/12

 

.

یک. شادی را انتخاب کن و آن را انعکاس بده

شادی یک گزینه و یک منبع انرژی است که شما با فعالیت‌های روزمره می‌توانید به آن دست پیدا کنید. سعی کنید محل زندگی خود را پر از عشق، صلح، صمیمیت و سرگرمی کنید تا بتوانید شادی را لمس کنید. کاری کنید که خودتان شاد باشد تا بتوانید جهانی شاد برای خود و دیگران به وجود بیاورید.

 .

دو. از زندگی خود لذت ببر

فراموش نکنید که شما تجلی کننده شکوه هستی هستید. از نعمات روی زمین نهایت لذت را ببرید. اگر می‌توانید صبح زود بیدار شوید تا طلوع خورشید را ببینید، شنا کنید، سالاد و آبمیوه‌های طبیعی تازه بنوشید. شما می‌توانید از هر چیزی که در دنیا وجود دارد، نهایت لذت را ببرید.

 .

سه. جدی‌تر تصمیم بگیر

شما بر تمام اتفاقات زندگی کنترل ندارید اما صاحب تصمیمی هستید که می‌گیرید، بنابراین سعی کنید محکم‌تر تصمیم‌گیری کنید. گزینه‌هایی را برگزینید که نسبت به آن‌ها احساس خوشایندی دارید. پس از انتخاب، آن گزینه‌‌ها را با انرژی آن را به سرانجام برسانید.  همیشه بگویید: «من می‌توانم

 .

چهار. همیشه قدرشناس باش

قدرشناس بودن کاری آسان است که آثاری بزرگ هم از خود به جای می‌گذارد. این کار باعث می‌شود نسبت به داشته‌هایتان قانع باشید. برای همه چیز باید شکرگزار باشید.

 .

پنج. خود واقعی‌ات را بشناس

 از شما در تاریخ هستی فقط یک مورد وجود داشته که آن نیز خود شما هستید. دیگر کسی دقیقا مثل شما وجود نخواهد داشت، کسی که ترکیبی از استعدادها، علائق، ایده‌ها، انرژی و حتی ویژگی‌های عجیب شما را داشته باشد. این را به یاد داشته باشید که زنجیره‌های از اتفاقات در تاریخ رخ داده تا شما الان اینجا باشید. یادتان نرود که تک تک دقایق زندگی‌تان را باید ارج بنمایید. کافی است سعی کنید خود واقعی‌تان را بشناسید.

 .

شش. به حرف قلبت گوش بده

بهتر است بیش از اینکه درگیر افکارتان باشید، به حرف قلبتان گوش دهید. در این صورت است که شما می‌توانید به جای هیاهوی دنیا به صدای روحتان را گوش دهید. اگر چنین اتفاقی بیفتند، شما بر تمام امور زندگی‌تان اشراف دارید. راهنمای درونی‌تان نیز همیشه شما را راهنمایی می‌کند. روح شما می‌داند که شما دقیقا به چه چیزی نیاز دارید. بنابراین سعی کنید که فقط در مسیر پیروی از شادی گام بردارید تا به تمام خواسته‌هایتان برسید.

.

 

هفت. آداب «ناماسته» را به جای آور

«ناماسته» در هند و نپال به معنی خوشامدگویی و سلام کردن است که علاوه بر آن، مفهومی مذهبی نیز دارد: «من به آن ذره‌ای از خدا که درون توست تکریم می‌کنم.» در ناماسته، دو کف دست را بالای سر یا در مقابل صورت یا سینه به هم می‌چسبانند. سعی کنید همیشه در زندگی نسبت به دیگران این حس را داشته باشید و حتما نیازی نیست مانند هندی‌ها سلام کنید! همه انسان‌ها یک منشا دارند که فقط تفاوت‌های ظاهری با هم دارند. سعی کنید به جای پیش‌داوری و قضاوت در مورد دیگران، به آن‌ها احترام و عشق بورزید.

.

 

هشت. مراقب خودتان باش

هر چه بیشتر مراقب خودتان باشید، نسبت به دیگران نیز مسئولیت‌پذیرتر می‌شوید. سعی کنید خواب و خوراک و تحرک کافی داشته باشید. رابطه شما با خودتان هم واقعا مهم است. اینکه چگونه با خودتان رفتار می‌کنید از مسائلی مهمی است که باید از قبل در مورد آن برنامه‌ریزی کنید. به این فکر کنید که با بهترین دوستتان چگونه رفتار می‌کنید؟ آن الگو را نیز برای خودتان انتخاب کنید.

 .

نه. تعادل را حفظ کن

یادتان نرود که تنها یک بار فرصت زندگی کردن به شما داده می‌شود. افکار حاشیه‌ای را دور بریزید. به شغل و کارهای دیگرتان علاقه نشان دهید. اجازه ندهید چیزی مانع شما شود. فراموش نکنید که افراد دانا از افراط و تفریط دوری می‌کنند. به همان اندازه که صحبت می‌کنید، سکوت هم کنید و سعی کنید در همه چیز تعادل را حفظ کنید.

 .

ده. خلاقیت به جای واکنش

شما شخصی خلاق هستید. به جای اینکه نسبت به مشکلاتتان شکایت کنید، سعی کنید به دنبال راه‌حلی برای آن باشید. اول ببینید که دوست دارید شرایطتان چگونه باشد، سپس در آن مسیر تلاش کنید. همیشه به افق‌هایتان بنگرید و به حواشی اصلا توجه نکنید.

.

یازده. خلاق و کنجکاو باش

برای ماجراجویی، هنر و خلاقیت وقت کافی بگذارید. کارهای روزمره خود را با فعالیت‌های جدید ادغام کنید و سعی کنید تجارب جدیدی را کسب کنید. از طریق کنجکاوی می‌توانید با آدم‌ها جدیدی هم آشنا شوید. همین امر سبب می‌شود تا حس سرزندگی و خشنودی به شما دست دهد، زیرا دیگر قرار نیست بی‌حال و تنها باشید. تا می‌توانید کنجکاوی به خرج دهید و از تجارب زندگی‌تان باید درس بگیرید. در طول مسیر نیز اتفاقاتی می‌افتد که شما می‌توانید با خلاقیت به خوبی آن را پشت سر بگذارید.

.

دوازده. به بخشیدن بیندیش

وقتی از خواب بیدار می‌شوید به این فکر کنید که امروز چه کار خوبی می‌توانی انجام دهید؟ به این فکر کنید که چگونه می‌توانید این جهان را به جایی بهتر تبدیل کنید؟ سعی کنید که در زندگی برای دیگران منشا خوبی‌ها باشید. بنابراین دیگران نیز با عشق و علاقه در کنارتان زندگی خواهند کرد.

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

نقد فیلم

آشنایی با لیلا

 

.

نشست نقد و بررسی فیلم “آشنایی با لیلا ” ساخته عادل یراقی با حضور سحر عصر آزاد منتقد سینما روز گذشته در خانه هنرمندان برگزار شد .

 

 

.

http://www.kafart.com

/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%

A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D

8%A7-%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A

7-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%

DB%8C-%D9%86%

D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF/

.

به گزارش کافه آرت، روابط عمومی گروه هنر و تجربه اعلام کرد،در این برنامه که اجرای آن را هومن اشکبوس بر عهده داشت سحر عصر آزاد در صحبتهایی عنوان کرد: ما در فیلم آشنایی با لیلا شاهد یک طنز زیر پوستی و ظریف در فیلم هستیم که اگر چه مخاطب را به خنده وقهقه وا نمی دارد ولی همیشه خنده ای بر روی لب او وجود دارد . در واقع دز طنز فیلم نه خیلی زیاد است نه خیلی کم. این موضوع مسلما برآمده از نوع نگاه آقای یراقی است .

او ادامه داد : البته نوع نگاه آقای یراقی به گونه ای است که جهان و روابط واقع گرا را بیشتر می پسندد و طنزی را هم که به فیلم وارد کردند به گونه ای است که به فضای واقع گرای فیلم لطمه ای وارد نمی کند .

سحر عصر آزاد به ماجرای سیگار نکشیدن دراین فیلم اشاره کرد و گفت: مجموعه اتفاقهایی که دراین فیلم می افتد مثل زیر سیگاری که به عنوان کادو داده می شود ویا حتی مجسمه سیگار ،نشان می دهد که این ماجرای سیگار نکشیدن چه قدر در خواست غیر منصفانه ای است .

او ادامه داد: مقاومت در برابر سیگار نکشیدن ،یک درامی را شکل می دهد که اگرچه اتفاقی را که انتظار می رود نمی افتد ولی ما بالایه لایه های شخصیت مواجه می شویم .

در ادامه این جلسه بحث جالبی از سوی یکی از تماشاگران عنوان شد و این بحث این بود که با توجه به این اینکه این فیلم تحت تاثیر سینمای کیارستمی وبرگرفته از طرحی از کیارستمی است همانند فیلمهای کیارستمی هیچ قضاوتی درباره شخصیتها نمی شود و اصولا کیارستمی در فیلمهایش هیچ قضاوتی نمی کند وبه دنبال این نیست که حق با این است یا حق با آن . سحر عصر آزاد نیز در تکمیل این بحث تاکید کرد : فیلم آشنایی با لیلا این ویژگی را دارد که به ورطه سطحی نگری نمی افتدو شعاری نمی شود .

عادل یراقی کارگردان این فیلم نیز که با تاخیر دراین نشست حاضر شده بود در صحبتهایی گفت :من بازیگر نیستم و نبودم ونخواهم بود ولی آقای کیارستمی به من گفت این نقش برای تو خوب است وحتی گفت تو بازیگر خوبی خواهی شد .هیجان اولین فیلم وهیجان همکاری با کارگردان بزرگی مثل عباس کیارستمی باعث شد تا دراین فیلم بازی کنم .

او در ادامه گفت :با وجود اینکه سابقه بازیگری نداشتم و از آنجا که قصه بر اساس شخصیت خودم نوشته شده بود جزییات اخلاقی و رفتاری خودم در فیلم آمد و به نوعی شخصیت وقصه درهم تنیده شده است . در واقع فیلم آشنایی با لیلا را می توان یک فیمنامه شخصیت محور دانست .

عادل یراقی درادامه توضیح داد: طراحی صحنه این فیلم بر عهده خودم بوده است و هر ایرادی هم به این مسئله وارد است را می پذیرم .خانه ای که درفیلم می بینید خانه خودم است و فیلم مستقل ساختن هم چنین چیزهایی دارد.

علی کریم کارگردان فیلم “من از سپیده صبح بیزارم “هم که دراین نشست حضور داشت در صحبتهایی گفت :خیلی خوشحالم که در این نشست هستم . من و عادل یراقی با هم در کارگاههای آموزشی آقای کیارستمی بودیم و هدف مافیلم ساختن در تقابل با جریان اصلی سینما بوده است .امیداوریم ما و مخاطبان فیلمهایمان به یک نقطه رضایت بخشی برسیم .به نظرم فیلم آشنایی با لیلا فیلمی است که حتما باید روی پرده سینما دید و خوشبختانه با تشکیل گروه هنر وتجربه خیلی از فیلمهایی که فرصت نمایش دادن را نداشتند امکان نمایش را پیدا کردند .

در انتهای سه عادل یراقی توضیح داد که خانم لیلا حاتمی بسیار علاقه داشته در این نشست حضور داشته باشد ولی به علت بیماری نتوانسته حضور یابد . به گفته عادل یراقی خانم حاتمی گفته بسیار دوست داشته تا دراین نشست حضور یابد تا از فیلمی که در آن بازی کرده دفاع کند.خانم حاتمی قول داده در نشست دیگری درروزهای آینده شرکت کرده و به سوالات تماشاگران پاسخ بدهد.

 

 

 

نقد فیلم آشنایی با لیلا ساخته عادل یراقی

 

خواه‏‌ناخواه نام کیارستمی آن قدر معتبر و کنجکاوی‏‌برانگیز هست که به عنوان یکی از فیلم‌نامه‏‌نویسان و ایده‏‌پرداز فیلم، بیش از بقیه‌ی عوامل به چشم بیاید. که هم باعث بیش‌تر دیده‌شدن فیلم می‏‌شود و هم می‌تواند بر آن سایه بیندازد و سطح انتظار را تغییر دهد. ضمن این‌که طرح‏‌های کیارستمی که مبدأ فیلم‌نامه‏‌ها و فیلم‏‌های پرتعدادی هم بوده‏اند، در نهایت نتوانسته‏‌اند به سبک خود او تبدیل شوند؛ طرح‏‌هایی که معمولاً بر یک موضوع ساده و بدون اوج و فرود متمرکزند و جزییات‏‌شان هم شبیه یک زندگی معمولی‌ست. سهل‌وممتنع و بدون وابستگی به روایت. این جور فیلم‏‌ها صاحب جوهره‏‌ای هستند که اگر به دست نیایند، به ضد خودشان تبدیل می‏‌شوند. چنین آثاری باید بتوانند به قرارداد کافی و به‌موقع با تماشاگر دست یابند و فضا و لحن خود را به طرز متناسبی حفظ کنند. نمونه‌ی موفقش فیلم‏‌های کیارستمی‌ست. مثلاً خانه‌ی دوست کجاست؟، زندگی و دیگر هیچ یا زیر درختان زیتون؛ آثاری که دیگران بر مبنای ایده‏‌های او ساخته‏‌اند، معمولاً به آن جوهره نرسیده‏‌اند و در عین حال جسارت حذف کامل روایت را هم نداشته‏‌اند.

مهم‏‌ترین دوراهی آشنایی با لیلا در ابتدا شکل می‏‌گیرد. این که تمرکز داستان بر وصال مردی‌ست که دل‌بسته‌ی دختری به نام لیلا شده؟ و قرار است شاهد داستانی درباره‌ی سر گرفتن یا نگرفتن این ازدواج باشیم؟ یا نمایش زندگی وابسته به سیگار مردی که برای پذیرش پیشنهاد ازدواجش، باید سیگار را ترک کند؟ و قرار است شاهد جلوه‌های بروز این وابستگی جسمی-روانی باشیم؟ آشنایی با لیلا نمی‏‌تواند به‌موقع، تکلیف خودش را با این دوراهی معلوم کند. تقریباً نیمی از فیلم گذشته که تمرکز فیلم از رابطه‌ی نادر و لیلا، به موقعیت‏‌های متنوع وابستگی نادر به سیگار تغییر می‏‌کند و لیلا در حاشیه می‏‌ماند. به همین دلیل یک‌سوم میانی فیلم، کشدار و کند می‏‌شود. چون تماشاگر در ابتدا بنا را بر پیگیری رابطه‌ی نادر و لیلا گذاشته اما بر خلاف انتظارش، مدام شاهد موقعیت‏‌سازی کارگردان برای سیگار کشیدن نادر است و لیلا هم صرفاً در حد یک تعقیب‏‌کننده‌ی بی‏‌تأثیر جلوه می‏کند. مثلاً فصل گورستان که یک نفر بی‏‌دلیل به او سیگار تعارف می‏کند، بخشی از همین رویکرد بلاتکلیف فیلم است. بعد از این است که کم‏‌کم تماشاگر به این قرارداد تازه می‏‌رسد که اصل فیلم، همین شرایط متنوعی‌ست که نادر بر خلاف قولش و مخفیانه سیگار می‏‌کشد. فیلم‌ساز تلاش کرده این حالت‌ها را به‌نحوی «خاص» بکند، مثل سیگار کشیدن در کنار یک جهانگرد ژاپنی و توضیح در مورد سیگار کشیدن در ژاپن یا سیگار خواستن از یک جوشکار از بالای اسکلت فلزی یك ساختمان، یا شعر گفتن برای سیگار؛ که در نهایت کشش و جذابیت چندانی هم ندارد. تأکید بر ضرورت سیگار برای فکر کردن و ایده‏‌پردازی تبلیغاتی هم که در خلاصه‌ی داستان فیلم پررنگ شده، در فیلم جا نمی‏‌افتد و البته هم‌چنان بهترین جلوه‌ی وابستگی او در همان ابتدای فیلم است که با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می‏‌شود اما قبل از آن‌که صدای زنگ را خاموش کند، سیگارش را روشن می‏‌کند. البته سیگار بعدی که در حمام و با وجود کف‏‌مالی صورتش روشن می‏‌کند، اغراق اضافه‏‌ای‌ست كه بیش‌تر به کمدی شبیه است؛ که خب فیلم چنین ساختاری ندارد. کما این‌که برخورد تصادفی او که فولکس زرد دارد با لیلا که فولکس قرمز دارد، به رغم کارکرد رنگ و هم‌زمانی غیرمتعارفش، با بقیه‌ی فیلم هم‌جنس نیست. فیلم در ابتدا و حتی با نوع رفتار پرستار، انتظار فضایی شوخ‌طبعانه و سرخوشانه را ایجاد می‏‌کند اما در ادامه، قادر به حفظ آن نیست؛ و حتی معلوم نیست که از اول هم چنین تصمیمی داشته یا نه. سکانس‏‌ها از هم منفک‏‌اند و به نظر با ترتیب یک زندگی عادی تنظیم نشده‏‌ا‌ند. انگار موقعیت‌هایی پراکنده با محوریت سیگار گلچین و در کنار هم چیده شده‏‌اند. بیش‌تر شبیه مستندی درباره‌ی اعتیاد به سیگار است که خلاصه شده و شکل داستانی به آن داده‏‌اند. مداخله‌ی نویسنده/ کارگردان کاملاً مشهود است و این درست بر خلاف ذات آثار کیارستمی‌ست که ایده‏‌آل را در حذف کارگردانی می‏‌داند. مثل دعوا بر سر حقوقش با سفارش‌دهنده‌ی تبلیغات، هنگام خرید جاسیگاری؛ که علاوه بر این‌که تصنعی‌ست، مرتبط کردنش با سیگار هم گل‏‌درشت است.

لیلا حاتمی که به دلیل جایگاه حرفه‏‌ای‏‌اش و نیز نام فیلم، توقع حضور و تأثیر بیش‌تری را در مخاطب ایجاد می‏‌کند، عملاً در کناره‌ی کارگردان/ بازیگر نقش اول می‏‌ماند و جز در دو فصل، نقش چندانی ندارد. یکی هنگامی که خودش برای نادر، یک نخ سیگار روشن می‏‌آورد و دیگری در ماشین و وقتی مخفیانه گریه می‏‌کند. لیلا حاتمی در هر دو جا، مثل همیشه خوب بازی می‏‌کند و خوبی‏‌اش این است که برای بازی کردنش تلاش نمی‏‌کند. اما در همین دو جا هم جنس فیلم عوض شده و ناگهان شکل داستانی آن پررنگ می‏‌شود. در واقع عدم تناسب در توزیع نقش، باعث این دوگانگی شده است. این عدم حضور در حدی‌ست که شغل او که یک تست‌کننده‌ی عطر است و احتمالاً برای ایجاد تقابل دراماتیک با بوی بد سیگار انتخاب شده، هیچ نقشی در شخصیت‏پردازی یا روایت یا سایر جزییات آن ندارد و تنها در یک فصل، او را در آزمایشگاه تست عطرها می‏‌بینیم؛ و این‌که بویایی قوی‏‌تری دارد و استعمال پنهانی سیگار نادر را می‏فهمد. طبق گفته‏‌های فیلم‌ساز، علت‏‌هایی مثل دوستی یا رودربایستی یا وساطت کیارستمی در پذیرفتن این نقش توسط حاتمی دخیل نبوده است اما به هر دلیلی بوده، در نقشی پایین‏‌تر از سطح توانایی خودش ظاهر شده است؛ و البته از این لحاظ جالب است که او می‏‌تواند در دو فصل، گلیم بازیگری خودش را از آب بیرون بکشد. انتخاب نام لیلا برای شخصیت زن و ارتقای آن به نام فیلم، بیش از آن‌که به پررنگی نقش او کمک کند، سوء‏تفاهم‏‌برانگیز است و ممکن است این شک را ایجاد کند که فیلمی مستند درباره‌ی لیلا حاتمی‌ست.

از منظر سینما و پزشکی، آن روی تلاش نادر برای ترک سیگار، تأکید چندباره بر نقش و الزام سیگار برای بهتر فکر کردن است؛ این‌که او به علت ضرورت ایده‏پردازی برای تبلیغات و تسهیل فشارهای روحی ناشی از شرایط سخت زندگی، توان دل کندن از سیگار را ندارد و این‌جاست که حوزه‌ی سلامت می‏تواند با نگاهی شماتت‏‌بار به سینما نگاه کند که به اشکال مختلف، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، نقش تشویقی یا وسوسه‌‏برانگیز در این زمینه دارد. تا حدی که در یک نما، شاهد توصیف عاشقانه‌ی نادر هستیم و تعمداً به نحوی‏ست که مخاطب را به شک بیندازد که در حال شعرگویی برای لیلاست، اما صورت مشتاق نادر کات می‌‏خورد به سیگار نیم‌‏سوخته‏‌ای که خاکسترش نریخته است. لبخند غافل‌گیری تماشاگر، واکنش اول است؛ اما ممکن است مخاطبی را که سیگار را تجربه نکرده به این فکر بیندازد که مگر سیگار چیست که توان دل‌ربایی در این حد را دارد؟ ضمن این‌که تنها انگیزه و دلیل ترک سیگار هم، خوش نیامدن لیلاست و به هیچ عارضه یا دلیل دیگری اشاره نمی‏‌شود و احیاناً اگر لیلا کوتاه می‌‏آمد، همه چیز حل بود! محل و روش ترک سیگار هم که فیلم با آن شروع می‏‌شود، بیش‌تر سوررئال و شبیه زندان است که داوطلبان ترک را به صف کرده‌‏اند و پشت پاراوان، کاری نامعلوم برای‏‌شان انجام می‌‏دهند. در حالی که چنین روش‏‌هایی غیرواقعی و غیرعلمی‌‏ست و اكنون علاوه بر حمایت‏‌های روحی و روانی و انگیزه‌‏سازی ذهنی، صرفاً از چسب نیکوتین و قرص‌های بوبوپروپیون (Zyban) که یک داروی ضدافسردگی‌ست به عنوان کمک به ترک سیگار استفاده می‏‌شود. هرچند که برخی محققان معتقدند نیکوتین‏‌درمانی، نقش چندانی در ترک سیگار ندارد.

.

آشنایی با لیلا (تدوینگر،

 تهیه‌كننده و كارگردان: عادل یراقی)

فیلم‌نامه: عباس کیارستمی، عادل یراقی

. مدیر فیلم‌برداری: رضا تیموری با همكاری علیرضا برازنده.

 صدابردار: ساسان نخعی.

طراح چهره‌پردازی: محمود اسمانی.

طراح لباس: رعنا امینی.

 تدوین: پرهام وفایی.

 موسیقی: پیمان یزدانیان.

 بازیگران:

لیلا حاتمی،

 عادل یراقی،

بهاره رهنما.

۹۰ دقیقه.

محل  نمایش: در گروه سینماهای هنر و تجربه

 

ماهنامه فیلم

مد و مه/چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

قسمتی از من

گارگین فتائی

.

اکنون فرسنگها از تو دورم

اما ذهنم همیشه با توست

به هر کجا که می نگرم

اثری از تو می بینم

فکرم مدام نام تو را تکرار می کند

اکنون که از تو دور افتاده ام

دلبستگیم به تو شدید تر شده است

تا وقتی فاصله ام از تو کمتر بود

معنی واقعی تو را نمی دانستم

اما اکنون می فهمم

 که چه گوهر گران بهایی بودی

هر چقدر از تو دورتر می شوم

بیشتر تو را به دست می آورم

تو که در فراز و نشیب ها

بدون هیچ چشم داشتی غم خوار من بودی

هیچ گاه تو را دور از خودم حس نکردم

تو وفاداری را به معنای واقعیش به من آموختی

پس من مطمئنم

 که  هیچ گاه تو را از دست نخواهم داد

زیرا که تو اکنون قسمتی از من شدده ای

و اگر تو را از دست بدهم

خود نیز از بین خواهم رفت

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

 

کتیبه تاریخی قلعه سنگی سمیرم ناپدید شد!

 

 

کتیبه تاریخی قلعه سنگی سمیرم مربوط به دوره ساسانی که در سالهای گذشته اطراف آن مورد تخریب قرار گرفته بود، ناپدید شد.

رییس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان سمیرم استان اصفهان با اعلام این خبر به خبرگزاری ایرنا گفت مساحت این کتیبه با ارزش تاریخی یک متر مربع بود و سارقان به صورت کاملا حرفه‌ای و با استفاده از تجهیزات و امکانات، این اثر ملی را از کوه برش داده و دزدیده اند.

به گفته سجاد افشاری پراکندگی آثار و ابنیه تاریخی و وسعت شهرستان سمیرم باعث شده این مناطق دور از چشم ماموران قرار گیرد و کمبود نیرو و همچنین امکانات حفاظتی، کار را برای دزدان آثار تاریخی راحت کرده است.

نوشته‌های روی این کتیبه با خطوط پهلوی ساسانی و عربی اوائل اسلام است.

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

 

پرونده باز زمین‌خواری در حیران: مقامات وعده‌ی اعمال قانون داده‌اند

 

 

 

در حالی که نمایندگان شهرهای آستارا و اردبیل طی روزهای گذشته بستگان یکدیگر را متهم به زمین‌خواری در گردنه‌ی حیران کرده‌اند، امروز سیف‌الله مسرور، مدیرکل بازرسی استان گیلان خبر داده است که از روز گذشته هیئتی بلندپایه برای پی‌گیری مساله‌ی زمین‌خواری‌ها در آستارا مستقر شده‌اند و تا زمانی که لازم باشد انجا مستقر خواهند بود.

او گفته است که او به عنوان مدیر سازمان بازرسی، قصد پیش داوری ندارد و از آن جایی که به گزارش‌های مدیران این سازمان  ایمان و اعتقاد دارد، هیچ اظهار نظری مبنی بر صحت و عدم صحت آن‌ها تا مشخص شدن موضوع نمی‌کند.

او تاکید کرده است که بازرسان این سازمان در این رابطه نگاه سیاسی ندارند و همه نگاه‌ها فنی، حقوقی و تخصصی است.

علی‌رضا شعبان‌نژاد، رییس سازمان جهاد کشاورزی گیلان هم گفته است که سازمان متبوعش، بدون نگاه به جریان‌های سیاسی خاص در حال پی‌گیری این موضوع است و وعده داده است، قانون در این زمینه با جدیت اجرا خواهد شد.

او همچنین اشاره کرده است که ساخت و ساز غیرمجاز و زمین‌خواری‌های اتفاق افتاده در گردنه حیران مربوط به گذشته و زمانی که محدودیت قانونی وجود نداشت، بوده است.

داوود زارع، مدیرکل منابع طبیعی گیلان هم خبر داده است که مطابق رای صادر شده در پرونده‌ای که در باره‌ی زمین‌خواری‌ها باز بوده است، تاکنون مالکیت ۲۰ هکتار از اراضی حیران به منابع طبیعی بازگشته است و پی‌گیری‌ها در این زمینه ادامه دارد.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

سفارت بریتانیا در تهران تا چند روز دیگر با سفر وزیر خارجه لندن افتتاح می‌شود

 

 

طبق خبر اختصاصی که روزنامه «گاردین» بریتانیا دقایقی قبل منتشر کرد، سفارت بریتانیا در تهران تا چند روز دیگر افتتاح می شود.

به گزارش گاردین، فیلیپ هاموند، وزیر خارجه بریتانیا، همین آخرهفته به ایران می رود تا پس از چهار سال تعطیلی سفارت بریتانیا را افتتاح کند.

این اولین سفر رئیس دستگاه دیپلماسی بریتانیا به ایران پس از چهارده سال است. دفعه قبلی، این جک استرا، وزیر خارجه دولت کارگری بریتانیا، بود که چندروز پس از واقعه یازده سپتامبر به ایران سفر کرد.

هموند در این سفر، سر سایمون گس، معاون خود، و بعضی روسای شرکت ها را نیز به همراه خواهد داشت.

در صدر سفارت فعلا آجای شارما، کاردار غیرمقیم، قرار خواهد داشت اما او به زودی جای خود را به سفیر جدید بریتانیا می دهد. این سفیر تعیین شده ولی هنوز اعلام عمومی نشده.

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

تغییر نام میدان ;شعاعبه شهید گاگیک طومانیان 

میدانی بنام شهید ارمنی در تهران

.

http://alikonline.ir/fa/fa/news/social/item/1232-

تغییر-نام-میدان-شعاع-به-شهید-گاگیک-طومانیان

.

 

سردار طلایی: به زودی مکان دیگری در تهران به نام شهدای ارمنی نامگذاری می‌ شود

میدان شعاع تهران طی مراسمی با حضور شهردار منطقه شش، نایب رئیس‌ شورای شهر تهران، رئیس کمیته نامگذاری شورای شهر تهران، نماینده ارمنیان در مجلس و نماینده شورای خلیفه‌ گری ارامنه تهران به نام شهید "گاگیک طومانیان" تغییر یافت.

در این مراسم که در محل میدان شعاع سابق واقع در خیابان قائم مقام فراهانی برگزار شد، شهردار منطقه شش تهران با اشاره به تغییر نام این میدان به شهید گاگیک طومانیان در سالگرد شهادت وی گفت: ایثار همه شهیدان از همه اقوام و ادیان سبب سرافرازی امروز ماست. بابایی تاکید کرد: برای مدیریت شهری تفاوتی میان شهروندان از ادیان و مذاهب مختلف وجود ندارد و این تغییر نام ادای دین با جایگاه اولای همه شهدا به ویژه شهدای ارمنیان عزیز است.

دکتر خانلری، نماینده ارمنیان در مجلس نیز با اشاره به آشنایی با شهید طومانیان از دوران نوجوانی و جوانی گفت: شهدا برای دفاع از این آب و خاک و نظام جان خود را فدا کردند و این ایده خوب نامگذاری میدانی به نام شهید طومانیان پرداختن به مقاوم والای شهید است.

نایب رئیس شورای شهر تهران نیز تاکید کرد: این تغییر نام، رویدادی بزرگ در تهران و کشور است. همه شهروندان از هر آیین و کتبی برای ما عزیز هستند سردار طلایی ادامه داد: این اقدام نمادین برای ادای دین به شهدای ارمنی است و به زودی مکان دیگری در تهران به نام شهدای ارمنی نامگذاری می‌ شود. طلایی با اشاره به وجود 120 شهید و 30 جانباز از میان ارمنیان کشور افزود: آمادگی خود را برای برگزاری یادواره شهدای ارمنی به میزبانی تهران اعلام می‌کنیم. این تغییر نام یک پیام به همه دنیا دارد و آن این است که همه کسانی که به دنبال اختلاف میان مردم کشور هستند بدانند که ملت ایران یکپارچه است و فرقی نمی‌کند از چه دین و مذهبی باشند.

همچنین شاکری رئیس کمیته نامگذاری شورای شهر تهران نیز در سخنانی گفت: وقتی بحث تغییر نام میدان شعاع به شهید طومانیان مطرح شد، به اتفاق آرا مورد تصویب قرار گرفت.

در این مراسم همچنین عضوی از شورای عالی خلیفه گری ارامنه تهران به بیان خاطراتی از شهید طومانیان پرداخت و عظیم بابایی شهردار منطقه شش هدیه متبرکی از آستان مقدس امام رضا (ع) به مادر شهید تقدیم کرد.

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

داستان زندگی بازماندگان نسل کشی ارمنیان از زبان نوادگانشان 

منتشر شده در نیویورک تایمز

ترجمه: روابط عمومی موسسه ترجمه و تحقیق هور

منبع: www.nytimes.com

.

http://alikonline.ir/fa/fa/news/armenians/item/1228-د

استان-زندگی-بازماندگان-نسل-کشی-ارمنیان-از-زبان-نوادگانشان

.

 

 

 

ای کاش می توانستم با او صحبت کنم

 

 

 

مادربزرگ من «پالیدوز توتونجیان»[1] در سال 1894 م. در شهرستان «آداپازار»[2] از توابع استان «سقاریه»[3] ترکیه به دنیا آمد. شغل پدر وی کشاورزی بود و مادربزرگم به علت کار در مزرعه مجبور به ترک تحصیل شد. یک خانواده پولدار ترک در استانبول او را در یک کشتی به نام «پادشاه الکساندر »در سال 1920م استخدام کرد. مادرم به من می گفت، که مادربزرگم هیچگاه تمایلی به سخن گفتن درباره آنچه بر سرشان آمده نداشت و وقتی درباره آن کشتارها چیزی از او پرسیده می شد احساس بدی پیدا می کرد و خیلی عصبانی می شد. «آغاونی»[4] خواهر مادر بزرگ من، جزء دخترانی بود که، در راه تبعید اجباری در صحراهای سوزان جان خود را از دست داده بود.

مادر من، «روکسانا» (آراکس)[5] در یک خانواده پر جمعیت در شهر نیویورک در منطقه فقیر نشین «برانکس» بزرگ شد. زبان ارمنی، زبان اول او بود. پدربزرگم «هاروطیون سانوسیان »[6] نام داشت که او هم بسیاری از اعضای خانواده اش را در زمان نسل کشی از دست داده بود.

با اینکه من در آمریکا بدنیا آمده و بزرگ شده ام اما نیمی از وجود من ارمنی است، زیرا من تحت تعلیمات مادر و مادربزرگم بزرگ شده ام. من ارمنی می فهمم، ولی نمی توانم صحبت کنم.

او چشم های درخشان و مهربانی داشت.حتی به خوبی می توانست در دهه 80 میلادی دلمه درست کند، از باغ کوچکش مواظبت می کرد و من روزی را به یاد نمی آورم که شاد، پرانرژی و دوست داشتنی نباشد.

بعدها وقتی بزرگ تر شدم پسر عمویم چیزهای زیادی از طریق ایمیل برایم فرستاد که تازگی داشت و من خیلی چیزها در مورد اتفاقاتی که بر سر خانواده ام آمده بود آموختم. من حتی نمی دانستم که مادر بزرگ من هم در راه تبعید های اجباری بوده اما جان سالم بدر برده است. حال من در این روزها، علت سکوت مادربزرگم را می فهمم. او در آوریل 1984 م. درگذشت. من چیزی درباره زنی که مرا بزرگ کرد نمی دانستم. ای کاش می توانستم با او صحبت کنم.

(شارلوت هسچر، پرینستون نیوجرسی)

 

 آنها خود را زیر اجساد مرده مدفون کردند

 

 

 

پدر بزرگم «آودیس»[7] حدود سال1902م در شهر وان، واقع در شرق ترکیه و مادر بزرگم «سربوهی»[8] در شهر خوی-ایران به دنیا آمدند.

آنها داستان زندگی خانواده را برای من تعریف کردند. پدربزرگ من در سن 13 سالگی، شاهد جنایات و کشتار وحشیانه خانواده اش بوده و فقط او و برادرش نجات یافته بودند. آنها خود را زیر اجساد مرده مدفون و از این طریق جان سالم بدر برده بودند. پدربزرگم همیشه خاطرات خود را با اندوه و درد، تعریف می کرد. او تعریف کرد که چگونه توانسته بود پس از زنده ماندن با یک گروه از ارمنیان به ایران فرار کند. پدربزرگم در خوی با مادربزرگم آشنا و ازدواج کردند.

مادربزرگم و دو برادر دوقلویش که 5 سال سن داشتند، از بازماندگان کشتارهای 1915 م. در خوی بودند که یتیم شده و بعدها توسط یک تاجر ارمنی به نام «گالوستیان»[9] در ازای پرداخت پول از یک ترک خریداری و نجات یافته بودند.

من به عنوان یک کودک، در کنار پدربزرگ نقره کارم و مادربزرگ خانه دار لحظات ارزشمندی را گذرانده ام .

عشق من برای آنها بزرگ و بی قید و شرط بود. آودیس در سال 1977 م. و سربوهی در سال 2001 م. فوت کردند.

(کارینه ایدا آقابگیان، لندن)

 

 

 

ما نمی توانیم آنها را نجات بدهیم

 

 

 

 

خانواده مسلمان من در زمان جنگ اول جهانی در شهر «کیلیس»[10] ترکیه در نزدیکی مرزهای سوریه زندگی می کردند. بسیاری از ارمنیان از طریق کیلیس برای پیدا کردن پناه گاه به «حلب» رفتند.

مادر بزرگ من «سامیه سانی» در سال 1899 م. به دنیا آمد. او در آن زمان یک نوجوان بیش نبود،او 99 سال عمر کرد. نیمه اول عمر خود را در کیلیس گذراند و قبل از سال 1980م به شهر نیوجرسی آمریکا مهاجرت کرد.

او در اواخر سن 90 سالگی اش بود. بینایی و شنوایی او ضعیف شده ولی خاطرات گذشته را به خوبی به یاد می آورد، چند باری سر میز شام درباره کمپ پناهدگان ارمنی کیلیس صحبت به میان آمده بود.

پدر و مادر من همیشه آنچه که از تاریخ ترکیه در مدرسه آموزش دیده بودند تائید می کردند و این مسئله برای آنها خیلی حساس بود.

بزرگ شدن به عنوان یک مهاجر ترک-امریکایی، یک حکایت تاریخی متناقض گیج کننده ای است که من آن را کشف کرده ام. من می خواهم تفسیر پدر و مادرم را از آنچه اتفاق افتاده بود باور کنم، ولی مستندات ارمنیان من بیش از حد قوی بود و من نمی توانستم از آن چشم پوشی کنم.

گفتگوی من با مادربزرگم درباره ارمنیان از ساختار بازرگانی آنها آغاز شد. او می گفت ارمنیان در حوزه های کاری خود بهترین بودند. ما همه آنها را از دست دادیم زمانی که مجبور شدند از ترکیه تبعید شوند.

 

مادربزرگم به پدرش گفت بود:

«نفیز» دکتر ارمنی سالخورده و خانواده اش را در خانه خود مخفی کن تا در موقعیتی مناسب بتوانند با خیال آسوده از مرز فرار کنند. او در جواب گفته بود ما نمی توانیم آنها را نجات بدهیم.

پدر و مادرم به صحبت های ما گوش می دادند و با تکان دادن سر تصدیق می کردند، ولی من در آخر تائییدی که به دنبالش می گشتم را بدست آوردم، پدربزرگ و مادر بزرگ من برای کمک به ارمنیانی که در خطر بودند تلاش کرده و به آنها تسلی خاطر داده بودند. در زندگی غم و اندوه از دست دادن همیشه وجود دارد و البته هنوز هم غیر قابل تحمل است.

 

(بیرسو بازکیلار، نیوجرسی)

 

 او درخواست کرد که نمی خواهد با یک گلوله ترک دفن شود

 

 

مادر بزرگ من «آگولین تاتولیان»[11] در سال 1900 م. در روستایی به نام «هادجین»[12] به دنیا آمد، که در حال حاضر به نام «سایمبیلی» شناخته می شود و در جنوب ترکیه واقع است. در طول نسل کشی ارمنیان، او به منظور محافظت از خود در مقابل ترک ها، موهای خود را تراشیده، لباس هایش را در آورده و یونیفرم نامزد مرده خود را به تن کرده بود. وی با گلوله ای در قسمت سمت چپ قفسه سینه خود مجروح گردید و 67 سال با این گلوله زندگی کرد.

او یکی از 9 زنی است که از کشتارهای هاچن جان سالم بدر برده است. پس از جنگ، او در یونان مقیم شد، بعد به سوریه رفت و در لبنان به مدت 30 سال زندگی کرد، تا اینکه در سال 1969 م. به آمریکا مهاجرت کرد.

او بیش از مرگش در سال 1986 م. درخواست کرد که با گلوله ترک دفن نشود. این داستان را دو عمویم برای من بازگو کرده اند. زندگی نامه او در کتاب ارمنی هایی که از نسل کشی نجات یافته اند[13] به چاپ خواهد رسید.

او در واشنگتن دی سی، در سال 1985 م. توسط رئیس جمهور رونالد ریگان مورد تقدیر قرار گرفت.

(آرا یاردمیان، کالیفرنیا)

 

آنها برای روزهای بهتر امیدوار بودند

مادربزرگم و پدربزرگم (از طرف مادریم)، از ارمنیان شهر کارین[14] بودند، بسیاری از اعضای خانواده در تبعید اجباری سال 1915 م. جان خود را از دست داده و بقیه آنها به اوکراین مهاجرت کردند.

مادربزرگم «آرتمیس خالوییان»[15] در سال 1915 م.، 27 سال سن داشت با تحصیلات عالی و سه فرزند، که مجبور شد وطن آبا و اجدادی خود را ترک کند. در راه تبعید به ازای پرداخت طلا و جواهر به کردها توانستند جان سالم بدر ببرند. ولی او 3 فرزند، پدر و همسرش را از دست داد و مادرش و سه خواهر و برادرش نجات یافتند. تا اینکه او به اوکراین رفت و برای بار دوم با پدربزرگم یعنی «گالوست»[16] که او هم همسر و فرزندانش را در روستایی به نام «خود او جور»[17] ترکیه از دست داده بود ازدواج کرد. مادر من «کاترینا» در 31 می 1925 م. در شهر «خارکیف»، اوکراین متولد شد و خانواده من بعد از مدتی به «کیف» نقل مکان کردند.

پدربزرگم در سال 1939 م. از دنیا رفت، مادربزرگ من به تبریز در ایران نقل مکان کردند، بعد از آن، آنها در تهران سکنی گزیدند، جایی که مادر بزرگ من در سال 1970 م. از دنیا رفت.

می توان درباره بستگان و دوستان خانوادگی که از نسل کشی ارمنیان جان سالم به در برده اند و مصیبت ها و وحشت هایی که تحمل کردند، و یک کتاب نوشت. آنها قدرت، شجاعت، ارزش های اخلاقی، پشتکار و ایمان شگفت انگیزی داشتند. آنها همیشه برای روزهای بهتر امیدوار بودند.

 

(آناهیتا مارکوئنت، کالیفرنیا)

________________________________________

 

[1] Palidouz Totunjian

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

بازماندگان ارمنی در آناتولی 

نویسنده: دکتر کارن خانلری

 .

http://alikonline.ir/fa/fa/news/armenians/item/1239-ب

ازماندگان-ارمنی-در-آناتولی

.

 

 

جمهوری ترکیه کشوری چند ملیتی است که در حال حاضر حدود پنجاه گروه ملی، قومی و مذهبی در آن وجود دارند. حکومت های متوالی ترکیه از دوران تهاجم و سلطۀ سلجوقیان و از زمان بنیان گذاری امپراتوری عثمانی تاکنون سعی در همگونی و یکپارچه سازی آناتولی داشته اند. از همین رو، همواره در قبال ملل و اقوام بومی ساکن آناتولی سیاست استحاله را در پیش گرفته اند. این سیاست، که در ابتدا جنبۀ تغییر دین اجباری داشت، از زمان تشکیل جمهوری ترکیه در قالب ((ترکی سازی)) جلوه گر شده. در این بین ساز و کار امحای فیزیکی نیز به منزلۀ ((آخرین راه حل)) به وفور فعال بوده است. علی رقم این تلاش ها باید گفت که واقعیت وجود گروه های گوناگون ملی در این کشور بر ناکارایی و بی ثمر بودن تاریخی این سیاست ها دلالت دارد. در این مورد عدنان کسکین، تحلیلگر روزنامۀ رادیکال، چاپ استانبول، می نویسد:

((قانون اساسی [ترکیه]، که حتی کوچک ترین تغییر در تمامیت کشور و جدایی ناپذیری آن را قدغن می کند، امروزه بی اعتبار شده است زیرا بحث در مورد چنین تمامیتی به معنی اصرار بر یکپارچگی، یکدست بودن و همگونی کشور و انکار سایر اقلیت هاست)).

مشخصاً در مورد ارمنیان ساکن امپراتوری باید گفت که براساس منابع و مآخذ مختلف جمعیت آنان پیش از جنگ جهانی اول بالغ بر 2,600,000 نفر بوده است. به این تعداد باید جمعیت سیصد هزار نفری ارمنیان مسلمان شدۀ حامشن و پونتوس را نیز اضافه کرد که از زمان سلطان سلیم و طی ادوار مختلف به دین اسلام گرویده اند. گروه اخیر در خلال نسل کشی ارمنیان تقریباًً از امحای فیزیکی در امان ماندند اما تعدادی از ارمنیان حامشن به دلیل پناه دادن به ارمنیان مسیحی قتل عام شدند. در طی نسل کشی حدود 1,500,000 نفر کشته و حدود پانصد هزار نفر از مملکت اخراج شدند. بدین ترتیب، پس از دوران نسل کشی ارمنیان (1915 ـ 1923م) حدود سیصد هزار ارمنی حامشن و حدود ششصد هزار تن از سایر ارمنیان در ارمنستان غربی (آناتولی شرقی) و آناتولی مرکزی و جنوبی باقی ماندند.

تقریباً تمامی جمعیت ارمنیان مسلمان حامشن و پونتوس، در دوران جمهوری ترکیه، در موطن آبا و اجدادی خود در پهنه ای از بندر سامسون تا مرز کنونی ترکیه و گرجستان باقی مانده اند. برت واکس، چهرۀ شاخص زبان شناسی در دانشگاه های هاروارد و کولومبیا، در مقالۀ علمی خود، در 1996م، در باب ارمنیان حامشن می نویسد:

 

((در مورد قوم حامشن، که در کرانه های دریای سیاه از ترکیه مرکزی، بندر سامسون تا روسیۀ جنوبی سکنا داشته اند و جمعیت امروزی آنان به چند صد هزار تن بالغ می شود، کمتر کسی آگاه است)).

برت واکس بر اساس مطالعات میدانی خود ارمنیان حامشن را به سه گروه دینی ـ زبانی تقسیم می کند:

1. حامشنی های غربی که در ایالات سامسون، اردو، گیرسون، ترابیزون و ریزه سکنا و به مذهب سنی گرایش دارند و ترک زبان هستند.

2. حامشنی های شرقی که در شهرهای هوپا و آردوین و حوالی آنها سکنا و به مذهب سنی گرایش دارند و با گویشی خاص از زبان ارمنی (لهجۀ حامشنی) تکلم می کنند.

3. حامشنی های شمالی که در گرجستان و جنوب روسیه سکنا و به مذهب گریگوری گرایش دارند و با همان گویش خاص زبان ارمنی تکلم می کنند.

گویش حامشنی از خانوادۀ گویش های زبان ارمنی غربی است و در مقایسه با سایر گویش های این خانواده به زبان مکالمۀ ارمنی امروزی نزدیک است.

مجموع جمعیت دو گروه ساکن ترکیه (حامشنی های غربی و شرقی) به مراتب از گروه خارج از ترکیه بیشتر است. آمار دقیق ارمنیان حامشن ساکن ترکیه به دو دلیل مشخص نیست. اول آنکه در آمار رسمی ترکیه ارمنیان حامشن مسلمان گرجی، لاز یا چایلی معرفی می شوند. دوم آنکه بر اساس قوانین دولتی ترکیه خلیفه گری ارمنیان این کشور (تورک یِو هایوتس پاتریارکاران) اجازۀ ثبت ارمنیان حامشن را در دفاتر آماری موجود ندارد زیرا ارمنیان صرفاً اقلیتی مذهبی به حساب می آیند و هر اقدامی خلاف اثبات این امر جرم دولتی تلقی می شود.

پروفسور گریگور آواگیان، پژوهشگر رشتۀ جمعیت شناسی، در تحقیقات خود جمعیت کنونی ارمنیان مسلمان حامشن را در ترکیه و کشورهای مجاور بالغ بر چهار میلیون نفر بر می شمارد. دکتر عالیه عالته، محقق دانشگاه گوتۀ کلن آلمان، معتقد است بیش از یک میلیون ارمنی مسلمان حامشن در فرآیند کسب خودآگاهی ملی قرار دارند. بر اساس داده های موجود در منابع گوناگون جمعیت ارمنیان مسلمان حامشن ترکیه بین یک میلیون تا 1,300,000 نفر تخمین زده می شود.

برخلاف توهم نادرستی که برخی از محافل تحقیقاتی ترکیه آن را رواج می دهند لفظ حامشن ریشۀ قومی یا فرهنگی ندارد و صرفاً یک مقولۀ جغرافیایی است. حامشن در واقع نام شهری کوچک در حوالی بندر ریزه در ترکیه است. این شهر به دست حمام، پادشاه ارمنی و سردودمان سلسلۀ آماتونی ها، در قرن نهم میلادی، بنیان نهاده شده و نام اصلی آن حمامشن است (((شن)) در زبان ارمنی مترادف ((آباد)) در زبان فارسی است). ارمنیان حامشن، که در قرن هفتم و هشتم میلادی از خطۀ واسپوراکان (در مجاورت دریاچۀ وان) به سواحل سرسبز دریای سیاه مهاجرت کرده اند، به تدریج طی دوره های مختلف از قرن شانزدهم تا قرن هجدهم میلادی تحت فشار سلاطین عثمانی مجبور به تغییر دین شده اند. موقعیت استراتژیک این منطقه، همجواری آن با قفقاز، انزوای جغرافیایی آن از سایر مناطق آناتولی و توسعۀ بازرگانی منطقه از راه خشکی و دریا با کشورهای حوزۀ دریای سیاه از جمله عواملی بودند که حکومت های متوالی عثمانی را به اعمال سیاست های خشونت آمیز امحای فیزیکی و استحالۀ دینی ـ فرهنگی در قبال ارمنیان این منطقه وا می داشتند. می توان گفت که اجبار ارمنیان حامشن به تغییر دین از اولین گام های سیاست نظام مند ((عثمانی سازی)) و ((ترکی سازی)) امپراتوری عثمانی و وارثان مسلکی آن است.

در مورد حفظ هویت ملی ارمنیان مسلمان حامشن مقولات بسیاری در حوزه های تحقیق جامعه شناسی، زبان شناسی، قوم شناسی و غیره مطرح است. حامشنی های غربی یا ((باش حامشنی ها))، که زودتر از سایر هم قومی های خود به اسلام گرویده اند، زبان ارمنی را کاملاً فراموش کرده اند و با گویشی خاص از زبان ترکی تکلم می کنند که برخی آن را با نام ((ترکی چایلی)) می نامند. در این گویش خاص، تنها دشنام ها و واژه های زبان عامیانه به زبان ارمنی باقی مانده اند اما وضعیت در مورد حامشنی های شرقی یا ((هوپا حامشنی ها)) متفاوت است و زبان ارمنی درمیان آنان کاملاً حفظ شده. هر دوی این گروه ها اعیاد مهم مذهبی ارمنیان از جمله وارتاوار و سورپ سارکیس را حفظ کرده اند و هر ساله این اعیاد را با اشتیاق فراوان و تقریباً با همان آداب سنتی جشن می گیرند. رقص های محلی حامشنی ها مانند تسوندر بار (تساندر بار: رقص سنگین)، سرا بار (سرا بار: رقص شمشیر) یا آرچو بار (آرجی بار: رقص خرس) و غیره تقریباً با همان جزئیات حفظ شده اند. نکتۀ حائز اهمیت این است که این رقص ها را، که عمدتاً گروهی هستند، دختران و پسران جوان به صورت مختلط اجرا می کنند در حالی که رقص های مختلط در میان اقوام مجاور حامشنی ها مانند لازها و گرجی های مسلمان یا ترکان چایلی به ندرت به چشم می خورند. از وجوه تفاوت فاحش میان حامشنی ها و ترک ها می توان مصرف مشروبات الکلی را برشمرد.

ارمنیان حامشن ساکن ترکیه با وجــود آنــکه بــرای حفظ سنــن قومی خویش همواره تحت فشارهای سیاسی حکومت قرار داشته و دارند در سال های اخیر تمایلات فراوانی برای ابراز هویت ملی از خود بروز داده اند. شاهد اثبات این ادعا وجود تعداد زیادی از وبگاه ها، وبلاگ ها و فوروم های اینترنتی، گروه های موسیقی و رقص محلی ارمنی حامشنی، نشریات و غیره است.

گروه دیگری از ارمنیان باقی مانده در آناتولی ارمنیانی هستند که محققان به آنها ارمنیان ((نهان))، ((پنهان))، ((مخفی)) یا ((کریپتو آرمنینز)) می گویند. براساس منابع مختلف از مجموع ششصد هزار ارمنی مسیحی باقی مانده پس از نسل کشی در جمهوری ترکیه، که در بالا به آن اشاره کردیم، حدود دویست هزار نفر را ارمنیان استانبول، ترکیه اروپایی و دیگر شهرهای آناتولی غربی (شامل ازمیر، ازمیت، بورسا، کوتاهیه، افیون، بالک اسیر و غیره، ارمنیان ساکن در این مناطق به دلیل حضور نمایندگان دیپلماتیک کشورهای مختلف در ترکیۀ غربی از کشتار و اخراج در امان ماندند)، حدود220,000 هزار نفر را ارمنیان سیلیسیه (منطقه ای واقع در آناتولی جنوبی که پس از جنگ جهانی اول تحت قیمومیت فرانسه قرار گرفت) و حدود 180,000 هزار نفر را ارمنیان ارمنستان غربی و سایر مناطق آناتولی تشکیل می دهند. گروه اخیر؛ یعنی، 180,000 تن ارمنی باقی مانده در ارمنستان غربی برای زنده ماندن و حفظ موجودیت خود راهی جز تغییر دین نداشتند و مهاجرت به سایر نقاط نیز برای آنها امکان پذیر نبوده. یکی از نوادگان شیخ سعید، رهبر دینی کردهای ترکیه و قهرمان مبارزات ضد مصطفی کمال در 1926م، در مصاحبه ای با روزنامۀ زمان، چاپ استانبول، مورخ 26 اکتبر 2006م، از پدربزرگ خود نقل می کند که پس از قضیۀ نسل کشی بیش از پانصد روستای ارمنی واقع در ارمنستان غربی اجباراً مسلمان شدند و در نتیجه از کشتارها مصون ماندند.

مطالعۀ جامعه شناختی این گروه نشان می دهد که موقعیت اجتماعی و شغلی اغلب این ارمنیان (شامل پزشکان، تکنسین ها، آهنگرها، نعلچی ها، تفنگسازان، نجارها و سایر مشاغل مهم) عامل اصلی رهایی آنان، خانواده ها و بستگانشان از امحا و اخراج بوده است. در هر حال شرط بقای این ارمنیان تغییر دین اجباری و قبول وضعیت بردگی نزد زمین داران بزرگ و بیگ های ترک یا کرد بود. به موازات تغییر دین حق تکلم به زبان مادری نیز از این ارمنیان سلب شد. با وجود همۀ این احوال کردها و ترک های همجوار هیچ گاه این ارمنیان را مسلمانان واقعی به حساب نیاورده و تا به امروز نیز آنان را ((دونمه)) (از دین گسسته)، ((گیاوور)) (سرکش، کافر)، ((مسلمانی)) (مسلمان غیر واقعی) و ((فلاح)) (اصطلاحاً برده یا نوکر) خطاب می کنند. این بیگانگی و جدایی سبب شده تا ارمنیان ((نهان)) ازدواج های درون قومی و زندگی اجتماعی منزوی ای داشته باشند که این مسئله به نوبۀ خود شرایط را برای بازگشت این ارمنیان به دین اجدادی فراهم ساخته. در دهه های اخیر، در شماری از گزارش ها، سفرنامه ها و خاطرات به مراجعت ارمنیان ((نهان)) به کلیساهای مخروبه در برخی از روستاهای دور افتاده و عبادت آنها در این کلیساها اشاره شده است.

این موضوع از دید مسئولان دولتی ترکیه نیز دور نمانده و آنان شدیداً در برابر این مسئله واکنش نشان می دهند. دکتر تسا هوفمان، محقق آلمانی، در یکی از مقالات خود براساس مندرجات رسانه های ترکیه از اجبار مجدد ششصد تن از ساکنان ارمنی روستای آجار یا هارنت در حومۀ شهر ساسون به دین اسلام در 1983م خبر می دهد. رسانه های ترکیه همچنین گزارش هایی را در مورد تغییر دین اجباری جوانان ارمنی ((نهان)) در شهر گرگر، در حوالی اورفا، در 1984م به چاپ رسانده اند. در روزنامۀ تایمز نیز در مورد فشارهای سنگین بر ارمنیان ایالات شرقی ترکیه گزارشی در 1994م چاپ شده است. گزارش هایی از این دست مؤید این واقعیت اند که سیاست ((ترکی سازی)) در مورد ارمنیان باقی مانده در آناتولی کماکان به صورت ادواری تداوم دارد.

کمال یالچن، نویسندۀ ترک و مؤلف کتاب روحم با تو به وجد می آید، که اخیراً سدیک داوتیان آن را به فارسی برگردانده، با سفر به شهرهای آناتولی از جمله مرزیفون، آدیامان و غیره با تنی چند از ارمنیان((نهان)) مصاحبه کرده و خاطرات و دیدگاه های آنان را در مورد تغییر دین، فراموشی زبان مادری، استتار هویت ملی و مشکلات ناشی از آن در کتاب فوق گردآورده. وی در مورد این کتاب و مشاهدات عینی خود در مصاحبه ای با خبرنگار آلمانی چنین می گوید: «خانواده های ارمنیان نهان میان مسلمانان کرد یا ترک زندگی می کنند و فرزندان آنان زبان مادری را فرا نمی گیرند. اغلب ارمنیان نهانی را که من دیده ام نوجوانان پانزده الی هفده ساله ای بودند که والدینشان به آنان گوشزد کرده بودند در این باب حرفی بر زبان نیاورند».

یک ارمنی ((نهان)) به نام ساردت گستون، از روستای گارمیر، در حوالی شهر ساسون در استان باتمان، که به آلمان مهاجرت کرده و نام واقعی وی رازمیک گستانیان است، در مصاحبه ای مطبوعاتی در 2005م وضعیت بسیار نامطلوب ارمنیان نهان را مفصلاً توصیف کرده. او می گوید:

((بستگان من در ارمنستان غربی زندگی می کنند و هنوز تحت آزار و اذیت قرار دارند)).

ارمنی ((نهان)) دیگری، ساکن شهر موش، که نام ارمنی وی آرمن ماردیروسیان است، در مصاحبه ای در 2004 م. می گوید: «ما را از یاد نبرید! در موش، ساسون، وارتو و سایر مناطق بازماندگان ارمنی زیادی زندگی می کنند؛ ارمنیانی که تا این اواخر حتی هویت خود را پنهان می کردند ولی امروز شجاعانه موجودیت خود را اعلام و برای حفظ هویت ارمنی خود مبارزه می کنند».

در مورد جمعیت ارمنیان ((نهان)) ساکن آناتولی نیز آمار دقیقی نمی توان به دست آورد. همان عواملی که در امر تعیین شمار دقیق ارمنیان حامشن نقش دارند در مورد ارمنیان ((نهان)) نیز صادق هستند. در آمارهای رسمی صحبتی از آنان به میان نمی آید. منابع نیمه رسمی و علمی تعداد آنان را طبیعتاً کمتر از واقع نشان می دهند؛ برای مثال، نشریۀ آکسیون، چاپ استانبول، در 2007م، براساس داده های پروفسور سلیم جعهوجه، محقق دولتی، مجموع ارمنیان ((نهان)) ساکن ارمنستان غربی، آناتولی مرکزی و جنوبی (ایالات دیاربکر، مالاتیه، قیصریه، العزیق، وان، تونچلی، اورفا، سییرت، هاتای، بیتلیس، ارزروم، ارزنجان، ماراش، آدیامان و آدانا) را بالغ بر37,000 خانوار بر می شمارد. این تعداد را باید، به طور متوسط، معادل 180 الی دویست هزار نفر در نظر گرفت. باید به این نکته توجه کرد که در مأخذ فوق موطن ارمنیان حامشن (ایالات آردوین، ریزه، ترابیزوان، گیرسون، اردو و سامسون) ذکر نشده است. بنابراین، به طور قطع می توان اظهار کرد آمار نیمه رسمی نشریۀ آکسیون تنها و تنها مربوط به ارمنیان ((نهان)) است. منبعی دیگر، نشریۀ الکترونیکی اُزگور پُلِتیک، در شمارۀ دسامبر 1997 خود، با ارائۀ تحلیلی وسیع از وضعیت کردها، تأکید می کند که در مناطق کردنشین حدود دو میلیون کرد با اصلیت سوریانی و ارمنی زندگی می کنند.

این تناقض آشکار آماری حاکی از وجود سیاست انکار و کتمان در خصوص ارمنیان ((نهان)) است.

با توجه به اطلاعات موجود، آمار اولیۀ ارمنیان مسیحی باقی مانده در مقطع زمانی پس از نسل کشی (180,000 نفر در ارمنستان غربی و حدود 220,000 نفر در سیلیسیه)، مهاجرت های گروهی در ادوار مختلف، رشد طبیعی جمعیت و سایر عوامل می توان نتیجه گرفت که افزون بر حدود 1,300,000 ارمنی حامشن بیش از هفتصد هزار ارمنی ((نهان)) نیز در حال حاضر در آناتولی سکنا دارند.

به راستی چرا سیاست کتمان مقولۀ ارمنیان ((نهان)) از سوی نظام حکومتی ترکیه پیگیری می شود؟ کمال یالچن در کتاب خود از قول یک ارمنی ((نهان)) به نام کارابت چنین نقل می کند که در دهه های1960ـ1970م فضای باز سیاسی فرصتی کوتاه به ارمنیان ((نهان)) آناتولی داد تا برای نخستین بار موجودیت خویش را مطرح سازند. بسیاری از ترک ها و کردهای آزاداندیش این ارمنیان را به فاش ساختن ریشه های ملی خویش تشویق می کردند و در این راستا به آنان قول مساعدت می دادند. این ارمنی ((نهان)) اضافه می کند که بسیاری از این ارمنیان این راه را در پیش گرفتند ولی به زودی یک جریان سیاسی محافظه کار اذهان عمومی را در این زمینه مخدوش ساخت و اعلام کرد که اگر ارمنیان ((نهان)) امکان بروز هویت ملی خود را به دست آورند آنگاه به صورت جدی کلیساها، اموال و اراضی خود را از ترکیه بازخواست خواهند کرد. چنین واکنشی از سوی محافل محافظه کار ترکیه سبب شد تا ارمنیان ((نهان)) باز به پنهان سازی هویت ملی و رویۀ ((استتار)) خود ادامه دهند.

احمد ایک، محقق دولتی، در مقالۀ خود در نشریۀ میلی گازته، چاپ استانبول، در31 ژوئیه 2004م، موضوع را از همین دیدگاه بررسی کرده. او می نویسد: «هم زمان با اتباع بیگانه، ارمنیان نیز شروع به خرید املاک فراوان در ایالت مرزی قارص کرده اند. گفته می شود که تعداد زیادی از ارمنیان , نهان، در کشور زندگی می کنند که در ظاهر ترک و مسلمان هستند ولی در واقع هویت ارمنی و آگاهی ملی دارند. بنابراین، وضعیتی غیرطبیعی در بین است...».

چنین نگرانی هایی در محافل دانشگاهی ترکیه نیز مشاهده می شود. پروفسور سلیم جعهوجه، که خود از محققان موضوع ارمنیان ((نهان)) است و این موضوع را از طریق مطبوعات ترکیه پیگیری می کند، در یکی از مصاحبه هایش می گوید: «معتقدم که این افراد با یادآوری آگاهی و هویت ملی در آینده نسبت به ترکیه مطالبۀ ارضی و اعادۀ خسارت خواهند کرد».

این نگرانی محافظه کارانه و ترس هیستریک طبیعتاً بدون دلیل نیست. همگی این مسائل ریشه در نسل کشی ارمنیان، اعمال سیاست استحاله و همگون سازی و تمامی عواقب ناشی از آن دارد؛ موضوعی که تحلیلگر بی بی سی نیز آن را به خوبی تشخیص داده و می گوید: «در ترکیه هیچ مسئله ای حساس تر از سرنوشت ارمنیان در واپسین سال های امپراتوری عثمانی نیست».

در هر حال، در کشور چند ملیتی ترکیۀ امروزی، وجود بازماندگان ارمنی؛ یعنی، ارمنیان ((حامشن)) و ارمنیان ((نهان)) در آناتولی موضوعی است که طرح آن در زمینۀ حل مسئلۀ ارمنی اجتناب ناپذیر است.

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

نماینده ارمنیان تهران و شمال ایران در مجلس:

پتانسیل مساجد در روشنگری علیه تندروهای تکفیری به‌ کار گرفته شود 

.

http://alikonline.ir/fa/fa/news/social/item/1233-

نماینده-ارمنیان-تهران-و-شمال-ایران-در-مجلس-پتانسیل

-مساجد-در-روشنگری-علیه-تندروهای-تکفیری-به‌-کار-گرفته-شود

.

 

 

 

 

دکتر کارن خانلری نماینده ارمنیان تهران و شمال کشور در مجلس شورای اسلامی در آستانه روز جهانی مساجد در گفت‌ و گو با خبرنگار مهر درباره تخریب‌ های داعش و تفکیری‌ ها در اماکن مقدس منطقه گفت: ‌در سال‌های اخیر متأسفانه تحت نام دین یا مذهب مساجد، کلیساها و معابد زیادی در منطقه مورد بی حرمتی قرار گرفته است و این امر بسیار جای تأسف و تأمل دارد.

 

این عضو کمیسیون آموزش مجلس با اشاره به اینکه اماکن مقدس پیروان ادیان چون مساجد جایی است که موحدین در آن دور هم جمع می‌ شوند نه اینکه بنام دین دست به تخریب این مکان‌ ها بزنند و خود را دیندار هم بنامند، افزود: بنابراین این تخریب‌ ها کار دینمداران نیست و هیچ دین توحیدی اجازه چنین چیزی را به پیروانش نمی‌ دهد.

دکتر خانلری اظهار داشت: جریانات تندرو تحت عنوان دین یا مذهب کلیساها و مساجد را بمب‌ گذاری و تخریب و بی حرمتی می‌ کنند باید یک همت جهانی از ملل آزاده تشکیل داده و واکنش اساسی در این راستا صورت بگیرد.

وی با اشاره به جسارت تروریست‌ها و تکفیری‌ها به معابد شیعیان در عراق و کنیسه‌ ها توضیح داد: اینها نشانه جریانات تفرقه برانگیز در جهان ادیان است که تنها هدفشان چیزی جز تسلط امپریالیسم جهانی در منطقه نیست دقیقا همان اتفاقی که توسط صهیونیست‌ ها در مسجدالاقصی رخ داد اینها همه واکنش ما را می‌طلبد به ویژه حرکت‌هایی که تحت لوای دین انجام می‌شود.

دکتر خانلری در پاسخ به این سؤال که چه پیشنهادی برای برپایی روز جهانی مساجد در سطح منطقه و در ایران دارد، ‌گفت: بنده تصورم این است که تبلیغات و آموزش‌ ها بیشتر باید متوجه خارج از کشور باشد چرا که ایران قرنهاست که مسجد، کلیسا و کنیسه را در کنار هم و با صلح و آرامش حفظ کرده است و مشکلی از این جهت نداشته و ندارد به ویژه پس از انقلاب اسلامی حتی یک نمونه واقع گرایانه آن هم مربوط به انشعابات آب، گاز و برق در مساجد و دیگر عبادتگاه‌ های مسیحیان و ادیان دیگر است.

این نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه ایرانیان فارغ از مسائل منطقه اصول پایه‌ ای خود را حفظ کرده و همیشه نیز بدان وفادار بودند و در قانون اساسی نیز این مسائل ذکر شده است، توضیح داد: بنابراین بهتر است این آموزش‌ ها و تبلیغات تحت عنوان مساجد که حاوی آموزش‌ هایی مناسب است برای معابد موحدین دیگر کشورها صورت گیرد و بیشتر متوجه کشورهای منطقه شود تا در دیگر کشورها از جمله ترکیه، پاکستان، عراق و ... رعایت شود.

وی همچنین گفت: نمونه همزیستی مسالمت آمیز و پررنگ بین ادیان در ایران مشاهده می‌ شود این آموزه‌ ها باید با توجه به فرهنگ دیرین ایرانی براساس آموزه‌ های توحیدی در دیگر کشورها هم منتقل شود و ایران پرچمدار این آموزش‌ها و تبلیغات مثبت در سطح جهانی و منطقه‌ ای باشد تا در نهایت بتوان تندروها و افراطیون را که تحت عنوان دین جنایت می‌ کنند، از منطقه محو کرد و روز جهانی مسجد نیز بهترین فرصت برای چنین فرهنگ‌ سازی در منطقه است.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

 

دانشجویان و جوانان انجمن های ارمنیان تهران در ، صلح جهانی 

 

 

 

http://alikonline.ir/fa/fa/news/social/item/1231-افق-انشجویان-و-جوانان-انجمن-های-ارمنیان-تهران-در-همایش-جوان-ایرانی،-صلح-جهانی

 

 

آلیک - جمعی از دانشجویان و جوانان انجمن های ارمنیان تهران، با شرکت در همایشی با موضوع «جهان علیه خشونت و افراطی گری» که در روزهای شنبه و یکشنبه 24 و 25 مرداد ماه در سالن همایش های وزارت ورزش برگزار شد شرکت کردند.

این همایش به همت معاونت ساماندهی امور جوانان و با همکاری سازمان ملل متحد، دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت های مذهبی و مرکز مطالعات منطقه ای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس وبه مناسبت روز بین المللی جوان، در ساختمان همایش های شماره 1 وزارتخانه ورزش برگزار گردید.

در این همایش که با سخنرانی حجت ا... علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت های دینی و آقای گودرزی، وزیر ورزش و جوانان همراه بود، گری لوئیس، هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در ایران، پیام دبیرکل سازمان ملل متحد را به مناسبت روز بین المللی جوان قرائت نمود.

زوریک کاراپتیان، به نمایندگی از گروه شرکت کننده ارمنی متن پیام مکتوب این گروه را قرائت نمود که متن این پیام، طی این شماره از ضمیمه فارسی در اختیار خوانندگان قرار می گیرد.

- ضمن تقدیر از مسئولین و متولیان این همایش با شکوه و ایدۀ بسیار ارزشمند آن یعنی «جهان علیه خشونت و افراطی گری»، که نخستین بارتوسط رئیس جمهور کشورمان در سازمان ملل متحد مطرح شد، می خواهم با چند کلمه ای مصدع اوقات شما عزیزان شوم. انسان متمدن قرن بیست و یکم، علیرغم توسعه و تکامل خود، هنوز نتوانسته کهن ترین مشکل بشر یعنی جنگ و خشونت را که مهمترین نگرانی و دغدغه جوامع انسانی در درازای تاریخ بوده است را مهار کرده و صلح و همزیستی مسالمت آمیز را جایگزین آن نماید. در جهان امروز، پدیده صلح، این هدف و آرمان والای پیامبران الهی، قربانی زیاده خواهی ها و زورگویی های ستمکارانی شده است که هزینه جاه طلبی هایشان از حقوق تضییع شده مردمان ستمدیده پرداخت می گردد.

پایه های نظم کنونی جهان به جای استقرار بر شالوده آزادی و عدالت، که ضامن و پشتوانه گسترش صلح و آرامش می باشد، بر بستر سست و متزلزل مصالح قدرت های بزرگ جهانی، که خود عامل عمیق شدن کینه ها و دشمنی ها می باشد، قرار گرفته است. مادامی که منافع قدرتمندان بر احقاق حقوق ستمدیدگان و برپایی عدالت جهانی ارجح شمرده شوند، دستیابی به صلح پایدار، رویای نامحقق نوع بشر باقی خواهد ماند.

خشونت سازمان یافته و نسل کشی بی سابقه ای را که در اوایل قرن پیشین و در بحبوحه جنگ اول جهانی از جانب حکومت عثمانی دامنگیر ملت ارمنی شد، و اکنون با گذشت یکصد سال از وقوع شوم آن، هنوز اقداماتی با هدف برپایی عدالت در قبال حقوق پایمال شده قربانیان آن، از طرف قدرت های جهانی انجام نشده است، می توان به عنوان نمونه ای عینی و ملموس و بستری تاریخی از بی عدالتی های فراگیر امروز دنیا دانست.

واکنش های ناروا واراده نامکفی جامعه جهانی در قبال مجازات عاملین، برقراری عدالت در قبال اولین نسل کشی قرن بیستم، بی گمان عامل و انگیزه ای قوی برای اقدامات مسببین نسل کشی هایی دیگر از قبیل نسل کشی یونانیان، آشوریان، یهودیان، اکراد و علویان ترکیه، و خشونت های معاصر همچون نسل کشی توتسی های روآندا، مسلمانان میانمار و فلسطینیان نوار غزه بوده است.

معتقدیم که تنها به واسطه اجرای عدالت واقعی است که درب های صلح و آرامش بر روی روابط ملل باز خواهد شد.

جامعه ارمنیان ایران، به عنوان عضوی از خانواده بزرگ ایرانی، که در طول تاریخ پرفراز و نشیب همواره در کنار دیگر هموطنان خود از تلاش و مجاهدت برای صیانت از عزت، استقلال و تمامیت ارضی کشور فروگذار نکرده است، در راستای احقاق حقوق و التیام زخم دیرین مردم ارمنی، انتظاری جز شناسایی رسمی نسل کشی ارمنیان در یکصدمین سالگرد آن واقعه، ندارد.

شناسایی رسمی نسل کشی ارمنیان از جانب جمهوری اسلامی ایران، نظامی که در طی حدود چهار دهه، با اقداماتی عملی و موثر، همواره در کنار مستضعفین بوده و حمایت از حقوق مظلومین در برابر استکبار را سرلوحه اقدامات خود قرار داده است، قطعا جایگاه، منزلت و آوازه ظلم ستیزی او را در بین ملل آزاده جهان ارتقا خواهد بخشید.

حضور و اثر بخشی جوانان ارمنی در سنگرهای خطوط مقدم جبهه طی هشت سال دفاع مقدس و در خلال روزهای به ثمر نشستن انقلاب اسلامی ایران و فدا کردن جانشان و رسیدن به درجه عالی شهادت در این راه، در کنار برادران مسلمان، زرتشتی، کلیمی و آشوری خود، نشان از سطح بالای همبستگی موجود در جامعه ایرانی است. واقعیتی بی بدیل که ریشه های سترگ در فرهنگ کهن و منش های برخاسته از آموزه های ایران زمین دارد.

همزیستی مسلمانان، زرتشتیان، کلیمیان، آشوریان و ارمنیان ایران، که سده های متمادی است بر پایه احترام متقابل به عقاید و رسوم یکدیگر، در کنار یکدیگر و با هدف تعالی و پیشرفت کشور انجام می گیرد، می تواند گواهی توانا و الگویی حقیقی در خصوص امکان ایجاد جهانی عاری از جنگ و خشونت، توام با احترام متقابل، عدالت و همبستگی بین ملل مختلف باشد.

سعادت دنیوی و اخروی انسان که رسالت همه پیامبران الهی بوده است، تنها در صورت استقرار صلح و آرامش میان انسان ها به وجود خواهد آمد، و دستیابی به این آرمان والای الهی نیز تنها در شرایط برقراری عدالت صورت خواهد گرفت.

جمعی از جوانان و دانشجویان انجمن های ارمنیان ایران

 

در پایان روز اول این نشست، شرکت کنندگان با شرکت در نشست خبری شبکه خبر به سوالات خبرنگاران پاسخ گفتند.

یادآور می شود که 12 آگوست هر سال، به پیشنهاد وزرای امور جوانان جهان، به عنوان روز بین المللی جوان انتخاب و در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده است. به همین مناسبت، در کشورهای مختلف براساس شعاری که هر ساله برای روز بین المللی جوان انتخاب می شود، برنامه های مختلفی به اجرا در می آید.

امسال نیز سازمان ملل متحد، عنوان "مشارکت مدنی جوانان" را انتخاب کرده و بر اقدامات و فعالیت های عام المنفعه و بشردوستانه تشکل های جوانان از قبیل، صلح و محیط زیست و ... تاکید دارد.

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

مثنوی طنز دکتر بازی

 

http://tarannnom.blogfa.com/post-193.aspx

 

خاک ایران یکسر از دکتر پر است

هر که دکتر نیست نانش آجر است

ملک ایران سرزمین دکتران

این قدر دکتر نباشد در جهان!

عابران هر خیابان دکترند

دانه های برف و باران دکترند

هم وزیران هم مدیران دکترند

بیش تر از نصف ایران دکترند

هر که پستی دارد اینجا دکتر است

دیپلم ردی است اما دکتر است

هرکه شد محبوب از ما بهتران

هرکه شد منسوب بالا دکتر است

هر که رد شد از در دانشکده

یا گرفته دکتری یا دکتر است

شعر نو مدیون دکتر ها بود

تو ندانستی که نیما دکتر است؟

شاعر تیتراژهامان دکتر است

مجری اخبار سیما دکتر است

آن که مثل آفتاب نیمه شب

سرزد از صندوق آرا دکتر است

شادباش ای دکتر آرای ما

دکترای جمله دانش های ما

دکترایت نخوت و ناموس ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما

در جهانی که پر است از نابغه

دکتری چندان ندارد سابقه

بی سبب افسرده ای غم می خوری

سرزمین ماست مهد دکتری

خط مان وقتی شبیه میخ بود

ای بسا دکتر در آن تاریخ بود

این همه آدم که در عالم نبود

آدمی کم بود  ودکتر کم نبود

من نگویم شاعران فرموده اند

رخش ورستم هر دو دکتر بوده اند

گر چه باشد قصه ها پشت سرش

دکتری دارند ملا و خرش

شاعران از رودکی تا عنصری

بی گمان دارند هر یک دکتری

شعله های عشق چون گُر می گرفت

آتشی در خیل دکتر می گرفت

عشق با دکتر نظامی قصه گو

عشق با دکتر سنایی رازجو

عارف شوریده دکتر مولوی

نام پایان نامۀ او مثنوی

حافظ و سعدی و خواجو دکترند

سروقدان لب جو دکترند

وحشی واهلی و صائب دکترند

تاجر و دهقان و کاسب دکترند

بحث های جعل مدرک نان بری است

بهترین سر گرمی ما دکتری است

عده ای مشغول دکتر سازی اند

عده ای سر گرم دکتر بازی اند

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

داعش باستان‌شناس ارشد پالمیرا را گردن زد

 

 

گروه تروریستی داعش یکی از دانش‌وران ارشد عصر باستان را در شهر باستانی پالمیرای سوریه گردن زده و بدن او را از ستونی در میدان اصلی این شهر تاریخی دار زده است.

رئیس امور باستانی شناسی سوریه این خبر را در گفتگو با رویترز اعلام کرد.

داعش شهر پالمیرا در مرکز سوریه را در ماه مه تصرف کرد اما به نظر هنوز خرابه‌های آن، که از بازمانده‌های امپراتوری روم هستند، نابود نکرده.

مامون عبدالکریم، رئیس امور باستان شناسی دولت سوریه، گفت مقتول، خالد اسد، دانشوری ۸۲ ساله بوده که بیش از نیم قرن در صدر امور باستان شناسی شهر پالمیرا قرار داشته است.

به گفته عبدالکریم، اسد بیش از یک ماه در دستگیری و تحت بازجویی بوده.

عبدالکریم گفت: «فقط تصور کنید که دانشوری را که چنان خدمات به یاد ماندنی‌ای به آن شهر و به تاریخ کرده گردن می زنند.. و جسدش هنوز از یکی ستون‌های باستانی مرکز میدان در پالمیرا آویزان است».

مقالاتی از خالد اسد در مورد پالمیرا در ژورنال‌های بین المللی باستان شناسی منتشر شده اند. او در ضمن در چند ده سال گذشته بارها با هیات‌های باستان شناسی آمریکایی، فرانسوی، آلمانی و سوئیسی در پالمیرا همکاری کرده است.

شهر پالمیرا در عصر باستان از مراکز تجاری جاده ابریشم بود. خرابه‌های این شهر، از جمله معابد رومی و معبد خدای عبری «بل»، ۲۰۰۰ سال قدمت دارند و همین باعث شده در فهرست اماکن میراث جهانی یونسکو قرار بگیرند.

مقامات سوریه گفتند پیش از سقوط شهر به دست داعش صدها مجسمه باستانی را به اماکنی امن انتقال داده اند.

داعش در ماه ژوئن دو معبد باستانی را در پالمیرا منفجر کرد که البته جزو سازه‌های رومی شهر نبودند.

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

نقطه چین ها

گارگین فتائی

.

......................................................

........................................................

........................................................

.........................................................

..........................................................

........................................................

..........................................................

 

این نقطه چین ها تنها جای خالی نیستند

اینها حرفهای زیادی برای گفتن دارند

می توانی خروارها کلمه در جایشان بگزاری

این یعنی دیگر چیزی نداری بگوئی

یعنی انقدر خسته شده ای که حتی نای حرف زدن نداری

یعنی از بیهوده سخن گفتن مایوس شده ای

یعنی از اینکه ده هزار بار یک پست تکراری می بینی حالت به هم می خورد

یعنی از گذشت بی ثمر روز  و شب می نالی

یعنی از یک نواختی  زمان حاکم بر زندگیت بیزاری

آنچه می خواهی واقع نمی شود و آنچه واقع می شود نمی خواهی

برای دیگران چه اهمیتی داری

از لفاظیهای  بیهوده و پی در پی خسته شده ام

حالم از افراد چاپلوس به هم می خورد

کسانی که ظاهرشان با باطنشان یکی نیست

زمانی که خسته  نا امید و دل شکسته ای استاد اخلاقت می  شوند

اما آنچه که می گویند همانی نیست که خودشان هستند

دلم تنگ شده برای یک عشق عمیق

برای کسی که  صدها بهانه برای رد کردن عشقم نیاورد

بر تازگیها

دلم می خواهد زدگی فقط نگذرد

بلکه به روح و تنم بچسبد

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

کرگدن تنها 

.

http://baharehrahnema.persianblog.ir/1390/1/13/

.

کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت...

دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست ؟!

کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند.

دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟

کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.

کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.

دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد؛ لای چین های پوستت پر از حشره های ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشره های پوستت را بردارد.

کرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت است. همه به من می گویند پوست کلفت.

دم جنبانک گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه به پوست.

کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ.

دم جنبانک گفت: این که امکان ندارد، همه قلب دارند.

کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی بینم!

دم جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی کنی، آن را نمی بینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.

کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، من حتماً یک قلب کلفت دارم !

دم جنبانک گفت: نه، تو یک قلب نازک داری. چون به جای این که دم جنبانک را بترسانی، به جای این که لگدش کنی، به جای این که دهن گنده ات را باز کنی و آن را بخوری، داری با او حرف می زنی...

کرگدن گفت: خب، این یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: وقتی که یک کرگدن پوست کلفت، یک قلب نازک دارد یعنی چی؟! یعنی این که می تواند دوست داشته باشد، می تواند عاشق بشود.

کرگدن گفت: اینها که می گویی یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: یعنی ... بگذار روی پوست کلفت قشنگت بنشینم، بگذار...

کرگدن چیزی نگفت. یعنی داشت دنبال یک جمله ی مناسب می گشت. فکر کرد بهتر است همان اولین جمله اش را بگوید. اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتش را می خاراند.

داشت حشره های ریز لای چین های پوستش را با نوک ظریفش برمی داشت. کرگدن احساس کرد چقدر خوشش می آید... اما نمی دانست دقیقاً از چی خوشش می آید ؟!

کرگدن گفت: اسم این دوست داشتن است؟ اسم این که من دلم می خواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری؟

دم جنبانک گفت: نه اسم این نیاز است، من دارم به تو کمک می کنم و تو از اینکه نیازت برطرف می شود احساس خوبی داری، یعنی احساس رضایت می کنی. اما دوست داشتن از این مهمتر است.

کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه می گوید اما فکر کرد لابد درست می گوید.

روزها گذشت، روزها، هفته ها و ماه ها، و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کرگدن می نشست، هر روز پشتش را می خاراند و هر روز حشره های کوچک را از لای پوست کلفتش بر میداشت و می خورد، و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت.

یک روز کرگدن به دم جنبانک گفت: به نظر تو این موضوع که کرگدنی از این که دم جنبانکی پشتش را می خاراند و حشره های پوستش را می خورد احساس خوبی دارد، برای یک کرگدن کافی است؟

دم جنبانک گفت: نه، کافی نیست.

کرگدن گفت : بله، کافی نیست. چون من حس می کنم چیزهای دیگری هم هست که من احساس خوبی نسبت به آنها داشته باشم. راستش من می خواهم تو را تماشا کنم.

دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد، چرخی زد و آواز خواند، جلوی چشم های کرگدن. کرگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشا کرد... اما سیر نشد.

کرگدن می خواست همین طور تماشا کند. کرگدن با خودش فکر کرد این صحنه قشنگ ترین صحنه ی دنیاست و این دم جنبانک قشنگ ترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخت ترین کرگدن روی زمین. وقتی که کرگدن به اینجا رسید، احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد.

کرگدن ترسید و گفت: دم جنبانک، دم جنبانک عزیزم، من قلبم را دیدم، همان قلب نازکم را که می گفتی. اما قلبم از چشمم افتاد، حالا چکار کنم؟

دم جنبانک برگشت و اشک های کرگدن را دید. آمد و روی سر او نشست و گفت : غصه نخور دوست عزیز، تو یک عالم از این قلبهای نازک داری.

کرگدن گفت: اینکه کرگدنی دوست دارد دم جنبانکی را تماشا کند و وقتی تماشایش می کند، قلبش از چشمش می افتد یعنی چی؟!!

دم جنبانک چرخي زد و گفت: یعنی این که کرگدن ها هم عاشق می شوند.

کرگدن گفت: عاشق یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: یعنی کسی که قلبش از چشمهایش می چکد. کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهمید، اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند، باز پرواز کند و او باز هم تماشایش کند و باز قلبش از چشمهایش بیفتد ...

کرگدن فکر کرد اگر قلبش همین طور از چشم هایش بریزد، یک روز حتماً قلبش تمام می شود. آن وقت لبخندی زد و با خودش گفت:

من که اصلاً قلب نداشتم! حالا که دم جنبانک به من قلب داد، چه عیبی دارد، بگذار تمام قلبم برای او بریزد ...!

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

 

کبوتر با کبوتر چیپس با ماست

http://eima.ir/del-borideha

 

 

کبوتر با کبوتر چیپس با ماست

دروغ میگه طرف خوشکل ترازماست

تو این دنیای مرموز مجازی

که نه پیداست کی دزده کی قاضی

که اقدس توش شده ریتا و مهسا

بطول خانم شده مهناز وطناز

کامنت ولایک وپست و چسب بینی

توهربرنامه مجبوری ببینی

طرف داره نخ قالی میریسه

کامنت داده ی هفته س انگلیسه

طرف بیش از یه سال یار باماست

میگفت سولمازه و شکل پری هاست

پریشب تازه فهمیدیم که عاقاست

کبوتربا کبوتر چیپس باماست

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

معبد هندوها  در بندرعباس

 

 

معبد هندوها یا پرستشگاه هندوها در شهر بندر عباس استن هرمزگان قرار دارد. همانطور که از نام معبد پیداست این معبد اثر بجا مانده از هندوهاست که در زمان حکومت محمد حسن خان سعدالملک حاکم وقت بندرعباس، از محل جمع آوری هدایای هندوها، توسط تجار هندی در سال 1268 خورشیدی ساخته شده است.پرستشگاه هندوها یا معبد هندوها از آنجاییکه معماری منحصر به فرد دارد و گنبدی که تنها در بندرعباس می‌توان یافت، همیشه مورد توجه گردشگران بوده است که فقط میتوان در بندرعباس یافت معبد هندوها با معماری ایرانی - هندی ساخته شده است.معبد هندوها یکی از جالب ترین آثار تاریخی در بندرعباس

 

 

 معماری معبد هندوها

در ساخت این معبد از لاشه سنگ، ملات گل و ساروج، سنگ‌هاى مرجانى خاک و گچ هاى ضخیم ماده و گچ لویى استفاده شده و در اتاق آن طاقچه و قاب هاى کور به چشم می خورد. دورتا دور اتاق هم 4 راهرو وجود دارد که در گذشته زوار به دور آن زیارت مى کردند، اساس ساختمان این معبد عبارت است از یک اتاق چهارگوش میانی که بر روی آن گنبدی قرار گرفته‌ است. داخل راهروها حجره‌های کوچکی است که برای طلبه‌های مکتب برهمنی در نظر گرفته شده و داخل برخی از اتاق‌ها نقاشی‌های مذهبی دیده می‌شود که یکی از مهم‌ترین آنها خدای فلوت زن به نام کریشنا است. از داخل راهرو غربی راه پله‌ های مارپیچی وجود دارد که به سمت بالا است و به بام معبد منتهی می‌شود که ساق معبد است و با جرزهای پس رونده که الهام از معماری ایرانی است تشکیل شده‌ است که 4 نورگیر در 4 طرف این فضای چند ضلعی روی جرزها و جود دارد و گنبد عظیمی با لایه‌های ذوزنقه‌ای و تزئینات آیین هندویی دیده می‌شود. در قسمت ضلع شرقى گنبد نیز تالار بزرگى وجود دارد که تالار اجتماعات بوده و در این تالار نقاشى هاى مختلفى به چشم مى خورد که هر کدام از آن ها بیانگر فلسفه خاصى از اعتقادات مختلف مردم هند است.معبد هندوها یکی از جالب ترین آثار تاریخی در بندرعباس معبد هندوها یکی از جالب ترین آثار تاریخی در بندرعباسمعبد هندوها یکی از جالب ترین آثار تاریخی در بندرعباس

 

 

موقعیت معبد هندوها

بنا به گفته استاد باستان شناسی ایران، این معبد برای نیازهای هندوهای مقیم شهر بندرعباس که از سال‌ های1300 تا 1344 خورشیدی سکونت داشته و به کارهای تجاری می‌ پرداختند ساخته شده است .  پرستشگاه هندوها نشانه‌ای زنده از روابط تجاری باشکوه میان هندی‌ ها و ایرانی‌ ها ست. نشانه زنده‌ ای که امروز آنچنان مورد بی‌ محلی‌ است که کمتر کسی به آن توجه می‌کند. مردم بومی بندرعباس هم با ویژگی‌های تاریخی این بنا بیگانه‌ اند،چون اطلاعات زیادی از این بنا و معماری معبد هندوها ندارند. این معبد یکی از آثار منحصر به فردی است که از سوی پولدارهای شهری به نام شیکار پور در غرب هند ساخته شد و در سال 1302 خورشیدی که بندرعباس را ترک کردند، بت‌هایی که در معبد و در طاقچه محراب بود نیز با خود بردند و این بنا کم‌ کم مخروبه شد تا این که از طریق سازمان میراث فرهنگی در چند نوبت تعمیر اساسی شده‌ است. هم اکنون عملیات مرمت این معبد به دلایل نامعلومی متوقف شده‌ است.

 

http://www.noonoab.ir/post/32262/%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%AF-%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%87%D8%A7-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

کمال تعجب

.

http://ehsanfatoollahi.blogfa.com/post/64

.

برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم . بیرون بیمارستان غُلغله بود . چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند . چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار می دادند .

وارد حیاط بیمارستان که شدیم ، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت وگو میکردند .

بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید .

پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود ، بیماری پروانه را نگاه می کرد و نگران بود که مبادا زیر پا له شود . آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود .

.

ما بالاخره نفهمیدیم

بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار ؟ ...

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

Խաղող օրհնեք     جشن تبرک انگور

.

مراسم جشن تبرک انگور در کلیسای حواری ارمنی

 

.

در این جشن ، انگور از سوی عالی ترین مقام روحانی کلیسا طی مراسمی تبرک شده و در بسته بندیهای مخصوص به مردمن حاضر در کلیسا داده می شود

انگور نماد دگرگونی و تغییر در زندگی انسان است

جشن تبرک انگور جشنی است که در کلیسای ارمنی و آشوری مشترک است و در این روز که مصادف است با روز عروج حضرت مریم به آسمان ، انگور از سوی کلیسا طی مراسمی متبرک شده و به حاضرین داده می شود

انگور مقدس ترین میوه در مسیحیت است و مسیح نیز خود را تاک حقیقی خوانده است

امروز 25 مرداد برابر با 16 آگوست در گاهشماری ارمنی روز تبرک انگور نامید شده است .این جشن موسوم به  خاقوق اُرهنِک  به ارمنیԽաղողօրհնեքو به انگلیسی khaghogh orhnek  می باشد khaghogh به ارمنی به معنای انگور  و orhnek   به معنای تبرک است و روی هم رفته به معنی جشن تبرک انگور می باشد . این جشن در روز عید حضرت مریم برگزار شده و در این روزدر کلیساهای ارمنی  ضمن خواندن ادعیه و سرودهای مذهبی ، انگور از سوی کلیسا تبرک شده و به حاضرین داده می شود .

گفته می شود که این جشن هم ریشه در آئین های قبل از مسیحیت در ارمنستان دارد و در ایام آمانور یا سال نو قبل از مسیحیت در ارمنستان در عید آناهیت ( بزرگ ترین الههء مورد پرستش ارمنیان ) مردم ، انواع میوه ها و گیاهان را به معبد آناهید اهدا می کردند و این مراسم پس از مسیحیت ابه صورت تبرک انگور درآمده و از سوی کلیسای ارمنی پذیرفته شد .

.

جشن تبرک انگور

و

عروج حضرت مریم به آسمان

 را به مسیحیان

و بویژه به ارامنه و آشوریان تبریک می گویم

 

Շնորհաւորում եմ խաղող օրհնեք

 և

սուրբ Աստւածածինի վերափոխման տօնը

ամբողջ հայության

  և

Քրիստոնէական աշխարհին

 

 

جشن های مرداد ماه

بر گرفته از سایت Avax net

به نشانی

http://www.avaxnet.com/archive/index.php/thread-34902-2.html

 

 

پانزدهم ماه ناواسارد ارمنی و ماه آب آشوری

جشنی به نام «عید عروج حضرت مریم» در میان ارمنیان و آشوریان ایران و انجام مراسمی به نام «تبرک انگور» یا «خاقوق اورهنک».

انگور برای آشوریان، مانند گندم ارزش غذایی بسیاری دارد؛ زیرا از روزگاران قدیم پرورش تاک و گندم، حرفه و شغل اصلی آنان بوده است. به همین دلیل، برای انگور مراسم خاصی به جای می آورند و تا نخستین محصول خود را تبرک نکنند، از آن نمی خورند.

آشوری ها، جشن تبرک انگور را در روز «شارادمارتی ماریام»؛ یعنی همان روز درگذشت حضرت مریم، انجام می دهند.

آشوری ها در این روز به کلیسا می روند و مراسم مخصوص هر یکشنبه را انجام می دهند و به همراه آن، دعاهای ویژه ی تبرک انگور را می خوانند.

پس از ایراد خطبه و آوازها و سرودهای مذهبی که همه به زبان آشوری است، کشیش سه بار بر ظرف محتوی انگور، صلیب رسم می کند و با این کار، انگور متبرک می شود. در پایان مراسم، نان مقدس و نیز مقداری انگور میان شرکت کنندگان در کلیسا تقسیم می شود.

ارمنیان نیز این مراسم را که به آن «خاقوق اورهنگ» می گویند، در روز عید حضرت مریم انجام می دهند. در این روز، در کلیسا، ابتدا شاراگان خاصی به نام « پارک سورب خاچی» اجرا می شود و سپس بندهایی از انجیل خوانده می شود.

شاراگان را کشیش یا بالاترین فرد روحانی و مذهبی، با هم آوازی گروه کر می خواند و احیانا برخی از مردم حاضر در کلیسا نیز، شاراگان را همراه آن ها زمزمه می کنند. در پایان، از درگاه الهی درخواست می شود که روح و جسم آدمیان را از گناهان پاک سازد و برای شرکت در مراسم تبرک انگور آماده کند. سپس طی تشریفاتی، سه بار انگور متبرک می شود و در میان حاضران تقسیم می گردد.

درباره ی چرایی تبرک انگور، می گویند که طبق روایات، حضرت مسیح خود را به انگور تشبیه می کرد و می فرمود :

    «همان گونه که انگور ذره ای فساد را تحمل نمی کند، من هم نمی کنم

 و این گفته، علت احترام انگور از جانب کلیسا عنوان شده است.

روز تبرک انگور قرن ها پیش از مسیحیت وجود داشته است. در فصل میوه چینی، میوه باغ ها را تبرک می کردند، به همین آیین بعد از مسیحیت رنگ مذهبی داده شد. با عروج حضرت مریم در فرهنگ ارامنه، انگور، انار و زردآلو سمبل تسلسل نسل ها و پایداری و نشاط شده است

.

 

امروز همچنین در تقویم ایرانی مصادف است با ولادت حضرت معصومه

بنابراین

 

 

جشن تبرک انگور

و ولادت حضرت مریم

را به ارامنه

و ولادت حضرت معصومه را

به مسلمانان

تبریک می گویم

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

تهران «نارنجی» نیست، لرزش‌ها پایتخت را تهدید نمی‌کند

 

 

 

مدیرکل مدیریت بحران استان تهران پیرو زلزله های اخیر در منطقه «جوادآباد» از توابع شهرستان ورامین اعلام کرد که «گسل شهر تهران فعال نشده» و پایتخت را تهدید نمی کند.

«هادی رحمتی» به خبرگزاری فارس توضیح داده این زلزله‌ها که خسارتی به همراه نداشته اند، در منطقه جواد آباد با ۲۶ هزار نفر ساکن در عمق ۱۱ تا ۲۰ کیلومتری زمین رخ داده‌اند.

همچنین طبق توضیح او، ۱۶ بار در سطح زمین لرزش‌هایی حس شده که بزرگترین مقیاس آن ۴ ریشتر بوده و لرزش ها سیر نزولی داشته اند.

او تاکید می‌کند این زلزله‌ها تا کنون سمنان را نیز چندین بار لرزانده اند مربوط به گسل «جواد آباد» می شوند که نقطه اتصال آن گسل «ایوانکی» است و ارتباطی با گسل های تهران ندارد.

گسله «ایوانکی» یا پارچین در جنوب کوه پارچین و ورودی رودخانه جاجرود به دشت ورامین قرار دارد.

با اینکه مدیرکل بحران استان تهران از پنجشنبه در تهران «وضعیت آماده باش نارنجی» اعلام کرده بود، «ناصر چرخ ساز»، رییس سازمان امداد و نجات هلال احمر گفته که وضعیت نارنجی به وضعیت زرد تبدیل شد و مردم آرامش خود را حفظ کنند و جای نگرانی نیست.

مدیرکل مدیریت بحران استان تهران می گوید که تمامی نیروهای فرمانداری، ‌امدادی، خدماتی در بخش‌های اطراف شهرستان ورامین در آماده‌باش هستند و صبح امروز نیز زلزله 2 ریشتری باز شهرستان ورامین را لرزاند.

سال هاست که کارشناسان درباره مسایل ایمنی، شهری و اجتماعی مربوط به تهران و گسل های آن هشدار می دهند با این حال کارشناسان و مسوولان شهری مانند رحمتی اطمینان می دهند که این لرزش ها به ربطی به آن موضوع ویران گر ندارد و جای نگرانی نیست.

بر اساس اطلاعات ارائه شده از سوی مرکز اطلاعات جغرافیایی شهر تهران و براساس نقشه مکان‌یابی بلند مرتبه‌سازی، تهران قدیم یعنی ارگ قدیم، امن‌ترین ناحیه از نظر وجود گسل‌های زلزله است.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

علت خروج قطار اینچه‌برون از ریل، «سرقت» ۶۰۰ پیچ‌ومهره بود

 

 

 

مدیرکل راه‌آهن استان گلستان در توضیح علت خروج قطار مسافربری اینچه‌برون - گرگان از ریل، گفت در طول حدود ۱۲۵ متر از خطوط آهن به دلیل «سرقت ۶۰۰ پیچ و مهره» هیچ نگه‌دارنده‌ای وجود نداشته و عملا ریل به کلی‌ رها بوده است.

محمدرضا قربانی افزود «از آنجا که پیش از این سانحه، قطار در مسیر برعکس مسافران دیگری را منتقل کرده، به نظر می‌رسد در مدت زمان رفت تا برگشت قطار، افرادی مبادرت به سرقت پیچ و مهره‌های نگهدارنده ریل کرده‌اند

قطار مسافربری حدود ساعت ۱۴:۴۰ دقیقه دیروز، جمعه، ایستگاه اینچه‌برون را با ۷۰ مسافر به مقصد گرگان ترک کرد و حدود ساعت ۱۵:۳۰ دقیقه در نزدیکی روستای «دوگنچی» از خط خارج شد. خوشبختانه این حادثه تلفات جانی به همراه نداشته و بنا بر اعلام مسوولان، هم‌اکنون خطوط ریلی تعمیر و امروز بازگشایی شده‌اند. قطار مزبور نیز برای تعمیر فعلا از خطوط ریلی کشور خارج شده است.

اینچه‌برون به دلیل مرز مشترک با آسیای میانه و داشتن بازارچه مرزی، محل رفت و آمد بسیاری از مردم و بازاریان است.

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

 

 

    گرمای طاقت‌فرسا در لس آنجلس

 

 

 

 

 

سه روز پیاپی هوای گرم بالای ۱۱۰ درجه فارنهایت، هزاران نفر از ساکنان لس انجلس را روانه سواحل دریا و استخرها و یا اقامت در اتاق‌های دربسته با بالاترین درجه دستگاه‌های خنک کننده کرد.

بسیاری از فعالیت‌های روزانه یا متوقف و یا در زیر تابش آفتاب سوزان انجام گرفت.

ایرانیانی که گرفتار گرمای طاقت‌فرساشدند به عادت معمول به خوردن آب هندوانه خنک یا خاک شیر یخ مال پرداختند  و تا حدی خود را از آثار سوء گرمای کشنده به دور نگه داشتند.

از تصادف روزگار سه روزگفته شده مصادف بود با تعطیلات آخر هفته  در نتیجه برخی از مردم گرمازده توانستند در خانه‌ها بمانند وخود را از صدمات گرمازدگی و آفتاب سوختگی در  امان نگه دارند.

پرجمعیت‌ترین نقاط  سه روز گذشته لس آنجلس سواحل ملیبو، لاگونا بیچ و سر تا سر کرانه اقیانوس بود که با وجود تهدیدات جانوران دریائی مانند کوسه که تا کنون بسیاری را بلعیده و یا روانه بیمارستان ساخته، مردم گرمازده را ناگزیر کرد خود را به آب بزنند تا از گرما نجات پیدا کنند.

گزارش‌های خبری حاکی از این بود که ماموران نجات غریق در سراسر ساعات روز مراقب شناگران بودند تا مبادا امواج اقیانوس آنها را در کام بکشد.

 

http://kayhanlondon.biz/fa/1394/03/31/ /

%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%D8%AA%E2%80%8C%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%84%D8%B3-%D8%A2%D9%86%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B4

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

نگاهی به نوشته رضوان شاهین روزنامه نگار ترک، تحت عنوان:

"اگر ارمنیان ما را ببخشند، خداوند ما را نخواهد بخشید"

، و برخی نظرات ارمنی ستیزانه کاربران 

 دکتر ژ. کوچاریان

.

http://alikonline.ir/fa/fa/news/armenians/item/1227-

نگاهی-به-نوشته-رضوان-شاهین-روزنامه-نگار-ت

رک،-تحت-عنوان-اگر-ارمنیان-ما-را-ببخشند،-

خداوند-ما-را-نخواهد-بخشید-،-و-برخی-نظرات-ارمنی-ستیزانه-کاربران

.

 

 عذرخواهی روزنامه نگار ترک، آقای رضوان شاهین از ارمنیان، تحت عنوان "اگر ارمنیان ما را ببخشند، خداوند ما را نخواهد بخشید"، حکایت از ترک برداشتن دیواره های تعصبات قومی و ناسیونالیسم ترک، در جامعه نژادپرست ترکیه دارد! اینکه روشنفکران ترکیه، امروزه قادر به نقد گذشته جامعه خود، و همدردی با بازماندگان ارمنیان می باشند، نشانگر دگرگونی در این جامعه است. جامعه ای که کوچک ترین اشاره بر نژادکشی ارمنیان، هنوز "اهانت به هویت ترک" محسوب شده، و طبق ماده قانونی مجازات عمومی، مجازات زندان دربردارد! ولی علیرغم این روشنفکران ترک، جامعه و دولت نژادپرست ترکیه را به چالش می کشند!

بی شک اگر این روند، ادامه یابد، و به دگرگونی فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه بینجامد، می توان امیدوار بود که با استقرار یک دولت دموکراتیک در ترکیه، نقطه پایانی بر انکار نسل کشی ارمنیان، گذاشته شود؛ و دولت و ملت ترک، با به رسمیت شناختن نسل کشی ارمنیان، به این خواست جهانی پاسخ مثبت داده و با عذرخواهی از بازماندگان ارمنیان، به التیام این زخم صد ساله، بکوشند!

اما درج مطلب در نشریه آذری ها (درگاه اینترنتی-آلیک)، در آستانه صدمین سالگرد نسل کشی ارمنیان، گرچه با استقبال خوانندگان مواجه گردیده، ولی واکنش تند برخی عناصر ارمنی ستیز را نیز، چنان برانگیخت که در زیر مطلب، خشمگینانه مطالبی نوشتند:

داوود اولین کاربری است که اعتراض خود را با جملات درهم و برهم و نامنسجم مدعی است که "ارمنیان در مساجد مسلمانان خوک پرورش می دهند"! بی آن که بیندیشد، چنین حرف هایی را کسی خریدار نیست! زیرا امروز با وجود وسایل ارتباط جمعی، به ویژه اینترنت، هر فردی به راحتی می تواند در مورد مساجد موجود در ارمنستان، تحقیق کند و بداند که پس از فروپاشی شوروی، چند مسجد در ارمنستان به همت مسلمانان و با همکاری دولت و ملت ارمنستان بازسازی شده است.

در اینجا مایلم، به عنوان عضو فعال سه سازمان حقوق بشری، که احترام به ادیان و مقابله با توهین به "مقدسات" دیگران را، از وظایف خود می دانم، به آقای داوود، اطمینان دهم که اگر درمورد ادعای خود مبنی بر: "ارمنیان در مساجد مسلمانان خوک پرورش می دهند"، مطمئن است، لطفا نام و محل این مساجد را بطور مستند ارائه دهد، قول می دهم مسببین این کار زشت را به دادگاه بکشانم!

نکته آخری در اعتراض این فرد، خطاب به سایت آذری ها است، با این جمله: "لطفا مدیر مسئول سایت اگه به اسلام اعتقاد داری اینو تو سایت بزار" اگر به غلط های این جمله توجهی نکنیم، نمی توان نسبت به احساس مسئولیت مسلمانی وی بی توجه بود! ولی ظاهرا ایشان فراموش کرده اند، به عنوان یک "مذهبی مسئول"، به دولتمردان مسلمان باکو و آنکارا، نسبت به دوستی با اسرائیل و پیمان های نظامی، اقتصادی و سیاسی هشدار دهند!

امروز همه بر این امر آگاهی دارند که، رابطه تنگاتنگ اقتصادی، سیاسی، نظامی، به ویژه امنیتی این دو کشور ترک زبان با کشور اسرائیل، همواره مایه نگرانی و اعتراض غالب مسلمانان و دولت های اسلامی می باشد! حال معلوم نیست اگر احیانا ارمنستان با اسرائیل همچو رابطه ای برقرار می کرد، پان ترکیست ها چه قشقرقی بپا می کردند؟! ولی پان ترکیست ها هرگز به رابطه گسترده سیاسی، فرهنگی، و اقتصادی دولت باکو با اسرائیل معترض نبوده و نیستند!

جالب تر این که وقتی خانم فاطمه، کاربری دیگر، با مستندات مورد تایید جهانیان، کشتار دهشتناک ارمنیان را محکوم کرده، و به قتل عام در خوی و تبریز، توسط آدم کشان عثمانی، اشاره و آن را محکوم می کند، کاربر سوم، با عنوان "سلام"، از وی می پرسد: "شما مسئول رسیدگی به کشتارهای عثمانی هستید؟!" و سپس وی را راهنمایی می کند که اول به "همدین و هم مذهبان" خودش توجه کند! و اضافه می کند که "نظر پاپ [در مورد محکومیت نسل کشی ارمنیان] برای خودش هست به ما ربطی ندارد"!؟ وی سپس به طرح ادعای پان ترکیست ها متوسل شده و می نویسد: "چرا وقتی ترکیه اعلام می کند که طرف ارمنی آرشیوها و مدارکش را در جامعه بین الملل رو کند، ما حاضر به بازکردن آرشیوها و مدارک و اسناد هستیم چرا طرف ارمنی هیچ چیزی برای گفتن ندارد ..."

ظاهرا جناب "سلام" نیز آگاه نیستند،که همزمان با کشتار و نسل کشی ارمنیان، بصورت رسمی دولتی بنام ارمنستان وجود نداشت. ارمنستان از قرنها پیش به دو بخش تحت حاکمیت ایران و روم شرقی، تقسيم شده بود؛ که بعدا بخش تحت کاکمیت ایران (ارمنستان شرقی) طی جنگ های ایران و روسیه، به تملک روسیه در آمده و (ارمنستان غربی) واقع در روم شرقی نیز، پس از فروپاشی روم شرقی، در تملک دولت عثمانی قرار گرفت. در نقشه های جغرافیائی موجود از دوره ترکیه عثمانی، منطقه وسیعی بنام "اِرمنستان" وجود دارد!و این در حالی است که جمهوری ارمنستان پس از جنگ جهانی اول، در بخش تحت حکومت روسیه تزاری ارمنستان شرقی، بین سال های 1918 الی 1920، فرصت حضور یافت. به همین دلیل آرشیو های دولتی ارمنستان همزمان با کشتارهای صورت گرفته شکل نیافته اند،بلکه از اسناد و مدارکی که به مرور زمان از آرشیوهای کشورهای دیگر و شاهدان عینی گردآوری شده اند تشکیل شده اند. ولی همیشه و در همه حال برای تحقیق گشوده بوده و در اختیار پژوهشگران قرار می گیرند!

از طرفی طبق پیشنهاد کاربر محترم با نام "سلام"، اگر هر کس فقط به دلیل همکیشی و هم دینی موظف به دفاع از جمعیت و یا قومیت خاصی باشد، و یا هر جنایتی از جانب افراد هم کیش و هم دین خود را تایید، و یا در بهترین حالت، "برای حفظ آبرو" در مقابل آن سکوت کند، که سنگ روی سنگ بند نمی آید!

طبق کنوانسیون منع و مجازات نسل کشی، مصوب 1948 سازمان ملل متحد، نسل کشی جنایت علیه بشریت محسوب شده، و مقابله با نسل کشی در هر کجای جهان ، از طرف هر جناح و یا دولتی، وظیفه ای جهانی و عموم آحاد بشری است!

ولی متاسفانه، توسل به دین و مذهب، و تلاش بر ایجاد تقابل دینی، یکی از شگردهای نژادپرستان است! آنان در تایید جنایت ترکان عثمانی، با سوء استفاده از اسلام، سعی دارند آن را، جنگ بین مسلمانان و ارمنیان بنامند؛ تا با تحریک احساسات دینی توده های فاقد امکانات و فرصت های آموزشی و تحصیلی جامعه، به دیدگاه های نژادپرستانه خود قوت بخشند!

در پایان، مایلم توجه انکار کنندگان نژادکشی ارمنیان را به نقشه جغرافیای عثمانی، تحت عنوان "دولت علیه نین آسیا طرفنده اولان ممالکلر" (ممالک آسیایی دولت علیه) که در اواسط قرن نوزدهم میلادی چاپ شده، جلب کرده، و بپرسم چه بر سر ارمنیان ساکن منطقه ای که به نام "اِرمنستان" در این به وضوح قابل مشاهده است، آمد؟ که امروزه هیچ اثری نه از ارمنیان و نه از "اِرمنستان" در شرق ترکیه، وجود ندارد؟!

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

قلب مرده

گارگین فتائی

.

نمی دانم این را که می نویسم چیست

شعر است یا نه

دیگر نه ذوقی در من مانده

نه استعدادی برای وزن و قافیه

تنها می خواهم چند کلمه ای بنویسم

از قلبی که بد جوری شکسته است

قلبی  که دارد نفسهای آخرش را می کشد

دیگر قلب نیست

شاید چیزی شبیه آن باشد

این قلب به میل خود نمرده

بلکه او را کشته اند

آنهائی که خوش حالیشان

در خوار انگاشتن

در تحقیر دیگران است

آری دلم مرده است

اکنون مراسم تشییح جنازه اش برگزار می شود

همه می گویند

انشاء الله قلب آخرتان باشد

زیرا زمان زندگی قلبها سپری شده

و  تاریخ مصرف آنها دیگر گذشته است

و قلبها به تاریخ پیوسته اند

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

رها

گارگین فتائی

.

عمر ما در عبث بر فنا رفت

خود بدان کین جوانی هوا رفت

کل این زندگی بی هدف بود

تلخ و خالی ز هر نوع صفا رفت

زندگی بر جوانان دنیا

نیک لیکن به ما ناروا رفت

دیگر این عمر کی آیدش باز

این چنین بر همه با جفا رفت

هر که گشته ز یک چیز محروم

هر کسی در رهی بی نوا رفت

ما که از هر کسی بی نوا تر

چون که دل ، بی کس از این سرا رفت

یار من روی کرد از من و سخت

بی تعلق به من خود سوا  رفت

عشق او بر دلم شد دوایی

کرد او بی دوایم رها رفت

او رها رفت

اورها رفت

او رها رفت

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی

رسول نجفیان کجا شکیلا کجا!

گارگین فتائی

.

هر کس وقتی پای خو.دش را از ایران بیرون می گذارد و بویژه چنانچه بخواهد به ممالک اروپائی یا آمریکای شمالی و یا شرق آسیا برود آنچه بیش از همه نظرش را جلب می کند و با کشور خودش از زمین تا آسمان تفاوت در آن می بیند رعایت قانون در این گونه ممالک و عدم رعایت قانون و یا رعایت ناقص و حتی زیر سیبیلی در کردن قانون در ایران است .

این رعایت قانون در همه جنبه های زندگی در خارج دیده می شود از رعایت مقررات رانندگی تا حتی صف کشیدن و رعایت صف و تجارت و اقتصاد و رعایت نظم و امنیت.

یکی از مواردی که  رعایت آن در خارج و بخصوص آمریکا بسیار مهم است رعایت حقوق فرهنگی  و پدیدآورنده حق معنوی و حق مولف است که در مورد عدم رعایت اینگونه مسائل یسیار سخت گیری می شود.

به عنوان نمونه در ایران می توان با قیمتی بسیار نازل تمامی بازی های کامپیوتری و حتی انتی ویروسها و برنامه های کامپیوتری را خرید و به راحتی با ورود به سایت های مختلف برنامه ای را دانلود کرده و آن را روی کامپیوتر نصب کرد بدون اهمیت و توجه به اینکه ساخت این برنامه برای پدید آورنده آن میلیونها دلار هزینه داشته است .

اما در آمریکا چنین امکانی وجود نداردچون به محض نصب یک برنامه ای که به طور غیر مجاز وارد بازار شده سیستم کامپیوتر به مرکز هشدار داده و فوراً آن کامپیوتر از کار افتاده یا با مشکل مواجه می شود و یا اینکه با رفتن به هر سایتی ممکن است ویروسهای زیادی وارد کامپیوتر شما شود همچنین است وقتی  پیام داده می شود ادامه ورود به این سایت ناامن است و یا رفتن به آن بدون مجوز و پرداخت پول پیشنهاد نمی شود که اگر شما بدون اجازه صاحب آن وب داخل آن رفتید اعلامیه پلیس  اف بی آی روی کامپیوتر شما ظاهر شده و تنها کاری که باید بکنید این است که کامپیوتر خود را برای بازبینی اساسی نزد متخثصص کامپیوتر ببرید.

شما به راحتی هر فیلم و سریال ایرانی  را که می خواهید می توانید بعد از گذشت چند روز از اکران عمومی و در مورد سریالها حتی بعد از دوازده ساعت از پخش آن در تلویزیون  در یوتیوب نگاه کنید و حتی دانلود مجانی برای آن هست اما شما هیچ فیلم  و سریال غربی حتی فیلمهای بسیار قدیمی را هم نمی توانید مجانی در یوتیوب ببینید .

البته ممکن است این قانون شما را عصبانی کند اما وقتی کپی رایت در کشوری نباشد مثل ایران تبعا به راحتی هر کسی از روی فیلم و موسیقی کپی برداری کرده و آن را در معرض دید همگان قرار می دهد و نتیجه اش چیزی نمی شود جز ورشکستگی سینماها و فقر و گرفتاری و بیکاری و بدهیهای سنگین هنرپیشه ها و کارگردانها و خوانندگان و آهنگسازان چرا که وقتی شخصی می داند بعد مدتی اثر هنری که بر روی آن کلی هزینه شده به طور مجانی وارد اینترنت می شود دیگر پولی بابت دیدن یا نشیدن آن پرداخت نخواهتد کرد.

متاسفانه این اخلاق زشت و نادرست  در بیان ایرانیان مقیم آمریکا هم هست و اینها این رفتار را با خود به آمریکا آورده اند به عنوان نمونه به راحتی تمامی آهنگ های یک خواننده ایرانی چه داخلی و چه خارجی در اینترنت قابل  دانلود مجانی است  آن هم از طرف سایت های ایرانی و همچنین اشعار و کتابها و غیره و یا آهنگهائی که ساخته می شوند.

کسانی که بعد از انقلاب مدت زیادی در ایران زندگی کرده و بعد به  ـآمریکا آمده اند رسول نجفیان را خوب می شناسند مخصوصاً دو آهنگ معروف وی یعنی « میرن آدمها » و « بی بی جان » که این دو را با لحن بسیار زیبائی خوانده و سبک و صدایش بیشتر به آهنگهای سورناک و غمگین متناسب است.

رسول نجفیان هم اکنون از پسش کسوتان در عرصه موسیقی و شعر و هنر و کارگدانی و تئاتر وسینما و تلویزوین است .

متاسفانه خواننده ای به نام شکیلا در آمریکا چندین سال قبل این دو آهنگ معروف رسول نجفیان را بازخوانی کرد بدون اینکه اعلام کند که این آهنگها از ایشان هست و یا با اجازه ایشان این آهنگها را می خواند .

وقتی من این دو آهنگ را چه در ایران و چه در آمریکا داشتم زمزه می کردم کسانی که  از آمریکا به ایران آمده بودند و یا خود ایرانیان مقیم آمریکا که رسول نجفیان را نمی شناختند همگی به طور متفق القول می گفتند این آهنگها از شکیلا است بدون اینکه کوچک ترین اسمی از رسول نجفیان ببرند و حتی او را بشناسند.

شکیلا کجا و رسول نجفیان کجا رسول نجفیان را معرفی کردیم اما شکیلا خواننده ای متوسط است که به واسطه صدای نسبتاً خوبی که دارد تنها به بازخوانی آهنگ های دئیگران می پردازد و غیر از این هیچ هنر دیگری ندارد.

وقتی ما به امریکا می آیئم لا اقل ما هم با دیدن رعایت این همه قوانین اگر نه به دیگران لا اقل به خودمان احترام بگزاریم و هوای هموطنان خودمان را داشته باشیم-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴ از سوي گارگین فتائی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پيچک